دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

ابراهيم حسن زاده:  دوم حمل 1388

 

عيد نوروز

بر آمد باد صبح و بوي نوروز

به كام دوستان و بخت پيروزباد

                             مبارك بــاد اين ســال و همـه ســال

                             همايون  بادت اين  سال و همه سال

چو آتش  در درخت افگند گلنار

دگر منقل منه و آتش   ميفرو ز

                                             چون نرگس چشم بخت ازخواب برخاست

                                             حــسـد گــو دشــمنان را ديــده  بــر دوز

بهارخرم است  اي   گل كجاي

كه بيني بلبلان  را ناله  سوز

                                      جهاني بي  ما بسي بود و باشد

                                      برادر جـــز نيكوي نــامي ميندوز

نيكوي كن  كه دوست  بيني  از بخت

مبر  فرمان  بد گوي بد آموز

(سعدي شيرازي)

به تمام خانوا ده هاي  هم وطن در گوشه و  كنار جهان ، و وطن هستند،   سال نو را تبريك مي گويم،  خداوند مهربان  به بركت دعاي مؤمنان دل شكسته  و  مادران داغدار  وخواهران اشكبار  كه سوختند،  در فراق عزيزانشان  كه در آتش جنگ  پر پر و تكه ،تكه  و جزغاله شدند  و با ترس و گرسنگي و آوارگي ساختند.  اين سال را  سال صلح  و عدالت و ثبات سياسي  در افغانستان قرار دهد  و پايان جنگ خانمان سوز  ؛ ويرانگر باشد .

مردم افغانستان چهار دهه است  كه عيدي نداشته  اند ،آسمان زندگي افغانستان قير اندود بي سحر بوده است  كشتي غم مرم افغانستان به گل نشست  و هرگز اين مردم  به ساحل نجات نرسيد ، آرزو ي بهار اين مردم شكوفه نكرد ،  لبخند  به لبانش  نشكفت   ابر هاي تاريك غم از آسمان قلب اين مردم پاك نشد ، اين پرندگان مهاجر گرفتار حادثه بلا ،و شكارصيد آدمخوار شدند  و اين سنگدلي و قساوت موجود دوپا  به خاطر كسب قدرت  و بقاي آن به هستي مردم آتش زدند ،  اين مردم به جاي شادي و پايكوبي  بيرون رفتن  در خانه  غم  به ماتم نشستند  برجنازه عزيزش ضجه زدند و سالها اين مردم  به جاي نواي موسيقي شادي  گريه و شيون زنان  را مي شنودند  و حتي مقدسات ديني نيز براي كسب قدرت به كار گرفته شد ،  اين تند باد حادثه ي صر صر،  تمام  فضيلت و كرامت انساني را  در سرزمين شرافت و كرامت خشك كرد و همه فضايل انساني  چون برگ سرمازده سياه و تبديل به غبار شدند، گويا سرز مين افغانستان  شور است ، كه   باران بهار  به جاي گل خار رويانيد . درخت  تمام رذيلت ها و ناجوان مردي و تقلب  وكار شكني  و رشوت ستاني رشد كرد و جوانه زد و بزرگ شد و با برگ هاي پهنش بر سر مردم سايه انداخته است ، در تمام معاملات، از سياست  تا با زار ديانت  كلاه برداري و فريب مردم  و خاك زدند به چشم مردم رواج يافت  و هرچه مي گويند و مي بافند ،  همه دروغ است. هرچه را روشنفكران تقليدي  مي بافند خانه عنكبوت است و اوهام  و خيال!

 كه فضاي سياسي افغانستان را  بحران آفرين مي  كنند  وبه زخمهاي ناسور مردم  نمك مي پاشند، تا مردم بيشتر بسوزندو بتپند و درد .بكشند . مردم در صحرا حيراني گرفتار سراب شده اند و هرچه را آب نجات مي پندارند  ، آتشي جنگي است كه  گرفتار  شده ا ند و به دست طالبان و مدعيان  قدرت روشن شده كه  جان عزيزانشان را  شكار مي كند ،  حاصل زندگي شان ترس و فقر و شكنجه روحي  و جسمي  است.  تجربه مردم گرسنگي و عذاب  بد رفتاري منابع  قدرت است؛ خواب مردم بيداري و اشكشان خون شده است.

