دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

نویسنده: دگروال امام جان عالمی :4حوت1387

آیا مبارزه علیه ارتشأ و فساد پیروز شده نیست؟

دراین اواخر حرفهای زیادی در باره ی مبارزه علیه رشوت و فساد اداری شنیده میشود و این موضوع یکبار دیگر در محراق توجه رسانه ها و مطبوعات قرار گرفته است. برای روشن شدن بهتر موضوع میخواهم توجه خواننده گان محترم را به چگونگی و سابقهء رشوت و فساد اداری معطوف بدارم.

تاجائیکه بیاد دارم رشوت و اختلاس از زمان پادشاهی محمد ظاهر شاه الی اکنون در وطن ما رواج دارد ولی در هر رژیم اشکال و اندازهء آن متفاوت بوده است. بدین معنی که در زمان محمد ظاهر شاه رشوت و فساد وجود داشت ، اما به مقدار کم و بشکل مخفی بود. در آن دوران یکنفر مأمور جرئت نمیکرد که مستقیماً از مراجعین چیزی بخواهد بلکه این مراجعین بودند که در بیرون از اداره کدام شخص طرف اعتماد آن مأمور را پیدا میکردند تا پول ناچیزی را برایش بپردازند یعنی توسط نفر سومی پول رشوت انتقال میگردید و در آن زمان پول رشوت از 10-50 افغانی یا نهایتاً 100 افغانی بود. مگر در زمان جمهوری محمد داؤد خان رشوت 10افغانی به 100افغانی و رشوت 100 افغانی به 500افغانی ارتقا یافت. دراوایل جمهوری داؤدخان رشوت بسیار کم و مخفی بود، ولی بعداً عام و علنی شد. در اوایل حکومت نورمحمد تره کی رشوت بسیار کم و مخفی بود، ولی در هر صورت رشوت و اختلاس در دوران آن انقلابیون سرخ (نورمحمد تره کی و حفیظ الله امین) هم ریشه کن نشد. در دوران ببرک کارمل مأمورین آلوده، از کارمندان امنیت دولتی خیلی هراس داشتند با آن هم در موقع لازم کار خود را میکردند.

در دوران حکومت دوکتور نجیب الله رشوت و اختلاس عمومیت پیدا کرد چون با همه کس سر مصالحه را در پیش گرفته بود. اگرچه در زمان دوکتور نجیب الله هم کارمندان(خاد) فعال بودند، ولی آنها با وجود داشتن اسناد و مدارک اجازهء گرفتاری مقامات بلند پایه دولت را نداشتند، زیرا دوکتور نجیب الله نمیخواست که کسی را از خود آزرده سازد، مردم بگونهء فکاهی میگفتند که گویا کدام مأمور دولت نزد دوکتور نجیب رفته و از مشکلات اقتصادی خود شکایت نموده و از مقام ایشان کمک خواسته است در جوابش دوکتور نجیب الله گفته بود"من چهارسال پیش زنگ چور را نواخته ام تو در کجا بودیکه از این چور عقب ماندی". این فکاهی در حقیقت از افکار عامه و از عمق جامعه حکایت می نمود، بدین معنی که در اواخر حکومت دوکتور نجیب الله بی بندوباری وسؤاستفاده از موقف های دولتی عام شده  بود که این خود در واقع نشانهء ضعف حکومت و در نهایت سقوط رژیم بود.

در دوران حکومت مجاهدین رشوت کم بود ولی استفاده از دارایی عامه زیاد بود یعنی اینکه در آن وقت مأمورین پول دولت، موتر دولت و اجناس دولتی را مال شخصی خود می پنداشتند و بدون کدام هراسی بطور علنی از آن استفاده میکردند. دلیل اینکه در آن زمان رشوت نسبتاً کم بود این است که اکثر مردم تابع مقررات دولتی نبودند و ساحه حاکمیت دولتی محدود بود و دولت هم مصروف جنگ های داخلی بوده و فرصت آنرا نداشت تا دربارهء وضع ادارات دولتی فکر کند.

