اکه سخی – مونتریال کانادا:8دلو1387

بابه کرزی: چپنکی ده جان ما میزنی
وطندارهای گلم برتان سلام میرسانم،خداکنه کلتان جورونتدرست باشین
وازگزند روزگارمحیل ده پناه خدا باشین.
مه باز ده همی چن روز خبر ها ره تاقیب میکنم و بسیار علاقه پیدا کدیم
که بفهمم بالاخره پایان کار انتخابات اوغانستان بکجا میرسه. یکی از بی
امنی میگه باز پشت سرشه کی سیل کنی ای هم یک نقشه اس، دیگیش از بی پولی
میگه ده حالیکه پول کل دنیا ده وطن خراب شدۀ ما ریخته شده، باز دیگیش
از بسته شدن راه ها میگه ده حالیکه با داشتن سرکهای خامه و سنگلاخ
بسیاری جا ها سالهاست که راه بندان اس. پس تمام ای قصه ها، قصه های مفت
است که فقط یک تعداد بشمول بابه کرزی دوست دارن چند روز دیگه ده قدرت
باقی بمانن و یگان کار های باقیمانده خوده که ده جریان هفت سال تمام
کده نتاستن، خلاص کنن.
کرزی بابه، ببی خودت ده یکی از قصه هایت که بر شاگردای بیخبر داشتی
گفتی که مه اصلا خبر نبودم که دفعتا برم زنگ زدن و گفتن که بیدار شو هو
بیادر که رئیس جمهور اوغانستان شدی، کاریکه بگفته خودت ده خو هم
نمیدیدی که یکروز به ای مقام برسی، اما رسیدی و چپنگی ده جان مردم خوده
زدی.
حالی که چه کدی و یا نکدی، بلا ده پسش، خو او بیادر آسیای بابه اگه هم
اس، خو به نوبت اس، وخت تو پوره شد و حالی بان که یکنفر دیگه جایته
بگیره و خدا مهربان اس که از تو کده بهتر کار کنه، از دست خودت خو چیزی
ساخته نشد. گشنه گشنه تر شد و فقیر فقیرتر، ده مقابل چند تا ادمهای مفت
خور از پول ملت از بسکه باد کرده ان قریب است که مثل پوقه هوائی بهوا
بپرن و یا اینکه مثل پتاقی بترقن. مردم خانه نشین، خیمه نشین شدن و
خیمه نشینها شهر نشین و قصر نشین. از برکت سر شما عالم خانه نشین شد و
بی عقل و چاپلوس و بوت پاک صدر نشین، دزد حاکم و شریف محکوم گشت. پس
بابه کرزی مه خو فکر نمیکنم که کدام کاری که از او به نیکوئی یاد کنیم
شما انجام داده باشین و حتی ده ای روز ها خبر میشم که برای اینکه هنوز
هم ده قدرت باقی بمانین تلاش دارین که جنگهای زرگری را بین مردم بوجود
بیاورین و مثل پاکستانیهای دالخور، پشتون را بر علیه تاجک و ازبک را
بجان هزاره و قومی را بر علیه قومی بجنگ بیاندازید تا فضا از ای کده
بدتر شوه و شما بگوین که او خارجی او امر صاحبا ببینین که امنیت نیس و
مردم بجان یکدگیر افتیده اند و مه باید تا ختم این مصیبت رئیس جمهور
باشم.
باز ای قصه مفت دیگیته ببین که میخائی کتی چپن و لنگی و کلاه قره قولی
ده چشمهای مردم و ودنیا درائی که: بر تعین انتخابات و سرنوشت خودت باید
کتی حقوقدانها قصه خوانی کنی، او وطندار، تو قبلا تجربه کاری نداشتی
اما ده همی هفت سال خو کمی تجربه باید پیدا کده باشی که حل مشکل را
باید ده قانون اساسی اوغانستان جستجو کنی که برت واضح گفته بیادر گل ده
اول جوزا وظیفه ات خلاص میشه و باید از ارگ خارج شوی.
حالی بگو او رئیس صاحب جمهور تو وظیفه ات حفظ قانون است و یا قانون
شکنی. ده همی هفت ساال چند دفه قانون اساسی ره خودت شکستاندی، دفتر های
ناحقه که ده ارگ ساختی، اداره ارگانهای محلی، کمیسیون مستقل انتخابات،
ادامه کار خلیفه اسپنتا و ده ها مورد دیگر. به لحاظ خدا دست از سر کل
ملت بردار و برو پشت کارت توخو کل بودی حالی دلت است که ملته کر خو
ساختی کل هم بسازی. قانون را قبول نداری ولی اگه غریب یا بیچاره ی
اشتباه کنه باز چیغ میزنی نمان که قانونه پایمال کد، ای کارت همو قصه
کوکه بیاد ادم میاره که وختی ده حال گریز میباشه ده زیر سنگ یا بوته سر
خوده پت میکنه و پا های خوده بلند به این تصور که کسی اوره نمی بینه.
او بیادر تمام کارهایت ثبت تاریخ اوغانستان شده و مردم حالی بسیار
هوشیار تر از دوره های گذشته شده اند هرچه تخنیک بزنی بی فایده اس.
مردم و دنیا ره بیشتر از ای ازار نتی و بگذار که مردم یک رئیس جمهور
دیگه بر خود انتخاب کنن. بخدا اگه مردم ازاری نکنی یک روزی باز مردم
توره باوجودیکه هیچ خذمتی به انها نکدی به نیکوئی یاد خاد کدن ده غیر
از او بیاد داشته باش بابه کرزی که نامت ده پالوی نام دیگه ظالمها
نوشته خاد شد. کمی چرت بزن و گپها ای پیر مرد کم زوره خوب فکر کو به
نفعت است اگه بفامی.
اکه سخی – مونتریال کانادا
sakhigak@yahoo.ca