|
دوکتور سید بدخش:
27 جوزا 1388

تن ما پاره شده
میهن مـــاز جفا و
ستم آگده شده است خــاک
ازخون
صـــفاوعلم آزرده شده است
تــن مـــا پاره شده
پرهــن پیدا نیست دادمارفتـــه بـه عصــاره پراگنده شده است
نیست کس مـونس جان
وتن بیچارهً
ما
روح مـــارفته زتن ســروت آینده شده است
آشنا رفته ز خـود
دشمن ما
گشته
کنون شور اغــیارو غــبار دل پــژمرده شده است
عاصی وکفروکـفن پوش
به خلوتگه
راز مرشیدپــاک خدا پشـت درافــگنده شده است
شیرهاخوابده
روبـابه فسون
گشته غلام این غلامی شرف خودکشی بیگانه شده است
شیون مــردم
بیچاره نــدارد اثــری نـغمهً نـــائ شب وطبل نــوازنــده شده
است
ره روان ره
ایثـــار گزیــدن خــلوت قــــاتل مفسدوخــونخواربرازنــده
شده است
کوچی وناقل وغالی شده
است هاتم تائ شمله وشـــال ریــائ و یخن
کـنده شده است
جبهه و وحدت ما را
به تغـافــل بـینی زینسبب فـــاصلـه
هاگـربه
نـماینده شده است
علم و دانش همه بر
باد فنا گـشته زمـا زجهالت همـگی دشمن آیــــده شــده است
سازش ومعـرفت
ومصلحتی نیست زما چونکه درمظهرمادیوجنون زنده شــده است
عشرت وخـواب خیالات شده
رمزحیات
بس حیاتی که شکار دد دیـــوانه شــده است
سوخت ازدست نفاق
بیستروکاشانهً
ما نیـم مـــادربـدر ونیــم دیگر بــرده شده است
زجهالت
به عدالت
نـتوان کـرد صفر کــاروان حـوص وعازبساخـسته شــده است
قیصهً بی
سرو سامانی شنیدن تا کی دفترخا طره هــا بسته وافســرده شـــده
است
نیست درسرحوص وعشق
دیگربردل ریش
خامهً درد کشان درج
به
دفتر شده است
دوکتور سید بدخش
تورنتو
کانادا
14/06/2009 |