|
م.
پاک نهاد: 23 حوت 1387

بایدها ونباید
های انتخابات آینده ای افغانستان
با الاخره پس از
رای زنی وبگومگوهای فراوان
،
فرمان
رئیس جمهور در رابطه به تاریخ بر گزاری انتخابات صادر شد وبه این توهم
پایان داد که آقای کرزی به صور ت غیر قانونی اشتیاق بودن در قصر گلخانه را
ندارد ومی خواهد خطوط شکسته ی دیمکراسی نوپا در این کشور دست کم در زمان او
وبه فرمان او از هم جدانشوند. اینکه شرایط وزمان اجرای انتخابات با توجه
به اوضاع امنیتی ، آب وهوای افغانستان ونداشتن امکانات مالی از طرف کمیسیون
مستقل انتخابات در نظر گرفته شد ، کاری بجای صورت گرفت، زیرا بدون آن با ر
مسؤلیت ومشروعیت انتخابات سنگین تر می شد وحکومت آینده ی افغانستان را هم
در داخل وهم در خارج با چالشها وفرا فگنی های فراوان مواجه می ساخت .
واما کیها در
میدان رقابتها به مصاف هم خواهند رفت وکدامین عنصر سیاسی فرصت خواهد یافت
در فردای این کشور ویرانه باز مصدر خدمتی ویاهم منشأ مذلتی گردد موضوعی
است که این مقاله به آن می پردازد.
هرچند هوس
کاندیداتوری دل بسیاری ها را آب کرده است اما تا بحال معلوم نیست که ، کی
می تواند به منصه ی حاکمیت ظرف ماهای آینده راه پیداکند. آقای کرزی رئیس
جمهور فعلی افغانستان گویا مورد پذیرش وقبول جامعه جهانی نیست . اظهارات
دبیر کل ناتودر واشنگتن پوست در روزهای پایانی حکومت بوش وانتقاد های خانم
کلنتن وفرماندهان نظامی امریکا از حکومت افغانستان دلیل توجیه ناپذیر تغییر
سیاست غرب درقبال رهبری افغانستان است که البته پس از روی کارآمدن دولت
جدید در امریکا به رهبری باراک حسین اوباما شانس حمایت بیدریغ جمهوری
خواهان در آن کشور را از دست داد .
از جانب دیگر دوران
هفت ساله ای حاکمیت آقای کرزی علی رغم حمایت گسترده ای جهانی حد اقل
دستاورد را درج پرونده ای کار نامه های خویش نموده است . اداره زیر فرمان
او درسطح جهانی به فساد متهم است . نهاد های دولتی واقعا به مثابه زالو های
خطر ناک به حثیت واعتبار بین المللی افغانستان صدمه زده اند . توظیف
عناصرکودک، خود خواه ، بی کفایت ، باند باز وحتی در موارد ملوث به قاچاق
مواد مخدر در پست های بلند دولتی فرایند توسعه ای سیستم دولت داری را لگد
مال کرده است .بی توجهی به سامانه آموزشی کشور وکمبود ویادر حقیقت نبود کدر
های فنی ومسلکی ومعلمین آموزش دیده و تربیت شده فاجعه بارترین ابعاد
تراژیدی ناتمام ملت ستم کشیده ای افغانستان را به تصویر می کشد. ظرف هفت
سال تاکنون پایتخت افغانستان برق ثابت ندارد . کوچه وپس کوچه ای کابل به
مرداب ها وزباله دانی ها مبدل شده است . خدماتی صحی ضعیف وجریان آب رسانی
فاقد کار آی لازم است.
مع الوصف پیدا است
که رئیس جمهور کرزی می خواهد بخت خود را بار دیگر در میدان مبارزات
انتخاباتی درافغانستا ن محک بزند واین بارنه زیر چتر حمایت بین المللی بل
با زور بازوی خویش برای یک دوره ویاهم دوره های متعدد بر مردم افغانستان
حکومت کند ..
اما بعید است
کشوری نظیر افغانستا ن که با دنیای مشکلات وچالشهای امنیتی ، سیاسی ،
اقتصادی ، اجتماعی و.... مواجه است و وابستگی گسترده ای به تمویل وحمایت
مالی جهانی بویژه ایالات متحده ی امریکا دارد بتواند به تنهای وبه دوراز
شعاع تاثیر گذاری های بیرونی رخداد مهمی چون انتخابات وگزینش رهبری کشور
را هدایت کند .
