دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

سید همایون شاه عالمی: 10 دلو 1387

نوشتن و نگارش

قسمت دوم:اولین نگارش ها در هند

قبلاً از این که به روش ابتدائی ترین نگارش این نیم قاره بزرگ و باستانی بپردازیم بگذارید یک روشنی مختصری راجع به تاریخ و قدامت این کشور انداخته و از ریشه های مشترک فرهنگی و قومی این کشور با کشور خود ملتفت شویم . ظهور ِ اولین تمدن در هند در حدود پنج هزار قبل از امروز تخمین و تائید شده است (Indian Valley که برای اولین بار در مناطق سواحل دریای هند بنام وادی ِ هند (این تمدن تبارز کرد. مردمان این نواحی متشکل از یک اجتماعی بودند که شیوه و روش خاص را برای امرار حیات در اختیار داشتند، بقایای حسنات آن تمدن از لحاظ علم و مسلک پلانگذاری شهری تا امروز موجود است و همزمان با مصریان و سومریان از توانایی نگهداشت آثار خویش برخوردار بوده وجود فیزیکی خویش را حفظ نموده است.حد اقل برای مدت یک هزار سال از کیفیت حفظ و مراقبت توسط شهروندان سلامت و کاملاً پا بر جا بوده است. در تمام این مدت معمور و قابل استفاده بوده است، تا اینکه به مرور زمان در اثر ناسازگاری های زمان و حوادث غیر مترقبه رو به نزول آمده است.  تحقیقات برای تثبیت موثق این مسئله هنوز هم نظر به دلایلی در پارلمان هند تحت  غور و منازعه قرار دارد.

 وادی  هند -  Indian Valley

ریشه های تمدن هندوستان عبارت از اولین تمدن ( وادی هند)  و یا  (اندوز ولی) که به  2600 سال قبل از میلاد میرسد و بیانگر قدیم ترین فرهنگ نیم قاره هند است.اولین بار در سال 1921 م در (هراپا) پنجاب تشخیص گردید متعاقباً در سال 1922م در نواحی ( مهنجو دارو) نزدیک هندو دریا در سند کشف و شناخت گردید.( فعلاً این مناطق مربوط کشور پاکستان میباشد). هند شناسان با توافق معتقد اند که اولین ساکنین این تمدن (قبل از وقت) و با عظمت از ) بوده اند. Dravidian نژاد (دراوادیان  در حدود 5500 ق م مردم وادی ِ هند برای اولین بار ظروف گِلی را اختراع نمودند که همین ظروف( کلالی) از گِل پخته شده میباشد.

درین عکس نگاه کنید یک بازی گانه است که عراده دارد  یک جامعه مرکب از زراعت پیشه گان و مالدار(صاحبان   مواشی) بودند. ابزار و اسباب را که از فلز برنج ساخته بودند اکثراً بکار میبردند. مردم این وادی از پنبه تار ریشیده و در مقابل مواد ضروری خویش با عراقیان متمدن آن زمان تبادله میکردند. با گذشت زمان مردم وادی هند شهر نشین شدند ودرشهرهای چون ( مهنجودارو) که شهر های بزرگی بودند متوطن شدند(Harappa (هراپا و (Mohenjo Daro)

( مهنجو  دارو)

 نقشه شهر های ( وادی   هند )

نمای از بقایای هراپا که پلیت فارم بزرگی را در بر میگیرد

واضح است که یک تمدن قبل از وقتی را در آن دوران بدوی داشتند که پلان های شهری و سیستم استندرد وزن و حجم احجار را دقیقاً در نظر گرفته و مورد استفاده قرار داده بودند و حتی عمارات سه طبقه ی اعمار نموده بودند.

نگارش:

تمدن آن زمان وادی هند یک نوع نگارش و سیستم نوشتن را نیز باعث شده بود، بقایای آن نگارش ها تا امروز هم ویران نشده و پا برجا باقی مانده است. که در نتیجه میتوان معلومات مختصری را در باره  زندگی   سیاسی و مذهبی   آن زمان نیم قاره هند بدست آورد.  از طرز قلم زدن ، حکاکی نقش زده شده در حجره ها و سیلاب ها میتوانیم خط سیری را تعقیب کنیم که ما را قادر به فهم چگونگی حیات آن زمان میسازد.

