سایت کوفی ، روز مادر را به همه مادران عزیز کشورمان افغانستان، تبریک و تهنیت عرض میدارد ! 

به تو ای مادر

اکنون که دست ها از همه الماس ها تهیست         بگــزار  تـا بـنـفــشه  بـریـزم به  پای تـو

به خانم کوفی و همه مادران ستمدیده وداغدیده جهان درود های آتشین وصمیمانه نثار باد!

مادران عزیز وگرامی!

این جانب به صفت یک فرزند، یک برادر ویک انسان جامعه رنج دیده وزجر کشیده افغانستان عزیز این روز مبارک را نه بخاطر تقویم قرار دادی که همه ساله در بسیاری از کشور های  دموکراتیک جهان ، ازجمله کشور ما از طرف محافل حاکمه وبعضی نهاد های اجتماعی به صورت سمبولیک تجلیل به عمل می آورند ؛ بلکه به نسبت آن عشق و محبت  بی پایان که به شما عزیزان دارم، به خاطر نام زیبای مادر، به پاس شب زنده داری های شما ، این روز خجسته را به شما شاد باش و مبارکباد  می گویم و در پیشگاه مقدس شما عزیزان وبخصوص به آن مادران فداکار که در طول سه دهه جنگ ودر اثر تجاوز وجنایات بیگانگان وآن عده از وطن فروشان حق ناشناس ( که شیر مادر حرام شان باد ) رنج های بیکران را متقبل شده اند و با وجود این همه دشواری ها و مشکلات طاقت فرسا  بار سنگین تربیه و تعلیم اولاد وطن را به دوش کشیده ، با فقر وگرسنگی و تنگدستی ساخته اند و آغوش مام وطن را ترک ننموده اند، سر تعظیم فرود آورده وعرض ادب می نمایم.

 به لبخند شاد شما قسم که لحظه فراموشتان نخواهم کرد .

  با  امید لبخند همیشگی شما ، ای مادران عزیز !

ضیای بهاری

به افتخارروز مادر  


روز نوروز وطن برگشتم بعد ده ساله سفر
خوش همان دم که رسیدم به وطن من به هنگام سحر
                  

شهردرخاموشی آسمان صاف و کبود بچه ها دربازی                
گوی یا هست زمان زردشت گوی برپاست نظام آذر
                    
دست هرپیروجوان بفشردم وزهمه حال شدم جویا من
آخ زیباست وطن وچه زیباست وطنداردراین دور قمر
تازیک کوچه و دو کوچه ره پس کوچه وسرپل کمال
اسپ گادی پسی هردروازه با چنان زمزمه میکرد گذر
پای از گادی به آرامی نهادم سر خاک خاک پاک وطنم
آه خاک گرمی گرمیش هست محبت وصداقت یکسر
هشت صبح ساعت هشت به حد دلهرهء پنجه ام میلرزید
دری دروازه رسیدم به چنان شوق وبه ذوق بزدم حلقهءدر
لحظهءدر نکشودند.دل من رنجید وهمه صبر شکست
های !گفتم بکشا,های !توبکشا تو در را بگشا ای مادر
« شک شک»پای به گوشم آمد لیک آهسته وآرام آرام
باز شددر بشنیدم که سلام وصدای نغزی به صدای خواهر
گفتمش خواهرمن حال احوال چطور است خودت جور استی
دادوفریاد براورد بیاید بیامد اکهء جانک من همه را کرد خبر
بعدی خواهر کمکی دور ترک جان و جانانهء خودرادیدم
زخوشی آب دوچشمش به رخش پاک میکرد به نوک چادر
پیرمردی به دو چشمی آبی وتن پولادین وریش «ماش وبرنج»
سخت آغوشم کرد خوش بیا منتظرت بودیم ای جان پدر
پدرم رادیدم قدآرسته اش تا حدی خم شده بود خیلی خم
خم شدم بوسه زدم،بوسیدم همه پیونددو دستش مکرر
گفتمش ای پدرم تعریف کن مادر من خوب است نی؟
گفت خوب است پسرم خوب وچشمش به رهت چون اختر
پنجه بر طاق دو ابرویم رفت خاطرم گشت پریش
مادرم را دیدم مادرم خوب ، واما افسوس مادرم دربستر
سخت آشفته شدم غصه گلویم بیدرید باشیون
دیده بگشودو بخندید به ناگه طرفم دید به آن دیدهء تر
کمکی جنبید مادر یک ویکباره به آغوشم کرد
گفت خوش آمدی ای لخت جگر بعدی ده ساله سفر
دیر کردی پسرم دیروچرا؟دیر صدایش لرزید
مادرم گفت به تکرارکه الله والله والله والله اکبر

ولی رحمکیان

با درود! روز مادر را به شما و به همه مادران جهان به ویژه به مادران  داغدیده و بی دفاع  میهنم که همه ی حیات خویش را در حصار های مریی   ونامریی به سر کرده اند تبریک  می گویم. به آروزی اعمار جهان بدون امتیازجنسیت و فارغ ازهرنوع تبعیض انسانی دیگر.