ابر آذاري بــر آمـد بــاد نــوروزي وزيـد       و چه مي خواهد و مطرب كه مي گويد رسيد

شاهدان درجلوه و من شرمسار كسيه ام        بار عشق و مفلسي صعب است مي بايدكشيد

قحط جوداست آبروي خود نمي بايد فروخت    باده و گل از بهاري خرقه مي بايد  خريد

گويياخواهد گشود از دولتم كاري كه دوش        من همي وفا كـردم وصبح صادق مي دميد

بالبـي وصد هــزاران خـند آمـد گل به بــاغ         از كريمي  گوييا در گـــوشه اي بوي شنيد

دامني اگر چاك شد  در عــالم اندي چـه باك        جامه اي در نيك نامي نيـز مــي بــايد دريـد

اين لطافت كز لب لعل تـو من گفتم كــه گفت        اين تطاول كزكز سرزلف تومن ديدم كه ديد

عدل سلطان  گر نبپرسدحال مظلومان عشق        گوشه گيران  را از آسايش  طمع بايد  بريد

تيرعاشق  كش ندانم كه  بر دل حافظ كه زد       اين قدر دانم كه از شعر ترش خون مي چكيد

طالبان به عنوان عالمان ديني  در دايره حرام  و حلال خدا  يگانه عيد نوروزي كه  سنت هاي حسنه تاريخي ما است  بار ها حرام اعلام كرده است ؛ مقام خود را از پيامبر خدا هم بالا برده است خداي سبحان به پيامبرش خطاب مي كند  هر چيزي در اصل حلال است؛  مگر من به تو حرمتش اعلام كنم قُلْ لا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( انعام/١٤٥) 

بگو: «در آن‌كه‏دليل بر من وحي شده‏ايم!» هيچ غذاي حرام‏»، نمي‏يابد، بجز اين، مردار باشد، يا خون‌ريزي كه (از بدن حيوان) بينا)! ريخته، يا گوشتها خوك - كه اين چنين همواره) پليدند- يا حيواني كه به گناه،) هنگام سرآمد بريدن، نام غير خدا (نام بتهاي بر آن برده شده است.» اما) كسي كه مضطر (به خوردن اين محرمات) شود، بي آن،) خواهان لذت باشد و يا زياده روي كند (گناهي بر او نيست); زيرا پروردگارت، آمرزنده مهربان است. (145)

دراين آيه  خداي متعال به صراحت بيان مي كند كه موضوع حرمت از ناحيه وحي است و هيچكسي  به جز خداوند حق وضع حرمت ندارد  و اصل هر اشياء حليت و طهارت است .

  از همين رو خدا كساني  را در دايره حرام و حلال خدا دخالت كرده اند مورد نكوهش قرار داده است . قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ ( انعام /١٤٠)

به يقين آنها)! كه فرزندان خود را از روي جهل و ناداني كشتند، گرفتار خسران شدند; (زيرا) آن‌كه دليل را خدا به آنها)! روزي داده بود، بر خود تحريم كردند; و بر خدا افترا بستند. آنها)! گمراه شدند; و (هرگز) هدايت نيافته بودند. (140)

قَاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلا بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ( توبه/ (٢٩)با كساني از اهل كتاب كه نه به خدا، و نه به روز جزا ايمان دارند، و نه آن‌كه‏دليل را خدا و رسولش تحريم كرده حرام مي‏زنيد)، و نه آيين حق را مي‏نماييد). پيكارشان كنيد تا زماني كه با خضوع و تسليمند! جزيه را به دست خود بپردازند! (29)

د يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ( مائيده/٨٧)

اي كساني كه ايمان آورده‏اي؟!» چيزهاي پاكيزه! را كه خداوند براي شما حلال كرده است؛) حرام نكنيد! و از حد، تجاوز ننماييد! زيرا خداوند متجاوزان را دوست نمي‏دارد! (87)

 الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأغْلالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (  اعراف/ ١٥٧  )

همتايش كه از فرستاده (خدا)، پيامبر!) «امي‏» پيري) مي‏كرديد!)» پيامبري، كه صفحه را، در تورات و انجيلي كه نزدشان است؛) مي‏ميرند; آنها)! را به معروف دستور) مي‏داديم، و از منكر باز مي‏گويد)؟!» اشياء پاكيزه! را براي آنها)! حلال مي‏زنند; و ناپاكيها را تحريم مي كند; و بارهاي سنگين  و زنجيري را كه بر آنها)! بود، (از دوش و گردنشان) بر مي‏خواندند، پس كساني كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از نوري كه با او نازل شده پيروي) نمودند، آنان، رستگارانند. ( اعراف/157)

پيام صريح اين آيات دال   بر اين است ، كه هيچكس  حق تضيق بر مسلمانان بجز وحي ندارد؛ پيامبر (ص) مأ مور به  ابلاغ  تكليف از سوي خداوند مي باشد  ماهيت حرمت در قرآن  تكليف است كه از ارتكاب آ ن بشر  به تنگناي  سخت و دشوار  گرفتار مي گردند .  و ممنوعيت و جعل حرمت در قران و وحي غير گفتاري تأمين  كننده آزادي و نشاط و شادي مردم است؛  غايت اين آيات  پايان بخشيدن به حزن و اندوه  و غم   مردم است.  هدف قرآن   نفي بد مستي  ها و شادي است ، كه از آن تجاوز به حقوق ديگران بر مي خيزد  و نتيجه آن  بي بند باري،  دروغ و فريب است از رعايت محارم خدا  جامعه به درستي و اعتماد  و اطمنان  و راستي و فاي به عهد دست مي يابد   و همگان متعهد  مي شوند  از فضيلت ها و كرامت انساني  پاسداري كنند. مردم به عقلانيت اجتماعي دست پيدا كنند و با چراغ عقل  تمام  ناهنجاري ها و مشكلات را مي توان حل كرد.

وظيفه ديني ايجاد نشاط در جامعه

نشاط در زندگي  وامنيت به معناي نداشتن نگراني در زندگي  اصل بي بديل در فرهنگ اسلامي  است  و در فرهنگ ديني وسنت رسول خدا (ص) تمام مردم مكلف به تأمين شادي و نشاط خانواده هاي مسلمان  اند و همزمان وظيفه ديني شان حكم مي كند كه رنج ها و گرفتاري  را از افراد جامعه   بر طرف نمايند و همه بايد غم شريك  همديگر باشند . اين امر در باب حديث رسول خدا (ص) تحت عنوان ادخال سرور   آمده است.  معناي آن ايجاد نشاط به وسيله  قضاي حاجت مؤمنان   رفع گرفتاري  و دواي   زخم آنان  است و زمينه ي مساعد براي زندگي آنان فراهم گردد،  كسي دغدغه نان  و لباس  و امنيت نداشته باشد و كسي راجع به حقوق خود احساس غبن نكند اين اعتماد و احساس  در جامعه نهادينه شود .كسي احساس تنهاي در جامعه نكند  و همكاري و ياري از سوي برادران مؤمن انتظار برده شود . حضرت علي (ع) گفت : قال، قال رسوالله(ص)ماشئ افضل عندالله تبارك و تعالي من سرورتدخله علي المؤمن او تطرده عنه جوعاً او تكشف عنه كرباً( مستدرك:ج 13ص394)  هيج چيزي  در نزدخداي سبحان از ايجاد شادي  وبه نشاط آوردند؛ برادر مسلمان  بهترتر  نيست و يا بهترين چيز  كه گرسنگي را از برادرمسلمان برطرف كند ويا مشكلي از او را حل كند.

