نوشته وپژوهش : از دوکتور احد وفأمعصومی

بارک حسین اوباما کیست ؟

آیا او ، باما وحق خواهان جهانست ویا با دشمنان آنها ؟

با آنکه حقایق روشن در زوایای تاریک زندگی اوباما  غیر از اندازۀ تحصیل  ، درجه وسی آموزش اش به همگان آنقدر وضاحت ندارد که گفته شود که،  اوباما  دارای چه شخصیتی ، چه طرز دید سیاسی  وجهان بینی بوده وهم تا چه  حد ومرزی متکی به خود وطرز تلقی خود میباشد ؟،ولی  روشن است  که اومتولد چارم آگست سال 1961 بوده در مقام سناتور ایالت ایلینویز امریکا ایفای وظیفه نموده واولین امریکائی افریقائی میباشد که تا مقام ریاست جمهوری امریکا رسیده است. از پدری به نام بارک حسین اوبامای اهل کینیا واز مادری به نام« آن دونهام » امریکائی سفید پوست به دنیا آمده است . میگویند که او بعد ازچار سال اقامت درشهر نیویارک به شیکاگو رفت وبه عنوان مدیر پروژۀ جوامع درحال توسعه به خدمت گماشته شد. میگویند که او د ر جلسات شیکاگو ودر موضوعات داغی چون منع ویا تکثیر اسلحه وامثالهم صرف نظر از گمان اکثریت،  نظرش در فیصلۀ موضوعات، آگاه ویاناخودآگاه جانب داری مطلق از یهودان مجلس بود وآنهم بی تفاوت ازاینکه تصمیم در موردموضوعات  به سطح جهان کشنده ، پر خوف وخطر بوده است ویا از اهمیتی برخوردار نبوده است وهمچنان بسا مسائل دیگر ازین قبیل که نظر اشان بدون چون وچرا نظر همان لابی مقتدر بود ونه چیز دیگر.

ایشان درماه فبروری سال2007 خودرا نامزد ریاست جمهوری اعلان کردندو ودرسال جاری 2008 به رقبای خود چون مک کین و خانم کلینتون پیروز شدند.

پیوسته  به آنچه گفته آمد واینکه ایشان اوبامای رئیس جمهور منتخب امریکا هستند هیچ شک وشبهه ای وجود ندارد، اما با درک از اوضاع واحوال جهان وتمناهائیکه ممالک زیر ستم وگرفتار هزاران بلیۀ سیاسی وطبیعی عمدی ناشی از جنایات استعمارگران از این شخصیت دارند، بادر نظرداشت اینکه حتی همین حالا درحصار تنگ لابی های یهودی و دیگر قدرتهای توانای امروزی امریکا جا گزیده اند ومقامی بدست آورده اند وهم درین جهانیکه اسلام ستیزی ، تجاوز به حریم دیگر کشورها ، تشکیل وتمویل گروه های آدمکش وتروریست  ، تکیه به گروه های مزدور، جاسوس وضدمنافع ملی کشورهای عقبمانده ، حیف ومیل مستکبرانۀ منابع انژی این ممالک به دستور اهریمن بزرگ امریکا ومتحدینش تحت پوشش نامها وشعارهای مختلف صورت می گیرد،نقش آقای اوباما چه خواهد بود واو با ابتکار خود ووجدان خود بدون تصرف لابیهای متنفذ چه خواهد کرد؟ مشکل است اگر مردمان محکوم جهان عجولانه به خود جرأت بدهند ، پیش داوری کنند وقبل از آزمایش بگویند که او با ما وباحقداران جهان  میباشد. چه برای شناختن چهرۀ واقعی این مردهنوز خیلی زود است که حکم خوب ویا بد بدون دست آویزصادر کنیم وتنها سیاه بودنش راحجتی بر پاکی درونی ، مظلومیت وقلب حق پرستش قبول نمائیم .

