دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

سید همایون شاه عالمی:18دلو1387

نوشتن و نگارش

ادبیات هند

قسمت سوم

ادبیات هند به ادبیات تولید شده ی این نیم قاره الی سال 1947م که جمهوریت هند تاسیس شد متعلق است از آن تاریخ به بعد ادبیات این کشور به 22 زبان معروف و شناخته شده منقسم گردیده و ادبیات هر زبان باید جداگانه مورد پژوهش قرار گیرد.

بود. (Orally) اولین کار ادبی هند ترجمه (اورالی) یعنی ترجمه الفاظ شفاهی  

آغاز میابد که مجموع از سروده (Rig- Vedaوادبیات سانسکرت با ظهور (رگویدا-

ها مدح سرایی ها و تمجید گویی ها است که بین سنوات یکهزارو پنجصد الی یکهزار دوصد قبل از میلاد سروده شده اند.

( Mahabharata )و(مهابهاراتا- ) Ramayana سرود های رزمی (رامایانا-

در اواخر هزاره ی اول ظاهر گردید. ادبیات کلاسیک سانسکریت در قرن اول و دوم Tamil Sang am هزاره ی اول بعد از میلاد ظهور نمود که ادبیات ( تامل سنگم)

را در بر میگرفت Pali conon و پالی کانون

:Kannada &Telug

در قرون اواسطی ادبیات ( کانادا) و( تلو گ)بین قرون 9 الی 11 پدید آمد. متعاقباً ادبیات مرهتی و بنگالی با لهجه های هندی، فارسی و اردو نیز مروج گردید.

Rabindranath Tagore

در اوایل قرن بیست ادیب و شاعر بنگالی به نام ( رابندرا نات تاگور) اولین هندیی بود که جایزه نوبل ادبی را اخذ نمود.

 

رابندرا نات تاگور

این ادیب هندی در شهر کلکته در هفتم ماه می 1861م پا به عرصه ی وجود گذاشته ودر 7 اگست سال 1941م وفات نمود او شاعر، آرتست و کمپوزیتور زبده بود.

لازم میدانم که درینجا نقد پژوهش های محترم حسین سعیدیان دانشمند ایرانی را که مولف

( دایرة المعارف ادبی جهان) است نیز بگنجانم تا خوانندگان محترم از آن نیز مستفید شوند.

-----همانطوری که قرنها در اروپا زبان مرده لاتین یا یونانی زبان علمی ، فلسفی و ادبی بود، در هندوستان نیز قرنها به زبان سانسکریت که در حقیقت زبان اسپرانتاوی ادبا و دانشمندان محسوب و نوشته های ادبی ، علمی و فلسفی به این زبان نوشته میشد و چون زبان عامه نبود رفته رفته از سادگی آن کاسته بر پیچیدگی اش به واسطه لغات ساختگی ابزوده میگشت.

Parakrit در قرن پنجم قبل از میلاد زبان سانسکریت را هندیان به زبان پراکریت-

تبدیل کردندو این زبان مدتها زبان بودائی ها و جین ها بود اما رفته رفته زبان  نیز  داد و قدیمترین ادبیات موجود بودائی Pali پراکریت نیز جای خود را به زبان پالی

به زبان پالی است. ( به ادبیات پالی در همین مقاله نگاه کنید)

در اواخر قرن دهم میلادی از زبانهای هندیان متوسط زبانهای مختلف محلی بوجود آمد که مهمترین آنها هندی بود . در قرن دوازدهم از زبان هندی زبان هندوستانی پدید آمد که زبانی نیمی از مردم شمال هند بود.(به ادبیات هند و هندوستان نگاه کنید)

چون مسلمین به هند راه یافتند بواسطه دخول کلمات فارسی و عربی به زبان هندوستانی زبان اردو بوجود آمد مردم دکن بزبانهای کهن دراویدی تامیل ، تلوگو ، کانارس و مالایالام تکلم میکردند و مردم جنوب بزبان تامیل سخن میگفتند. در قرن نزدهم زبان بنگالی جای زبان سانسکریت را گرفت و زبان ادبی مردم بنگال گردید.

(به ادبیات بنگالی در همین مقاله نگاه کنید)

هم اکنون در هند بیش از صد زبان رواج دارد.