ابي جعفر محمد(ع)عن آبئه...عن رسول الله(ص)قال: سئل رسول الله  ما اتباع  سرور  المسلم  قال شبع  جوعه  و تنفس كربته و قضاء دينه (وسايل شيعه: ج11ص 256) از سول خدا پرسيده شد كه چه چيز موجب خوشحالي مسلمان مي شود .رسول خدا فرمود: شكم گرسنه را سير كند و گرسنگي را در جامعه سد كند  و مشكلات و گرفتاري هاي مسلمانان  بر طرف كند  و دين و قرض داري برادر ديني خود ادا نمايد.

وعن رسول الله (ص)  و احب الاعمال  الي الله سروراً  يوصله مؤمن الي مؤمن ( مستدرك:ج13ص 396 )بهترين عملها كه موجب خوشحال خداي متعال مي گرد د، آن عملي است كه رابطه را بين مسلمانان محكم مي كند و فاصله ها را از  بين مي برند و و كينه ها را ريشه كن مي كند. در باب ادخال سرور در قلب مسلمان از طريق شيعه و اهل سنت  احاديث در حد مستفيض داريم . نخست  عيد نوروزي با اين كه در ذات خود حسن است ؛ عبارت از تحويل سال است و نماد پايان يافتن و  شر وپليدي و ناپاكي است و رسيدن بهار داخل شدن در دنيا نور وخوبي ها و كرامت ها  و فضيلت ها است. پايان يافتن مراقبت و و رسيدن ايام محاسبه است، اين سلوك اهل دل است . كه پايان هرشب تاريك صبح و دنبال هر  زمستاني بهار است،هرحرجي  و شدتي را  فرج مي باشد و هر رنج را گنج است،  هميشه اميد او سبز و راه  او  روشن و آغوشش باز و دستهايش گشاده است  . به همين جهت دعا كه از طرف رسولش رسيده  است.. كه انسان قدر و ارزش خود را بداند ، كه او مسجود ملايك و  اشرف مخلوقات  است و هستي برايش آفريده شذه است و كسي براي خودش ازرشي قايل نباشد و براي اجتماع و انسانيت نيز قدر و  قيمت نمي گذارد .  براي تقدير و اندازه گيري براي برنامه بريزد تا سر نوشت خود را به احسن حال تبديل كند و اين ارداه انسانيت در مشيت حضرت حق ، تحقق  عيني بخشد، تا خطاب حضرت حق به ملايك  تجلي  يابد  او برنامه ريزي سال پيش رو را در جهت سعادت انسان رقم زند ‹  يا مدبر الليل و النهار   يا مقلب القلوب و الابصار  يا محول حول و الاحوال؛   حول حالنا الي احسن الحال› آيا اين خطاب ملكوتي  و چاوش داودي به رهبران سياسي افغانستان اثر دارد!

 عيدي مردم از طالبان   ختم عمليات  انتحاري  و كشتار غير نظاميان است كه اين عمل آنان، چهره نوراني اسلام را خدشه دار نموده است؛ و به كاروان صلح و ثبات سياسي  و توزيع عدالت بپينوندند و چهره سياه گذشته  خود را با اعمال صالح و و حفظ كرامت انسان  شستشو دهند.اين شادي را به مسلمانان افغانستان هديه كنند.

 عيدي مردم از رهبران مجاهدين  توبه  و باز گشت به سوي خداست . اين بار با توبه اموال جهاد را كنز كرده است و آنان ثرمايه ي جهاد از تصرف مالكانه خصوصي خارج كنند. در جهت فقر زداي و محروميت ستيزي به كار گيرند و به مردم صداقت پاكي به هديه بياورند  وآنان به نام دين مكان مذهب داير نموده اند،  بايد مديريت و هئيت امنا آنان به دست افراد  خارج از خانواده  خود قراردهند؛ دين را دكان نسازند   به نام دين فرهنگ تيول داري و اقطاع را رواج ندهند!.اين سنت سيئه را بنام دين د ر جامعه  نهادنه نكنند.

عيدي مردم از غرب نيشنان آزاد مردي و صداقت است و از شعار تقليدي كه به ضرر مردم افغانستان است پرهيز كنند؛ به خاطر درد هاي مردم بايد مدتي از مزدوري بيگانگان استعفاء دهند  و به نفع مردم پريشان بي انديشند.

