دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

سید همایون شاه (عالمی): 16 جوزا 1388

نوشتن و نگارش

پښتو در هند

بړیڅی

Barecy

قسمت هشتم

در محیط زندگی اجتماعی و قبیلوی پشتونها یک عشیره باستانی بنام بړیڅی یا بړیڅ

یاد میگردد که (هجاء) اول آن با (فشار) تلفظ میشود.

در یکی از نقل های (پتی خان بړیڅی) چنین بیتی آمده است:

لا بیا تور دی لونگین سپین دی رخسار دی

د  شپیتو   بړیڅو  برید  پر  هندو   بار  دی 

و(Nominative Case) (مفرد مذکر) منسوب به این تبار در حالت فاعلی

)Barecay حالت مفعول ( Objective Case

  و یا حالت ندا : Vocative case

 Bareca

Barrece و در حالات دیگر

گفته میشود .

برای یک خانم (مفرد مونث) در این عشیره (تبار) در حالات فاعل و مفعول فعلاً

(بړیڅه) میگویند، شاید در گذشته بړیڅی  میگفتند .

مردان متعدد  در این عشیره (بړیڅیان) و زنان متعدد  (بړیڅیانی)گفته میشود.

در بعضی از قبایل پښتو نها کلمه ی (بړیڅی، مجازاً به معانی ( وفا دار، در دوستی محکم،سر تیر، مخلص ، جنگجو، قوی و سلحشور به کار برده میشود،یعنی از موصوف معانی مماثل موصوف اخذ میگردد ، به نظر من (رشاد) این معنای مجازی با نقل حماسی  ِ (پتی خان بړیڅی) بی ربط و بی تعلق نبود.

برهان خان شاعری که باشنده (هزاره) بوده و به وصف احمد شاه بابای کبیر (1160-

1186 هجری قمری) اشعاری سروده در یکی از ابیات خود میگوید:

هر سپاهي یی  له  بړیڅو  کم نه  وه       د  روهتاس  کوت یی بي جنگه واخیستله

مقصد برهان خان در بیت فوق ازکلمه ی (بړیڅ)  همان پهلوانانی است که به همراه پتی بړیڅی یکجا بودند و تا هنگام مرگ به وفاداری خود ثابت قدم بوده جمجمه سر خود را در راه رفقا پیشکش مینمودند.

:(БapeҴ در لسان روسی ریشه این کلمه (بړیڅ) (

به معانی جنگجو، پهلوان،کشتی گیر و قوی هیکل استعمال میگردد. ریشه این کلمه در   میباشد که در (پښتو) بَر بَری بریالی (کامیاب) نیز همین ریشه(Бop زبان روسی(

را دارد.

:(БapeҴ(

این کلمه در زبان روسی برای پهلوانی اطلاق میگردد که پشت حریف خویش را بزمین زده باشد (خوابانیده باشد) .

در یک ضرب المثل روسی چنین آمده است:

HИTOT БapeҴ, KTO ӅOБeДeЛ

A  TOT, KTO Зa BepЩeЛ

ترجمه :

آن شخص قهرمان نیست که کامیابی نصیبش شده ، بلکه کسی قهرمان است که غوغا و جدال را خلاص کرده است.

) به معنی جنگجو میباشدБapeҴ  در زبان بلغاری نیز کلمه (

در صفحه (507) (اُپ نی شاد) نوشته اند:

کلمه ی (بهرت) در زبان سانسکریت به حیث یک نوعی از سپاهیان (جنگاوران) بکار میرفت، عدد آن جمع و جنس آن مذکر بود مگر در صفحه هشتم ( تاریخ هند باستان نبشته اند:

(Baharat) 

نام یکی از قبایل آریایی بود که در (وید) از آن ذکر شده است.