مهابهاراتا  Mahabharata

یکی از حماسه های گرانقدر و بزرگ بشری است و ( سر چارلزالیوت) آنرا بر تر از ( ایلیاد همر) میداند. مهابهاراتا در قرن پنجم از میلاد شعر مختصری بشیوه روایت بود و با گذشت قرنها برآن اشعار و پند ها و مواعظ فراوان افزوده شد تا جائیکه بالغ به( 107000) دو بیتی هشت وتری شد و این مجموعه اشعار بیش از هفت برابر ایلیاد و اودیسه است. مهابهاراتا را نقالان برای مردم نقالی میکردند و برهمنان و رهبران دینی مواعظ و اندرز ها و تبلیغات دینی را بر آن میفزودند و همه اینها بطور شفاهی نسل به نسل منتقل میگردید.

باید دانست که مهابهاراتا صرفاً اثری برای ارشاد مذهبی نیست زیرا در آن سخن از عنف و قمار و جنگ نیز رفته است.

درام  در هند

سابقه ی درام بسی طولانی و به اندازه قدمت واداهاست چه حد اقل خمیر مایه درام در اوپانیشاد ها می باشد، درام تاثیری بیش از نوشته های مقدس دارد  و در آن تشریفات قربان و نمایش ها و جشن های مذهبی وجود دارد . رقص را نیز باید یکی دیگر از ریشه های درام هندی پنداشت زیرا رقص برای قبیله اهمیت حیاتی دارد، توجه و علاقه توده ی مردم را بدرام یکی از علل و اسباب تقویت درام و تیاتر هندی باید دانست.

درام هندی رنگ و جنبه مذهبی دارد و در همه دوران کلاسیک خمیر مایه درام و تیاتر هندی جنبه های حماسی، دینی و مذهبی از منبع و دائی و غیره بوده است.

شاید قدیم ترین و در عین حال جالب ترین درام هندی پس از حمله اسکندر بوجود آمده باشد زیرا آنچه ار عصر آشو کا روایت شده چندان قابل توجه نیست و قدیم ترین نمایشنامه های موجود هند دست نویسی های روی برگ خرما میباشد که درین اواخر

در ترکستان چین بدست آمده است از آن میان سه درام که یکی از آن ها بنام 

 بود و ظاهراً اسم مولف نیز به همین نام است که یکی از متالهان Ashvaghosha

دربار کانشکا بود. از طرز تکنیک و قالب های فنی آن بر می آید که قبل از این درام،

درام هندی در درجه ی از تکامل قرار داشت.

 Travancore در سال 1910م سیزده نمایشنامه به زبان سانسکریت باستان در

 ( حدود 350م ) منسوب میدانند.Bahasa بدست آمد که آنها را با کمی تردید

 بهاسا  درام نویس بزرگی بود که ( کالیداسا) از وی تجلیل فراوان کرده بود.Bahasa

 نا خود آگاه چنین گفته است: { آیا میتوان از آثار  Malavika و در مقدمه (مالاویکا)

مولفان نامداری  مانند ( بهاسا) ( سومیلا) و ( کویپوترا) غافل بود. آیا تماشا گران هیچ توانند در دل خود نسبت به کار شاعر جدید ، موسوم به (کالیداسا) احساس احترام کنند}

از نمایشنامه های جالب هندی ، نمایشنامه ارابه گل میباشد که بطرز ماهرانه و استادانه ظاهراً بوسیله ( شاه شودراکای) گمنام که در درام  ِ رام کردن فیل ، ریاضیات تخصص داشت تالیف گردیده است.

نثر نویسی در هند

طبع هندی که طالب سرودن و از بر خواندن و بیان مطالب و ضبط مسائل و موضوعات بصورت شفاهی است به نثر چندان توجهی ندارد و اساساً آنچه را که شایسته خواندن و نوشتن میدانست آنرا منظوم میساخت و شاید نثر از عوارضی است که از زمان ورود اروپائیان به هند ظاهر گشته است.

در هند چون نقل مطالب سینه به سینه و بطور شفاهی صورت میگرفته لذا همه رساله های طبی ، علمی ، منطقی، هنری حتی دستور زبان و فرهنگ لغات، حکایات تمثیلی و تاریخ منظوم و به شعر سروده شده و برای اینکه به حافظه سپرده شود بصورت موزون و مقفی یا هر دو صورت در می آوردند.