رئیس
جمهور کرزی بدون تردید اگر حمایت ایالات متحده امریکا را باخود داشته باشد
می تواند برنده ی قطعی انتخابات آینده تلقی گردد .زیرا حمایت نهادهای ذی
نفوذی چون داخله ،معارف در کنار سایر وزارتخانه ها و والیان ولایات کشور
که همه به یمن توجه ایشان وبر سرسفره وخان نعمت رئیس جمهوری به بالا نشینی
رسیده اند کفه پیروزی را به سود او رجحان خواهد داد.
ولی آنطور که گفته
آمد دگرگونی های زیادی در دید جهانی نسبت به افغانستان به نظر می خورد
،دلیل این دگرگونی ها هرچه باشد زمختی وکلفتی آنرا به پایا ن نمی کشد.
رئیس جمهور حامد کرزی تا دیروز به عنوان رهبرشایسته در مقیاس
جهان
و منطقه مطرح بود، سربازان امریکای امنیت اورا می گرفت وحتی آمد وشد
وزرای کابینه اش توسط پیشرفته ترین تجهیزات وسگهای تربیت شده ای عساکر
پنتاگون زیر نظر بود وحمایت بیدریغ حکومت های غربی را باخود داشت
.
آقای بوش ماهوار ودر موارد هفته وار
با او تماس می گرفت واز کپسول حمایت گسترده ای خویش او وحکومتش را قوت قلب
می داد . اما اینک در یک چرخش 180درجه ای حکومت امریکا پس از رویکار آمدن
اوباما شیوه وسنت بوش را به تاریخ می سپارد ، و آقای اوباما آمده نیست که
درآستانه ای ماه سوم حکومتش در ردیف حتی رهبران ضعیف کانون های بحران در
منطقه وشرق میانه امثال رئیس حکومت خود گردان فلسطین با ریئس جمهور
افغانستان تماس تلفونی برقرارنماید . این در حا لیست که افغانستان دست کم
در مقطع کنونی در محراق توجه سیاست خارجی منطقه ای قصر سفید و پنتاگون
قرار گرفته است و امریکا تصمیم دارد شمار نیروهای خود در این کشور را در
خلال سال روان میلادی به دو برابر افزایش دهد .
.پس بدون تردید
دولت فعلی دیمکرات ها در امریکا از پی تعویض دانه های شطرنج در بازی قدرت
در کشور جنگ زده ای افغانستان است و دیگر عقلانی است که آقای کرزی با تکیه
به بهانه های واهیی انتقاد از سیاست جنگی نیروهای نظامی امریکا وقوای
ائتلاف در افغانستان بار اختلافات میان دولت متبوع خویش وقصر سفید را کم
کند وشگاف موجود را معلول تندی لحن خود در قبال بی باکی وقساوت تفنگداران
امریکای در حمله به مناطق مسکونی واهالی ملکی بداند . مهم واما این است
که دستگاه حاکم در قصر سفید دیگر از رئیس جمهور کرزی پشتبانی نخواهد کرد
وآقای کرزی باید به تنهای وبی پشتوانه خارجی به مصاف رقبای خود برود که در
این صورت احتمال پیروزی ایشان ضعیف است واگر هم به پیروزی برسند دولت آینده
افغانستان در موجودیت شرایط حاکم جهانی ،عدم همکاری بین المللی و بی ثباتی
داخلی با مشکلات دست وپا گیری مواجه خواهد شد که رئیس جمهور کرزی با کوله
بار از بد نامی ها وناامنی های بیشتر ناگزیرحتی قبل از اتمام دوره ای بعدی
حاکمیتش احتمالا کنار خواهند رفت.