کلاوزس بطلیموس در اواسط قرن دوم میلادی در کتاب جغرافیای خویش ، یکی از  ضبط نموده است.(Obareis) قبایل اطراف پاروپامیزاد (هندو کش امروزه) را بنام

Cambridge History of India

در جلد اول تاریخ کمبریج ( تاریخ هند) در صفحه 87 از زبان (هیلبرانت) نقل شده است :-

(سَرَسوَتی) دریای  ِ (هریوتی) اوستا است، که ازروی قانون عمومی ابدال ویدی(س)

به(ها) اویستایی مبدل گردیده است، هریوتی  ِ اوستا ناوه ارغنداب قندهار نشان داده شده است. در منترون های (ریگوید) نبشته است:-

یکی از شاهان این منطقه (دیوداس) نام داشت، با بعضی از قبایل این منطقه چون: پانی (پڼی) ،پاروتا(پروټ) و بریسا(بړیڅی)جنگهای نیز کرده است.

دانشمندان افغانستان مرحومان پوهاند احمد علی کهزاد و پوهاند علامه حبیبی در بیان و ذکر (بړیڅ) موجوده را تذکر داده اند(Baresaya) وید

---------------------------------------------------------------------------------

تا اینجا نقل و قول از آثار علامه رشاد بابا بود.

نگارش ذیل از مقاله محترم احمد جان( ماڼو) اقتباس گردیده است و از نگاه تحریر ادبی دری ناگزیر نکاتی را که لغزشهای تحریری داشت اصلاح کردم امید وارم دوست فاضل ما این عملم را تمرد تلقی نکنند و همینطور که خود ایشان فرموده اند ما همه از یکدیگر می آموزیم و از ایشان به سبب احساس شان در برابر اصالت آریایی ها و زبان (آریک) و خدمات بی شائبه شان در پژوهش های شان و مقالات شان در سایت های انترنتی اظهار قدردانی میکنم.

چند سخنی به ارتباط زبان باستانی آریایی ها ( آریک)

دررابطه ی زبان اصیل آریایی و یا (آریک) که مادر و مادر کلان زبانهای آریایی شمرده میشود ، نظر به تحقیقات پژوهشگران زبانهای (هند و آریایی) حد اقل 3000 سال قبل از میلاد زنده و زبان مشترک ایشان بوده است.

میگویند فعلاً هیچ نوع اثری از موجودیت آن بچشم نمیخورد ،چون تاریخ تحریر شده  آریایی ها بیشتر از 1400 سال قبل از میلاد قدامت ندارد. و زبان سانسکریت(اوستا) و دری (پارسی ) هر سه از زبان آریایی متولد شده اند.

از کتاب درسی (تاریخ پشتو )که توسط پوهاند عبدالحی (حبیبی) تالیف شده و در بخش پشتو پوهنځی ادبیات پوهنتون کابل تدریس میگردید استفاده شده که در این اثر گرانقدر، نظریات و پژوهشهای علمای برجسته ی جهان قابل تذکر است.

بخاطر کار و زحمتی که از طرف محققین در باره زبان اصیل آریایی انجام شده است سپاسگذاری مینماییم .

تاریخ ادبیات پشتو نظر به غنای تحقیقات علما و محققین در خصوص زبان اصیل آریایی قابل تمجید است، علما و محققین توانسته اند با پذیرش زحمات بیشمار این زبان اصیل و آریایی را از ناشناسی به شناسایی کشیده و از اعماق تاریخ باستان  ِ فراموش شده پرده برداشته از مرگ حتمی آنرا نجات داده و در حالیکه نفس های آخرینش را دنبال مینمود زنده اش ساختند.تا با ما سخن گوید از آنچه که در ادوار تاریخ بسر او گذشته از شیرینی ها و تلخی ها، از نشیب و فراز ها، از مدنیت های گوناگون و از سرگذشت های که این مادر (آریک) با آنها دست و پنجه نرم نموده است حکایت نماید.

 وبا جسم ضعیفی که دارد، تمام گذشته های تاریخ باستان را که تا اکنون در ذهنش جای دارد و باقی مانده است با گرفتن نفس های عمیق به ما حکایت کند و ما با محبت فراوان گوش فرا دهیم.