ادبیات هند از لحاظ کثرت و تنوع حکایات تمثیلی غنی است و ضرب المثل ها و حکایات آن به بسیاری از کشور ها راه یافته است از مهمترین کتاب های هندی     (کلیله و دمنه ) ( حدود 500م) و کتاب دیگری بنام:

Panchatantra

  ( پند نیکو) منتخبی است از کتاب پانچاتانتر و این هر دو کتاب راHitopadesha

هندیان خود به عنوان ( نتی شاسترا) یعنی دستور در سیاست و اخلاق نامیده اند در این کتاب حکایات تمثیلی دلکشی است که از زبان جانوران نقل میشود و بسی عبرت آموز است .

تاریخ نویسی در نزد هندیان چندان جالب نبود روی همین اصل مورخانی همچون هرودت و پلو تارک بخود ندید و در باره شرح حال بزرگان خود چندان تسامح بخرج داد که زمان حیات کالیداسا شاعر بزرگ هزار سال اختلاف تقدم و تاخر زمانی بچشم میخورد.

سیمای قهرمانان بزرگ تاریخ را با افسانه ها پوشانده و از حیات بزرگان ترسیمی داستان مانند بجا گذاشته اند شرح حال نویسی را با اساطیر و افسانه ها و اوهام سخت درآمیخته اند که تشخیص خطوط اصلی زندگی و سیر تاریخی آنها دشوار است .

هندی به اساطیر بیشتر دل خوش داشته آنرا تاریخی موثق برای خویشتن پنداشته است از میان گروه انبوه مورخان هندی (کالهانا) مولف ( راجا  تارا نگینا) به حقیقت (جوئی از شهریاران ) تاریخ توجه داشت. از هنگامیکه مسلمین در هند نفوذی بهم رساندند یا عده ء از مسلمین به آن سر زمین سفر کردند در زمینه تاریخ کار های جالبی صورت گرفت از آنجمله است : ابو ریحان بیرونی – محمد فرشته تاریخ هند را تالیف و  وقایع دوره مسلمانان را جمع آوری و تدوین کرد.

ابوالفضل صدراعظم اکبر شاه نیز در تاریخ نویسی جانب بی طرفی را هرچه تمام تر رعایت کرد و کتاب اکبر نامه او در شرح حال و اوضاع زمان اکبر شاه میباشد.

بینابین حکایات تمثیلی و تاریخ ، شاعران مجموعه های مفصلی از حکایات شاعرانه  سروده اند که برای طبع شعر پسند هندیان بسی مقبول افتاده است. 

در قرن اول میلادی شاعری بنام ( گوونا داهیا ) صد هزار دوبیتی تحت عنوان ( بری هات کاثا ) ( داستان عشقی بزرگ) سرود و در حدود قرن یازدهم میلادی اقیانوس رود خانه های داستان که مجموعه ی است مشتمل بر 21500 دو بیتی دراز سرود  و هم درین قرن نویسنده ی داستان پرداز ( 25 داستان از خفاش) پدید آورد { شاه ویکرامادیتا  را چنین معرفی میکند که هر سال از دست یک مرتاض ( یوگی- جوگی)

میوه ی محتوی سنگ قیمتی دریافت میدارد و قالبی بدین صورت برای منظومه خود تدارک کرد، شاه از مرتاض میپرسد چگونه میتوانم از تو سپاسگذاری کنم؟ در جواب از شاه تقاضا میشود که جسد مرد به دار آویخته را برای جوگی بیاورد ، اما برحذر باشد اگر جسد با او سخن گفت پاسخی ندهد. خفاشی درین جسد لانه دارد ، که وقتی شاه راهی میشود ، با داستان گویی هوش از سر او می رباید ، در پایان داستان خفّاش سوال میکند و پادشاه که دستور ها را فراموش کرده ، پاسخ میدهد پادشاه 25 بار می کوشد تا کار حمل جسد را به نزد مرتاض انجام دهد و سکوت را نگهدارد ، 24 بار چنان مجذوب داستان خفاش میشود که در پایان به سوال آن جواب میگوید.}