بنابران رئیس
جمهور جز دو گزینه پیش رو ندارد . نخست اینکه آشفتگی در روابط خود با قصر
سفید را از هرطریق ممکن پایان ببخشد و حمایت دولت اوباما برای دور بعدی
کاندیداتوری خویش را به دست آورد . ثانیا اگر اینکار ممکن نیست باید
آبرومندانه از نامزدی در اتنخابات آتی منصرف شود که البته گزینه دوم با
وصف سختی وهزینه بردار بودن ، قرین به حکمت وعین صواب است . زیرا بعید است
که به این سادگی ها در نحوه ای نگرش ، واستراتیژی دیمکراتها در قبال شخص
رئیس جمهور کرزی تغییراتی حادث شود وآقای کرزی بتواند به دل ودماغ اوباما
راه پیدا کند . چه گذشته از سیاست های حزب دیمکرات وراه کار های آتی آن
درقبال افغانستان ، شخصی رئیس جمهور باراک اوباما که در مدت زمان بسیار
کوتاه توانست با بیان شیوا ، شخصیت متین وقدرت منطق قله های بلند هرم قدرت
در میا ن جامعه ومردم امریکا را طی کند و از کانون رنجهای توان سوز وبی
مهری ها وتبعیض ها به کرسی حاکمیتی تنها ابر قدرت جهانی با اتکا به
پتانسیال ذاتی به عنوان یک سیا ه پوست با تابو شکنی دست یابد ، محتمل به
نظر نمی رسد که از لحاظ نفسی وروانی راضی به تحمیل اوضاع خاص ،رهبران ضعیف
وشخصیت های فاقد مصداق بر مردم ودولت افغانستان باشد.
البته پیدا است که
استراتیژی امریکا در افغانستا ن به این زودی ها تغییر نخواهد کرد اما روی
کرد گزینشی وشخصیت سازی ها به دور از رعایت نبض جامعه، گرایشهای ملی ،
خواسته های مردم افغانستان ومصلحت جامعه ی بین المللی، همانگونه که خیر
نیست ، احتمالا درسایه ی حکومت جدید امریکا نطفه نخواهد بست. پس بهتر است
آقای کرزی سر در گریبان مصلحت خود وجامعه ی خویش فروکنند و به باز اندیشی
اوضاع وشرایط پیش آمده بپر دازند و آنگونه که دیروز پرفیسور ربانی نا گزیر
به خواست جامعه ای جهانی تن داد وحقیقت تلخی حاکمیت اورا پذیرفت ، اوهم
امروز در ظرف داغ دیگر دیسی ها و افق تاریک آینده خویش این واقعیت را قبول
کنند که دیگر ، گویا جامعه ی جهانی (امریکا) ایشان را تحمل نخواهد کرد .
واما اگر رئیس
جمهور کرزی کنار برود دیگر چه کسانی شایستگی رهبری وزعامت افغانستان را
خواهند داشت ؟
این مسئله را با
اندکی تفصیل در روشنی اوضاع سیاسی افغانستان دنبال می کنیم.
بحران سیاسی در
افغانستان آنقدر پر شیرازه وپیچیده است که بدون عنایت الهی وتد بیر عقلانی
وگذشت های انسانی دست یابی به راه حل فراگیروهمه پسند را به استحاله می
کشد .اینجا است که همه باید لحظه ای از برجهای عاجی اندیشه های خام فرو
شویم ،شیطان طمع وهوای نفس را در پای منافع آینده این سرزمین مجروح واین
ملت بی سر انجام واسیر سر ببریم و آتیه را در پرتو وحدت ملی ، اخوت
وبرادریی ملیت های ساکن در این کشور جستجو نماییم .وهمه در کنارآنهای جمع
شویم که در تناسب با دیگران – نه به عنوان الگوهای بی بدیل- قدرت وپتانسیل
هدایت فردای کشور را از میان نابسامانی ها وآشفتگی ها در وجود شان لمس می
کنیم.
البته ترکیز بالای
هیچ یک از محور های مطرح به تنهای عقلانی وگره گشا نیست وتخته پاره سرنوشت
این ملت را از دل موج های طوفنده به ساحل نمی کشد . نیاز مبرم جامعه ما
خویشتن داری و وحدت ملی است که شخصیت های سیاسی بایستی با در نظر داشت
آشفتگی اوضاع سیاسی وامنیتی در کشور پیرامون آن با ندیشند وگوشه ی چشمی به
آن داشته باشند .