در دوران طالبان هم رشوت و اختلاس وجود داشت ولی بشکل بسیار مخفی و احتیاط زیاد، اگر از حقیقت چشم پوشی نشود در اوایل حکومت طالبان رشوت و اختلاس مطلقاً از بین رفت، ولی به مرور و گذشت زمان به اثر مشوره و راهنمائی مأمورین سابقه دولتی، طالبان هم به اخذ رشوت و اختلاس شروع کردند و یکعده از مقامات بلند پایه آنها نیز رشوت های کلان اخذ میکردند. چنانچه یکی از همسایه های ما به جرم قماربازی بالفعل گرفتار و زندانی شد، ولی برادرش با مصرف پول هنگفت توانست که او را از زندان طالبان رها سازد ، به همین قسم یکی از رؤسای عمومی را که خودش در کابل و فامیلش در یکی از ولایات نزدیک به کابل زنده گی میکردند خبر رسید که پسرش فوت نموده است، آن رئیس محترم در جنازهء پسرش اشتراک نکرد و به کدام دوست خود گفته بود که اگر من میرفتم از چند لگ افغانی پیدا و پناه مینماندم. خلاصه اینکه در رژیم طالبان با همه دهشت و وحشتی که در جامعه حکمفرما بود رشوت و اختلاس از بین نرفت.

اکنون می آیم به دوره حکومت جناب کرزی که موضوع اصلی بحث ما در مورد همین دوره است.

در آغاز کار این حکومت هم مثل اوایل رژیم های گذشته در مورد رشوت و اختلاس به احتیاط برخورد می شد، ولی به زودترین وقت این پدیده شوم مروج شد و این پدیدهء ننگین در جامعه به حدی عام گردیده است که امروز دیگر هیچ مقامی موجودیت آنرا انکار کرده نمیتواند. مردم در همه جا در محافل رسمی و خصوصی از عام شدن رشوت و فساد در ادارات حکایت ها دارند.

بلی! ارتشأ و فساد در تار پود جامعه ما ریشه دوانیده است، بعضی ها کمی معاشات مأمورین را موجب ارتشأ و فساد میدانند در حالیکه این تنها نیست، ارتشأ و فساد عوامل گوناگون دارد که یکی از عوامل همین کمی معاشات مأمورین است و من به این ادعا ها کاملاً موافق نیستم. زیرا همه میدانند با افزودی معاشات رشوت و فساد ریشه کن نمیشود ، کی میتواند ثابت کند که مأمورین بلند پایهء دولت آنهائیکه معاشات دالری (سوپراسکل) دارند، خرج دسترخوان دارند، امتیازات گوناگون دارند، در فساد دست هایشان آلوده نیست؟ کی میتواند بگوید که دست فلان والی پاک است؟ کدام وزیربطور نمونه دست خود را پاک نگاه داشته و در وزارت مربوطه خود فساد را ریشه کن ساخته است؟ یا کدام حارنوال و یا قاضی دست پاک داشته و به صداقت و تقوی شهرت دارد؟

طوریکه قبلاً به آن اشاره شد فساد و ارتشأ عوامل گوناگون دارد که یکی از آن سیستم پیچیده و مغلق ساختار اداری است و خود این ساختار و سیستم اجرآات زمینه فساد را بوجود آورده است. چنانچه آقای رئیس جمهور در یکی از بیانات شان فرمودند" درحالیکه یکنفر غرض اخذ جوازراننده گی (لیسنس) سه ماه سرگردان باشد، حتماً زمینهء فساد بوجود می آید و این حرف دقیق است.

در شرایط کنونی طوریکه تجربه نشان داده است رشوت و اختلاس نه تنها کم نمیشود بلکه روزبروز دامنهء آن گسترش می یابد و نظر به افزایش قیمت اجناس در بازار اندازهء رشوت هم افزایش می یابد. چنانچه در یکی از شعبات مستوفیت کابل قبلاً یکنفر مأمور مکاتب را هم تایپ مینمود و هم صادر میکرد و در مقابل از مراجعین 50-100افغانی اخذ مینمود، اکنون در همان شعبه دونفر کار میکنند همان مأمور مکتوب را تایپ میکند و کسی دیکر آنرا صادر میکند و آنهم از صدور مکتوب پول اخذ میدارد یعنی در گذشته به یکنفر پول پرداخته میشد حالا به دونفر برای انجام یک کار پرداخته میشود. به همین قسم در شعبات فورمه جات چاپی و دوسیه های کاغذی را بالای مراجعین بفروش میرسانند، اگر مأمور مربوط به دیگر قسم پول اخذ کرده نتوانست میگوید "قیمت فورمه را بپردازید" چون مراجعین مجبوراند بدرک قیمت فورمه مورد ضرورت پول می پردازند.یکی دیگر از عوامل فساد عدم موجودیت مکافات و مجازات است.