آن خوشبویی را که از عطر عطوفت مادری معطر است ما را نوازش میکند و آنرا ما به صفحات کاغذ می نگاریم......

به حیث تحفه ی تاریخ ادبیات باستان (آریک - پشائی)یک دامن گل ساخته و به علاقه مندان اصیل زبان آریایی (آریک) و پژوهشگران زبان های (هند و اروپایی) هر چه بیشتر وعلمی تقدیم نمائیم..........

بعد از اینکه انگلیس ها کشور پهناور هند را اشغال نموده آنرا به (هند  ِ بریتانوی) مسمی کردند،در های بسته این کشور افسانوی بر روی اروپائیان باز گردید.

آهسته آهسته توجه دانشمندان،علما و پژوهشگران به زبانها و ادیان این کشور افسانوی معطوف گردید.

و تحقیقات آنان در زمینه های تاریخ و فرهنگ و شناسایی این مرز و بوم آغاز گردید.

از جمله آغاز پژوهش ها یکی هم در مورد کتاب سانسکریت بود، و جهت به سر رساندن این پژوهش ناگزیر آموزش و تدریس زبانهای باستانی هند را حتمی دانستند.

چون زبان سانسکریت ارزش خاص دارد به مطالعه و بررسی آن اقدام نمودند که در اثر تحقیق محققین و پژوهشگران نتیجه گیری شد که مشابهت های گرامری ، دیالوگ و لغات زبانهای (هند و اروپائی)و(هندو جرمنک) باید نام گذاری گردد و بالاخره این زبان ها را از یک ریشه و آریایی نامیدند. 

پژوهشگران اروپائی بعد از تحقیق زیاد زبان باستانی هند یعنی(سانسکریت) را به حیث مادر زبانهای آریایی شناسایی نمودند.

اما تحقیقات ادامه یافت بعد پژوهشهای مکرر محققین غربی نظریه ی جدید دیگری را به میان گذاشتند که قبل از زبان سانسکریت زبان دیگری وجود داشته که الفاظ و کلمات آن در تمام زبانهای آریایی مشترک میباشد.

زمانیکه اقوام آریایی اولین بار از دامنه های جنوب هندو کش تدابیر هجرت را اتخاذ و از دریای اباسین ( اندوس) عبور نمودند ، هر گونه مقاومت ( دراویدی ها) باشندگان بومی را سرکوب نموده و سر زمین ایشان را اشغال نموده و بنام (آریا ورته- آریا ورشه) نامیدند.

کتاب تاریخی خویش را که نام های کوه ها، دریا ها و امثال آن در آن ذکر است و این اسما تا حال در دامنه های هندو کش زنده اند مزین ساخته و این کتاب تاریخی را بنام (ویدا) (1400) ق م در هند قدیم انشاء نمودند که تا امروز ارزش خاص تاریخی دارد.

  و از طرف پژوهشگران زبان (سانسکریت) به صفت مادر زبانهای آریایی ها پذیرفته میشود.

پژوهش ها ادامه میابد تا اینکه نظریه ی جدیدی بروز مینماید به این معنی که سانسکریت را دختر زبان اصلی آریایی (آریک) دانسته و زبان (آریک) را مادر زبانهای سانسکریت و( اوستا) معرفی میدارند و زبان (آریک) را مادر کلان زبانهای آریایی دانسته و مدت حیات این زبان را الی سالهای 1400 ق م تعیین مینمایند.   

یعنی الی تاریخ متذکره این زبان مروج بوده و بعد از آن به زبان های متعدد منقسم شده اصالت خویش را به مرور زمان از دست میدهد.

نظریه ی جدید به ارتباط مادر زبانهای آریایی (آریک) چنین است که:

زبان اصیل آریایی از زمان های پیشین تا امروز در سر زمین عزیز ما افغانستان تا هنوز زنده است و چنین معلوم میشود که این زبان در وقت و زمانش یکی از بزرگترین زبانهای باستانی بوده و دارای ادبیات پیشرفته، ضروریات صرف و نحو و گرامر بوده است.

