|
فرستنده :
مهندس شاه امیر فروغ :10حوت1387

صفحه یی از
یادداشت های منتشر نشدۀ زنده یاد میر غلام محمد غبار
ولایتِ بزرگِ
قطغن و بدخشان
متنِ زیر
یادداشتی است از خاطراتِ ایامِ نوجوانیِ ( شاعر ، ادیب ، مؤرخ ، مبارز و
آزادیخواهِ نامدارِ کشور ) یعنی شادروان میر غلام محمد غبار که همراه با
خانوادۀ بزرگوار شان ، سفری داشتند به استانِ بزرگِ قطغن و بدخشانِ آن
دوران . این متن که با خطِ خودِ شان تحریر گردیده وهنوز به چاپ نرسیده است
، برای اولین بار توسط برادرِ ارجمند آقای حشمت خلیل غبار ، فرزندِ فرزانۀ
زنده یاد میر غلام محمد غبار در اختیارِ این کمترین قرار گرفت تا با اجازۀ
ایشان در معرضِ دیدِ خوانندگان گرانقدر قرارگیرد .

درصدرِیادداشت
چنین میخوانیم :
( صفحه ای از یادداشت های چاپ نشدۀ زندگانی شاد
روان میرغلام محمد
غباربخط خود شان )
.این نوشته بخطِ برادرِ بزرگوار جنابِ حشمت خلیل
غبار میباشد و نشان دهندۀ این حقیقت است که این یادداشت هنوز به چاپ نرسیده
و برای اولین بار توسطِ ایشان در اختیارِ حقیر قرار گرفته است تا درموردِ
نشرِآن اقدام نمایم .اینک اصلِ یادداشت به شرحِ زیر جهتِ نشر، به سایتِ
وزینِ کوفی ارسال میگردد ، باشد تا ضمنِ معرفیِ دیدگاهِ غبارِ نوجوان در
موردِ این گوشه از سرزمینِ باستانیِ مان ، خدمتِ کوچکی جهتِ شناختِ بیشتر و
بهترِ این استانِ مرد پرور کشور « در آن روزگاران » انجام داده باشم .
(خان آباد یک
قصبۀ سرسبز و پُر آبی است که یک بازار ، یک جامع ، یک حمام و چند سرای
تجارتی داشته ، مرکز اداری و تجارتی ولایت بزرگ قطغن و بدخشان بحساب میرود
، ولایتی که از پامیر تا هندوکش و سواحل دریای آمو کشیده میشود . مردمان
این ولایات مؤدب و شیرین زبان و دلدادۀ موسیقی و رقص و بزمند ، دزدی و آدم
کشی در بین اینها خیلی بندرت اتفاق می افتد . تفاوت بین این دو ولایت آنست
که در قسمت علیا یعنی بدخشان اراضی کوهستانی و منزوی تر ، مردم نه تنها
زارع و مالدار ، بلکه صنعتکار و پیشه ور هم استند ، صنایع چرم سازی ،
آهنگری و نساجی شان مشهور ، مخصوصاً صنایع دستی آلات موسیقی « تنبور ،
تنبوره ، چنگ ، زنگ ، دف و زیربغلی » و ستام اسپ سازی « زین ، رکاب ، لجام
نقره کوب و غیره » مهم است ، همچنان پارچه باب کتانی و ابریشمی و پشمی
بدخشان مثل دست دوزی زنان آنجا نفیس است . اسپ هایشان کوچک و محکم و
مردانشان سواران ماهری محسوبند ، تجارت شان از راههای صعب المرور یا
کاشغرستان هم بعمل می آید . مردم بدخشان زبان دری را بهمان پاکیزه گی ماضی
و شیرین و آهنگدار تکلم میکنند ، بشعر و ادب و شعرا و ادبای محلی احترام
میگذارند . و اما در قسمت سفلی یعنی قطغن آن تخارستان وسیع تاریخی که دارای
میدانهای هموار و تپه های خاکی قابل زرع است ، مشغله عمومی مردم زراعت و
مالداریست ، و نسل گیری اسپ آن در افغانستان بی نظیر است . رویهمرفته
مردمان قطغن و بدخشان آزاد منش ، خوش معاشرت و آمادۀ قبول هر نوع تحولات
اجتماعی مترقی بوده ، از تعصب و جمود سدی در مقابل خود ندارند ، زیرا در
اینولایات از نفوذ روحانیون و ملا های ضد تجدد و تحول خبری نیست . مردم
مالیات گوناگون دولت را در سر موعد میپردازند ، خدمات بیگاری حکومت و
مأمورین را انجام میدهند ، و خود بنان و چپنی میسازند ، معهذا از مظالم و
تعدی و ارتشای حکام و مامورین رنج میبرند و شکنجه میکشند . )
|