در هند شاعران بسیار میزیستند بطوریکه در دربار اکبرشاه هزاران شاعر میزیست

از شاعران بزرگ قدیمی هند ( بهارتی هری) شاعر راهب نحوی عاشق پیشه ی است

که صد شعر از عشق های خویش ساخته که اکنون در دست است. در باره یکی از معشوقه هایش نوشته است

 " پیش تر ما دو را چنین گمان بود که من تو هستم و تو من هستی ، اکنون چه پیش آمده که تو تویی و من من "

در باره منتقدان سخت بی اعتنا بود و میگفت ( راضی نگاهداشتن جاهلان آسان است ، و خشنود ساختن خبرگان از آنم آسانتر، اما آفریننده ی جهان نیز خود نتواند آنرا که از خوان دانش لقمه ی برگرفته راضی کند.

در منظومه های هندی عشق مذهبی فراوان وجود دارد حتی عشق های حقیقی شاعران را بصورت مجازی نگریسته و بیانات صریح شاعرانه شاعر را رمز و مجاز پنداشته اند.

  در قرن یازدهم میلادی زبان مرده ادب از پا افتاد و زبانهای محلی جای آنرا گرفت و اولین شاعر که بزبان زنده مردم شعر سرود ( گاند باردای) شاعر روحانی و تهی دست بود که به زبان هندی 60 بند شهر مفصل در زمینه های تاریخی سرود.

( سور داس) یکنفر شاعر نابینا از مردم (آگره ) بود که در باره ماجرا های زندگی     ( کریشنا)شصت هزار بیت شعر سرود. (گاندی داس) شاعر روحانی و تهیدست بود که بزبان بنگالی اشعار دلپذیر می سرود و در شوق معشوق می سوخت و صورت معشوق را قدسی و الهی تصویر میکرد و زبان بنگالی را زبان ادبی قرار داد:

" ای محبوب من ، به زیر پای تو پناه جسته ام . هر گاه ترا نمیبینم دل در برم می تپد. ....  زیبائی و فریبایی  ترا هرگز نتوانم فراموش کرد ، و با این همه در دلم هیچ تمنای نیست. "

برهمنان این شاعر بلند قدر را طرد و حضور او را در مجامع منع کردند.

( تولسی داس) از شاعران بزرگ هندی بود که در قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم  میزیست . آورده اند که چون پدر و مادرش قِران (نزدیکی) او را نحس  دیدند بر سر راهش نهادند، درین هنگام عارف جنگل نشین در رسید و طفل را با خود برد و به تربیت و تعلیمش همت گماشت ، و چون بزرگ شد ازدواج کرد اما بزودی همسرش مُرد از آن پس در جنگل مقیم شد و به ریاضت پرداخت و حماسه های مذهبی خویش را تحت عنوان ( دریاچه ی کردار های راما) سرود و داستان راما را دو باره به نظم در آورد و آن را به عنوان خدای یکتا به هندیان معرفی کرد و گفته بود:

(خدا یکی و آن هم راما است، آفریننده ی آسمان و زمین و نجات بخش آدمیان...)

اثر حماسی و اخلاقی و مذهبی  تولسی داس را از پُر ارج ترین آثار هندی دانسته اند چه در نزد هندیان مقام بلند دارد و ( گاندی) درین باره گفته بود: من رامانایای  تولسی داس را عظیم ترین کتاب ادبیات مذهبی هندی میدانم .

( توکا رام  درد کن) به زبان ( مهاراتی) 4600 سروده مذهبی پدید آورد که در هند اهمیت بسیار دارد .

از شاعران مهم دیگر هند ( سنگم) بود و در مادورا که در حقیقت پایتخت ادبیات تامیل بشمار میرفت به شاعران عنوان و لقب و حتی جایزه میدادند ، میزیست.

وی کتاب فلسفی و مذهبی بنام ( کورّال) در مشکل ترین بحور  ِ زبان تامیل نوشت و در آن مسائل اخلاقی و سیاسی را شرح داد .