این عظمت و گستردگی آن در اسماء ارباب الانواع  که به ذات از ترکیب افعال و مصادر گوناگون ساخته و بافته شده است میتواند قدرت ، توانمندی و تکامل ادبیات آن زمان را جهت فهم و درک تمثیل نماید.

ادبیات آن زمان باستانی از ادبیات فوق العاده والای آن عصر آریایی برخوردار بود.

بر علاوه نامهای دریا ها ، کوه ها، ملتها، کشورها و آثار تاریخی ، ادبی و مذهبی مانند صفحات زرین در (ویدا و اوستا) و ملحقات آن موجود است، پژوهشگران و محققین وثیقه های قابل لمس را درین زمینه به دست آورده اند که موجب ثبوت ادعای من میگردد.

اما متاسفانه باید عرض شود که زبان اصلی آریایی (آریک) در نتیجه جنگها و جهان گشایی ها ما قبل تاریخ و تولد ادیان پی در پی و توسعه آنها بی تاثیر نبوده و در نتیجه مداخلات فرهنگی و مذهبی زبان اصیل آریایی ها(آریک) بی نهایت ضعیف و پراکنده شده است که این مادر بزرگوار به باد فراموشی رفته و در اثر عدم توجه فرزندان و نوادگان اصیلش روز به روز زیبایی ها و عظمتش از چوکات اصالتش رو به کاهش میرود.

باکمال تاسف باید عرض کنم که مطالعات و پژوهش محققین افغان فقط و فقط به تحقیقات پژوهشگران غربی متکی بوده و آثار شان از مطالعات و پژوهش آنان احتوا گردیده به نشر میرسد، هیچ نوع تحقیق و پژوهشی در داخل کشور عزیز (آریایی) خود ما و از اطراف و اکناف سرزمین خود ما در این زمینه صورت نگرفته و هیچ محققی جهت تحقیق این مطلب به دور دست های سر زمین باستانی خود ما قدم رنجه نفرموده است.

من (ماڼو) از حیات و موجودیت زبان اصیل آریایی به پژوهشگران و علاقه مندان مژده میدهم که زبان اصیل آریایی (آریک) در کشور عزیز ما افغانستان در زادگاه اصیلش در قالب یک زبان سالخورده و ضعیف به شکل پراکنده در دامنه های (هندو کش) بدون داشتن خط و کتابت به شکل شفاهی به اصطلاح (پشه ئی – آریک) هنوز هم زنده است .

و اما زار و ناتوان ، ضعیف و نحیف است و متاسفانه که در کشور خود ما آخرین شبهای حیات خویش را در کلبه ی حقیر ، فقیر و تحقیر شده عصر باستان سپری مینماید و فرزندانش بیخودی دانسته و ندانسته به آن میبالند و او فراموش تاریخ و تاریخ نویسان گردیده روز به روز فراموش دختران اش ( زبانهای هند و اروپائی) میگردد.

حال آنکه ادبیات متمدن امروزه زبانهای (هند و اروپائی) از آن سر چشمه میگیرند و زبان اصیل آریایی ( آریک) مادر بزرگ شان میباشد و از این زبان میرات برده اند.

بخاطر ثبوت موجودیت این زبان قدیم و شیرین باستانی حاضرم به علاقه مندان و پژوهشگران با استنباط ثابت سازم که زبان (آریک) مادر زبانهای آریایی زمان  ِ باستان( آریانا ویجه) یعنی اولین محل سکونت اقوام آریایی (4000 ق م ) است.

و در وجود اسماء ارباب الانواع که در کتابهای (ویدا) و (اوستا) زنده اند تا حد امکان از لحاظ ریشه ی لغات توضیح و تشریح نمایم، که در کتب متذکره درج اند.

