|
سید همایون
عالمی: 14 حمل 1388

آتش عشق
پیش من سوخته
از زر و گوهر مگو باده
ی عشقم بده جز می وساغـرمگو
سخره ی خارا شکن
از اثر اشک من قطره
ی خون آمده بر مژه احمر مگو
تا شدی مشهور عشق
شهرت دنیا مخر
در
ره مردانگی تیر شو از سـر مگو
در دل بی درد ِ
او کـی رَوَد اظهار مـا
گـوش
دو عـالم بشد از سخنم کرمگو
ز آتش دوزخ مترس
یار اگر با تو بود بال
گشا در خوشی از پرش پر مگو
زهره وخورشید ومه
سجده بجانان نمود جز
سخن عشق یار نکته ی دیگر مگو
از قلم درد شد
ایـن غـزل از عاشقی قلب
مسلمان عشق با دل کافر مگو
راه رضایش طلب
مـاه تمامش ببین
گاهی
شکایت کـنان از دل مضطرمگو
خنده به شهرت بزن
کوچـه ی گمنام رو
محو
بکن حرف خویش در طلب برمگو
دیده گشا در
جهان حیرت خلقت نـگر
حسن
سراپـرده بان در پس منظر مگو
آنچه بگفته است
یار ذکر زبانت بـدار
حــرف
لــب آن نگار در دل ِ بـستر مگو
در دل آتش
فتاد قلب
(همایون)
بعشق
تا شده
ابراهیمی حرفی به آزر مگو
سید همایون عالمی
12 نوامبر 2008م
وزیر اکبر خان
مینه
کابل - افغانستان |