سید
همایون شاه (عالمی): 14حمل1388

نوشتن و
نگارش
نظریات زنده
یاد ( رشاد)
روه ،
روهیلی ، روهیلکند
قسمت پنجم
(روه) در لغت
: در صفحه (951) ( شبدارته کوستبته) که در زبان سانسکریت تالیف گردیده
چنین نگاشه اند:
روه ( جنس
مذکر) در زبان سانسکریت به معانی آفتاب برآمد رو به بلندیRoha
و زمین
بلند آمده است.
روهنه ( جنس
مخنث) به معانی جریان ِ بلند شدن آفتاب، جریان
Rohana
نشر و انتشار
، بلند شدن و رو به بلندی و خزیدن میباشد . در زبان پشتو که امروز
مروج
است ( ورهنه) برای همان کلمه ویدی به شکل لفظی ( ورته) است که در بعضی
از کتب فرهنگی پشتو به معنای کسب و کار استخراج گردیده است.
مگر به نظر من
معنای این لغت صعود و عروج است، چنانچه در کندهار معمولاً میگویند(
احمد د دی ورهنی نه دی ) که میتواند چنین توجیه شود ( احمد د لوری ته د
ختلو نه دی ) یعنی ( احمد از بالا رفتن نیست) یعنی از عهده این کار
مشکل نمی براید.
در صفحه ی
(492) گرامر ویدیک کلمه ی روه به معانی آفتاب برآمد ( عروج) و جای بلند
( سطح مرتفع) آمده است.
به عقیده من
معنای لغوی (روه) که در (ویدا) بلند کردن و بلند شدن است به صورت مجازی
بعد ها نظر به علایق ضروری به معنی کلمه ( غره) کوه قبول شده است.
مانستو
الفنستون در کتاب ( بیان سلطنت کابل) در صفحه
Mount Stuart Elephantine
164 نوشته
است : در بعضی از کتب زبان انگلیسی دیده ام که ملک پشتون ها بنام (روه)
یاد میشود. این همان کلمه ی است که در زبان پنجابی به معنای کوه میباشد
و فقط به تعدادی قلیلی از پشتون ها از راه کتابهای وی معلوم است، که در
هندوستان نوشته شده است.
سراولف
کیرو( 1981-1892م ) در مقدمه ی کتاب خویش بنام ( پتان ها) نوشته :
روه در
بلوچی و ملتانی کوه را گویند مردم ملتان و بسیاری از مردمان دیگر کوه
سلیمان را (روه ) گفته اند چنانچه درین مناطق پشتون ها زندگی میکنند
ازین رو معنای وطن پشتون ها را نیز داشت. نظر به استخراج اکثری از
منصفین کلمه ی ( روه) به معنای ( غره) در پشتو یعنی کوه میباشد،
اما این درست نیست مردم پنجاب جنوبی (روه) کوه را میگویند. این لفظ در
باره ملتان و پنجابیان است که کوه سلیمان را بطرف غرب میبینند، و این
لفظ در باب اکثری از بلوچ ها نیزصدق میکند.
روه در
جغرافیه:
مورخ هندی
محمد قاسم شاه استرآبادی متوفی سال 1033 ه ق در صفحه هفدهم کتاب (
تاریخ فرشته) خود چنین نگاشته است:
روه: عبارت
از کوهستان مخصوصی با اعتبار طول از (سوات) و بجور(باجور) تا قصبه ی
سیوی که از توابع بهکر است و به اعتبار عرض از حسن ابدال تا کابل و
قندهار در حدود این کوهستان واقع شده".
نواب محبت خان
(بریسی) متوفی 1223 ه ق در ریاض المحبت در باره (روه) چنین برآورده
است:
روه یک ساحه ی
بزرگی است که پشتون ها درآن زندگی میکنند، در شرق آن کشمیر و در غرب آن
ناوه هلمند افتاده است از کشمیر تا هلمند دو و نیم ماه منزل است. در
شمال آن قاشقار ( کاشغر) و در جنوب آن بلوچستان واقع است . روه در بین
ایران، توران و هندوستان موقعیت دارد. مردمان آنرا (روهیله) میگویند.
:Henry
George Raverty (1825-1906
مستشرق معروف انگلیسی
(
-
Notes on Afghanistan and Baluchistan
در صفحه دوم کتاب خود
در باره( روه
) نوشته است:
بلوچ ها
اکثراً از دامنه های کوه ها تا دریا ها زندگی میکنند، پهنای طول این سر
زمین از شمال تا جنوب به صد میل و عرض آن از غرب تا شرق به 30 میل
میرسد. در غرب ساحه ء بلوچ ها سلسله کوه های سلیمان واقع است که نیز
بنام ( تور غر) یاد میشود که درین جا اقوام شیرانی بابر( با ر پندک
دار پشتو)، لوانی ( نیازی) و کاکر زندگی میکنند. اکثر مردمان بلوچ این
کوه را (روه) و مردمان آنرا که پشتون ها هستند ( روهیله) میگویند. مگر
این تعریف جامع روه نیست.
جورج راورتی
بمنظور شناخت بهتر (روه) توضیح و تعریف محبت خان (بریسی) را جامع
میداند. و فرهنگ شناس و لغت فهم پشتو منصف ِ یاد شده محبت خان، در زبان
انگلیسی چنین نوشته است:
Muhabat khan an Afghan Author and lexicographer describes: Roh as
the large Trace of country belonging to and in – habited by the
Afghans the eastern boundary of which extends to half month journey
and on the north is boundary extends to Kashkar and southern
boundary to Baluchistan it therefore lies between Iran, Turan and
Hind its people are termed Rohilas;

