|
نورالله وثوق: اول دلو 1387
اشکی بر ویرانه های هلوکاست غزه نشانه جنون جنگ جنگ جاودانه گرفته کوچه ی مارا نشانه برای امتداد خون و آتش دل همسایه می گیرد بهانه .......................... نوارناله برون از پوشش آمار گشتیم زبس از کشته ها انبار گشتیم دو صد ره درنوار غزه هرشب خروش ناله را تکرار گشتیم ........................... دعای پیر اگرچه دشمنم شمشیر دارد ولی هوشش بجایی گیر دارد مرید هرکس وناکس نگردیم که این ملت دعای پیر دارد ......................... ام طوبی چه صحرا محشری ازناله برپاست بهشت سرزمینم صحن غوغاست چشیدم میوه ی آوارگی ا زشاخ غم اگرچه - ام طوباست ............................... وادی دم مگر بنگاه ماتم گشته اینجا که قد زندگی خم گشته اینجا دمد هرکس به نای مانوایی گمانم- وادی دم- گشته اینجا نوبهار سیه پوش غریو اینجا زهر دیوارخیزد غریو از هرچه برگ و بار خیزد غریو نوبهاران سیه پوش ز خاموشی بانک سار خیزد ...................... طوفان سینا سحرسان گرچه ما شب خیز گشتیم زبوی آرزو لبریز گشتیم ولی با یورش-طوفان سینا مقیم کوچه ی پاییز گشتیم ......................... بار ناله به پهنای جهان یاری نداریم هماوایی دل زاری نداریم زبار ناله پشت ما شکسته برای تکیه دیواری نداریم ...................... موج فریاد شرار شعله افشان را ندیدی شب آتش به دامان راندیدی نبودی همزبان موج فریاد قد آه شتابان را ندیدی .................... حجر -شجر- بشر شکافی سینه ی دیوار ودر را که یابی فتنه ی بنیاد شر را شرارش گشته دامنگیر هرسوی حجر را و شجر را و بشر را ........................... خرمن عشق سر راه دل مارا گرفتند سراغ منزل مارا گرفتند چه میگردی به گرد خرمن عشق تمام حاصل ما را گرفتند .......................... صدای بیقرار دل آیینه دار ما شکسته صدای بیقرار ما شکسته چه دست فتنه ی در آستین است که پای افتخار ماشکسته ....................... درد آشنا کسی آمد صفارا زیر و رو کرد دل درد آشنا را زیر و روکرد به کوی آرزو مان آتش افکند گلستان و فا را زیر و رو کرد ......................... صدای هوشمند شعاع آه ما بالا بلند است نمودار جهانی چون وچند است ببین بر رگ رگ رایانه ی دل قفسها را صدای هوشمند است ........................... حصا رشب زمین آرزو ها ره ندارد بغیر ازغم در آنجا ره ندارد به دور او حصار شب کشیدند بسویش بوی فردا ره ندارد ........................... آتش فشان چرا جاجای غزه در گرفته دل دریای غزه در گرفته مگر کوه هوس آتشفشان است که سرتا پای غزه در گرفته ............................ دست سحر سحر ازکوی ما پادر گریز است به پشت سنگر غم سینه خیز است چه کس دست سحر را می فشارد که شب را با سحر روی ستیز است ................................ ریشه ی فریاد نگاه ما چرا بی بال و پرشد به پای ناتوانی همسفرشد سراغ شعله ی ی فریاد ماگیر که آتش درنهادش بارورشد ............................ پایانه ی یاری بیا تا ریشه ی خاری بر آریم دمار از ناله و زاری برآریم بیا تا دور شهر دل بگردیم سر از پایانه ی یاری بر آریم .............................. نورالله وثوق 19/1/2009 پانوشت 1- ام طوبی محله فقیرنشین در شرق فلسطین اشغالی ونیز درخت میوه ممنوعه 2- وادی دم نیز نام محله ی فقیر نشین در شرق فلسطین اشغالی |