نصیر خالد  -  کانادا

آقای أصف علی زرداری

بگو با من چه حالت میرود بر تو – اگر تیری خدا ناکرده فرزند ترا بر خاک اندازد

و از ین داغ توان فرسا صدای ضجه ی تلخ ترا بر گنبد افلاک اندازد

بگو با من چه حالت میرود برتو بگو با من بلی هموطن عزیز سالهاست که ملت مظلوم افغانستان در خاک و خون غلطیده است – کمتر زنی در کشور ما پیدا میشود که داغدار نباشد و کمتر پدری پیدا میشود که در فراق عزیزانش کمر خمیده نباشد و کمتر طفلی پیدا میشود که داغ یتیمی بر جبین نداشته باشد. اینهمه رنج و مصیبت را کی ها بر ملت ما تحمیل کردند؟. البته جریان جهاد مقدس ما مساله ای جدا از بحث من است و هدف در اینجا، سالهای غم انگیز 1992 تا 2001 است. سالهای که دشمن خونخوار روس از در شمال خارج شد و دشمن سفاک و بیرحم دیگر یعنی پاکستان از در جنوب پای نامقدس خود را بر سرزمین مقدس ما نهاد، قدمهای نامیمونی که فقط خون ریخت و ویرانی ببار اورد . این جفای پاکستانی ها در وجود جنایتکارانی زیر نام طالب صورت گرفت. طالبی که نه زن شناخت و نه مرد و نه کودک. همه را یکسان از زیر تیغ کشید. وقتی طالب  قتل عام میکرد و یا شهری را چنگیز گونه با خاک یکسان میکرد در پاکستان زمامداران آنها یکجا با رهبران مذهبی شان در راس مولانا فضل الرحمن جشن و پایکوبی میکردند و آنرا یک پیروزی بزرگ میخواندند و حتی کسانی از افغانهای خود ما در شهر تورنتو به رقص و پایکوبی می پرداختند و ادعا میکردند پیروزی نهائی نزدیک است و بلند گو های آنان موفقیت های طالبان را در کشتار مردم و سیاست زمین سوخته با صدای بلند و شادمانه به گوش دیگران میرسانیدند. اینگونه مردم ساده اندیشانی بودند که جریانات را فقط در همان لحظ میدیدند و آینده را در نظر مجسم کرده نمیتوانستند. پاکستان بهدف نهائی که همانا تبدیل افغانستان به صوبه سرحد پنجمش بود نزدیک میشد و افغانان ساده اندیش که فقط منافع منطقوی وزبانی خود را ترجیع داده بودند از اینکه میدیدند کسانیکه برخلاف زبان و منقطه ی شان  در خاک و خون غوطه ور اند احساس شادی میکردند. غافل ار اینکه در این بازی غیر انسانی برنده نهائی افغانها نبوده بلکه دشمن تشنه بخون افغانها، پاکستان است که باید پیروزی خود را، در از میان بردند افغانان جشن خواهد گرفت و بس.

تمام خیال های طلائی پاکستان و حامیانشان با مقاومت دلیرانه مردم افغانستان با خاک یکسان شد و در فرجام دیدیم که جهان بالاخره تصمیم گرفت تا در برابر این دانه سرطانی مبارزه نماید. بسیاری از کشور های جهان به این جنگ کشانیده شده و در کنار امریکا و انگلیس برای مقابله با تروریزم بین المللی وارد کشور ما شدند و در ظرف چند روز نیروی افسانوی و شکست ناپذیر طالب القاعده از میان برداشت شد و تصورچنین بود که در زمان کوتاه ریشه های آنها در داخل خاک پاکستان نیز خشک خواهد شد. اما از اینکه سیاست کشور های خارجی مخصوصا انگلیسها و امریکائی ها در افغانستان شفاف نبود و هرکدام شاخه ی از طالبان را علنی حمایت کردند، طالب القاعده دوباره نیرو گرفت و بیک قدرت نظامی که توانائی  مبارزه را با بزرگترین قدرتهای جهان را دارد مبدل شد. این بخش را در همین قسمت می بندیم، اما چرا در عوض عنوان به این مطلب پارچه شعر کوتاهی را از مهدی سهیلی انتخاب نموده ام.

بتاریخ 30 سپتامبر زرداری رئیس جمهور پاکستان در مصاحبه ی با نیویارک تایمز در رابطه به طالبان مصاحبه ی جالبی انجام داده است. او در این مصاحبه یاد اور شده است که طالبان بیک دانه ی سرطانی مبدل شده اند که باید از میان برداشته شوند. او اضافه کرده است: طالبان خانم منرا کشتند از فرزندانم مادرشان را گرفت و من تصمیم دارم از طالبان آکسیژن را بگیرم.

خاطرۀ 11 سپتامبر را همه خوب بیاد داریم وقتی برجهای مرکز تجارتی نیویارک  به اثر حمله تروریستی که تاکنون هم عاملین اصلی ان مشخص نشده است فروریخت. امریکا و جهانیان درد ملت افغانستان را که طالبان بر انها روا داشته بود، حس کردند و برای نابودی تروریستان که عاملین حادثه معرفی شده بودند بصوب افغانستان شتافتند و عوافب بعدی آنرا همه میدانیم که ضرورت به تکرار نیست.

اما اکنون آقای زرداری عین مساله را میخواهند تکرار کنند. ایشان از اینکه طالبان خانم شان را که زمانی به اسم مادر طالبان نامیده میشد، بقتل رسانیده اند تصمیم برای نابودی این گروه میگیرند و آنها را دانه های سرطانی میخوانند.

آقای زرداری اگر این گروه دهشت افگن خانم شما را نمی کشتند و اطفال شما را بی مادر نمی ساختند در انصورت تصمیم شما چی میبود؟ این صحبت شما جنبه انتقام شخصی دارد نه اینکه احساس انسانی شما را در برابر یک گروه جنایتکار نشان بدهد.

مگر هزاران زنی که توسط طالبان و القاعده در کشور ما بقتل رسیدند چه تفاوتی با خانم شما که در ساختن همین گروه نقش اساسی  داشت، داشتند که شما یکروز بخاطر آنها صدا بلند نکردید؟

مگر هزاران کودک افغان که طعم یتیمی چشیدند با اطفال ناز پرورده ی شما چه فرق دارند؟ که امروز در بی مادری فرزندان تان می نالید.

ای کشته کی را کشتی که کشته شدی باز، شما ها دستان تان بخون ملت ما رنگین است و اگر هم کشته میشوید نتیجه جنایاتیست که در افغانستان مرتکب شده اید. خانه ی ما را به آتش کشیدید و اکنون نوبت شما ست که شاهد سوختن خانه تان باشید و امیدواریم روزی فرا رسد که این تفنگداران بیرحم که شما ها آنها برای کشتن ما تعلیم دادید چنان آتش به آشیان شما بزند که نسلهای بعدی تان هرگز در فکر اذیت و ازار دیگران نشوند. تشویش نکنید آنچه کشته اید درو میکنید.

بالاخره این مبارزه شما را دیگران چگونه توجیع کنند مبارزه برای نابودی دشمنان بشریت یا انتقام جوئی بخاطر کشتن خانم تان.

نصیر خالد  -  کانادا

nasirkhalidvoa@yahoo.ca