شعری  از : ناهید خرم ( فروغ )

 

باز ماندگانِ جهل

دیدی که چگونه شیاطینِ اِ نس

با گذاشتنِ قدم های نکبت بارِشان

به سرزمینِ سوختۀ آرین

که دیگر خرم و شاداب ــ

نیست ،

وبا حیله های رنگارنگشان

ساکن شدنِ خویش را

به تصاحبِ آن ــ

مبدل کردند .

و همینطور ــ

راغبانِ تباهی آریا را

به سوی خویش ــ

به مهمانی طلبیدند ...

و قومی ــ

ناسپاس و خود فروخته ،

شریکِ راهِ آنان ــ

گردید .

ناسپاسان ، ناسپاسان

آری ناسپاسانِ زایل العقل !!

شیطان به دلهای شان اِلقا کرده است

تا به ستیز بر خیزند

در مقابلِ فرهنگ و زبان .

آنگاه ــ

اینان ، سخن را

در نهایتِ بی حیایی

آغاز کردند ...

و با فرهنگِ طاغوتی و شیطانی ناکامِ خویش

طاعونِ جهل و ظلمت را

بر فضای دردآگینِ کشور ــ

پخش میکنند .

آری این است اعمالِ میراث خوارانِ جهل ــ

و وطن فروشانِ بی آزرم .

اگست 2008 میلادی

لندن