|
سید همایون عالمی گوستاو آدولفو بیکر
معرفی دو شاعر غربی
Gustavo Adolfo Becquer شاعر و داستان سرای قرن 19 در کشور اسپانیا میباشد. چند اثر نقاشی نیز از وی بجا مانده است . وی متولد سال 1836م در سویا ( اسپانیا) و فرزند نقاش معروف آن دوره خوزه دو مینگز بیکر است. بیکر در سال 1870م در مادرید چشم از جهان پوشید. من یکی از اشعار این شاعر فلسفی را به زبان دری ترجمه نموده و به نظم درآورده ام . آه از دل سوی بالا میرود اشک آب است همچو دریا میرود عشق گر شد در فراموشی بگو؟ دست گردون تا کجا ها میرود
رابرت بروننگ شاعر مشهور کشور انگلستان . پدرش کتابخانه به ظرفیت 6000 جلد کتاب داشته است لذا رابرت بروننگ در محیط کتاب و فضای علم ، هنر و دانش دایره و ذکاوت شعری اش را انکشاف داده و وسیع ساخته است. این کتابخانه به غنای ادبی این شاعر رول به بسزائی داشته است. گویند مادرش(سارا) در رشته موسیقی استعداد داشته و خواهرش (سرینا) نیز نویسنده و ادیب بود ، پدر شان یک مشوق خوبی در رشته ادبیات برای شان بوده است. بروننگ در ایام کودکی علاقه وافری در ادبیات،شعر و تاریخ داشت در سن 12 سالگی مجموعه ی شعری خود را به شکل کتابی درآورده بود که بعد ها ازینکه هیچ مطبعه ی برای چاپ این کتابش پیدا نشد تمام دست نویسها و اشعار خود را نابود کرد بروننگ به چندین مکتب شخصی دروس خویش را ادامه داد بالاخره از یکی از انستتیوت ها بشکل رسمی فارغ شده دیپلوم بدست آورد. رابرت بروننگ استعدادی وافری در زود آموزی علوم و زبان ها داشت به عمر 14 سالگی بر علاوه زبان مادری اش انگیسی زبانهای دیگری چون یونانی،ایتالوی و لاتین را نیز بلد بود. او در سرودن اشعار عاشقانه و رمانتیک شاعر ماهر و قابل ستایش گردید. در 16 سالگی شامل پوهنتون لندن شد. در سال 1846 م با دختری بنام: ( الیزابت باریت) ازدواج نمود و با خانمش در شهر های (پیزا) و ( فلورانس) ایتالیا زندگی میکرد. بروننگ بعد از سرودن اشعار بسیار و نوشتن آثار متعدد در 12 دسامبر سال 1889م چشم از جهان پوشید. من یکی از عالیترین شعرش را به زبان دری ترجمه کرده و به نظم درآورده ام که به خوانش شما عزیزان قرار داده از حضور مبارک شما مرخص میشوم. **************************************** جلال نور دانی که جایگاه حقیقت وجود ماست از سرکشی حالت بیرون نگشت را سـت اندر نهاد مرکز باطن فـتـاده ایـم آنجا چه مسکن است که تاثیر حق بجاست دور و برش مـحاط ز دیـوار پـشت هــم بر حاشیه کلفت ز شهوت چه مبتلاست خیلی دقیق و پخته و محکم نشسته اسـت هر لحظه انحراف ز دامش بسـی رواسـت آنجا ی ، اشتباه ست حقیقت شکستن اسـت تشخیص فهم ودرک حقیقت چه برملاست زنـدانی کـرده ایم شـکوه و جـلال نـور بیچاره در احاطه ی زندان چه بینوا سـت فارغ ز مشکلات بباید حصول کرد مجرا و راه نور حقیقت چنان صفاست سید همایون عالمی30- میزان 1387 ش وزیر اکبر خان مینه- کابل - افغانستان |
||||||||