مادر


من
   ذره   آسمان   خد ا   بود    مادرم              من  قطره چشمه سار شفا بود مادرم
من
   پرشکسته  بودم   و  بی پا وناتوان              در کوره    راه  حادثه  پا بود  مادرم
من
 یک  کویر  سوخته  در فقر دوستی               دریا ی  عشق ومهر و وفابود مادرم
من
 گریه  و  بهانه و بیهوده   سرکشی                صبر  و امید و دست ِدعا بود مادرم
در
 وادی سکوت وبه صحرای بی کسی               من  ناله  عاشقانه  صدا  بود  مادرم
با
 حجم   جانگداز  غم و  درد  و داغ ها              درد  مر ا  همیشه   دوا   بود   مادر
جان ِ مرا
 اگر خطری  چهره   می  نمود              سر  برکف  و همیشه   فدا بود  مادر
در تیره
  شام  هجر چو مهتاب می دمید              در   بی کران  عشق هما  بود  مادرم
در
 رگ رگ  ِعطش زده ی تشنه کام من              خورشید  بود  و آب بقا   بود  مادرم
من غرق ِخویش بودم
وغرق غرورخود              با عشق  مادرانه   رضا   بود  مادرم
گاهی
 که دست  خویش نهادم به گردنش             از غصه ی   زمانه  رها  بود   مادرم
درس ِ
 وفا  و صدق  مرا داد   حسرتا..              خود  بسته  د رکمند  جفا بود  مادرم
جزخوشه های مهر چه می چید ازجهان؟    
         جز  در حریم عشق   کجا بود مادرم؟

رستم  کجا و قوت بازوی مام  من

بعد از خدا به سجده روا بود مادرم

محمد ا صـغـر ( عـبا د ي )

                      پیـــــا م تبریکی

بدینوسیله بهترین وخا لصا نه ترین تبریکا ت وشا د با ش ها یم را بمنا سبت  روزفرخند ه ی مـــا د ر، حضورتما می

ما د را ن ، بخصوص مـــا د را ن زحمت کش ود ا غد ید ه ی هموطنم،  عرض د اشته وآ رزوی صحت وآ را میشا ن

را ا زبا رگا ه خد ا ی  متعا ل د ا ر م .    با ا حـــترا م .

مـــــــا د ر 

شد م نا لا ن وسـرگرد ا ن ، چـورفتی مـا د را زپیشـم      به تن بیــما رود رد مـنـد م ، چه گویــم ا زد ل ریشـــم

نمـید ا نـم کی هستـــم من ، کجا وا زچه د ستـــم من ؟      شد ه عـمــری جـــد ا ا زمجــلسِ بیگـا نـه وخویشــــم

  شده د ل ما لا ما ل خون ، روزوهــم روزگا روا ژگون      تا آ نجا یکه شا د ی همچود وست بیگریزد ا زپیشـــم

   بیـــا د د ار م چومیگـفتی : بـچــیـــــم خــد ا نگهـدا رد       به د ل خوفی نبـود هـرگـز، نه ا زگـژد م نه ا زنیشـــم

  د عـا گـویـــم چـوتـوبـود ی ، خـــد ا آ سـا ن بـنمود ی      ا گرمـشکل می بــود ی، چـوکـوه د رکا رود رپیشــــم

  بهـشت د رزیـرپــا ي تـو، رضـا ی حـق رضـا ي تـو      چه با لا ا ست جا ي تــو ،  خــد ا را شکـربـرکیـشـــم

   نه ا یند ا غ می رود ا زد ل ، که آ خـرشـد تـرا مـنزل          د ورا زخا ک وطن ما د ر، ا گـرد رخا ک کنند لیشـــم  

                               می 2008 - میسسا گا – کا نا د ا                            

 

       گلجین

مقام                                               والدین در اسلام                     
الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی خاتم الانبیاء و المرسلین نبینا محمد صلی الله علیه و علی آله و صحبه و بعد

                                          مبارک باد روزت مادر.