حمایت موهوم جهانی
که نه تنها استقرار وبهبود وضعیت اجتماعی را سبب نشد ، یقینا ادامه نخواهد
یافت . اگر دامنه ی نا امنی ها بازهم گسترده تر وعامل فشار نظامی طالبان
والقاعده سنگین ترشود ،مسلما آنچه ائتلاف بین المللی نام یافته است شکسته
خواهد شد ،کشورها ومحور زیادی زیر تأثیر ازضاع داخلی وافکارعمومی دولتهای
متبوع خویش عرشه ی کشتی حوادث افغانستان را ترک خواهند گفت که مسلما ظهور
این پدیده کشورما را در نبود ارتش نیرومند،سازوکارهای تدافعی لازم وپولس
مجرب وکار آزموده با چالشها وبحرانهای خطر خیزی مواجه خواهد ساخت. ازناحیه
ای دیگرهنجارشکنی های روز افزون تفنگداران غربی خود دلیلی روشن عدم
دلبستگی آنها به تأمین امنیت وتحقق وحدت در این کشور است ،چیزیکه مقابله با
آن جز از راه تفاهم وهمکاری های متقابل میان همه ی دست اندر کاران مسایل
سیاسی ورهبران ملی میسر نیست . از همه مهمتر باید احزاب وشخصیت های ملی در
افغانستا بدانند که غرب دلبسته ی پایه های اجتماعی وبرنامه های سیاسی آنها
نیست واز آنها نمی خواهد که افغانی باندیشند وملی عمل کنند،پیچ گیسو وسنبل
موی آنها تازمانی دلبری خواهد کرد که در خط تحقق منافع امریکا وغرب سر از
پا نشناسند ودر جهت تطبیق استراتیژی پنتاگون وقصر سفید پرشتاب وبی حساب عمل
کنند . غربی ها آدمکهای کوکی می خواهد آدمکهای که ماشین وجودشان جز برای
شنیدن وفرمان بردن تعبیه نشده است ،قدرت اعتراض ندارند وصلاحیت نه گفتن در
آنها نیست . اینها وظیفه ی شان اطاعت است وهرگاه به هر دلیلی وتحت هر
شرایطی کفایت کاری شان زیر سؤال برود ویا سر از حریم اطاعت بیرون بکشند وپا
ازگلیم طبیعیت فرانهند فصل بیکاری وناقابلی آنها فرامی رسد وبا انواع تهمت
ها وبرچسب ها عرصه را برای آنها تنگ می کنند وفرصت اجرای هرنوع مانوری را
از آنها می گیرند که باید بی هیچ سماجتی کنار بروند ورنه بنگاهای تبلغاتی
وامپراتوری اطلاع رسانی امریکا وانگلس به جرم حتی گناهای نکرده وخطاهای
سرنزده آنهارا به پای میز محاکمه خواهند کشاند ودمار از روزگارشان در
خواهند آورد.
اینجاست که بار
مسؤلیت اطراف سیاسی سنگین تر می شود وباید باهوشیاری خطوط وصل وفصل فعالیت
های خویش را در چارچوب منافع ملی وتامین ثبات واستقرار به باد رفته درکشور
متمرکز سازند ودر اطراف یک عنصر مؤثر و شخصیتی با قابلیت های ملی وفراملی
از سعی وتلاش خویش مایه بگذارند چه درغیر آن باز چاره ای جزفرار وزندگی در
ذلت نخواهند داشت ویا هم زیرچکمه ی روزگار و کیبل انتقام الهی باردیگر به
خاک وخون خواهند شد.
شخصیت های که به
فکر بخت آزمایی در میدان انتخابات اند همه قابل قدربوده و به گنجینه ای
سرمایه های سیاسی وانسانی این سرزمین مربوط می شوند. پیر صاحب ، آقایان
انوارالحق احدی ، احمد ضیاخان، اشرف غنی احمدزی ،داکتر
رمضان
بشردوست ، جلالی صاحب، میرویس خان یاسینی، ، دکتر عبدالله و... همه عناصر
نام آشنا در میان مردم وجامعه ای افغانستان اند .
اما هرکدام این
شخصیت ها در مقایسه با یکدیگر تفاوت ها ی دارند که بر نقش آنها به عنوان
رهبران آینده کشور اثر می گذارد. به عنوان مثا ل پیر صاحب توان لازم فزیکی
برای اداره امور کشوربحران زده ای نظیر افغانستان را ندارد . شایسته برای
او ، پروفیسور ربانی ، حضرت صاحب ، سیاف و محسینی صاحب این است که برمسند
زعامت معنوی مردم افغانستان بنشینند وناظر بر احوال ملت وکارنامه های حکومت
باشند واز جهد وتجربه های خویش برای بهبود اوضاع سیاسی ،اجتماعی واداره
کشور مایه بگذارند.
