|
غلام جیلانی "پژوه"
آرزوی نیک آرزوی نیک نا مصون مباد از نهادسینه ها بیرون مباد دانۀ نخلی که درخاکی خزید در اول بهر نموی خودتپید می تپد تا که دواند ریشه ئی درسر خود پرورد اندیشه ئی سعی دارد تا برون گرددزخاک وارهد از قبضۀ هیچ و هلاک همنوا گردد به ساز زندگی آگهی یابدیابد زراز زندگی درپی تکمیل خود کوشد به جان تا حضور خویش را سازد عیان سعی دارد تاگردد بارور درمیان اینهمه نخل دیگر پس چه به ای باغبان با خرد توکه میدانی رموز نیک وبد هرنهال که نخل نیکومیشود زینت باغ و لب جومیشود از گزند باد وطوفانش رهان از هجوم یاس بنمایش نهان تربیت سازش که گرددبارور در قطار هر درخت باثمر سعی دانه دردل خاک آرزوست گل پسندیهابه یادرنگ وبوست آرزوی نیک نامصون مباد از نهاد سینه ها بیرون مباد آرزوی نیک تدفین فساد آرزوی نیک تقوا وجهاد
غلام جیلانی "پژوه" 1386/9/17
|