مرحله ی بعدی آن زمان انشاء کتاب (ویدا) است و این زمان را علمای محقق (1500) ق م تائید نموده اند.دراین مرحله واضح ساختن و شرح خود کلمه ی (ویدا) اهمیت خاصی دارد. که بعضی از قسمت های آن توسط محققین تحقیق شده و توضیح میگردد.  
همچنان کتاب مقد س دیگری عبارت از(اوستا)است که زمان انشاء آنرا محققین محترم

( 1000)ق،م دانسته اند و دربارهء آن محققین نیز ،پژوهش قابل ملاحظهءرا انجام داده اند.

در بارهءخود کلمهء(اوستا)ومعنی های ان نظریات گوناگون وجود دارد ؛ کتاب مقدس است که به زمان (زردشت - زرتشت) تعلق میگیرد.
 حاضرم خود کلمهء( زردشت- زرتشت)واسم کتاب (اوستا) را با ریشه های که از آن بوجود آمده وساخته شده است تو ضیح و تشریح نمایم . وبا تغیرات که در مراحل مختلف پدیدار شده است توضیح وتشریح نمایم ، ما نند ( خورده اوستا ، زند و پا زند.....).
ثبوت دیگری زبان اصیل آریایی عصرداریوش هخامنشی سالهای( 486 – 522) ق،م است ،دقیق تر اگر گفته شود ،خط میخی کوه بغستان،که سه سطراقتباس شدهء و در تاریخ ادبیات پشتودرج است،که توضیح و تشریح آن درزبان(آریک)  وجود زندهء زندگی زبان اصیل آریایی  در عصرهخامنشیان است
موضوع خیلی با ارزش ومهم دیگر عبارت ازخط نبشته شده سرخ کوتل بغلان افغانستان ، که باستان  شناسان فرانسوی انرا کشف وبعداً به زبان لاتین برگشتانده اند میباشد.

  که مربوط میشود به عصر وزمان دین زردشت،که نبشتهء مذکور نیز در تاریخ ادبیات پشتودرج است.

حاضرم قسمت بیشترین آنرا توضیح وتشریح نمایم ، تاوجود زندهء زبان اصیل آریائی را درعصرزردشت وزبان اوستا به دوستان علاقمند و پژوهشگران معرفی نمایم،که دانشمندان محترم این عصر را ( 160 م ) دانسته اند.

 برعلاوه میخواهم  ثبوت زنده بودن زبان اصلی آریائی ( آریک) را در ادبیات متمدن جهان امروزی به دانشمندان ومحققین زبان آریایی به بحث بگیرم وبعضی ازکلمات ترکیبی وغیرترکیبی به اصطلاح لاتینی و کلاسیک را در کلمات چون خود  کلمهء(کلاسیک ، دیا لکتیک ،ارگنایزیشن.. وغیره)را در زبان اصیل آریایی           ( آریک) توضیح و تشریح نمایم.
 همچنان میتوان تاثیر زبان اصیل آریایی(آریک)رادرادیان باستا ن ودین اسلام در (عربی)ملاحظه ومشاهده کرد.

. تا علما و محققین محترم تائید نمایند که واقعا زبان اصیل آریایی تا امروز در میان زبانهای مروج اروپایی و متمدن جهان بدون آنکه بدانیم زندگی دارد .
 کلمهء(آریک)که نتیجهء پژوهش های خستگی ناپذیردانشمندان محقق زبان اصیل آریایی استنباط گردیده  است و ناگفته نباید گذاشت که کلمهء(آریک) به نام نامی محقق بزرگ دوکتور(گوستا ولوبن) گره خورده است که ( آ ریک ) زایندهء کلمات مانند:    ( آر، آرین،آریا و آریانا) . میباشد ، برای من جهت پیشبرد پژوهش جدید مقام ارزنده و خاص خود را به مثابهء مشعل فروزنده در راه تاریک دارد .

به اسا س ادعای فوق که زبان اصیل آریائی (آریک) تا به امروز در دامنه های کوه هندوکش با تمام نازک خیالی های ادبی که دارد زنده است .

