|
|
حفیظ الله خالد:30حوت1387
خاطر ای سفر میله گل سرخ مزارشریف از مدتها قبل آرزو داشتم بعد ازسالهای طولانی روضه شاه ولایت مآب را زیارت و در میله عنعنوی گل سرخ که بحیث عنعنه و میراث نیاکان ما ازصد ها سال به اینطرف همه ساله به روز اول حمل در ولایت باستانی بلخ برگزارمیگردد شرکت نمایم ،با وصف آرزومندی ام به دیدن صحنه های پرهیجان برافراشتن جنده شاه ولایت مآب متاسفانه سفربه مزارشریف بروزدوم حمل ممکن گردید وعلت آن نیزاین بود که درآخرین روزهای منتهی به سال نو، گذارشهای در کابل منتشر شد که تونل سالنگ بعلت برفباری و حجم سنگین ترافیک مسدود بوده عبور و مرور وسایط مسافربری از طریق دره شکاری وکوتل شبر صورت میگیرد . بهر حال به روز دوم حمل حوالی ساعت هشت بجه صبح همینکه از تکسی شهری در حومه شمال کابل که از آن بحیث ایستگاه یا ( هده) مسافرت بولایا ت شمال کشوراستفاده میگردد پیاده شده به انواع وسایط ترانسپورتی ازبسهای بزرگ ۳۰۲ گرفته تا وسایط نقلیه کوچک مواجه که مالک هرکدام با صداهای "مزار والا مزار والا " سعی داشت مسافرین میله گل سرخ مزارشریف را بطرف خود بکشاند،چون آرزو داشتم زودترخود را به شهرمزارشریف برسا نم لذا وسیله مسافر بریی را انتخاب نموده که فقط به یک مسافرضرورت داشت و با پیوستنم به جمع راکبین گویی همه انتظار مرا داشتند تعداد راکبین تکمیل وسفرما با خواندن " دوعای خیر " بصوب ولایت باستانی بلخ آغاز یافت . هنوزمدتی زیادی ازحرکت ما بسوی مزار شریف سپری نگردیده بود که خود را در بین تاکستانهای زیبای کوهدامان زمین یافتیم، باغ های دو طرف سرک عمومی با لاله زار های رنگین آن زیبائی خاصی به آن منطقه داده بود، ما از پشت شیشه موتر، باغداران زحمت کش این مناطق را میدیدیم که در همان ساعات اولیه صبح درانگور باغهای خویش مصروف فعالیتهای بهاری(تاک بری و بیل داری) بودند. مشاهده قریه های دو طرف جاده عمومی مرا بطور ناخود اگاه به یاد آن سالهای برد که با خانواده خویش در یکی از دهکده های آنجا سکونت داشته وآن زمانی بود که قبله گاۀ خدا بیامرزم در ولایت پروان بخدمت دولتی مصروف و خانواده ما در یکی از قریه های مربوط به ولسوالی قره باغ در قلعه بابا ی مادری ام سکونت داشتیم با وصف گذشت سال های طولانی از آنوقت لذت دوشاوه " دوش آب" ( مخلوطی ازشیره انگور ) کوهدامان را که که جزی صبحانه یا بقول دهاتیان آنجا( صبه ناری) میبود تا کنون از یاد نبرده ام صادقانه آن لذت دوشاو کوهدامان در هیچ یک ازحلویات مدرن امروزی وجود ندارد.
هنگام عبور ازین
مناطق آنچه
بیشترتوجه را جلب می نمود گروپ کودکان خورد
سال بود که در
دو کنار
جاده عمومی صف کشیده دسته گلهای زیبای لاله را به مسافرین
عرضه و
مینمودند، دیدن این صحنه ها آنهم در کشورکه طی قریب سه دهه جنگ و خونریزی
شاهراه های کشور بوسیله گروه های مسلح وغارتگر کنترول و
از مسافران
در راه ها با لت وکوب ،جریمه و باجگیری استقبال میشوند
برایم
کاملا تازه وجالب
و دیدنی
بود متاسفانه هنوز هم مسافرین در بعضی از راه های کشورجریمه واذیت میگردند
. در جریان وقفه با تعجب متوجه شدم که اکثر راکبین از تیلفونهای همراه خویش استفاده مینمودند علت آن بعدا معلوم شد درآنوقت قبل از داخل شدن به دره سالنگ، جبل السراچ آخرین محلی بود که تیلفونهای جیبی در آن قابل استفاده بود .
