دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

نادیه  فضل : 8ثور 1388

 

جرعه ی از خاطرات

وقــتی آیینــه دست شــب افتید

روشـنـی دامـــن سپــیـدش چید

خــانــه تــاریک،رنـگ تـکراری

وقتی لبخــند رفـت گــریه رسید

سرد،تنها دودست کوچک عشق

خــالـی از خـــوابهای دریـــا شد

*******

وقتـــی قسمــت نشانیی غـــم را

از سپیدار وسـبزه مـی پـــرسید

شاخه ها جـذبه ی بهار نــداشت

بـــاد در بـــام وکوچه می پیچید

دخــتــر سـوگـــوار پنجـــره ها

جامی از خاطرات خود نوشید

*******

ساره ی دلفریب باغ وچمن

بــاز از دور ها هــویدا شد

*******

باز تار وترانـه ،شعر،غــزل

دست با دست ماه میرقصید

پنجه ی عـاشقانـه ی دریــا

باز تصویرناز خــانــه  کشید

آرزو برگ برگ شکوفه نمود

آفتاب ِ امید باز دمید

*******

یاد هایت زدیده جاری شد

دل من بی تو

قطره

قطره

چکید