|
سید همایون عالمی
شکایت از زبان دریای کابل بشنو مرا تو قصه که دریای کابلم گاهی چو جوی خشک شوم گه سر پلم از شاخه های کوه ز پغمان رمیده ام پیچ و خمی بریده به کابل رسیده ام آب شفاف دارم از آغاز دره ها آید به شوق تشنه لب آن میش و بره ها سرد و شفاف و مست بیایم زبیخ برف آبم بـه کـشتزار و چـمنزار گشـته صَرف لیکن به شهر تا برسم قصه دیگر است آبم کثیف گشته و رویم سـیه تر اسـت تغاره ی لباس شوی مردم به دامنم حمام و تشت و باطله دانی مـگر منم آورده زارعان چو حمار خویـش را کم یابی آب در مـن و ســرگین بـیش را اطفال بی پناه بشویند جان خویش سازند هزار حـُله ی مـکروب آن خویـش سبزی فروش شلغم و ملی کند صفا هر کس نشسته کنــجی و حاجت کـد روا از بسـکه ریختند کـثافت به روی مـن گندیده ام بس است چه شـد آبروی مـن خون شهید ریخـت به دامان این و طـن تا لاله گون بگشت وطن دیدی بـی چمن گم گشت ابر و تیره بـشد روزگـار مـن آن تیر خشک سـالی بزد ساخت کار من آبم ز سر برفت بشد خشـک این تنـم بـازار ازدحـام بـدیدی بـه دامـنم والله دلی نـسوخـت برایم ز غـافلان اشکی نریخت ابر بماندم ذلیـل هـان مردم چرا به دیـدن دریا کنـند شـوق دریا اگر منم ندارند هـیچ ذوق گنـدیده من بـه مـرکز ِ کابل فتـاده ام آلوده گان شما به گنه من چه زاده ام من قطره هـای اشـک یتـیم ز ملتم یارب کرم نمای چرا ؟ من بـه ذلتـم آن ملتی که پاک گه از خون نمیشود گاهی به روزگار (همایون) نمیشود ******************* کمال عشق ما خراباتی و مســتیم از مــلال مـا گــریـز کمترک تشریح فرما وصـف حال ما گریـز خاطر آزاد ما را کــم نــما آزرده حـال تا نداری اش جوابی از سـوال ما گریـز در جهان عشق ب ازان بیـم نتــوان راه زد عاشـقان بی کـمالـیم از کــمال ما گـریــز دسـت عـجز ما به امـید جـلال کــبریــاســت زاهدا کم ــکن نصــیحت از جــلال مـاگریز جمع مارا خاک کوی دوست باشدسـرمه یـی کم بکن این قال و قیل از قیل وقال ما گریز خط کشیده اشک سرخی درمـسیر روی زرد دیده بر کَن از خراب خط و خـال مـا گـریز کردی دنیا را حرام از خشم و قهرت بی سبب وعــظ کــمتر گــوی بشـنو از حـلال ما گریز دلـق ما آلـوده گـر شـد قـلب مــا آئیـنه گشــت در تـجـمـل مـی نگنـجد از جـمال مـا گریــز دفـترعـصـیان مـا را کم ورق زن بـاغـرور دسـت رحـمت سـایه دارد از وبـال مـا گـریـز عشق جانانء (همایون) دردلش تابنده باد گو به زاهد دور باش و از خـیال ما گـریـز سید همایون عالمی 19 جولای 2008 - وزیر اکبرخان مینه - کابل افغانستان |