آقای انوار الحق
احدی باوصف متانت ذاتی، زعامت جریانی را عهده دار است که با نیاز ها ی
امروز وفردای افغانستان همخوانی ندارد اودر پی رجحان طیفی خاص بر سایر
ساکنان این مرز وبوم است ویا لا اقل ایشان را به این نام می شناسند که
مسلما با ر منفی سنگین در میان جامعه ای افغانستان دارد وشکوه فردای
پیروزی را برای وی درهاله ای ابهام می نهد.
آقای احمد ضیا
مسعود برادر تنی سالار شهدای افغانستا ن احمد شاه مسعود وداماد پروفیسور
ربانی است . شخصیتکه علی رغم همه فشارها به عنوان تنها وزنه ی سنگین ومحور
قابل اعتماد در دایره ای زعامت ملی کشور ،کما کان جایگاه ویژه دارد ومقر
اقامتش حتی پس از خار داشت دشمنان وبی مقداری وبد رفتاری دست پروردگان
روزگار ندیده - که تازه زهر افتیدن وخسپیدن درکنج تنهای وبی پناهی را به
کام می کشند واز بیکاری وبی روزگاری در رواق خانه های مرمرین پرسه می زنند
وبه هرخسی می چسبند واز هرکسی استعانت می جویند - همچنان نبض اوضاع سیاسی
درکشور را حرکت می دهد وفشار خون رویاروی ها ورقابت ها را تعادل می
بخشد.آری احمد ضیا خان این دو خانواده ی بزرگ را به هم پیوند می دهد ودر
کنار خصایل ذاتی تواضع، نرخوی وفروتنی سایه نام نامیرای مسعود وثقل سیاسی
پروفیسور ربانی را بر سر دارد . اما با ید پذیرفت که آن دو را از سایر جهات
تفاوت های جوهری در سلوک وشخصیت است که به هیچ وجه نقاط تقارن در میان آنها
به چشم نمی خورد. قوت شخصیت مسعود در اراده استوار ، طهارت نفس ،روح
استقلال طلبی ، افق بلند دید ، توان مدیریت در بحرانی ترین شرایط وده ها
خصیصه و ویژه گی دیگر در پهلوی ایمان راستین اوبه خدا وفردای حساب دهی در
محضر باری بود که اورا نه تنها از افراد خانواده اش بلکه از سایرین متمایز
می ساخت. آقای احمد ضیا با گردن نهادن زیر یوغ معاونیت آقای کرزی بدون
کوچکترین صلاحیت به درستی و درشتی نشان داد که چقدر با مسعود بیگانه
وچقدرنیازمند ظرفیت اداری وانضباط سیاسی است. بنده صاحب این قلم به آقای
احمد ضیا احترام فراوان قایلم اما اشتباه معاونیت اورا در حد یک خبط سیاسی
نمی دانم که به سادگی و بی پیرایه از کنار آن بگذریم .اومعامله کرد اما
معامله ی ناکام ،بد نام وبی سر انجام . باید مردانه اعتراف نماید که رشد
لازم سیاسی نیافته است وتجربه ی او هنوز در این میدان می لنگد . شاید این
موضوع معلول سالها دوری او از کنارجبه، مردم وبرادر قهرامنش باشد که به
دلایل مختلف در بیرون بسر می برد. از ناحیه ی دیگر شناخت ومعرفت بیرونی
اومحدود وناقص است مشت کیاست اوبا انبارتردستی های شوره بازار سیاست امروز
هم طرازی نمی کند. بنا بران آقای احمد ضیا خان علی الاقل در مرحله ای کنونی
وجهه ی بین المللی و ظرفیت های ذاتی برای اداره آینده ی افغانستان را
ندارد وبا یستی هم او و هم شخص پروفسور بانی که از وی حمایت می کند با
امعان در این مسئله ، مصلحت جامعه ای افغانستا ن را بر تمایلات فامیلی
ترجیح دهند وحمایت خویش را از شخصی که بالفعل می تواند مصدر خدمتی گردد
اعلام نمایند.
