|
هشتم مارچ فریاد مشترک انسانی زن است
هموطنان عزیز! زنان بیدار ومبارز افغانستان! درود بر روان همه زنان جان باخته ی سرزمین مان و سلام بر آن دسته اززنانی که محروم آزادی هستند و برای مقاصد شوم دیگران در زندانها نگهداری میشوند. دلاورزنان بیدار دیار من! دراین سرزمین، در آن دوردستها و هرجایی که هستید، سرفراز و پیروز باشید! بنام خداوند جان وخرد هشتم مارچ روز پیمان و پایمردی دلیر زنانی است که درراه رهایی از اشکال ستم و بیعدالتی، طرد بردگی، شکستن طلسم دوام خشونت خاموش، برای روشن نمودن راه پرپیچ وتاب آینده در گذشته از جان خویش مایه گذاشتند و یادشانرا جاودان نمودند. هشت مارچ روز نکوداری از کوشش و تپشهای زنان در یک سده ی پیش از امروز برای رسیدن به بامداد آزادی است. یاد آورد چنین روزی در تاریخ جهانی زن، تجلی شکوه انسانی آنهاست، لابد مانیز برای رسیدن به برابری و کسب حقوق انسانی خویش دریغ و درنگ نکنیم. پیمان و پیوند زنان در مقیاس جهانی نیرویی است که ازهیچ سویی مانع پذیر نمی باشد. درروزگار شرارت و نفرین و دردورانیکه ازچهار گوشه این عالم رنجنامه زنان فریاد میشود، زن سرزمین ما هنوز به درجات انسانی و سزاواری حرمت نایل نیامده است. ایکاش روان خیانت واستبداد به روان باهمی و ارفاق بگذرد وجای خشونت خاموش را تفاهم آگاهانه و آشکار پرکند. جهانیان خود آگاه اند که زن در مقام نیمه ی کامل جامعه هنوز از بیداد رنج میبرد، اما هیج ستیزنده ی غیرزن برای پایان دادن نابرابری جسورانه گام برنمیدارد. زنان باید برای عبور از مرحله تأسف و تابعیت، خویشتن را آماده کنند و در راه نیل به آزادی گام بردارند. پس نخستین باید اصلی زنان رنجور واما صبور افغانستان آنست که برای تحقق آرزوی باهمی در روزهمبستگی جهانی زن بپا شوند. میدانیم که، راه امروز زن از دامنه های دیروز می گذرد و مسیر فردا نیز ازامروز آغاز میشود. ما چه شوربختیم و چه سرگردان که هنوز در جلگه های جدا ازهم قرار داریم و دربرابر هم چاههای تاریک و بیمناکی می کنیم، تا مگر آن دیگری را بزیر بر اندازیم و خویشتن را سرفراز بدانیم. اینست که زن هنوز محتاج آگاهی است و زیربنای آزادی نیز چیزی جز همین آگاهی نمیباشد. افزون بر اینها، هشتم مارچ یادآور دست آوردهای با شکوهی است که زنان میهن در سرگذشت خونین خویش برای برگهای تاریخ این سرزمین رنگین نموده اند. زنان از دوران مشروطیت تا امروز بجز مقاطع کوتاه واندک زمانی، همیشه در معرض بدترین رفتار و سلوک غیر انسانی قرار داشته اند. فراموش نمیکنیم که، کارنامه زن؛ دارنامه او ست، زیست نامه زن زندان زندگی اوست و رنجنامه ی زن محرومیت های همیشگی آنهاست. وای برزن و زندگانی او که در سده های گوناگون همواره ملامت کشیده است و زهر غم را درجگر پنهان داشته است. نخستین فضیلت هشتم مارچ درآنست که، تناب پر اضطراب تابعیت مرگ آور زن برای یکبار کنده میشود وزنان تشنه آزادی بروی میدانها می آیند و فریاد باهمی خویش را دربرابر جور خونین و سرگذشت ننگین سیاسی خویش همصدا میکنند. اکنون که در آستانه ی هشتادمین سال نکوهش خاموشی و آفرین آزادی قرارداریم، بیاد داشته باشیم که هیچ نظامی بخودی خود نمی خواست ونمیخواهد زنان را متناسب با شأن و فضیلت آنان تقدیر کند، بلکه بهترین و دموکراتیک ترین نظام بدون زنان اهم و مهم زندگیش بر اندازی و سرکوب آزادیخواهی زن بوده است، هست و خواهد بود. زن امروز افغانستان همانند دیگران، به کمتر از حق برابر با مردان و دریافت جایگاه انسانی خویش قناعت نمیکند و برای تحقق برابری و کسب اختیارات بیشتر در مدیریت جامعه آمادگی می گیرد. ما دراین جا و شما همرزمان دلاورمان در کشورهای اروپایی و ممالک پیشرفته دیگر