عنوان مضون
تلویزیون ها یا شبکه های استخباراتی جهان در افغانستان.
نکات مهم
فعالین رسانه ها درطول همین مدت که ازادی بیان درافغانستان بعد از چندین دهه حاکمیت حاصل کرد به عنوان اپوزیسیون در مقابل دولت عمل می کنندودرراس این تلویزیون ها چه کسانی قرار دارند به هویت تعداد از انها مرد ما میدانند ووابسته گی انها راباکشور های همسایه خوبترواضح اگر گفته شود همه این افراد کسانی اند که دست شان به خون این ملت مظلوم سرخ بوده واز میله تفنگ وجیب مردم به اساس هدایات باداران پاکستانی ،ایرانی،تاجکستانی،وسایر کشور های که به همگان معلوم می باشد نان خورده اند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(احمد یادگار)
اصل موضوع با تفصیل
وضعیت کنونی درافغانستان بادرنظرداشت اینکه نمی تواند همه سوالات راکه ناشی از عدم کفایت دولت مردان وجود دارد پاسخ بگوید اما ضروی پنداشته میشود که نظری به فعالیت رسانه ها به ویژه نشرات تلویزیون های که در حال حاضرازکابل نشرات می کنند داشته باشیم. واضح است که ماده سی وچارهم قانون اساسی کشور بر ازادی بیان درافغانستان تاکید نموده وبه هر شهر وند افغان حق نوشته، انتقاد ،وبه تصویر کشیدن افکارشان از طرق مختلف را در چوکات مواد قانون اساسی جواز دانسته است .همچنان قانو اساسی در این باره به سراحت نگاشته است که هرافغان حق دارد که بااستفاده از احکام قانون ازادی بیان مطالب مربوط به ازادی بیان را بدون مشوره مامورین دولت به نشر برسانند.اماطوریکه قانون حکم کرده است تاحال دیده نشده است که احکام قانون در خصوص این موضوع رعایت گردد. به همین ترتیب فعالیت تلویزیون ها، رادیو،سایت های انترنتی روزنامه ومجلات با اسفتاده از احکام قون اساسی مجوز هستند اما در این جا تنها مالکین رسانه ها به خصوص تلویزیون های شخصی تنها از حکم اغازفعالیت قانون ازادی بیانه که درماده سی چهارم قانون اساسی کشور امده است استفاده نموده اند. بقیه تمامی احکام قانون ازسوی رسانه داران تصویری زیرپاشده است.اینکه چراشرایط فعلی افغانستان بهران افرین شده است دلیلش انعکاس غرزالود جریانات از ادرس رسانه ها است دراینجا هدف ازبیان این مطلب همه وسایل جمی ارتباطی نمی باشد صرف رسانه های تصویری است.باید گفت که در درگونی های مثبت ومنفی نقش تلویزیون ها نسبت به سایر وسایل جمی بیشتر بوده ونیاز است تا در یک کشوری که قانون اساسی ان متکی بر خواسته های ملتش استوار باشد عملکردهای راسنه یی از ادیت وهرگونه سانسور دروبماند تاباشد جامعه درمیان هم ،شکل گیری مردمی نموده وبه سوی رفاع حرکت نماید.اما بدبختانه چنین نیست همه فعالین رسانه ها درطول همین مدت که ازادی بیان درافغانستان بعد از چندید دهه حاکمیت حاصل کرد به عنوان اپوزیسیون در مقابل دولت عمل می کنند وهمیشه دولت را متهم عنوان می کنند. درست است که در حال حاضر در رده های بلند دولتی اشخاص مناسب وکارفهم نداریم اماضرورنیست که دولت را برای ملت وحشی معرفی نماییم.بالای این موضوع بعد از چند پراگراف دیگر میایم.دراین جالازم است تا معلوم شود که تلویزیون ها درروشنایی کدام مرام واهداف در افغانستان کارمیکنند اولآ منابع تمویل دهنده انها ضروی است در یافت شود امابد بختانه دولت مردان ما بدون اینکه مواد قانون را در نظرشان می داشتند نتهنا اینکه انها به اینده وعمق این موضوع مراجعه نکردند بلکه احکام وجوزانامه هارا نیز برای سرمایه گزاران این بخش در بدل پول به دست رس انها قرار دادند. بخصوص وزیران اسبق وفعلی اطلاعات فرهنگ کشور .دانستن این موضوع خیلی به سرنوشت سیاسی افغانستان مهم است اماکه، وچه شخصی به این موضوع فکر کند وظیفه که است.به هرصورت در حال حاضرکشورهای همسایه ما از طرق وادرس های مختلفی میخواهند اوضاع سیاسی افغانستان را تحت کنترول خود داشته باشند که همه ما به این موضوع پی برده ایم واین برنامه از سی سال قبل اغازگردیده بود که در حال حاضر شکل پیشرفته ومدرن را به خود اختیار کرده است .نمونه خوب این موضوع را درپرده های تلویزیونها میتوان مشاهده کرد.تلویزیون های امروزی درافغانستان برخلاف عقیده های اسلامی وافغانی نشرات میکنند به جزیات مراجعه نمی کنیم وعمومیات رابه بحث میگیریم درراس این تلویزیون ها چه کسانی قرار دارند به هویت تعداد از انها مرد ما میدانند ووابسته گی انها راباکشور های همسایه خوبتر.واضح اگر گفته شود همه این افراد کسانی اند که دست شان به خون این ملت مظلوم سرخ بوده واز میله تفنگ وجیب مردم به اساس هدایات باداران پاکستانی ،ایرانی،تاجکستانی،وسایر کشور های که به همگان معلوم می باشد نان خورده اند.