  عيدي مردم ازتكه داران و انجو دارن ختم دلالي و كميشن كاري  و پايان دادن  دزدي  و فرهنگ چپاول قانوني است. و كاربر اي مردم افغانستان كنند  براي يكبار در تاريخ وطن منافع مرد م را بر منافع كوتاه مدت خودشان مقدم بدارند

عيدي مردم از تاجران رحم . مروت و انصاف است. پايان دادن به تجارت شير آب فروش و   جو گندم نماي است. و صداقت و عدم اجحاف به مصرف كننده و رعايت حقوق  مصرف كننده  در بازار افغانستان تبديل به فرهنگ شود..

 عيدي مردم از سياست مدران پاكي و صداقت و امانت داري و نخبه پروري است و ازكيش خود محوري خارج شوند به كاروان عقلانيت همراه شوند.   از نوچه پرو.ري به عياري تن در دهند.

 خدا رسولش از مردم انتظار دارند   در سال جاري كه سال سرنوشت ساز است كه خود مردم  با دست خو سعادت و شقاوت را رقم مي زنند؛ بايد به امر انتخابات  دقيق انتخاب كنند،  دقت ها انتخابي را ملاحظه كنندو  وبه افراد سرشناس جامعه كه اهل معامله هستند و رأي مردم به دلار مي فروشند  توجه نكنند و به صداي وجدان  و عناصر اهل تقوي و ديانت وكار فهم مدير ومدبر راي بدهند كه جان خودرا براي مردم هم فدا كنند و زن بچه خود را فداي بچه دهاتي كنند . خود مردم دست ها ي آلوده را با رأي خود از مقدرات كشور كوتاه كنند؛ مردم بايك حركت رستاخيزي سرنوشت كشور را به خوشبختي و سعادت رقم زنند؛ تا اين مردم فلك زده هم  از زندگي لذت برند مردم به هوش باشند كه به افراد دين دار و دانشمند و دلسوز  وپاك رأي بدهند  و اين بار بارأي خود دماغ معاندان دين و ديانت و كساني به نام دين  بر مردم سوار شده اند به خاك بمالند  و براي خود آخرت نيك كه  سعادت  را دنبال داشته باشند، انتخاب كنند يعني به صداي وجدان پاسخ گويند و براي نسل آينده خودشان   آينده روشن بسازند ، بارأي سالم افتخارر هديه كنند، با رأي خدا پسندانه قلب شهدا را شاد

نمايند،  بر سر مزار شهدا هميشه گل لاله ارغواني برويانند .

اما به مردم هزاره به خصوص  مژده داده  مي شود  كه عناصر انساني  در حوزه علوم انساني به تلاش خودشان  به  مدارج علمي بالاي دست يافته است.د  و از دانشگاههاي  معتبر  دنيا شهادت نامه با نمره عالي  دريافت نموده اند، قابل توجه مي باشند و  با حضور اين نسل احزاب نا كار آمد و رهبران ريا كار و دلال هاي  سياسي وشكم  و تفرج  و طالبا ن قدرت كه منافغ شخصي خود از منافع عليا مردم  مقدم مي داشتند   و حتي  براي تضعيف  رقيب  خود رفيق ديروزش را مي كشتند و يا به ترور  شخصيتي عناصر انساني سالم  جامعه مبادرت مي

كردند، از صحنه سياسي عقب زده خواهد شد.  همه رذالت ها  و نفاق و جريان معامله  از كار خواهد افتاد و جريان تعقل و عقلانيت و پاكي و صداقت و اصل تقدم منافع مردم  پيشناز خواهد شد واين بار اين نسل درد مند وپاك  رستاخيزي ديگري از نوشدن  را در جامعه رونق خواهد داد و و عده ي خدا حق است؛  تحقق خواهد يافت ،  و صبح صادق نزديك است.

ابراهيم حسن زاده

اول بهار./ 1388

Abrahim707@gmail.com

hasanzadehykoulnki@yahoo.com