بیاد دارم که در زمان ظاهر شاه در مناطق دور از مرکز بنام معلم و یا مأمورپاک نفس از طرف پادشاه مدال صداقت ارسال میگردید و آن مدال را والی ولایت طی یک محفل خاص به سینه آن شخص تعلیق مینمود و این عمل موجب تشویق دیگران میگردید.

در ادامه بحث میخواهم یکبار دیگر به اشکال رشوت تماس بیگرم.

در رژیم های قبلی رشوت مخفی و طوری بود که اگر یکنفر مأمور یا مدیر از کسی پول میگرفت آنرا در بین همکاران خود تقسیم مینمود. اما اکنون علنی بوده و بطوری است که مدیر برای خود ، معاون برای خود، تایپست برای خود و حتی پیاده برای خود میگیرد و کسی همراه کسی تقسیم نمیکند و هر کس برای خود به اصطلاح "غریبی" میکند.

در ادارات فعلی علاوه از مؤظفین رسمی یکعده کمیشنکاران یا دلالان نیز فعالیت میکنند و آنها نیز خرج روزمرهء خود را از پهلوی مسؤولین پیدا میکنند.

دراینجا یک مطلب دیگر را نیز میخواهم تذکر دهم و آن اینکه در اردوی سابق(در زمان ظاهرشاه و داؤدخان) در بین افسران کم اهمیت ترین اشخاص مسؤولین لوژستیک بودند و اهل دیگر صنوف اردو طعنه زنان میگفتند که "فلان کس صاحب منصب نیست او یک آدم لوژستیکی است" یعنی اینکه پرسونل لوژستیک اکمال کننده مایحتاج افسران صنوف مختلف اردو می باشند و به همین قسم در دستگاه پولیس کمترین مردم منسوبین ترافیک بودند و دیگران هرچیزی را به کلاه ترافیک تشبه مینمودند، ولی اکنون بهترین مسلک در اردو لوژستیک و در پولیس ترافیک است، البته دلیل آنرا همه میدانند و حاجت به بیان و تشریح نیست.

به هر صورت دراین باره هر قدر حرف بزنیم پایانی ندارد وحرف ها فراوان است، ولی چیزیکه برای من دلچسپ است آن اینکه من فکر میکردم که جناب رئیس جمهور از اجرآات و اعمال مأمورین خود خبر ندارند، ولی بعداز شنیدن بیانیه ئیکه بمناسبت افتتاح ادارهء جدید التأسیس " اداره مستقل نظارت بر ستراتیژی ملی مبارزه علیه ارتشأ و فساد اداری" ایراد فرمودند و به بانگ رسا گفتند که ارتشا و فساد در جامعه بیداد میکند، آنگاه فهمیدم که آقای رئیس جمهور به تمام معنی از اعمال واجرآات مأمورین خود آگاهی دارند.

اکنون سوال پیدا میشود، در حالیکه شخص رئیس جمهور از بیدادگری فساد و ارتشأ شکایت دارد پس مسؤول جلوگیری آن کیست؟ و مردم از کی امید داشته باشند که به دادشان میرسد؟

قسمیکه شنیده میشود دراین اواخر یکبار دیگر آقای کرزی صدای مبارزه علیه فساد را بلند نموده به مردم وعده سپرده اند که از طریق تشکیل اداره جدید مبارزه علیه فساد و ارتشأ جلو فساد را خواهند گرفت.

ولی من منحیث یک شهروند افغان از آقای کرزی می پرسم که چرا شما در مدت هفت سال زمامداری تان جلو فساد را گرفته نتوانسته اید و حالا چگونه میتوانید در این پنج ماه باقیمانده ازحکومت تان جلوآنرا بگیرید؟

مردم به هیچ صورت باور ندارند که شما به این کار مؤفق شوید زیرا که از یکطرف از دوره کارتان مدت کم باقیمانده است و از طرف دیگر شما شخص مهربان هستید و نمیخواهید که کسی را از خود آزرده سازید!؟

