|
سید همایون عالمی
کشور دل در کشور دل کعبه ی از عشق بنا کن چون بلبل عشاق غزل گوی و ندا کن روح است چو سلطان تو در مملکت جسم هر خواهش جسمانی به روحانی رها کن حجاج که لبیک کنان غرق طواف اند دل کعبه و آئینه ی از لطف خدا کن میدان مُنا و عرفات است چو حشری از عشق چنین حشر تو هر روزه بپا کن از کوه صفا آمده تا مروه چو حاجی از (هاجر ه ی ) صبر به دل آب بقا کن از چشمه ی عشاق به لب زمزمی آور دل خالی ز تزویر هم از چون و چرا کن از خصلت بد بینی شود دل به غباری دل جام جهان بین ره صدق و صفا کن ابراهیم و اسماعیلی در عشق خدا باش تن گیر و پسر گیر به راهش به فدا کن بنگر که رسول است چه روشنگر گیتی از مصحف او نغمه ی عشاق نوا کن در عشق طواف دل خود حاجی صفت شو جز عشق ، دلت را ز طلب خواهی جدا کن عید است و سعید است مبارک به همه باد یارب ز ره عشق گذر از دل ما کن در عشق (همایون) شده یی سجده بیاور دل دور ز هر ذره ی تزویر و ریا کن سید همایون عالمی 15 قوس 1387 ه ش :وزیر اکبر خان مینه :کابل - افغانستان |