دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

شیردل کابلی : 20حمل 1388

 

دلت دانشگاهی هستی؟ دلت پوهنتونی؟

عزیزم انوش جان! اولاً خوشحالم ازینکه مقاله یی ناچیز مرا که در سایت وزین خاوران نشر شده بود خواندید. متشکرم! من هم نوشته شما را که شاید نقد بوده باشد خواندم . خوشحال شدم ازینکه جوانی یا انسانی مثل شما است که در عوض میرمن بارکزی (بانوبارکزی) پیدا شده و جواب من شهروند کابلی که سواد کافی هم ندارم را نوشته کنی. هرچند من یک شهروند عادی کابلی هستم و این جرئت را بخود نمیدهم که بگویم من یک نویسنده هستم، ولی حالا مجبوراً باید برای شما یک چند سطر بنویسم تا بتوانم دغدغه های شما و دوستانیکه مقاله ی شما را خوانده اند آنرا مرفوع سازم. بجا میدانم هر قسمتی از نقد شما را بصورت جداگانه جواب گفته و به بحث بگیرم.

اول:- باید بگویم که نام من تقلبی نیست ، شاید جناب شما تقلبی فکر کرده باشید یا اینکه خود تقلبی هستید و تقلبی فکر می نمائید. والله و اعلم.

دوم:- آنچنانیکه در مقاله یی اول نوشته بودم گفته ام که من یک شهروند عادی کابلی هستم و شما اشتباه کرده مرا با کسیکه در موقف وکالت قرار دارد مقایسه کرده اید که این کار شما یک اشتباه بزرگ است که باید به آن توجه داشته باشید.

سوم:- شما خود را معرفی کرده اید که "من یک دانشجوی گروه پارسی دری دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل هستم". حالا سوال من از شما آقای دانشجو اینست که "گروی پارسی دری" یعنی چی؟؟ مگر شما کسانیکه در دانشگاه (پوهنتون) هستید، در گروه های مختلف فعالیت می نماید و بودن در دانشکده ها (پوهنحی ها) را گروهی بودن میدانید، این یک اشتباه محض است که یکی را دانشجوی گروه پارسی دری بگوئیم ، دیگری را دانشجوی گروه پشتو بگوئیم و آن دیگری را دانشجوی گروه فرانسوی بگوئیم و جالب تر از همه اینکه اگر بقول شما باشد باید دانشجویان دانشکده ی فارمسی را هم باید دانشجویان گروه فارمسی و به همین گونه دانشجویان دانشکده ی حقوق را دانشجویان گروه حقوق بگوئیم. عزیزم! مواظب باش که یک دانشجوی زبان و ادبیات پارسی دری اینگونه نوشته نمیکند و این خود جفایی است که شما بنام دانشجو برپیکر زبانی میزند که شما آنرا بصورت اکادمیک فراگرفته اید. در اولین بخشی از نوشته شما هویدا میگردد که شما دانشجوی زبان وادبیات دری (بگفته یی خودتان پارسی دری) نبوده حتی که سواد تان هم کافی نیست و دلیلش هم بعداً آشکار میگردد.

چهارم:- در بخش دیگری از نوشته یی شما آمده است که "اين حق را به خود مي دهم تا همچو برچسپ هاي دروغين و بي بنياد را از روي زبان و فرهنگ چندين هزار ساله پيشينه، كه من و پدر وپدركلان هايم در دامان آن پرورش يافته ايم و همچو جان خود دوستش دارم، براي هميشه پاكِ پاك كرده و كوچكترين نشاني براي كساني كه پس از ما مي آيند بر جاي گذاشته نشود، و اين يگانه آرزويي است كه براي رسيدن بر بلنداي آن از هيچ گونه تلاش و كوشش خسته نمي شوم".

عزیزم انوش جان آریا مهر! من باور کرده ام و یقین کامل دارم که خودت یک دانشجوی زبان و ادبیات دری نیستی و اگر هم باشی توجه داشته باش که این بخش نوشته یی شما چندین مشکل نوشتاری دارد که باید آنرا در نوشته های بعدی تان تصحیح نمائید. مثلیکه نوشته اید "چندین هزار ساله پیشینه" یا " من و پدر و پدرکلان هایم" یا اینکه "پرورش یافته ایم همچو جان دوستش دارم" اصلاً من باور نمیکنم که یک دانشجوی زبان و ادبیات اینگونه سطحی بنویسد که نداند جملات جمع را جمع و جملات مفرد را مفرد بنویسد. نه تنها ئیکه شما دانشجوی زبان و ادبیات نیستید، بلکه جناب شما در حدی نیستید که خود را پاسبان زبان و فرهنگی کنید که هزاران کادرعلمی خود را دارد، پس کوشش های شمابیجا است.