خداوند متعال می فرماید: " ای انسان پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید، هر گاه یکی از آن دو یا هر دوی ایشان نزد تو به سن پیری رسیدند کمترین اهانتی بدیشان نکن و بر سر ایشان فریاد مزن و با احترام با آنها سخن بگو(23). بال تواضع و فروتنی را برایشان فرود آور و بگو پروردگارا، همانگونه که آنها در کودکی مرا با (مهربانی) تربیت و بزرگ کردند تو نیز آنها را مورد رحم و شفقت خود قرار بده. (24: اسراء).
پدر و مادر؛چه کسی می داند که پدر و مادر کیست؟
پدر و مادر سبب خلقت انسان هستند و نسبت به او بی نهایت بخشنده و سخاوتمند، پدر با انفاق و مادر با به دنیا آوردن و مشقت هایی که در این راه متحمل می شود این احسان و سخاوت را به صحنه ظهور می رسانند.
نعمت خلق و ایجاد از آن آفریدگار سبحان و نعمت تربیت و به دنیا آوردن از پدر و مادر است.
عبد الله بن عباس رضی الله عنه می گوید: سه آیه قرآنی به همراه سه قرینه آمده است که هر یک از آنها بدون دیگری پذیرفته نمی شود:
1
ـ" اطیعو الله و اطیعو الرسول" (تغابن:12) هر کس از پروردگار اطاعت کند و از رسول اکرم (ص) اطاعت نکند این اطاعت از او پذیرفته نمی شود.
2
ـ "و اقیموا الصلاة و آتو الزکاة"(بقرة:43) هر کس نماز بخواند اما زکات ندهد نمازش پذیرفته نمی شود.
3
ـ "ان اشکر لی و لوالدیک" (لقمان: 14) هر کس خداوند را شکر بگوید اما از پدر و مادرش تشکر نکند از او پذیرفته نمی شود.
از این رو در کتاب خداوند متعال این اندرزها تکرار و بر نیکی به پدر و مادر و پرهیز از ترک آن تأکید و نسبت به بی ادبی به آنها هشدار داده شده است. خداوند متعال می فرماید:"تنها خداوند را بندگی کنید و هیچ کس را شریک او مسازید و به پدر و مادر خود نیکی کنید.(نساء:36) همچنین می فرماید:"و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکی کند.(عنکبوت:8) در جای دیگر خداوند عز وجل می فرماید:"و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکی کند به ویژه مادرش که بدو حامله شده و هر دم به ضعف و سستی تازه ای دچار آمده و به مدت دو سال او را شیر داده است لذا هم سپاسگزار من و هم سپاسگزار پدر و مادرت باش. (بدان که همه) به سوی من باز می گردند. (لقمان)
14. در این آیات تشریح شده است که پدر و مادر جایگاه رفيع و حق زیادی بر گردن فرزندان خود دارند و در این میان مادر از جایگاه ویژه ای برخوردار است، زیرا مشکلات و مشقت های زیادی را در به دنیا آوردن فرزند و نیز دوره های نوزادی و کودکی او تحمل کرده است. یکی از سخت ترین این مراحل، هنگام تولد نوزاد است که جز مادرانی که این وضع را تحمل کرده اند، کسی مقدار سختی آن را نمی داند.
در سنت رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه وسلم نیز بر لزوم نیکی و احترام به پدر و مادر تاکید فراوان شده و آمده است که خودداری از انجام این مسئولیت نیز عواقب بسیار بد و مجازات سختی در پیش دارد.
در این جا به نمونه هایی از این نگاه سنت به مسأله احترام به پدر و مادر اشاره می کنیم:
امام طبرانی در حدیث صحیحی از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت می کند که "خشنودی پروردگار در گرو خشنودی پدر و مادر است و خشم او نیز در گرو خشم آنان.
صاحبان کتاب های "سنن" ـ به جز امام ترمذی ـ با سند صحیح از عبدالله بن عمرو عاص (رضی الله عنه) روایت کرده اند که روزی مردی نزد پیامبر آمد و گفت: آمده ام تا با تو برای هجرت بیعت کنم و والدین خود را در حالی که گریه می کردند به حال خود گذاشته ام. پیامبر خدا (ص) فرمود: به نزد آنها باز گرد و همان گونه که آنان را گریاندی، آنان را بخندان.
امام احمد و ابن ماجه به نقل از معاویه بن جهمی السلمی آورده اند که او از پیامبر خدا برای رفتن به جهاد و همراهی با آن حضرت اجازه خواست، رسول الله ـ درود و سلام خدا بر او باد ـ به او امر کرد که به خانه بازگردد و به مادرش نیکی و احترام کند. هنگامی که معاویه خواسته خود را تکرار کرد، پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم فرمود: وای بر تو! پای مادرت را بگیر، ... وارد بهشت خواهی شد.
در صحیحین به نقل از ابوهریره رضی الله عنه آمده است، مردی به نزد رسول الله ـ درود خدا بر او باد ـ آمد و گفت: ای پیامبر خدا، بیشتر از همه باید به چه کسی احترام کنم؟ رسول خدا (ص) فرمود: مادرت. مرد گفت: دیگر چه کسی؟ نبی اکرم صلی الله علیه و سلم فرمود: مادرت. آن مرد باز هم پرسید، دیگر چه کسی؟ رسول گرامی اسلام فرمود: مادرت. او باز هم پرسید: پس از آن چه کسی؟ آن حضرت فرمود: پدرت. این حدیث دلیلی بر آن است که احترام به مادر و نیکی به او باید سه برابر پدر باشد، زیرا که او مشقات و مشکلات بیشتری را در هنگام بارداری، وضع حمل و در مدت شیردهی متحمل می شود. این سه مسأله فقط بر عهده مادر است و پس از آن است که پدر در تربیت فرزند با مادر همراه می شود. در آیه 14 سوره لقمان هم به شیوه ای دیگر به این موضوع مهم اشاره شده است:" و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهنا علی وهن و فصاله فی عامین. ( به آدمی درباره (لزوم احترام) به والدینش وصیت کرده ایم (و او باید به یاد داشته باشد که ) مادرش به هنگام بارداری و به هنگام وضع حمل مشقت فراوان کشیده است و شیر دادنش دو سال طول کشیده است.