فراموش نشود که محترم کرزی صاحب قبلاً هم کمیسیونی را به همین نام تحت سرپرستی مرحوم ذبیح الله عصمتی ایجاد نموده بودند، ولی آن کمیسیون هم کاری کرده نتوانست و شادروان ذبیح الله عصمتی به عجز و ناتوانی خود اعتراف نمود بعداً ریاست همین اداره را شخص دیگر آقای عزت الله واصفی سپردند ولی بازهم این اداره در قسمت جلوگیری از فساد و ارتشأ کاری کرده نتوانست.اکنون یکبار دیگر همین اداره بریاست آقای عثمانی شروع بکار نموده است. آقای عثمانی طی بیانیه ها و مصاحبه های متعددی جداً وعده سپردند که جلو فساد و ارتشأ را میگیرند ، ولی من از همین حالا میگویم که در موجودیت چنین دستگاه سرتاپاه آلوده به هیچ صورت ممکن نیست که فساد از جامعه ریشه کن گردد. اگر از مسؤولین سوال شود که چرا کدام قاچاقبر مشهور گرفتار تاحال گرفتار نشده و یا هم نمیشود؟ چرا کدام ناقض حقوق بشر به پای میز محاکمه کشانیده نشده است؟ چرا کدام شخص مشهور بالفساد به چنگال قانون سپرده نشده است؟ در جواب خواهند گفت "در مورد اسناد مؤثق نداریم". ولی من از ایشان می پرسم شما که در مدت هفت سال نتوانسته اید مدارک و اسناد مؤثق در مورد اشناس فوق الذکر بدست آرید، پس چی وقت چنین مدارک را بدست آورده میتوانید؟؟

به هر صورت تجربه هفت سال گذشته نشان داد که جامعه افغانستان بطرف ساحل مقصود روان نبوده بلکه به سوی طوفان در حرکت است. مردم افغانستان از جامعه جهانی و دولت انتخابی هم ناامید شده اند و دیگر هیچکس به آینده خوشبین نیست. اگر از حقیقت چشم پوشی نشود یک اندازه پیشرفت های در زمینه های مختلف در کشور رونما گردیده است. اما دولت فعلی تحت رهبری آقای کرزی درمورد سه مسئله حیاتی که عبارت از امنیت، اشتغال و فقرزدائی است ناکام بوده است.اگرآقای کرزی آرزوی خدمت به ملت افغان را داشت باید با ختم دوره انتقالی از رهبری دولت کنار میرفت، زیرا که تمام امکانات و تان خود را با در نظرداشت اوضاع ملی و بین المللی امتحان نمود و برایش ثابت شد که نمیتواند این کشتی شکسته را به ساحل نجات رهنمون گردد و ناخدای آن باشد. اکنون برای آقای کرزی بهترین راه آن است که در انتخابات آینده اشتراک نکند و بگذارد هر کسیکه بار مسؤولیت این وطن ویران شده را بعهده میگیرد بگیرد و وی خود را از زیر بار این مسؤولیت سنگین که توان برداشت آنرا ندارد وارهاند.

ببینید! آقای کرزی بارها از تلفات افراد ملکی توسط نیروی های خارجی اعتراض نموده است، ولی بازهم تلفات مثل سابق ادامه دارد. خودش شرافت مندانه اعتراف نموده است که نیروی ها خارجی به حرفهایش توجه نمیکنند.اگرآقای کرزی در انتخابات آینده اشتراک کند و با استفاده از صلاحیت های فعلی به احراز کرسی ریاست جمهوری مؤفق گردد وضع کشور به همین منوال ادامه خواهد یافت. چنانچه بزرگان گفته اند:

اگر این مکتب است و این ملا                                  حال طفلان خراب می بینم

از جانب دیگر در صورت پافشاری آقای کرزی برای احراز مقام ریاست جمهوری به محبوبیتش لطمه وارد شده و شهرت وطندوستی وی زیر سوال میرود و برای مردم چنین تصور پیدا میشود که چوکی ریاست جمهوری بسیار مزه دار است. هر کس که مزه آنرا چشیده باشد دیگر از آن تیر نمیشود. حالا که چنین است چاره چیست و راه نجات کدام است؟

اکنون برملت با شهامت افغانستان است که با درنظر داشت تجارب تلخ گذشته بطور متحد و یکپارچه بدور یک شخصیت قوی ، مصمم و دلسوز جمع شوند و تمام منافع نژادی ، قومی و مذهبی را یکطرف گذاشته بخاطر منافع و مصالح علیای کشور از چنین شخصیت حمایت و پشتیبانی بیدریغ نمایند تا باشد این کشی شکسته را به ساحل نجات رهنمون گردند.

به امید یک افغانستان عاری از هرگونه فساد