پنجم:- انوش عزیز! شما در موقف یک وکیل مدافع قرار گرفته و نوشته اید که "در رفتن بانو بارکزی به ستاره ی افغان کدام مشکلی وجود ندارد؟" اگر حرف شما خوبست پس خانه اش آباد که به ستاره ی افغان رفته است.؟؟!!! ولی باید این را دانست و پذیرفت که ستاره ی افغان جای اشتراک وکیل ، وزیر، قاضی یا رئیس جمهور نیست.؟؟ بلکه ستاره ی افغان جای برای جوانانی است که یا بیکار هستند یا اینکه بسیار علاقه مند هنر آواز خوانی!. پس به نظر شما اشتراک یک وکیل یا وزیر در جمع جوانان بیکار آیا عمل بسیار نا پسند و مزخرف نیست؟ آیا اشتراک شکریه جان بارکزی این معنی را نمیدهد که او هم بیکار است و از سوی دیگر اشتراک یک بی بی حاجی به نظر شما منحیث یک فرد یا یک افغان واقعی کار درست و بجا است، البته گذشته از سیاسی بودنش قسمیکه شما گفته اید.عزیزم! این را میشود از مردم عام بپرسید که آیا خوبست که یک وکیل (یک بی بی حاجی) در ستاره ی افغان که هیچ سودی برای او ندارد اشتراک کند یا خیر؟! جواب را خواهید شنید که نه نه! این را همه نیک میدانیم که وکیل وظایف زیاد در قبال مردم و شهروندانش دارد که باید به آنها برسد نه اینکه در برنامه ی ستاره ی افغان اشتراک کند. بلی! این را می پذیریم که وکیل هم یک انسان است و باید تفریح فکری نماید. اما این شایسته نیست که وکیل مردم یا نماینده یی مردم در برنامه ئیکه فقط تجارت برای چند شرکت مخابراتی و خوشگذرانی چند لحظه برای چند جوان بیکار و بی روزگار است اشتراک نماید. من این سوال را از شما می پرسم که آیا بگفته یی شما بانو بارکزی کار های سیاسی اش را بصورت خوب انجام داده است؟؟؟ مگر همین شکریه بارکزی نبود که مخالفتش را در رابطه به تبادله کردن ژورنالیست جوان کشور مان اجمل نقشبندی با چند طالب تاریک فکر اعلام کرد؟؟!! که در نتیجه ی آن ما شاهد شهادت نقشبندی جوان که هزاران هزار آرمان جوانی داشت آنرا با خود به گورستان برد بودیم.

انوش جان! شما گفته اید که بانو بارکزی میتوانست بخاطر سرگرمی یا تفریح یا بگفته یی شما (Refresh) کردن به خارج کشور برود. عزیزم! منظور ما اینست که باید یک وکیل بخاطر تفریح یا سرگرمی یا بازهم بگفته یی شما (Refresh) کردن باید یا در ستاره ی افغان اشتراک کند؟ یا اینکه باید به خارج از کشور برود؟. باید دانست که وکیل مردم باید تفریح خود در جمع مردم بیچاره بگذراند نه ستاره افغان؟ نه خارج از افغانستان؟ با آنهایی بگذراند که برای او در سخترین شرایط روزگار رفتند و با یک عالم شوق برایش رأی دادند با آنها بگذراند. وکلای مردم و بانو بارکزی باید بداند که هزاران مشکل در شهر کابل وجود دارد، آیا این را شما نمیدانید؟ یا اینکه گفته اید که پاکی شهر وظیفه ما و شماست "من و توست" ، ولی این را باید بدانید که وکلای مردم وظیفه دارند که به شهرداری بروند و از مشکلات مردم و کثافت جاده ها برای شهردار بگویند. این را خوب میدانی که هیچوقت شهردار من و تو کابلی بیچاره را نمیگذارد که نزدش رفته و مشکل شهری مانرا در میان بگذاریم ، پس آنهائیکه مسؤولیت دارند فقط نماینده گان مردم هستند این مهم نیست که آن بانو شکریه باشد یا کسی دیگر.

بلی! من تمام ویژه گی های ستاره ی افغان را میدانم و به این اعتراف هم میکنم ، ولی خودت این را باید بهتر و دقیقتر بدانی که من یک شهروند عادی کابلی هستم و بانو شکریه بارکزی نماینده ی مردم کابل است. پس باید دقت کرده فرق میان یک شهروند عادی کابلی و نماینده هزاران کابلی را بدانی و گرنه این خطایی است که تو میکنی.

ششم:-  در جایی از مقاله ات افغانستان را با کشور های دیگر دنیا به مقایسه گرفته یی و گفته یی که کشور های دیگر نیز مشکلات دارند و با وجود آنهم برای کشور های مثل افغانستان کمک های بلاعوض میفرستند. عزیزم! بیان این موضوع یک اشتباه محض است که خودت آنرا میکنی. اولاً نباید افغانستان را با کشو رهای دیگر مقایسه کرد؟ دوم اینکه اصلاً این به چی معنی است که کشور های دیگر با وجود داشتن میلیار ها فقیر و ناتوان باز هم به افغانستان یا افغان ها (افغانستانی ها) کمک می فرستند ، این را میشود مردم همان کشور ها از دولت مردان خودشان بپرسند که چرا برای افغانستان کمک می فرستند؟؟؟ ولی شما درین بیان تان همان قصه قدیمی را بیادم آوردید که " ده در کجا و درخت های ده در کجا؟؟؟".