علامه
عبدالشکور خان رشاد بابا
بعد از گذشت
هزار یک و نیم هزار سال از زمانه (ویدی) و دوازده صد سال قبل از ظهور
حضرت عیسی (ع) در جنگ نامه مشهور هندوستان ( مهابهارات) در مجلس (سبها)
بیست و ششم کلمه ( روها = روه ) به صفت یک اسم آمده است.
مندولال (
دکشینری جیوگرافیک) مدیوال دست نخورده هند میباشد که در صفحه 170 آن
(روه) مهابهارات را افغانستان امروزی دانسته و در صفحه 115 کتاب خود یک
جای عوض (روه) کلمه (لوهه ) تلفظ و استعمال نموده است یعنی حروف (ل) و
(ر) را تعویض نموده که در زبان هند و آریایی تعویض این دو حرف امثال
زیادی دارد مانند:
دیوار ( دری
پارسی) = دیوال ( پشتو)
قرار (قلار) (
در لهجه ننگرهاری در دری به معنای آهسته)
هیرمند
(هلمند)
دربار (دلبار)
خیار ( چمبر
خیال)
سوفار ( دری)
سوفال ( پشتو)
چنار (چنال)
بارو (
سانسکریت) بالو (هندی) به معنای ریگ
باورا
(سانسکریت) باولا (هندی) در پشتو نیز باوله دیوانه را گویند.
کارا
(سانسکریت)،کالا ( هندی) در زبان ترکی نیز سیاه (تور) را قره گویند
گاری (
سانسکریت)، گالی (هندی) به معنی دشنام دادن.
کنجاره (
کنجاله)
نیلوفل-
نیلوپل (نیلوپهل) {در زبان دری نیلوفر}
سور(به معنای
جنس) (سول)
پاردوم (پال
دم) (دومچی)
کاچار_ کاچال
(رخت و اسباب خانه)
) شده
L که
در زبان رمانی تلفظ میشود عین حرف در زبان لاتین
(R حرف
( آر-
است مثلاً:
|
دری |
پشتو |
لاتینی |
رومانی |
|
دهن |
خوله |
Gula |
Gura |
|
آسیاب |
ژرنده |
Mula |
Moura |
|
تیر چوبی |
د
لرگی تیر |
Palus |
Par |
|
آفتاب |
لمر |
sole |
Soara |
شاعر معروف
زبان پشتو خوشحال خان ختک ( 1022الی 1100 ه ق ) کلمه روه را به معنای
پشتونخوا چنین کار گرفته است:
چه روه په ملک
کی شه پشتون یادیژی نن مهمند ، بنگش، ورکزی او اپریدی دی
پسر بزرگ
خوشحال خان اشرف خان ( متوفی 1106 ه ق ) وطن خویش را بنام (روه) چنین
یاد میکند:
په اشعاریی د
پشتو پارسی تیری کا که هجری په ذات ختک د روه پشتون دی
کاظم شیدا
متوفی (1194 ه ق) گفته است:
خان ممتاز د
تمام روه دی بل استاد د دی گروه دی
شیدا راستوه
دیوان له هنده روه ته چی لبریزیی په صدا شی کوهستان هم
یاد آوری از
(روه) در دیوان کاظم خان شیدا چنین وانمود میسازد که الی اواخر قرن
دوازدهم نیز به معنای پشتونخوا از دهن ها خارج میشد.
روه در ترکیب:
-
روه+ ربات (
روه رباط) در قندهار اسم یک قریه است ترکیب شکل توصیفی امروزی این نام
است، میتواند یک ترکیب اضافی باشد با دال اضافه آن ، مانند شاه بازار،
شاه واله ، .............
در (ساگر)
دریای سند نزدیکی های رود جهیلم کوهی بنام(Roh+Tas
روهتاس (
روهتاس موجود
است ، سلطان العادل شیرشاه سوری (952- 947) که از ساگر سند بطرف راه
هندوستان روانه بود در دامنه کوه روهتاس سنگ تهداب یک قلا را گذاشته
بود ، قلای دیگر روهتاس در شمال هندوستان در قسمت شرقی آن ( بهار)
میباشد. روهتاس بهار نیز در دامنه کوه واقع شده است در تیرا ِ روه نیز
یک جای بنام روهتاس است.
نام یک جای در
نزدیکی های دهلی نیز میباشد. تاک در زبان
(Roh+Tak)
روهتک
هندی خزی ، سو ، پتگنی ( کمین) معنا دارد، یک زایر چینایی بنام (سانک )
نیز (لیوهی – تاکیا)
روه- تاکا) را بنام یک ( ستوپه ) یاد کرده است. در صفحه 245 ( قانون
دستگیری) نیز روه
ضبط شده
است. در زبان سانسکریت ملک های که در سمت غربی مهامیرو
(Rawhinya
بشکل کوه همالیا قرار دارند در آنجمله یکی آن بنام روهینا مسمی است.
--------------------------------------------------------------------------------------------با
نوشتن الفبای سانسکریت مبحث قسمت پنجم را که از آثار مرحوم رشاد بابا
اخذ شده بود به پایان رسانیده و به یاری خداوند تعالی اگر زنده بودیم
قسمت ششم را به متابقی تحقیقات رشاد بابا در زمینه و همچنان سوانع این
بزرگمرد اختصاص خواهیم داد فعلاً سال پر سعادت برای همه هم وطنان آرزو
نموده از حضور شما مرخص میشوم .
خداوند
یار و مددتگار شما عزیزان
الفبای سانسکریت

Consonants


Numerals

Sample text in Sanskrit

سید
همایون شاه (عالمی)
13 حمل
1388 هجری شمسی
وزیر انبر
خان مینه
کابل -
افغانستان