|
دستگیر نایل
قبیله ی جنگ چون زادهء قبیله ای و اهل جنگ، هم داری به شانه راکت و تـوپ و تفنگ،هم چنگیز را ز وحشت خود، درس داده ای در حیرت است ز ظلم تو، تیمور لنگ هم فرهنگ، دشمنی تو از حد گذ شته است می آید از زبان تو، کار خد نـگ، هم تنها نه دشمنی تو، با خلق تاجیک است داری هزار دغد غه با چشم تنگ، هم در قصد خود به کشتن بت های با مـیان ای بی هنر ببین که نه کردی درنـگ، هم تحریم شد به حکم تورقص وسماع و سـاز تنبور را به دار زدی، نای و چنگ هم کشتی هزار بیگنه در بلخ و با میان در چار یکار و غزنی و یک، آ و لنگ، هم نیرنگ ها به کار زدی، تا شدی رییس داری تو مکر روبه و خشم پلنگ، هم با این سیا ستی که گرفتی تو در عمل رفتست آبروی تو، نا موس و ننگ، هم تا بر سرت کلاه ریا ست، گذاشتی خدمت به خویش میکنی و بر فرنگ، هم تاراج ملک و هستی ملت ، شعار تست قاچاق پودر و می و افیون و بنگ، هم بیچاره شد ز ظلم تو، دهقان و کار گر آواره شد ز د ست تو اهل فرنگ، هـم قربا نیان عد ل!! تو، بر پای دار رفت بیچاره غوث زلمی و کا مبخش و رنگ،هـم ملت کشند، پای تو در داد گاه عدل یک روز، گرچه خـفتهء تو زیر سـنگ،هـم ( نوامبر 2008 لندن ) |