آقای اشرف غنی
احمدزی به دور از خوشگویی های متعارف ، شخصیت آگاه وفاضل اند اما مزاج
نازک، احساسات مفرط وصحنه سازی های تبار گرایانه ، جبه گیریهای نا متوازن
وعدم آشنای لازم ایشان با طبیعت وجغرافیای بشری افغانستان ، شانس اورا به
عنوان یک رهبر موفق کم می کند. او قبل از اینکه امید واری به رای مردم
افغانستان داشته باشد احتمالا چشم به راه چراغ سبز محورهای بیرونی است .
زیرا می داند که از اعتبار وجایگاه لازم برای رهبری افغانستان بر خور دار
نیست و اکثریت مردم حتی در لوگر غزنی اورا نمی شناسند .کار او، هم دروزارت
مالیه وهم ریاست پوهنتون مسند مناسب برای مردم داری نبوده ونیست . واز
ناحیه ی دیگر هنوز زود است که تحولات سیاسی در کشور ما ار طریق دانشگاه ها
شکل بگیرد ورهبران سیاسی با اتکا به کتله های دانشجوی مسیر آتیه ای خویش
را طی کنند.
آقای داکتر بشردوست
به خوبی نشان داده اند که دلسوزی وتعلق خاطر فراوان به ملت و کشورشان
دارند . چه در زمان وزارت وچه به عنوان نماینده مرد م در پارلمان توانسته
اند درسمت دفاع از حقوق طبقات محروم جامعه قامت بلند باشند . ولی باید
پرسید آیا دفاع از حقوق سواد اعظم جامعه به تنهای کار را تمام می کند و راه
رسیدن به هدف ، آنهم زعامت کشور وملت هزار پاره ای افغانستان را هموار می
سازد؟
اگر چنین بود ایشان
دست کم در میان نمایندگان ملت به پست ومقام بالاتر ی می رسید و درآنجا
اعتبار ومکنتی می یافت . اگر ایشان مدعی باشند که عده قدرتمدار وجنگ سالار
نبض خانه ای ملت را به دست دارد وبرای عناصر صادق در آن میان جای ومکانی
نیست ، باید بدانند که اینها نمایندگان ملت اند واز طریق رای مردم چون او
به زیر سقف خانه ای ملت راه یافته اند ، اینها وصدها چون اینها در سرتاسر
افغانستان،چه بپذیریم وچه نپذیریم کسانی هستندکه فردای سیاسی کشور خواسته
ویانخواسته در ظرف اراده ای آنها شکل می گیرد ومطابق مزاج آنها قوام می
یابد. این حقیقت جامعه ای ماست وشاید تا دیر زمانی ادامه یابد .علاوه بران
چالشهای دیگری هم فرا راه جناب داکتر بشر دوست قرار دارد که البته من باب
مصلحت راز قیامت جامعه ای مان را پرده داری می کنیم ورنه مشکلات استخوان
سوز این کشوراگر به همین شکل ادامه یابد احتمال ریاست جمهوری امثال ایشان
را نه تنها امروز که برای فردا وپس فرداها هم ناممکن می سازد. مصلحت نیست
که از پرده برون افتد راز* ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست .
آری، آقای بشر
دوست بایدبپذیرند که شانسشان ضعیف است و آرزوی راه یابی ایشان به قصر ریاست
جمهوری را باید در برزخ رویاها جست.