تمدن وادی ِ هند در سالهای 2300 الی 1700 ق م  به اوج خود رسیده بود، دلیل تنزل این تمدن تا به حال واضح نشده است ، بعضی از دانشمندان معتقد اند که تحول  سیلاب های عظیمی به وجود آورد )Tectonic انقلاب ( تک تونیک که باعث نزول و بالاخره نابودی این تمدن گردید. و دیگران سبب آن را تغییر  آب و هوا میدانند که به مرور زمان در اثر خشکسالی های متواتر از بین رفته است . همچنان یک نظریه ی دیگر اینست که مسیر و خط سیر دریا ها تغییر خورده باشد. درآن زمان توقف باران ، تغییر مسیر دریا و یا کم شدن آب آن میتوانست تغییر فاحشی را در تجارت و اقتصاد مردم به وجود بیاورد.  مانند تمدن های دیگر آن زمان تمدن وادی  هند نیز متکی به زراعت و مال داری بود. تمدن وادی ِ هند به مرور زمان محو شده و از اذهان فراموش شده بود تا اینکه در سال 1920م  دوباره رو نما گردید. 

آریایی ها : آریا در زبان (سانسکریت -  (Sanskrit

کلمه آریا به یک معنی خلاصه نمیشود بلکه معانی متعددی چون ( آزاده- اصیل- شریف- نجیب- شکوهمند- ستوده-محترم – پسندیده – شایان – لایق – و بزرگوار) را در بر میگیرد. به معنی مهمان نواز ترجمه شده است.(Rig-Veda این کلمه در (ریگ ویدا - همچنان کلمه (آری) به دوست ، دوستانه و رفیق نیز خوانده اند. و یک نظریه اینست که از کلمه ( اریامن) که معبود (اعتماد) و ( مهمان نوازی) را میگفتند گرفته شده باشد. و بالاخره دانشمندان (کُردی) به این عقیده اند که از کلمه (آر) یعنی آتش آمده است زیرا بخش عظیمی آریایی ها آتش پرست بودند و (اوستا) کتاب مقدس آنها بود. بعد از این که تمدن وادی ِ هند نا پدید شده و از بین رفت یک موج عظیمی مردمان نوی درین سرزمین داخل شدند. آریایی ها از آسیای میانه و هند مرکزی آن وقت از طریق خاک افغانستان فعلی در حوالی سال های 1500 ق م داخل این سر زمین شدند.داخل شدن مردمان آریایی وتسخیرنیم قاره توسط آنها حتماً یک دوره طولانی زمان را دربرگرفته است.

من نمیخواهم از مبحث اصلی بیشتر دور شوم زیرا اگر راجع به آریایی ها بنویسم و پژوهش کنم ناگزیرم کتابی چند صد صفحه ی را آغاز کنم بطور خلاصه عرض میکنم که اقوام آریایی آن زمان خون شریک بسیار نزدیک عموم مردمان مختلف افغانستان، ایران، ممالک آسیای مرکزی و قسمت شمال نیم قاره هند و پاکستان میباشند.

نوت: یکی از دوستان بسیار خوبم نورستان شناس معروف امریکایی داکتر (دیود کتز) که با او مصاحبه مکمل انجام داده ام و به فرصت برای تان تقدیم خواهم کرد

چنین میگفت:(نورستانی ها آریایی های اصیل هستند و به هیچ وجه از بقایای اسکندر مقدومی نمیباشند. آن ها بیشتر از چهار هزار سال است که درین دره ها بسر میبرند و گذشته ازآن هیچ شواهد تاریخی در دست نیست که اسکندر گذری ازین دره های مرتفع و کوه های مرتفع مملو از جنگلات کرده باشد).

(Pastoralist) آریایی ها مردمان کوچی بودند یعنی (پاستور الست ها)

یعنی مردمانی که داستانهای شبانی ، شعر و موسیقی را خیلی دوست داشتند،در حوالی سالهای 1000 ق م آموختند تا چگونه از آهن استفاده کنند، به هر حال آریایی ها در هند جابجا شده و به زراعت پرداختند. درینجا لازم میدانم  که نظریات و پژوهش دانشمند کشور داکتر اسدالله حبیب را که  درخصوص زبان آریایی ها نوشته اند نقل و قول کنم:

----------------------------

(( آریا ها با گذشت زمان از آریانا ویجه به شرق ، جنوب و غرب گسترده شدند تا سر زمینهای فراخ از کوه های قفقاز ، صحرا های آسیای میانه تا بحیره ء عمان و خلیج فارس و از بین النهرین تا افغانستان و دهنهء رود سند را فرا گرفتند.زبان های این پهنه زبان های آریانی یا  ایرانی نامیده شده اند.