اما سؤال اینجاست که ملیونها سیاه  وسفیدیکه که مثل او دریک کشور بزرگی چون امریکا  گرد هم آمده اند واین سرزمین را وطن نموده اند، و در جهانی که اسلام ستیزی اولین سیاست جهان عیسویت ویهودیت شمرده میشود ، ودرین دنیائیکه ممالک اسلامی در انبوه دسائسی چون جنگ ،توطئۀ و انواع بربادی دست وپا می زنند ، آقای اوباما دارای چه خصوصیات ذاتی وشخصیتی  میباشند، که نه به صندوق رأی اش دست بردی صورت می گیرد ( مانند الگور در فلوریدا) ونه از نسل مسلمان بودنش مشکلی ایجاد میکند، ودرین آشفته بازار جنگ ، جنایت ودسیسه به بلندترین مقام امریکا دست می یابد ؟. ایشان بااین پسمنظر بامردم افغان ستان ، عراق ، فلسطین سومالیا ، پاکستان ، ایران ،طالبان ودیگر ممالک در رأس ممالک اسلامی چه خواهند کرد ؟آنهم در امریکائیکه اگرلابیهای یهودی با دردست داشتن تمامی امکانات از کاندیدی برای ریاست جمهوری حمایت کنند آنوقت برای پیروزی اش ضرورت به تأئید استعداد ، منطق ، درجۀ تحصیل ، قدو قواره ورنگ ونژادش در مبارزات انتخاباتی هیچگونه ضرورت وارزش دیگری دیده نمیشود. وهم با در دست داشتن امکانات تبلیغاتی همه جانبه ایکه این لابیها دارند اگر خواسته باشند برداشت همگانی ونظر همگانی را در عرصه کمی از زمان از رژیمها  به رژیمها مبدل میکنند. ناممکن نیست اگر باامواجی از تبلیغات ورسانه های بی شمار در ظرف یک سال دموکراسی را به اوج باورمندی مردم برسانند ودر سال دوم آنرا با تبلیغات نوع دیگر به فاشیزم در اذهان مردم جابزنند  ومورد قبول همه بگردانند ،که با کمال تأسف این دیگر در امریکا به کسی پنها نیست که لابیهای یهودی وقدرت با در دست داشت انواع امکانات تبلیغاتی تصرف مستقیم در بدنامی، خوشنامی ، پیروزی وشکست کاندیدها دارند وپیروزی کاندیدها مانند اوباما بسته به مقدار اطاعت وپیروی ازین لابیهای قدرتمند میباشد که درآنصورت بی تفاوت است که کاندید سفید پوست ، سیاه پوست مسلمان ، یهودی ویا عیسوی ویا ازکدام نژاد دیگری میباشد. برنامه ریزی منظم ، هجوم تبلیغات به نفع یک کاندید وقبول مصارف  حلال مشکلات وخواهشات است. ازسخنان پاول وزیر خارجۀ بوش است که او باری از اوباما حمایت نموده بود ودر جواب به این سؤال که گفته بودند آخر«  پدر اوباما مسلمان است » واو گفته بود« چه اشکالی دارد اگر خود اوباما هم مسلمان باشد مگر اشکالی دارد که یک مسلمان رئیس جمهور امریکا شود »  توماس فریدمن یکی از شخصیتهای برازنده امریکا باری سخنان خودرا هوشمندانه چنین آغاز نمود : « پس از ساعت دۀ بعد از ظهر روزچارم نوامبر جنگهای داخلی امریکا پایان یافت » که تنها درین جمله جهانی ازحقایق  نهفته است . وباری هم مارتین ایندیک سفیرسابق امریکا در اسرئیل  که یکی از دانایان دموکرات است  درهمان جریان انتخابات گفته بود که « اسرائیلی ها نباید نگران باشند، اوباما از بوش به آنها نزدیکتر است » با در نظر داشت نکات فوق  نویسنده را عقیده براین است که شاید درخت تنومند وپربار اسلام توسط تبر یهودیت ومسیحیتیکه دسته اش از وجود خود درخت وشاخه ای از درخت ساخته شده است یعنی اوباما ، صدمه ها ببیند وحتی سعی در قطع هرچه کارگر تر و زودتر از گذشتۀ آن  درخت گشن بیخ بدست هم باورانش چون اوباماها صورت بگیرد، چنانچه مثال آنرا همین حالا در افغان ستان ، وممالک عربی می بینیم، تا ازیکسو مسلمین جهان را به بیزاری ازباورمندی مشترک اسلامی ایشان مأیوس نموده و در نبد حمایتگر رنج بدهد واز سوی دیگر اتحاد مسلمین جهان را به سود عیسویت ویهودیت صدمه بزرگی بزنند که در آن وقت ما دیگرازبیگانگان نالشی نخوهیم داشت.

و شاید هم یکی از دلائل مهم به مقام رساندن این شخص از جانب دشمنان اسلام ، انتخاب  شخصی آنهم  با  نام مذهبی (بارک حسین اوباما)  وبرضد اسلام وبرای هیچ وپوچ نشان دادن باورهای اسلامی در انظار مسلمانان جهان بدست یک مسلمان باشد.

مگر اسلام ستیزی توسط زمامداران فروخته شده در ممالک اسلامی ، ازبیخ وبن کندن  تمامی اساسات زیربنائی وصدها سال عقب انداختن ممالک اسلامی ،از کاروان ترقی ، علم وصنعت ،آنهم در ممالکی که زیادتر از هفتاد درصد منابع انرژی جهان در دست ایشان است، بارک حسین اوباما را به حیث انسان کاملاً مسلمان  ویا نیمه مسلمان هدفمند ودست اندر دست لابیهای دشمن ممالک اسلامی به این مقام نرسانده باشد ؟ نویسنده را در قبول این دسیسه تا حدود خیلی بالا، شک وتردیدی نیست، آینده در پیش است و خواهیم دید که مباد.

وهم اینکه اوباما ناشی از شعار « تغییر» دست به اقدامت خوب واصلاحی در وطنش خواهد زد شک وشبهه ای وجود ندارد. اما خیلیهاراعقیده بر این است که دوران کار این منتخب مقام اول امریکا به سود وطنش وبه  ضرر اسلام وممالک اسلامی وملتهای دربندخواهد بود . اگر شیطان بزرگ باروی سیاه سرافگنده وشرمنده در حضور جهانیان از قصر سفید بیرون شد ، مرا یقین کامل است که به یمن همت وبا درس عبرتیکه خراسانیان از دردهای مزمن ستم قرنها در وطن محبوب آبائی خود دیده اند، روزی میرسد که زهراین شرمندگی وسرافگندگی تاریخی نصیب دار ودستۀ جاسوسان گماشتۀ شدۀ افغان ذلتی از سوی بوش واولیای لندنی اش  در کابلستان دامن این دار ودستۀ منحوس را خواهد گرفت . ودر اخیراینکه « زمستان رفت و روسیهی به زغال ماند » .