|
غلام جیلانی "پژوه" 1387/09/10
" زور احتیاج " زندگی آغاز یابد با ظهور احتیاج جان ها خالی نگردد از عبور احتیاج پادشاه محتاج تخت وسائلان دروازه کوب هر کسی عاجز نماید درحضور احتیاج زندگانی یک نفس انهم بود محصور هیچ از برای هیچ هستیم ناصبور احتیاج ذوق آتش الفت مارا یگانی را ندید هیزمی دارد ضرورت این تنور احتیاج ازهجوم کج خیالی معصیت پرورشدیم نارسائی های فکراست یاقصور احتیاج پای دریا بشکنند تامیشودمخلوط بحر قوت در یاچه باشدنزد زور احتیاج از تولد تالحد فارغ نمیگردد دلی تانمیخواهد تن کس روی گور احتیاج همت رفتاربایدای "پژوه" درزندگی گرچه صدها خوف دارد راه دوراحتیاج |