در حدیث صحیحی از رسول خدا (ص) روایت شده است که " الله جل و علا روز قیامت به سه نفر نمی نگرد، کسی که والدینش او را نفرین کرده باشند، زنی که خود را به شکل مردان در آورد و دیوث (انساب بى غيرت در قبال محارمش). و سه کس نیز وارد بهشت نمی شوند: کسی که والدینش او را نفرین کرده باشند، شرابخوار و کسی که می بخشد و منت می گذارد. {روایت از امام نسائی، امام احمد و حاکم.
امام احمد با سند صحیح از معاذ بن جبل روایت کرده است که وی می گوید: رسول الله صلی الله علیه و سلم مرا به ده چیز سفارش نمود: برای خداوند شریک مگیر، ... و مواظب باش که والدینت تو را نفرین نکنند حتی اگر از تو بخواهند که از نزد خانواده و مال خودت بروی... الخ.
همان گونه که احترام به پدر و مادر از وصایا و تاکید پیامبر گرامی ما حضرت محمد صلی الله علیه و سلم است، دیگر پیامبران الهی نیز در گفتار و کردار خود بر این امر تاکید کرده اند.
در سطور بالا به برخی از اقوال آن حضرت اشاراتی داشتیم و اکنون به برخی از افعال آن حضرت در این باره اشاره می کنیم:
در سالی که صلح حدیبیه امضا شد، یک بار پیامبر خدا به همراه اصحاب و ارتش خود ـ در حدود هزار نفر ـ از منطقه ای که قبر مادرش آمنه دختر وهب در آن قرار داشت ـ در منطقه ابواء در میان مکه و مدینه ـ آن حضرت توقف کرد، به نزد قبر مادر خود رفت و گریه کرد؛ و همه همراهان او نیز گریستند. حضرت محمد (ص) فرمود:از خداوند اجازه خواستم که برایش استغفار کنم، اما خداوند (جل و علا) به من اجازه نفرمود، و اجازه خواستم که بر سر قبرش بروم که این اجازه را به من داد. بنابراین به قبرستان بروید، زیرا که آنجا شما را به یاد آخرت می اندازد. {امام بغوی در شرح السنه آورده و اصل این حدیث در صحیح امام مسلم موجود است. }
ابراهیم خلیل، ابو الانبیاء و امام موحدان علیه السلام با پدرش به لطف و نرمی و شفقت سخن می گوید ـ حال آنکه پدرش کافر بود ـ و ( در حالی که قصد دارد او را به سوی توحید و عبادت خالص خداوند عز و جل دعوت کند و در آن حال پدرش ضمن مخالفت با خواسته ابراهیم او را تهدید می کند که او را مورد ضرب و شتم قرار خواهد داد و از خانه بیرون خواهد کرد ) می گوید: ای پدر! سلام بر تو! از پروردگارم برای تو طلب آمرزش خواهم کرد. (مریم/47)
خداوند متعال یحیی بن زکریا را مورد ستایش قرار داده است زیرا که او " به والدین خود نیکی می کرد و ستمگر و سرکش نبود" (مریم/14)
در قرآن کریم سخنان متعددی از زبان پیامبران الهی علیهم السلام نقل شده است.
سلف صالح امت اسلامی نیز بر این مسأله بسیار تاکید داشته و خود بیشتر از دیگران به والدین خود احترام و نیکی می کردند.
ابو هریره رضی الله عنه هر گاه قصد خروج از خانه را داشت با مادرش وداع می کرد و می گفت: السلام علیکم و رحمه الله و مادر نیز پاسخ می داد، و علیک السلام ای فرزندم و رحمة الله و برکاته. آن صحابی جلیل القدر نیز می گفت: خداوند تو را مورد رحمت قرار دهد بدان سبب که تو در کودکی مرا تربیت کرده ای و مادر نیز پاسخ می داد که خداوند نیز تو را مورد رحمت خویش قرار دهد که در بزرگ سالی ات مرا احترام می کنی.
مادر عبدالله بن مسعود رضی الله عنه نیز شبی از پسرش خواست که اندکی آب برایش بیاورد. عبدالله رفت و با آب باز آمد، اما مادرش به خواب رفته بود، عبدالله از بیدار کردن مادر خودداری کرد، مبادا که سبب ناراحتی او فراهم آید و از آنجا دور هم نشد، مبادا که بیدار شود و آب بخواهد و عبدالله نباشد، به همین علت تا صبح بر بالین مادرش ماند تا آنکه بیدار شود و آب بنوشد!
ابن حسن تمیمی (رح) نیز قصد کشتن عقربی را داشت، عقرب به داخل خانه رفت و در سوراخی پنهان شد. او هم با انگشت خود جلوی سوراخ را گرفت. عقرب او را نیش زد. از او پرسیدند چرا چنین کردی؟ گفت: از آن ترسیدم که از سوراخ خارج شود و مادرم را نیش بزند.
ابن عون المزنی دیگر سلف صالحی است که در این زمینه داستان مشهوری دارد. روزی مادرش او را فرا خواند. ابن عون با صدای بلند به مادرش جواب داد تا آنکه صدایش را بشنود. او از اینکه صدایش را بلند کرده بود، ناراحت شد و به همین خاطر دو غلام خود را آزاد کرد.
ما در این جا فقط به چند نمونه اشاره کردیم و حال آنکه داستان های زیادی از احترام سلف صالح به والدین گزارش شده است و مقصود ما فقط بیان نمونه هایی از این قبيل بود.
اگر به خود و اطراف خود نگاهی بیندازیم، کوتاهی و قصور زیادی در این بخش ملاحظه خواهیم کرد و گاهی خدای ناکرده برخی گرفتار عقوق والدین می شوند. از خداوند متعال می خواهیم که ما را ببخشد و از این کار حرام مصون بدارد.