با ختم وقفه چای
مسافرت ما در دره زیبای سالنگ و پیچ وخم های آن
آغازگردید
،با گذشت سالهای نسبتا
طولانی
هنوزهم بقایای تانکها و زریپوشهای تخریب شده روسها در اطراف جاده بمشاهده
میرسید، راننده ما که به گفته خودش در بسیاری از آن جنگها علیه تجاوزگران
روسی جنگیده بود با قصه های از آن درگیریها همه ما را
مصروف
نموده بود . هنگام عبور از جاده کوهستانی سا لنگ آنچه باعث ناراحتی و تاثرمیگردید دیدن فروشند ه گان خورد سال بود که بعوض رفتن بمکتب جهت اعاشه خانواده های خویش مجبوربه کار کردن در آن هوای سرد شده بودند . ما تونل سالنگ را که ۳۴۰۰ متر از سطح بحرارتفاع داشته و نواحی شمال و جنوب کشور را باهم وصل مینماید بیدون کدام مشکل عمده عبور و با گذشتن از دره کوهستانی خنجان به منطقه نسبتا هموار دوشی و از آنجا به شهر پر جمع و جوش پلخمری رسیدیم، چنین به نظر میرسید که شهریان پلخمری نیزمانند سایر هموطنان ما مصروف تجلیل ازجشنهای نوروزی سال نو بودند راننده ما به مشکل توانست از بیروبار و ازدحام چوک وبازار پلخمری راه خویشرا باز و به سفر ادامه دهد البته این تنها چوک و و بازار پلخمری نبودکه در آن جشنهای سال نو تجلیل میشد آسمان در فضای این شهر نیز کاغذ پران های رنگا رنگ بچشم می خورد. با عبور از شهر و مناطق اطراف پلخمری ما وارد منطقه پهناوری دیگری شدیم که همه جا را ازمناطق اطراف سرک عمومی تا دامنه های دوردست کوه ها زمینهای سرسبز و چراگاه ها فرا گرفته بود رمه های گوسفند و بز در هرگوشه وکنار آن مشاهده میشد این اولین باری بود با آن کمیت گوسفند، و بز را در چراگاه های کشور میدیدم. سفر ما بصوب مزارشریف بعد از وقفه نان چاشت دررستورانت پهلوان شهر ایبک همچنان ادامه داشت بادام باغهای ولایت سمنگان، تخت رستم، و تنگی تاشقرغان از جاذبه های طبیعی دیگری بود که درمسیرراه قرار داشت ما سرانجام حوالی ساعت سه بعد از ظهر وارد شهرتاریخی مزارشریف شدیم .
قابل
یاد آوریست که ما
دراین مسافرت طولانی وگذشتن از
چندین ولایت
مختلف کشور به
هیچگونه راه بندان و پاتک های مزاحمت کننده مواجه نگردیده درعوض تیم های
سیار صحی
را
میدیدیم که
درنقاط مختلف آماده خدمات صحی به هموطنان بودند. جاده های اطراف روضه شریف همه پر از مردم و وسایط نقلیه بود، هزاران نفر از هموطنان ما از گوشه و اکناف کشور جهت اشتراک در میله عنعنوی گل سرخ به آنجا آمده بودند در جاده های شهر مزارشریف وسایط نقلیه با نمبر پلیتهای ولا یات دوردست کشور چون هرات ، قندهار، خوست و ننگرهار فراوان بمشاهده میرسید ، معلوم بود هموطنان ما برای اشتراک در میله عنعنوی گل سرخ فاصله های طولانی ر ا طی و خود را به آنجا رسانیده بودند. سیمای شهر مزار شریف بکلی تغیرنموده بود اپارتمانهای بلند منزل، فروشگاه ها و سوپر مارکیتها هرطرف قد برافراشته بود ، اشتراک هزاران هموطن ما از اقوام وملیت های مختلف دوش بدوش درکنارهم در میله عنعنوی گل سرخ مزار شریف خود بیانگر این امراست که اقوام کشورما اهم از پښتون، تاجک، اوزبک ، هزاره و بقیه ساکنان این سرزمین کهن از هم جدا شدنی نیستند، ایکاش عده از روشنفکران ما در خارج، زندگی صلح آمیز و باهمی را از هموطنان شان در داخل کشور یاد گرفته بجای ایجاد نفاق و شقاق در میان اقوام برادرساکن وطن مشترک ما، وقت و انرژی شانرا درراه وفاق ملی،وحدت و یکپارچگی اقوام برادر وطن مشترک همه ما افغانستان عزیز صرف نمایند. به امید سال پربرکت و صلح آمیز در وطن، نوروز بر همه هموطنان عزیز مبارک باد. |