آقای جلالی نطاق
سابق صدای امریکا در زمینه ای اطلاع رسانی وکنشهای ژورنالیستیک تجربه
واندوخته های دارند و به دوزبان ملی به شیوای سخن می گویند ومدت زمانی هم
به صفت وزیر امور داخله در اداره ای آقا کرزی ایفای وظیفه نموده اند. اما
پیداست که آشنای لازم ومعرفت کافی با بافت های سیاسی ، قومی ، نژادی ،
اجتماعی وباالاخره مذهبی افغانستان ندارند. کارسیاسی مستلزم تماس وآمیزش
با مردم است .شناخت وآگاهی از لایه های تودر توی مزاج جوامع انسانی جز از
راه دید وبازدید ونشست وبرخاست میسر نیست. آقای جلالی سالها است که در
بیرون است . امروز افغانستان را نباید با سی سال قبل اشتباه بگرند . زیرا
علی رغم همه فقر وتهی دستی جذر ومدی ریشه داری در پندار وکردار جامعه شکل
یافته است. افغانستان امروز را تا افغانستان زمان ظاهرشاه وسردار محمد داود
خان زمین تا آسمان فرق است . امروز قاطبه ای ملت سیاسی میاندیشد وسیاسی عمل
می کند . مردم می دانند که آقای جلالی برای قیادت می آیند نه برای سعادت
توده های در بند این خاکدان . اگر چنین بود بایستی رنج بودن در این کشور را
دست کم برای اندک زمانی پس از کناره گیری از سمت وزارت امور داخله بر خود
هموار می کرد ودر کنار مردم به تفقد روزگار آکنده از درد آنها می پرداخت که
نکرد وهرگز نخواهد کرد . درضمن دوران ماموریت ایشان در وزارت امور داخله
چندان افق روشنی ندارد و اورا با ضرار تفاوت چندانی نیست . پس باید آقای
جلالی قبل ازهمه متعهد به همکاری با جامعه ومرد م شوریده حال خویش گردند
وگام های هرچند کوچکی پیش از پیش در جهت مصلحت این مرز وبوم بردارند وبعد
هوای سیادت وقیادت مردم را در ریه فرو برند.
آقای یاسینی نامزد
دیگری انتخابات ریاست جمهوری است . تحصیل یافته ای رشته حقوق وعلوم سیاسی
است به زبان های پشتو ، دری ، اردو ، عربی وانگلسی به روانی صحبت می کند .
با معارف دینی آشنای دارد. عمری را در کنار مجاهدین در ولایت ننگرهار بسر
برده است . بااجناس مختلف مردم مناسباتش بد نیست . ساده و بی پیرایه
زندگی می کند. از سالها بدین سو با بعضی حلقات و شخصیت های غربی در
انگلستان وامریکا رابطه دارد و از طریق سفرهای متعدد طی سه دهه به اروپا
وامریکا توانسته است از تب وتاب زندگی در آن دیار آشنای حاصل کند . اینک
به صفت معاون اول مجلس نمایندگان ایفای وظیفه می کند که طی دوسال پی هم
پیروزی خود وشکست نورزی را مسجل کرد.
لکن در عرصه کار
سیاسی تجربه طولانی ندارد ونام آشنای برای مردم افغانستا نیست . او البته
ضرورت به زمان وجهد فراوان دارد تا بتواند در افق دید مردم کشورش برای خود
جایگاهی باز کند و این شانس با در نظرداشت محدودیت های کنونی به سادگی
میسر نیست . بنابران از دید نگارنده ای این سطور آقای یاسینی باید درسمت
یک ائتلاف فرا قومی برای حفظ ، بل تکوین وحدت ملی برای فردای سیاسی خویش
به مثابه ای یک رهبرجوان گام نهد تاهم درجهت خاتمه ی منازعه ای طیف بافی
ها وجریان سازی های قومی اثر بخشد وثبات اجتماعی در کشور را قدرتوان به
نقطه ای وصل بکشد و هم فرصت ایجاد یک اداره ای سالم ونیرومند را زیر قیادت
یک عنصر قوی، دارای مشروعیت ملی وبین المللی میسر سازد.
واما داکتر
عبدالله،شاخص ترین چهره ای مطرح در سطح داخل وخارج کشور ، از پدر پشتون واز
مادر تاجک است . عمری را در کنار احمدشاه مسعود پشت سر گذاشته است . د
موگرافی افغانستان را به خوبی می داند . با طباقات مختلف مردم در اقصی نقاط
کشور روابط وثیق دارد. آزاد وبی دغدغه زندگی می کند .در بند اندوختن مال
ومستقبل عیال نیست. ظاهر او با حقیقت زندگیش تفاوت فروان دارد . شیک
پوش،مرتب وتشریفاتی است اما از خزانه ملت پول در انبان ندارد . به قول
نزدیکان مسعود ، سالار شهدای افغانستان از این رهگذر از وی راضی بود وهمت
بلند اورا می ستود. جنایتی که بر سر شیر پور رفت ، داکتر عبدالله از آن
مستثنی ماند . بهیچوجه آمده نشد که از حاتم بخشی فهیم خان استفاده ای سو
کند. دین، اخلاق وشهامت انسانی خویش را به استخوان خوکی بفروشد وبه عطسه
بزی دربازار زر اندوزی وسیاه روزی به حراج برد. این در حالیست که بسیار از
همگنان او کرکس وار سردر احشای جیفه ی شیر پور فروکردند وخون خیانت بر
پیشانی رذیلت مالیدند و زار دربرابر دنیا خواهی در مغاک بدنامی فرو رفتند.