نفرین پدر و مادر ابعاد و مظاهر گوناگونی دارد که گاهی مردم از شناخت آن عاجزند. از جمله، فرزند به بهانه ای مانند به دست آوردن مال زیاد یا بالا رفتن سطح تحصیلات یا جایگاه اجتماعی در مقابل پدر و مادرش تکبر کند.
یکی دیگر از مواردی که ممکن است نفرین والدین را در پی داشته باشد، خودداری فرزند از بر طرف کردن نیازهای مالی پدر و مادر است که گاهی آنان را مجبور به گدایی می کند.
از موارد دیگر این است که فرزندی دوست یا همسر یا خودش را بر پدر و مادرش ترجیح دهد. همچنین بکار بردن نام آنها بدون احترام ـ چنانچه آنها این کار را زشت بدانند ـ می تواند سبب رنجش و عصبانیت آنها شود.
برخی مردم نیز فراموش می کنند که پدر و مادرشان بر گردن آنان حق دارند و به همین سبب هیچ گاه به فکر ادای دَین خود به آنان نمی افتند. آیا کسی که مورد نفرین پدر و مادرش قرار گرفته است، نمی داند که احترام و نیکی به پدر و مادر ضروری و واجب است و او مدیون آنهاست و فقط کسی این حق والدین بر خود را انکار می کند که ستمگر و ناسپاس است و چه بسا که درهای توفیق و رحمت به رویش بسته است و حال آنکه ممکن است تمام دنیا را در اختیار داشته باشد؟!
مادری که نه ماه جنین را در داخل جسم خود نگه می دارد و در این مدت هر روز سختی های تازه ای متحمل می شود، و هر چه قدر که جنین بزرگ تر می شود، مادر ضعیف تر می شود و وضع حمل نوزاد نیز سختی های زیادی برای مادر دارد که گاهی تا سر حد مرگ عذابش می دهد. آن مادر فقط امیدش به این فرزند نو رسیده است. او را زیبایی دنیا می داند و تعلق خاطرش را به دنیا بیشتر می کند و به همین سبب شبانه روز به او خدمت می کند و دائما نگران بهداشت و سلامت و تغذیه اش است و خود در این میان چه شب ها که بیدار می ماند و دست ها و سینه اش مرکب نوزادند و خود گرسنه می ماند تا فرزندش سیر شود، خود شب ها را بیدار می ماند تا او آرام بخوابد. چنان بر فرزندش مهربان است که وصف شدنی نیست، هر گاه از او دور شود، دعایش می کند، هر گاه از مادر کناره می گیرد، مادر با نرمی فرایش می خواند. اگر مشکلی برایش پیش آید، مادر را به فریاد می خواند. فرزند در دوره کودکی چنین می اندیشد که همه خوبی ها نزد مادر است و اگر مادر او را به سینه خود چسباند و محکم در آغوش گرفت، دیگر هیچ مشکلی ندارد.
آیا مادر بعد از این همه، سزاوار بی احترامی هست؟
بار الها! تو بخشنده و مهربانی.
اما درباره پدر! فرزند مایه بخل و ترس اوست! شبانه روز کار و تلاش می کند و همه گونه سختی را تحمل می کند تا لقمه نانی به کف آرد و در دهان فرزند بگذارد. هنگامی که فرزند به نزد او می رود، به نرمی با او برخورد می کند و هر گاه به سوی او می نگرد، لبخند می زند و هر گاه به نزد او می رود به او دل می بندد و او را محکم در آغوش می گیرد. همه مردم را از پدر خود می ترساند! و آنان را تهدید می کند که پدرش با آنها چکارها خواهد کرد! آیا پس از این همه پدر سزاوار نافرمانی و بی احترامی و اهانت است؟!
از ذلت و خواری به خداوند متعال پناه می بریم.
هنگامی که والدین متوجه سرکشی و نافرمانی فرزند می شوند، چه بسیار که ناامید و افسرده می شوند. آنها امیدوار بودند که از فرزند خود نیکی ببینند و آرزو داشتند که او حق شناس باشد، اما فرزندشان اکنون آنها را تحقیر می کند و ناتوانی های دوره کودکی خود را از یاد می برد یا آنکه نادیده می انگارد و به جوانی حال خود مغرور می شود و تحصیلات و فرهنگ و جایگاه و موقعیت و منزلت اجتماعی خود را به رخ آنها می کشد و با رفتار و کردار و گفتار ناسنجیده آزارشان می دهد. با بی ادبی و کلمات اهانت آمیز با آنان سخن می گوید و مدام آنان را تحقیر می کند. پدر و مادر در آرزوی زندگی او هستند و او مرگ آنان را می خواهد. چنان رفتاری از فرزند بد بروز می کند که پدر و مادر آرزو می کنند ای کاش عقیم بودند. نیکی به حال آنان دل می سوزاند و مروت در حق آنان گریه می کند.
ای کسانی که عاقل و دانایید! هشیار باشید. مبادا در حق پدر و مادر کوتاهی کنید، زیرا این کار عاقبت بسیار بدی دارد. هر چه در توان دارد در احترام به آنان کوتاهی نکند، چرا که ممکن است آن دو از دنیا بروند و آن گاه دیگر پشیمانی سودی ندارد. آری! احترام و نیکی به والدین صفت انسان های کریم است. حتی اگر شریعت نیز بر این صفت تاکید فراوان نمی داشت، باز هم خصلت نیک و پسندیده همه انسان ها بود.
علاوه بر آنکه هر فطرت پاکی ارزش این خصلت را می داند، احترام به پدر و مادر کفاره گناهان و موجب کسب پاداش اخروی و جلب خشنودی آفریدگار منان است. احترام به والدین همچنین موجب استجابت دعاست. با این کار دل ها شادمان می شود و زندگی زیبا می گردد و پس از مرگ نیز نام نیک به یادگار می ماند.
خداوندا! ما و پدران و مادران ما را بیامرز و بدان سبب که ما را در کودکی پرورانده اند، آنان را مورد رحمت و عنایت خویش قرار ده و لطف و پاداش خود را که به بندگان صالح خود عنایت می کنی، از آنان دریغ مدار.امین
درود و سلام خداوند بر محمد و آل و یاران محمد باد.