تلویزیون های نور،نورین،تمدن ،وفراد به شکل اشکار از سوی اداره استخبارات ایران تمویل میشوند.نمونه خوب این حرف برنامه های ایرانی موشگافی ها در برنامه های سیاسی استعمال لغات فارسی وبعضی دیگر موارد به شمار میروند.به همین ترتیب تلویزیون های طلوع ولمر نیزکه بنیاد بدبختی را در چوکات کاری رسانه ها تهداب گزاری نمود از سوی ادارات استخباراتی کشورهای غربی، اروپایی به خصوص انکلیس ؛سرمایه داران اسرایل، ایران، وبنیاد اغاخان، تمویل میگردد وهدف این رسانه فقد از بین بردن هویت افغان ها تازه نگهداشتن زخمی که بر پیکر افغانستان وارد است می باشد واین نکته به شکل اشکاربه همه یی این ملت معلوم است.تنها تلویزیونی که بدون امکانات پولی که باید ازسوی استخبارت بیگانه به انها جهت فعالیت داده شود تلویوزیون خصوصی شمشاد است واین شبکه بدون وابسته گی خارجی نشرات میکند اما از ناتوانی های فراوانی برخوردار است وهمین موضوع سبب شده است تا موقف برایش داده نشود باید گفت که تلویزیون شمشاد مکمل مروبوط به مردم پشتون ها بوده ودر اکثر موارد ازسوی ریس جمهور کرزی تمویل میگردد همچنان این رسانه به عنوان یک نهادغیر مردمی در کنار دیگرتلویزیون ها رشد کرده است.ودرجامعه از موقف خوبی برخوردارنیست.تلویزیون اریانا نیز به گروپ بالا پیوسته است ودرعقب این رسانه دست ملاعمررهبر گروه طالبان به طورخاص وجود دارد وباهمکاری اداره استخباراتی امریکا ایجاد شده است .تلویزیونی که دراین گروپ استخباراتی شامل نیست تنها تلویزیون افغانستان است که درعالم ناتوانی باوصف اینکه از خوبترین امکانات برخوردااست بسر میبرد ودر راس این رسانه ملی نمایند حزب اسلامی اغای کریم خرم قرار دارد که این موضوه به عنوان فاجعه تلقی میشود.نکات مهم این داستان را بطور فشرده به برسی گرفتم اما حرف اصلی باز هم سرنوشت کاروفعالیت رسانه یی در صدر این موضوع قرار میگیرکه دراینده باچه چالش های دیگری روبرو خواهد شد وسرونوشت مردم رابار دیگر به کجا خواند کشانید.به گمان شما که دولت افغانستان نمی تواند در مورد این موضوع اقدام نماید سوالی است که خود جواب هم می باشد معلوم است که دولت ما میداند که همین موضوع در امور رسانه ها حاکم است وحقیقت تلخی است برای درک کننده گان.اماهرگونه تلاش در مورد این قضیه به قیمت جان دولت داران افغانستان تمام میشود وباید گفت که این کاروان ازسوی استخبارت انگیس وامریکا کنترول میشود وبازی است که با انجام دادن ان درافغانستان تپه ها ودشت هااز مقبره های مردم این ملت باردیگر پرخواهد شد.دربالا روی کارمندان رسانه های تصویری صحبت ناتمام صورت گرفت به دوامش مینویسم که ماخبرنگاران وکارمندان تلویزیونها به گونه بی طرفی در طول همی شش سال عمل نکردیم به گونه یی وابسطه به ارگان وگروپی بودیم وهستیم. بود مسلکی کار ما این چنین نیست اگر رسانه ما برخلاف عقیده های ملی ما حرکت میکند رسالت داریم تا برای مردم بگوییم که اومردم فلان چینل بافلان کشور قصدبربادی مارادارند با انجام همین عمل مامیتوانیم خود راژور نالیست عنوان کنیم مگر بد بختانه چنین نیست از همه اولتر ما رفته رفته به گروپ های استخباراتی وصل شدیم ان هم در بدل چند پول ناچیزکه درحقیقت ماباید به صفت دشمن فرهنک وهویت ملی خودشنا خته شویم. موضوع دیگر این بحث را در میز های سیاسی وگفتمان های فروخته شده تلویزیون های یاد شده وجود دارد اشخاص وافرادی که در این گفتمان ها به عنوان گرداننده فعالیت میکنند ایا بامفکوره واقعی افغانی به سود مرد کارمیکنند ویاخیر.همین گردانده های محترم برنامه های سیاسی تلویزیون ها هستند که بین مردم ودولت فاصله ایجاد میکنند وباموشگافی های بی موجب مردم رادچار چرت وفکر های عجیب غریب می سازند. هدف در اینجا پشتی بانی از دولت نیست مگر به ضفت یک افغان حق دفاع ازمنافع ملی کشوررا وظیفه خود می دانم.واین حقیتی است که شاید ازخواندنش شمار خوش نشوند ولی به این نوشته اکتفا کردن کافی نبوده باید هر خوانند محترم که شامل این بحث نیست به تحقیق لازم بپردازد.درپایان باید گفت که رسانه ها در افغانستان براساس حکم قانون اساسی کشور فعالیت های خودرا عیارساخته دست غلامی بیگانه گان را ازگلوی خود دورکنیم وبرویم به سوی دریافت راه حل برای بهران کشورخود در غیر ان روزی خواهد رسید که دولت افغانستان به شکل ناخواسته ازادی بیان راماقوف قرار داده همه یی ما وشما راه گمک خواهیم شد به دلیل اینکه دولت افغانستان صلاحیت دارد که چنین برخورد را در صورت ادامه این روند نادرست ما در پیش گیرد.
دوستان عزیز من از نوشته من خفه نشوید کمبودی های مرا ببخشید نوشته از من قضاوت ازشما.
m.yadgar@yahoo.com
(احمد یادگار)