آری، اوفرزانگی وعزت نفس را بر گند خیانت ترجیح می دهد وفردا را در آینه
ای امروز می نگرد. از این باب، داکترعبدالله تاحدود می تواند ادعا کند که
دست پرورده ای مسعود است ودست کم در یک بعد، پاره ای از گوهر وجود او را
بر می تابد .
درعرصه ای جهانی
او طی بیش از یک دهه ، سیاست خارجی افغانستان را کار کرده است ،شناخت وسیع
با حلقات ومحورهای اثرگذار بیرونی دارد . جریان های سیاسی در غرب را به
خوبی می شناسد از نبض دگرگونی های بین المللی آگاه است. در عین زمان
فرزند کشور خویش است ، روح استقلال طلبی در ناخود آگاه او نهادینه شده است
،از سرمنافع کشورش تحت هیچ شرایطی نمی گذرد . اومرز های توازن در اصول بین
المللی ومصلحت های داخلی را به خوبی می داند ، ودر موارد لازم منافع شخصی
وامتیازات سیاسیش را جرأت مندانه فدای کشورش می کند وازپی ماندن درکرسی
قدرت درپای عفریت توسل لابه نمی کند و موذیانه در تاریکی ها بهانه نمی
جوید و قانون نمی شکند.. بنابران او در تناسب با همه ای کاندیدهای فوق
از خصوصیات منحصر به فردی برخوردار است ، زیرا هم به عنوان یک چهره مؤثر با
دینا میسم سیاسی در سطح بین المللی مطرح است وهم در داخل کشور از اعتبار
وحثیت بالای در میان احزاب وشخصیت های مختلف سیاسی برخوردار، که مسلما این
ویژه گیها برتر ی وبهتری او را برای زعامت کشور اگر پای انصاف ، حکمت وتعقل
در میان باشد محقق می سازد.
پس باید دید که
رهبران سیاسی کشور چه خواهند کرد . رئیس جمهور کرزی وپروفیسور ربانی
باپدیده ی انتخابات چگونه برخورد خواهند نمود. قدر مسلم آن است که هماهنگی
میان این دو به عنوان دونماد ودو رمز تاریخ معاصر کشور می تواند سرمشق
ونمونه ای خوبی برای تحقق اندیشه ی وحدت ملی باشد وداکتر عبدالله حلقه ی
وصل میان آنها قرار بگیرد زیرا با هردو طرف تجربه ی کاری دارد وعلی رغم
خطوط شکسته وپریشان کم لطفی ها وکم بینی ها نه در برابر آقای کرزی ونه هم
دربرابر پروفیسور ربانی پا از گلیم صبر ودور اندیشی برون ننهاده است که
این مسئله البته دلیل روشنی عمق بصیرت وتدبیر سیاسی اوست .
داکترعبدالله با
سایر شخصیت های سیاسی کشور من جمله آقای اشرف غنی احمد زی ، آقای جلالی ،
جنران عبدالرشید دوستم ، آقای محمد کریم خلیلی وآقای محقق مناسبات حسنه
دارد وبرای هرکدام آنها در حوزه ای نفوذ و تأثیرشان اعتبار واحترام قایل
است .
بنابران بایستی همه
به دور از مصلحت بینی های گروهی ،حزبی ، قومی وخانوادگی دست در دست هم نهیم
وافق فردای سیاسی کشور را با قلم تدبیر خط کشی نماییم، سبوی عزت از کوثر
وحدت پر کنیم و زنگار برتری طلبی وخود خواهی وخویشتن پروری از دل ودیده
بشویم وشایسته سالاری را بر بایسته سالاری برگزینیم وبعید ارجمند را بر
قریب پر گزند وسختی قضاوت تاریخ را بر کلفتی و درشتی مطامع فنا پذیر وزود
گذر امروزی رجحان دهیم. و از این راه بر گوشه ی از رنج های توان سوزو وحد
ت شکن ملت بیچاره واسیر خویش مردانه وخرد پسندانه نقطه پایان بگذاریم .
م. پاک نهاد: 2009-03-13 |