ترجمه: ام طه ناوی
gulchin_se@hotmail.com

 

اسدالله جعفري

بنام خدا

بوسه بر مزار مادر    بوسه بر عرش خداست

           از گل روي توست كه جهان بهار وپر نگار است.      گيسوي توسرمه ي حوران بهشت هميشه بهار است

            دو ابروي تو گلوبند عشق ناب است       دانه دانه مژگانت رگ رگ جان تاك شراب است

            مردم چشم تو جام جهان نماست       لعل لبان تو شهد كلام خداست

تو يگانه شريك خداي يگانه وقديري:

وَوَصَّيْنَا الإنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ «لقمان(١٤)»

ما انسان رادر باره پدر ومادر وبويژه مادر كه او را دوسال با سختي بر پشت خود داشت،سفارش كرديم كه شكرگذار من وآنان باشند.

تو مادري!      مادر!     مادر ! از ميم نام تو ست كه پيغمبران معلم انسان شدند وتو معلم ايشان. مادر !الف نام تو ست كه خدا انسان را فرمان به احسان داد:

وَقَضَى رَبُّكَ أَلا تَعْبُدُوا إِلا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاهُمَا فَلا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلا كَرِيمًا«اسراء (٢٣)»

پروردگار تو فرمان داد كه جزءاو كسي ديگر نپرستيد وبه پدر ومادر نيكي كنيد وآنگاه كه يكي از آن دو، ويا هر دوي شان به كهن سالي رسيدند، مبادا به آنان سخني درشت بگوييد، ومبادا كه آنان را به خشم از خود برانيد ،با آنان بزرگوارانه سخن بگوييد.

قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا «انعام(١٥١)»

(اي پيغمبر ما)به آنان بگو :بياييد تا هران چه راخدا برشماحرام كرده است بر شما بيا موزم وآگاه باشيد كه مبادا به خدا شرك بورزيد وبه پدر ومادر نيكي كنيد آن گونه كه سزاوار ايشان است

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلا قَلِيلا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ«بقره (٨٣)»

ما از بني اسرائيل پيمان گرفتيم كه جزء خدا كسي ديگر رانپرستند وبه پدر ومادر احسان كنند وحق خويشاوندان ويتيمان وتهي دستان را ببخشايند وبا مردم با نيكويي سخن بگويند...

     مادر!از دال دامن تو انسان به معراج مي رود      [1]مادر !«ر»نام توست كه رضا ي خدا در رضاي توست:

  رضي الله كله في رضاءالوالدين وسخط الله في سخطهما

رسول خدا:تمام خشم ورضا ي خدا در خشم ورضاي والدين خلاصه مي شود[2]

تومادري،مادر!  مادر   مادر   مادر!

خدايي كه بي پدر ومادر است در باره تو چنين فرمان مي دهد:

إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِيماً

وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً اسرا 24

وآنگاه كه يكي از آن دو،ويا هر دوي شان به كهن سالي رسيدند، مبادا به آنان سخني درشت بگوييد، ومبادا كه آنان را به خشم از خود برانيد ،با آنان بزرگوارانه سخن بگوييد.

آنگاه كه آنان به كهن سالي رسيدند ،توبر آنان بال تواضع بگستران وبه پيشگاه خدا چنين دعا كن:اي پروردگارم به پدر ومادرم رحمت عطاكن چنان كه آنان در كودكيي من بر من مهربان بودند .نان بگستر

وَوَصَّيْنَا الإنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ«لقمان (١٤)»

ما انسان رادر باره پدر ومادر وبويژه مادر كه او را دوسال با سختي بر پشت خود داشت،سفارش كرديم كه شكرگذار من وآنان باشند.