از پیشترین شاخه های زبانهای آریانی اسنادی از چند زبان در دست است و در بارهء وجود دیگران گواهیهای هستی دارند.

1- پارسی باستان: این زبان در سرزمین پارس در دوران هخامنشیان رواج داشته و شاهان هخامنشی از کورش بزرگ تا اردشیر سوم در سدهء های ششم و پنجم پیش از میلاد کار نامه های خود را با آن زبان به یادگار گذاشته اند.

2- زبان اوستایی:این زبان را با توجه به کتاب های آئین زردشت نامگذاری کرده اند. ازآن شمار گاتاها که پندارند به خامهء خود زردشت نگارش یافته است و بنام  گاهان یعنی سرود ها نیز یاد می شود و بخشهای دیگر اوستا مانند " یسنا " " یشت " و" ویدیودات" اند که پوره و تمام برجا نمانده اند. زبان اوستا به نگارش جلیل دوستخواه < زبان رایج در یکی از سر زمینهای خاوری ایران زمین بوده است> اوستا پیشگفتار ص- بیست   نخست باید روشن ساخت که تعبیر های ایران خاوری، ایران شرقی و فلات شرقی ایران که در نگارشهای تاریخی پژوهندگان ایرانی بکار میرود خاکهای افغانستان امروزین و پیرامون آنرا در نظر دارد. و دریغا که پرهیز از بردن نام افغانستان هنوز ادامه می یابد و مگر روشن است که { سر زمینی که کیش زردشت درآغاز در آنجا ریشه دوانید همانا باکتریا< باختر ، بلخ> است

< برتلس ص 73> به روایت فردوسی در شاهنامه از گفتار دقیقی بلخی، گاهی که گشتاسب بر تخت پادشاهی بلخ نشست زردشت با دعوت دین نو ظهور کرد و گشتاسب هم دعوت او را پذیرا گردید. هاشم رضی هم در اوستای خود می نویسد که{ میهن زردشت در خاور ایران و بلخ بود} اوستا نوشته و تحقیق هاشم رضی، ص 23  وروی کرد به اوستا نیز خواننده را با نامهای مانند< سغدو مرو بلخ زیبای افراشته درفش، نیسایهء میان بلخ و مروء هریوه یا هرات، هیرمند رایومنِد  فرهمند،هره هویتی یا هلمندو... روبرو میسازد. ( اوستا گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه ، و ندیداد،فرگرد یکم) غبار زبان اوستا رازبان مردم افغانستان می پندارد ( افغانستان در مسیر تاریخ ص 36) و داکتر جعفری زبان خراسان و سیستان بزرگ می نامد

( پژوهش در فرهنگ باستانی ، ص 10 ) زبان اوستا از سوی با زبان پهلوی اشکانی و از دیگر سو با سانسکرت ویداها نخستینه های همانند داشته است (برتلس ، ص 78)

3- زبان ماد: در خاکهای ایران باستان زبان دیگری هم رواج داشته است که به نام  ماد یاد می شود . ماد ها در سدهء هفتم پیش از میلاد در پیرامون شهر هگمتانه یا همدان امروز پادشاهی داشتند. از زبان ماد چار واژه در تاریخ هیرودوت بر جای مانده است که از آن جمله یکی سپاکو به معنای سگ ماده و دیگری آسه به معنای اسپ است. 

4- زبان سکایی باستان: سکا ها در شمال سر زمین پارتها و سغدیان، مغرب بحیرهء خزر و شمال بحیره سیاه می زیستند. زبان سکایی باستان با زبانهای فرس باستان  و زبان مادی شباهتهای داشته است.

5- زبان پارتی باستان: پژوهندگان گمان میبرند که در زمانه های باستانی یک زبان پارتی باستان نیز بوده است که از آن زبان پهلوی اشکانی باز مانده است.))

نقل از (دستور زبان دری) مولف:کاندیدای اکادیمسین – دکتور اسدالله حبیب

اگر راجع به مذاهب هند بنویسم سخن به درازا میکشد همه میدانیم که در هند مذاهب کثیری وجود دارد اما اکثراً هندو ها ، مسلمانان ، سیک ها میباشند.