پژوهشگران زبان اصیل آریایی در بارهء کلمات ( آر ، آ ریا ، آریا نا  و آرین) مقالات علمی زیادی دارند و سعی نموده اند ، توسط کلمات فوق الذکرمفاهیم که آریایی ها به نژاد خویش مدعی  اند بمعانی( اصیل ،شریف ، نجیب و زارع) را ارائه کنند.

که تمام تعریف های شان،علمی،معقول وبا منطق است ولی از ریشهء  اصلی ان که فوقالعاده مهم است چیزی ارائه نشده است، همچنان نامهای راکه آریائی هادر سرزمین آریائی   واجدادی شان (آریانا ویجه) از قبیل ارباب لانواع داشتند ، واقعا زیبا وزیبندهء خدایان شان است، مفهوم کلمات مذکوررا از مجموع متن تعریف و معرفی کرده اند.

حال آنکه اسمای ارباب لانواع زیبائی خاص خود را در ترکیب های خود دارند و از افعا ل وکلمات مختلف ساخته شده اند که معانی ومفاهیم اصلی  اسمهای شان در ترکیب های شان نهفته است،اگر نامهای ارباب الانواع مطابق ریشه های افعال شان توضیح وتشریح شود در آن صورت مطابق حال واحوال ارباب الانواع خواهد بود .

در آن وقت خواننده و شنونده خواهد  دانست و پی خواهد برد که زبان و اد بیا ت آریایی های (آریانا ویجه ) در کدام سطح کمال وعظمت قرار داشت ،بعد از تشریح و توضیح دانسته خواهد شد که زبان اصیل و باستان آریایئ (آریک) ،چگونه زبان  با عظمت و دارندهء ادبیات همه جانبه بوده وکدام راه را در طول تاریخ سپری نموده است  واز کجا به کجا رسیده است و  متاسف ومتاثر خواهند شد.

یاداشت: نظریات علمای پژوهشگر (هند واروپائی) به ارتباط زبان اصیل آریایی ، مادر زبانهای آریایی (آریک)اظهار عقیده کرده اند
که  گویا زبان اصیل آریائی (1400 )ق،م از بین رفته و مرده است و از وجود آان زبانها ی جدید دیگری چشم به جهان گشوده اند .

من با این استدلال موافقه نداشته ، بنابر آن به علما وپژوهشگران زبان های (هند و اروپائی) مژده میدهم که زبان اصیل آریایی با مدارک وشواهد که از آن روزگاران تا امروزبه شکل شفاهی ویا به  گونهء تحریری درصفحات زرین کتاب های (ویدا) و (اوستا) و سنگ نبشته های (داریوش هخامنشی و کتیبهء سرخ کوتل بغلان۰۰۰) درج و منحیث گنجینهء عظیم تاریخی،ادبی ،کلتوری ،د ینی و فرهنگی از( آریانا ویجه) تا قرن بیست ویکم به نسل آریایی امروزی اش به گونهء زار ونیم بسمل با رمق ها ی آخرینش، خود را با سینه کشانده ورسانده است.

*ازدولت وحکومت جمهوری اسلامی افغانستان واکادمی علوم افغانستان صمیمانه   تقا ضا دارم که برای بهتروخوبترشناسائی زبان اصیل آریایی، مادر زبان های آریایی به ایجاد یک شعبه در جنب اکادمی علوم افغانستان به نام مرکزتحقیقاتی (آریک) اقدام نموده تا درحال وآینده به پژوهشگران و علاقمندان این راستا و آیند گان خدمت قابل ملاحظه انجام شود ، تا ازین طریق صفحات مکدر تاریخ( آریایی ها) روشن و منحیث یک تحفه ناب  تاریخ به آیند ه گان به میراث گذاشته شود .

سید همایون شاه (عالمی)

4 جون2009م

وزیر اکبرخان مینه

کابل - افغانستان