اگر خدا خود مادر مي داشت با تو چه مي كرد؟   خداي كه مادر ندارد به پيغمبرش دستور مي دهد تابه همه زينهاردهد:

اكبر الكبائر الشرك بالله وعقوق الوالدين

بزرگترين گناهان كبيره دو چيز است :شرك به خدا وپاس نداشتن حرمت پدر ومادر[3].

آري تو مادري مادر!

آن خداي ناچشيده مهر تو،بهشت را فرش پاي تو قرار داد:

الجنة تحت اقدام الامهات     [4][1]بهشت زير پاي مادران است.  اگر خدا شراب لبان تو را مي چشيد چه مي كرد؟

خدا،در تو چه ديد كه لبخند رضايت تو را كليد بهشت قرارداد:      وليعمل العاق ماشاء ان يعمل فلن يدخل الجنة[5]

به خشم در آوردگان پدر ومادر ،هر كاري مي خواهند انجام دهند، انجام دهند، ولي بدانند كه به خشم در آوردگان پدر ومادر هرگز به بهشت وارد نمي شوند.

مادر تو چه كردي كه خدا احسان به تو را همطراز عبادت خود قرارداد:

وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً«نساء36 »

فقط خدا را بپرستيد وبه او ذره اي شرك نورزيد وبه پدر ومادر احسان كنيد

تومادري مادر!     تو يگانه گل باغ خدايي      تومشعل منير اوليايي      تومادري مادر! 

ابر از چشمان تو بخشش آموخت      چشمه از سينه ي تو جوشش آموخت

                                               آنگاه كه تو لب بررخ كودك ات نهادي غنچه شكفتن آموخت

                            بابرق نگاه تو خورشيد گرما مي بخشد      بااشارت پلك تو ستارگان مي رقصند

                               طراوت گل از طراوت روي توست     بوي ختن شميم گيسوي توست

آري تو مادري مادر!

من اكنون بر مزار تو ايستاده ام با دو چشم باراني

يك سينه نيستان

من اكنون بر مزار تو ايستاده ام.

مزار تو !مزار غريب!

درعمق دره

 در كمر كش كوه 

كنار رود

بر مزار تو ايستاده ام

 مزاري تو كه فرشتگان دامن گسترانده اند       زنبق ايمان تورا بر گيسوانش سينچاق كرده وتا قدس بالا مي برند

شرق ابديت را براي عروج ابدي تو گشوده اند.   من غريب وتنها بر مزار تو ايستاده ام

با مژگانم خاك غربت از مزارت مي روبم      باگلاب دل مي شويم

پروانگان چشمم بر مزارتو طواف مي كند     شبنم گلبرك دعايم چكه چكه بر مزارت مي چكد.

بر مزاربه خاك نشسته ات بوسه مي نشانم     بو سه بر مزار تو ،بوسه بر عرش خدا ست.

مادر   مادر   مادر                     

 سر ازخاك بر دار،بر رخم بوسه بنشان      سر از خاك بردار مراگرم در آغوش گير

 آغوش تو قلب خورشيد است     آغوش تو گلخانه اميد است

 سر از خاك بر دار مادر!

دو باره در گوشم لالايي بخوان وبخوان وبخوان تا مست شوم ورقصي بسوي خداكنم

بخوان مادر بخوان كه با لالايي تو چكاوك چهچهه به باغ وبهار مي بخشد.

بخوان مادر بخوان كه با لالايي تو مرغ حق شبانگان ترانه مي خواند.

بخوان مادر تا من از نو زبان باز كنم .

با تو بگويم از از فراق وجدايي

از غربت وتنهايي

از تاريكي ها ونامردي ها

از آنان كه در شهرت «شريف»اند ودرسيرت«خبيث»

در نام «امين»اند ودر منش«خائن»

بر پيشاني داغ «عرفان»دارد ودردل لانه شيطان.

بخوان مادر بخوان تا سرود رهايي از يادم نرود.

تو اگر نخواني غزل در منقار بلبل گل نمي كند

تو اگر نخواني فرهاد به خواب شيرين مي رود

بخوان مادربخوان كه اگر تو بخواني:

آنچه را مادردر كنار گهواره مي خواند ،تاگور از خاطر نمي رود«هانري-واردبيچير»[6]

بخوان مادر كه تا طنين صداي تودركوهستان جانم در پژواك باشد ؛سلطان قلبم توي:

كساني كه بند گهواره كودكان به دست دارند ،از آنهاي كه زمام حكومتي را دردست گرفته اند مؤثرتر وبا نفوذ تر هستند.