عالم باید زبان وزمان خویش را نزدیک سازیم و برای باهمی و همبستگی سودمند سیاسی مبارزه نماییم. اگر امروز اندک اختیار و مجالی برای تنفس بهتر بنظر میرسد، محصول کار و کوشش همان زنان جان نثار روی عالم است. ما نباید بر افکار و باورهای آنان خرده بگیریم و برای تنگ نظری و کم عمقی خویش آنهارا نکوهش کنیم. چه بسیار اند آنانی که فداکاری و مبارزات بخش مهمی از زنان عالم را نادیده می گیرند و برای ایدیولوژی و بینش اعتقادی خویش بر دیگران خط سرخ میکشند. به باورمن زنانیکه هنوز در جلگه ی سلیقه های مردان گروه فکری خویش، زنان دگر اندیش را بیگانه و نا آشنای آرزوهای خود می پندارند، به پندار نیک نایل نشده اند. زنانیکه از تاریخ گذشته زن و آگاهی سودمند آغاز این جنبشها خدرا محروم نموده اند، گرفتار تعصب، نارواداری و پریشان اندیشی اند. بگذار هر زنی و انسانی را که برای آزادی اندیشه میکند، بدور از حب و بغض ذهنی خویش تایید کنیم و در راه پر رهرو فردا تنهایش نگذاریم. با سربلندی باید بگوییم که، دوران سنگسار وتیر باران و زنده بگور کردنها سپری شده است، دوران خشونت همیشگی ودرنده خویی غیر انسانی دشمنان زن به پایان رسیده است، زمان سکوت و بی فریادی زنان نیز بفرجام آمده است، پس دوران دیگر و زمان دیگر در روبروی ما قرار دارد، این دوران از ما میخواهد که بپا شویم و راه آینده را از گذشته جدا کنیم. این دوران از ما می طلبد که، بی مهری، بی تابی و نا روایی در برابر هم را کنار بگذاریم و برای حضور روشن و فعال خویش در جامعه دست و آستین بالا بزنیم. شادبختانه امیدوار شده ایم که زنان سربدار دیروز، افتخارات بیشماری آفریده اند و زنان آگاه امروز باید افتخار رهبری فردار ا در تاریخ مبارزات رهایی خواهانه و برابری طلبانه زن برعهده بگیرند. هیچ باکی نداریم که برخی زنان هنوز در خدمت اهداف خویش نیستند وبرای فردا نیز اندیشه نمیکنند. دیر ویا زود خود خواهند دانست که از خویشتن دور مانده اند و باید به خود آرزوهای پاک خویش بپیوندند. نفرین بر سرگذشت نظامهای کنیز پرور و خونریز ودرود بر زنان و بانوان دلاوریکه خودرا فرزند جاودانگی آزادی نمودند و امروز منشأ و مبدأ راه وروش امروزیان شده اند. مانیز هرچند که با پراکندگی و نابسامانی فراوان در جنبش سیاسی دوران خویش گرفتار هستیم، اما عزم متین و شجاعت وصف انگیز شما زنان آگاه در داخل وخارج کشور این امید را بر میتابد که، جنبش همبستگی و همصدایی زن ملی میشود واز سوی دیگر حضور شما فرزندان بیباک آزادی در آنسوی آبهای پهناور آنرا جهانی میکند. باردگر با تجدید احترام و تمکین خویش دربرابر شما فرزندان زادی، بعنوان یکی از ازشما ودرکنار شما، اطمینان میدهم که تلاش رهایی خواهانه ی امروز ما به فردای آزادی وصل میشود و دمار از روزگار دشمنان زن کشیده خواهدشد. هیچ فرمان و فتوای ممانعت برای آزادی را مقدس نمی شماریم و به ارزشهای انسانی همه فرزندان آدم دراین عالم تمکین می کنیم. تفسیر دیگران از سرنوشت و سرگذشت ما تعبیر خشونت برای اطاعت بود، ما برای طرد اطاعت کور ونفی خشونت اهل زور بپا میشویم. خداوند برای همه زنان درمانده و بینوای افغانستان همت همراهی وهمصدایی نصیب گرداند و مارا درراه برابری و آزادی نیرومند بدارد. مهم این نیست که هنوز به مرحله یگانگی در مبارزات خویش نایل نشده ایم، مهم این است که عزم همباوری وهمبستگی درزنان کشورما به نیروی مادی بدل شده است و اینک در آستانه پایان دهه ی هشتم آزادی زن ( هشتم مارچ 1921 ) قرار داریم. هشتم مارچ روز همبستگی زنان عالم بر یکایک شما خواهران و مادران و همسران نامجو وپر افتخار افغانستان ( مقیم وغریب ) مبارک باد. ومن الله توفیق . فوزیه کوفی |