injila pegahi: نهم جدی 1387

 

غزه در آتش و خون

اهدا  به مبارزین راه آزادی  فلسطینِ

دگر توان  نگاه کردن  نمانده برا مان

دگر توان  تماشای اینهمه دهشت

و.. سالهاست ،

ما نمایش  خونین  این جهان ِ مدرن

به  چشم میبینیم

الا که بوی بدی میدهید و آتش و دود

و دستهای بخون غرقه  تجاوز تان

برای مردم  مظلوم این محیط  درد

بجز برده گی و ذلت و زبونی و مرگ

چه ارمغان آورد

دیموکرا سی!!!! ...

دگر،

نقاب   تازه  از دودمان ِ استعمار

برای ملت ها

کثیف و منفور است

و تو...

که مهر بلب آن صدا گره بسته

دگر،

رهاش کن !

دمن  چین چین  ننگ  سکوت

دوباره حرف بزن

بگو ز زخم هزاران شهید آزادی

ز حرف  آخر  مادر

که باز فرزندی

بجنگ اهریمن تیره دل فرستاده

چرا ؟ سکوت ..چرا ؟ ای دوچشم سر بینا

حقیقتیست همین،

نصیب تو همه اش درد، آه و چشم تر

تمدن  تو اسیر

و آسمان تو هرروز چشم-گریان است

و سرزمین حقیقت زمین شغالیست

هنوز زخم تن ات آی سرزمین عراق

نه ،

التیام نیافت

وپاره های تن خطه  خراسانیم

مسیحی بند  نزد

دگر به بند امید مخنثی زمان

امید خویش مبند

سکوت را بشکن

بیا

دوباره چشم بشوی

دوباره عهد ببند

دسمبر 2008