الفبای هندی

الفبای هندی و همچنان الفبای( هاراپان) متشکل از سمبول ها و علاماتی کوتاهی میباشد که متعلق به همان تمدن (وادی ِ هند) است، که در دور هاراپان معمول بوده و مورد استفاده قرار میگرفت ( در حدود 21الی 20 قرن پیش از میلاد) با وجود آب خیزی ها و غرق شدن آن شهر و تغییر و تبدیل آب و هوا نگارش های (وادی ِ هند) و (هاراپان) که هجره ی آن هنوز هم سالم مانده و از همدگر نگسیخته اند موجود است. اولین نگارش شیوه هاراپان که هجره آن در سال 1877م توسط آرکیالوژست انگلیسی  بنام (الکساندر کونین گام) منتشر گردید. بعد از آن تا حال 4000 سمبول دفن شده کشف گردیده است. بعضی ازین سمبول ها الفبای برهمنی میباشد که آشوکا آنرا استفاده کرده است.  بعد 1900ق م استفاده ازین سمبول های سیستماتیک توقف کرد.

اشکال الفبا

الفبای این نگارش ازراست به چپ نگاشته میشد .گاهگاهی ازسیستم(بوستروفیدان)(سیستم که پیچیدگی دارد) استفاده شده است.Boustrophedon

چون تعداد سمبول های آن به 400 الی 600 میرسد اکثر دانشمندان و زبان شناسان عقیده دارند که این نگارش بین اصل( لو گرافیک) والفبای سیلابی میباشد. وتعدادی زیاد علما به( لوگوسمبالیک)بودن آن معتقد اند، الفبای معمول سمبالک در حدود 50 الی 100 علامه میداشته باشد، در حالیکه الفبای ( لو گرافیک) شماره کثیر داشته علامات و قواعدی را نیز با خود دارد. اکثر زبان شناسان و محققین تذکر داده اند که تحت نگارش این الفبا زبان های متعددی  در نظر گرفته شده و مرکبی از لسان های مضاعف میباشد.  که آثار آن موجود است.

زبان (هاراپان ) زبان هندی است که متعلق به 3 هزار قبل از میلاد تثبیت شده است.)Bronze Age(  و مشهور به عصر برنج میباشد .

پایان قسمت دوم نوشتن و نگارش

--------------------------------------------------------------------------------------------

خواننده محترم!

معلومات فوق را از منابع متعددی انترنتی و قسمتی از آن را از کتاب محترم دکتور اسد الله حبیب به دست آوردم امید وارم مورد قبول تان واقع شده باشد انشاالله در هفته آینده راجع به تاریخچه ادبیات نیم قاره هند معلوماتی را تهیه میدارم قابل یاد آوری میدانم که قصه ها و داستان های شیرین افسانوی را نمیتوان تاریخ نام گذاشت، تاریخ فقط و فقط از روی اسناد فزیکی و آثار بدست آمده میتواند روشن شود چون در آن ایام که خبری از درج و ثبت واقعات درک نداشت معلوم است که حقایق هم نامعلوم است  متاسفانه در گذشته ها یک تعداد مورخین ما قصه های را از جمله تخیلات خویش بر داشته و بنام تاریخ نگاشته اند . آن ها با این کار خویش تاریخ کشور ما را مبهم تر و تاریکتر میسازند و عوض اینکه به عظمت تاریخ ما ارج بگذارند تاریخ ما را به مسخره میکشانند و گفته بیدل دهلوی

سخن در پرده خون سازی به ازتاثیر اظهارش

که از تحسینِ این بی  دانشان  دشنام   میخیزد

ازین که برادران ایرانی ما با نهایت بی انصافی کشور ما را به هیچ گرفته و شاعران و نویسندگان ما را همه از خود میدانند من به حیث یک نویسنده بسیار ناچیز ی که تازه بکار شروع کرده ام برایشان همین قدر میگویم که نویسندگان، شاعران ، و بزرگان فقط از کسی است که از آثار آن ها استفاده میکنند من بحیت یک افغان سعدی حافظ، خیام، عطار، صائب تبریزی و ده ها بزرگمرد ایران را دوست دارم و از آثار ایشان استفاده میکنم و به آن ایرانی که زحمت کشیده و کتاب انوری ابیوردی و رودکی سمرقندی ، سنایی غزنوی، مولانا جلال الدین بلخی ، دقیقی بلخی ، و صد ها شاعر و نویسنده که در آخر نام شان اوطان شان نیز ذکر شده مطالعه نموده و هنوز هم ادعا دارد که آنها ایرانی اند، میگویم که بروید و یک اندازه جغرافیه و تاریخ نیز مطالعه کنید تا نشود در نظر مردم جهان خود را مسخره جلوه دهید. تا هفته آینده خداوند یار و مدد گار همه ما و شما :

سید همایون شاه عالمی

29 جنوری 2009م :وزیر اکبر خان مینه کابل - افغانستان