بزرگترین شاعر هندی در قرون وسطی شاعر عالی مقام بود وی میخواست هندوئیزم و اسلام را بهم  در آمیزد و اختلافات مذهبی را از ریشه و بن بر کند، این شاعر بزرگ کبیر نام داشت و میخواست آئینی پی افکند که به مسجد و دیر و بتخانه و معبد نیازی نباشد و وجود یک خدا را تبلیغ میکرد و خود چنین گفته بود:

( کبیر فرزند رام و الله است، و سخنان مرشدان (هندو) و پیران را میپزیرد... پروردگارا! اگر الله هستی یا راما ، من بنام تو زنده هستم ... بت های خدایان همه از جان تهی اند و سخن گفتن نتوانند: من این را خود میدانم ، زیرا با آنان با آوای بلند سخن گفته ام ... چه سودی توانی برد از دهن شستن و تسبیح انداختن و در آب های مقدس شستشو کردن ، و در معبد ها کرنش کردن در حالیکه فریب در خانه ی دل داری و زیر لب دعا میخوانی و به زیارت میروی. )

میگویند برهمنان سخت از اشعار کبیر ترسیدند لذا فاحشه ی برای فریب او فرستادند اما کبیر او را پیرو خویش کرد کبیر قائل به تناسخ و رهائی از تولد های جدید را طالب بود.

گفته اند چون کبیر مرد هندو ها و مسلمانان بود بر جسد وی هجوم بردند که هندوان جسد را بسوزانند و مسلمانان بخاک بسپارند نزاعی سخت میان آن دو طایفه در گرفت.

ادبیات فارسی مصدر وحی برای ادیبان مسلمانی بود که به زبان اردو تالیفات پدید آوردند و قصاید زیبا و جالبی برای حکمرانان مغول و اطرافیان آنها سرودند . همینکه تدریسات لغات محلی در مدارس رواج یافت و چاپخانه وارد هند شد نثر قومی دهلی با زبانهای محلی نضج ( جدا شدن) شده و رونق یافت و در این نهضت ادیان بنگالی نقشی عمده ی داشتند ، آنگاه ادبیات خارجی مخصوصاً انگلیسی وارد هندوستان شد و به زودی موضوعات ملی و محلی به زبان انگلیسی نوشته شد با این حال هند و پاکستان و بنگلادش دارای زبانها و ادبیات محلی متعدد و متنوعی هستند و اساساً تقسیمات کشوری هندوستان بر پایه زبانهای محلی است .

ادبیات هندی که به زبان انگلیسی پدید آمده به مقدار وسیعی از طرف فارع التحصیلان

دانشگاه ها مورد توجه قرار گرفته است .

از مشهور ترین ادبیات قرن نزدهم و بیستم هند، پاکستان و بنگله دیش :

رابیندات تاگور برنده جایزه ادبی نوبل سال 1913 م ، اقبال لاهوری شاعر پاکستانی که به اردو، فارسی اشعاری سروده و کتب چندی تالیف کرده بود.

مهاتما گاندی ، جواهر لعل نهرو، در زمینه ادبیات سیاسی آثاری خلق کردند .

در رمان نویسی نام بلند آوازه( نازیان) و در زمینه شعر خانم (نایدو) قابل ذکر است.

--------------------------------------------------------------------------------

خواننده محترم !

من در نظر دارم ادبیات دری پارسی کشور هند و زبان سانسکریت و ادبیات آن را جداگانه تحت پژوهش قرار دهم در قسمت ادبیات دری پارسی و شاعران که بزبان دری شعر گفته اند مواد و. مراجع بیشماری در دست دارم اما در قسمت زبان سانسکریت نیاز به کمک دارد ، همین دیروز با دوست دانشمندم پوهنیار شیرشاه رشاد پسر مرحوم ارواح شاد عبدالشکور خان رشاد درین باره تماس گرفتم .

علامه رشاد در زمینه لسان سانسکریت تحقیقات و پژوهشهای بیشماری نموده اند که بنده در تلاش کتابهای شان هستم و انشاالله پیوسته معلومات را با شما در جریان خواهم گذاشت ، همچنان منتظر نظریات ، پیشنهادات و راهنمایی های با ارزش شما دوستان هستم آدرس بنده در:

homayounalimi@aol.com

و تلفن من در کابل ( 0797963290) میباشد امید وارم مرا یاری بدهید.

سید همایون شاه عالمی

6 فبروری 2009م : وزیر اکبر خان مینه

کابل - افغانستان