«ساموئل- اسمايلز»[7]

مادر شاهكار خلقت است           «يوهان ولفگانگ- گوته»[8]

مادر يگانه موجودي است كه حقيقت عشق را مي شناسد       «انورهدو-بالزاك»[9]

مادر سازنده جهان وتابلوي آفريدگاراست      «الكساندر-دوما»[10]

پروردگار بهترين شاهكار خود را اگرچه اسرار آميز،درطبيعت مادران به كار برده است                 «مادام-دواشتال»[11]

آنگاه كه فرشتگان در آسمان ها سر در گوش يك ديگر نهاده ونجوا گرانه نغمه هاي پرشور عشق را سر مي دهند هرگز نمي توان كلمه اي آسماني تراز كلمه مادر يافت         «ادگار-آلن پو»

مادر شعر بهشت است                  «آندره- ژيد»[12]

مادر مايه زندگي است                   «لئون- تولستوي»[13]

دل ما ساخته و پرداخته روح مادر است         «محمد حجازي»[14]

آري تو مادري مادر!

بهشت فرش پاي توست                  رضاي خدا در رضاي توست

حال كه بوسه زدن بر پايت ميسر نيست ؛بر مزارد بوسه مي زنم كه بوسه بر مزار مادر ،بوسه بر عرش خداست

درود بر مادران

روز مادر را به همه مادران کشورم، بویژه انهاییکه داغ فرزندان عزیز خود را طی سالهای بد بختی وجنگ چند دههء اخیر دیده اند، که دیگر هرگز مبیناد،تبریک میگویم.

واژهء مادر،دلنشین سرودی برای شنیدن ، مقدس ترین موجودی برای دوست داشتن وگرم ترین آغوشی برای پرورش وبزرگ شدن کودک است.ایرج میرزا، شاعر و سیاست مدار بزرگ زبان فارسی قطعه شعر زیبایی برای مادر دارد که خواندنش بر همه گان واجب است:

«  گویند : مرا  چو زاد ، مادر            پستان  به دهن، گرفتن آموخت

شب  ها   بر  گهوارهء    من               بیدار نشست و خفتن آ موخت

یک حرف ودوحرف،بر دهانم             الفاظ   نهاد  و گفتن   آمو خت

دستم  بگرفت  و ،  پا بپا برد              تا شیوهء   راه  رفتن   آموخت

پس هستی من،زهستی اوست              تا هستم وهست،دارمش دوست!»

  میدانیم که عشق مادر به فرزند،عشق فرا حسی وملکوتی است.ونمیتوان انرا با واژه ها وجمله های زیبا ورنگین ،بیان کرد وتقدس وجود مادر هم فراتر از هر موجود دیگر است.بیت معروفی هست که :

« دو موجود زهستی،گرامی تر است            یکی میهن و، دیگرش مادر است »

تجربه نشانداد که بودند وهستند بسا فرزندان نا خلف میهن که دو دسته میهن عزیز خود را به بیگانگان فروختند ومیراث ها یش را بغارت بردند وهم بسا کسانی از میان ما آدمیان برخاسته اند که سپاسگزار رنجها ومحنت های استخوانسوز مادران خود نبوده اند وبر رنج ومصیبت انها،افزوده اند.بیت زیر باید درس بزرگ وپندی برای آنهایی باشد که تا هنوز ندانسته مادر،کیست وجایگاه مادر، در کجا ست:

                    « جنت که:رضای ما،در آنست

                                                            در زیر قد وم ما دران، است»

جایگاه مادر،هم در آمیزه های دینی وعرفانی وهم در فرهنگ وادبیات ما بسیار باشکوه وارجمند است.شاعران ونویسنده گان بهترین واژه ها وزیبا ترین استعاره ها وتشبیهات را برای بیان خوبیها واوصاف مادران بکار برده اند وانچه واژه ء زیبا هست، در قدوم مادران نثار کرده اند.شیخ اجل سعدی،در کتاب بوستان خود، حکایت شیرین وآموزنده ای از پند مادر به فرزندش که راه نا صواب راپیموده ومادر،اورابه نیکنامی وترس ازعذاب ومحاکمهء الهی دعوت میکند وبه راه خیر وفلاح ورستگاری رهنمونش میسازد، دارد که چند بیت انرا با هم میخوانیم:

« جوانی، سر از راه مادر بتا فت              دل  درد  مند ش،چو  آذر  بتا فت

چو  بیچاره شد، پیشش  آورد مهد              که  ای سست مهر فراموش عهد

نه گریان  ودرمانده بودی نه خرد              که شب  ها زدست تو،خوابم نبرد

نه در مهد ، نیروی  خوابت  نبود              مگس  راند ن ازخود،مجالت نبود

تو آنی که کزیک مگس،رنجه ای               که   امروز، سالار و سر پنجه ای

بحالی  شوی  باز  در    قعر گور                که  نتوانی  از خویشتن دفع  مور

ترا آنکه  چشم ودهان داد وگوش               اگر  عا قلی، در خلا فش  مکوش

خرد مند    طبعا ن منت  شنا س                 بدوزند  نعمت ، به  میخ  سپا س»

برای مادران درد دیدهء میهن که روزهای دشوار فقر،جنگ،شهادت بهترین فرزندان خود را تحمل کرده اند واما صبورو شکیبا بوده اند،روز های افتابی وراه سفید رسیدن به آرزوهای پاک ومقدس شان را میخواهم.

دستگیر نایل     ( 8 می 2008 لندن )