|
غلام جیلا نی
"پژوه": 10دلو 1387

زخم تضاد
زخـمهـا خـوردم
زشمشیرتـضاد میــکشنـدم بـا عــناویـن زیـاد
کـه بــه عـنـوان
تـضـاد مـذهـبی گاهی عنوان لسان است و نـژاد
گه بنام سـمـت
واحـزاب وگــروه گـاهـی در الـقـاب الـحـادو جهاد
خـط فـاصل در
لـبـاس آن وایـن از پـــی دوری مـیـان مــافــتـاد
ازفــسـون
اینـهــمه نـام ونـصـب چون غباری رفته ام درچنگ باد
این همه تفریق
هادراصل خویش یک جهان غم به ما تحمیل کـناد
صیدغفلت گشته
وبادست خویش هـیزمی دادم بـه هـرآتــش نهاد
ای خـــدا
آئــیــنـه اعـمــال مــا بـاز تاب فـرقـه سـازی ها مـباد
نـیسـت تضـمـیـن
حـیـات مـا ومـن گرعناد است وعناد اسـت وعـناد
به که جوشد خون
اخوت ای
"پژوه"
از ســر صــدق در
عــروق اتـحـاد |