|
پرتونادری
حسنک کنار پنجره می ایستم کنار پنجره ء تاریک کنار پنچره ء خاموش و می بینم حجم سیاه انفجار تمامی ابعاد شیشه های ذهن پنجره تسخیر کرده است افق تاریک است و در بازار بی رونق روزگار ستاره گان چنان سکه های عهد دقیانوس از رواج باز مانده است کنار پنجره می ایستم کنار پنجره ء تاریک چشمهایم کور کسی در دوستان حسنک شعر هایم را بر دار آویخته اند ثور 1374 شهر کابل
|