|
سید
همایون شاه (عالمی): 18 ثور 1388

مخمس بر
غزل جَدّ بزرگوارم
سید
عبدالاحد خان ( عاجز)
از پرتو
نورت به دو گیتی حَشَر افتاد
از هیبت
آن طـور به زیر و زبـر افتاد
تا گشت
رسول تو محمد سحر افتاد
از باده ء
وصل تو دلم بی خبر افتاد
در نوبت
ما باده مگر بیشتر افتاد
****
آن ساز چه
ساز ست که خالی بود از غم
در عشق
گهی خنده گهی گریه ء پُر نم
این
نکته به تثبیت بگوئیم کم از کم
سهراب که
نشنید سخن صلح ز رستم
تقدیر
شهادت ز قضا و قدر افتاد
****
جز مشت
ملامت به دل تنگ نکوبیم
بیهوده
سر خویش درآن سنگ نکوبیم
رسوای
تو گشتیم در نگ نکوبیم
مــا در
پیی صلحیم در جنگ نکوبیم
با رستم
دستان نبرد هر که در افتاد
****
گر قامت
ما از ستم چرخ خمیده سـت
هرسو تگ و
پوکرده بجایی نرسیده ست
خون اشک
ندامت که بدامن بچکیده ست
از شاخ
امل هیچ کسی میوه نچیده ست
این
نخل ندانم چه بلا بی ثمر افتاد
****
عمـری بـه
سر آمـد همه با منّت و محنت
هـر چـند
بکردیـم بسی همـّت و غیرت
در بـی
ثمـری بــود
(همایون)
ره رفعـت
(عاجز)همگی
صرف شداین عمربه حسرت
جور و
سـتم دهـر به مـن بیشتر افتاد
سید
همایون شاه (عالمی)
2003
میلادی
ستوکس
دیل
کارولینای شمالی
ایالات
متحده امریکا |