حالا اگر بیائیم بالای آن قسمت های ئیکه شما گفته اید آنرا "نورمال" یا تصحیح نمایم.

من دقیق میدانم که واژهء "میرمن" از جمله ی واژه گان پشتو است، ولی شما شاید اولین بار بوده باشد که مقاله یی را خوانده اید که آنهم از من بوده باشد. من واژهء "میرمن" را بخاطری نوشته ام که بگونه ی طنز بانو بارکزی را مخاطب قرار بدهم، ثانیاً اصلاً فرق نمیکند که ما واژه یی پشتو را در زبان دری بکار ببریم ، آیا استعمال یا کاربرد واژه یی "پوهنتون" در مکاتیب یا نامه های فارسی دری گناه است؟ یا گفتن واژهء "پوهنتون" توسط یک فارسی زبان گناه است؟ به نظر من نخیر؟ کاربرد واژه پشتو در مقالات، مکاتیب یا کتب فارسی دری هیچ گناهی ندارد. دیگر اینکه شما منحیث کسیکه خود را دانشجوی زبان و ادبیات میگیرید باید بدانید که کاربرد واژه ها چی دری باشد ، چی پشتو باشد و یا چی عربی، یکی در زبان دیگر قابل کاربرد بوده و بسا دانشمندانی هستند که واژه "دانشگاه" را "پوهنتون" مینویسند. و اگر بیائیم بگفته یی شما در زبان ها سچه سازی یا پاکسازی واژه گان را شروع کنیم شاید برای ما تنها یک اسکلیتی از زبان باقی بماند و شاید کسی هم پیدا نشود که چیزی را که شما میگویید  و یا می نویسید آنرا بصورت درست بداند و درک نماید. پس کاربرد واژه گان میرمن ، وکیله یا وکیل که هردو کاربرد دارد و جمع آن دقیقاً "وکلا" است هیچ مشکلی در کاربرد و استعمال آن وجود ندارد، این را همه کسانیکه دسترسی به کتب و مطالعه دارند دقیقتر از شما میدانند که واژهء "وکلا" جمع وکیل را میگویند اینکه این عربی است یا فارسی این بحث جداگانه است!؟ ولی مفهومش برای هر خواننده یی حتی بسیار عادی مثل من و تو هم باشد برایش قابل فهم و درک است.

انوش عزیز! شما در تشریح کاربرد واژهء "وکلا" مثالی را آورده اید که خود خیلی مزخرفانه است. مثال آوردن از کشوری مثل امریکا؟ افغانستان؟ (ده افغانان)؟ این قضاوت را آنانی خواهند کرد که مقاله یی شما را میخوانند و خواهند دانست که شما در رابطه به موضوع کاملاً به بیراهه رفته اید، پس باید ضرب المثل قدیم را فراموش نکنید که "هرسخن جایی و هر نقطه مکانی دارد". از سوی دیگر معلوم میشود شما تازه وارد نوشتن مقاله یا خواندن آن شده اید. چون گفتن اینکه در زبان فارسی دری برای جمع بستن از پسوند های "ها" گان" استفاده می نمائیم، این اولین بحث جمع کردن در زبان فارسی دری است که نه تنها شما بلکه همه آنرا میدانند. بالفرض اگر حرف شما را بپذیریم و از شما در رابطه اگر بگونه یی ویژه بپرسیم که جمع وکیل را در یک جمله بگوئید؟ شاید جمله ی شما این باشد که "وکیل ها نماینده های مردم هستند." یا شاید بگوئید که " وکیل گان نماینده های مردم هستند". پس این قضاوت را کسانی نمایند که خوب زبان میدانند نه مثل شما!!! دیگر اینکه جمع کردن واژه های انگلیسی کاملاً بحث جدا است که اگر ضرورت تشریح آنرا داشتید لطفاً بپرسید، آنرا هم برایتان بیان خواهم کرد.

عزیزم انوش! من کاملاً موافقم که هیچ انسان نباید با زبان مادری اش خیانت بکند و براستی این یک خیانت بزرگ است اگر کسی این کار بکند، ولی از شما هم خواهش من اینست که در عوض کاربرد واژهء "نورمال" در عوض واژهء "درست" کاربرد واژه "تکنالوژی" در عوض واژهء "علم" دقت بکن و زبان مادری ات خواه فارسی دری است؟ خواه پشتو؟ خواه زبان دیگر. مطمئن هستم امریکایی نیستی وگرنه انگلیسی را نیز میگفتم.

انوش جان! شاید موارد زیادی بودند که در رابطه به هریک برایت چیزی می نوشتم ولی متأسفم، چون شاید وقت خواننده گان عزیز را می گرفتم.

سخن اخیرم را با شعری از حافظ شیرازی به پایان میرسانم.

واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند

چـون به خلــوت میروند آن کار دگـر می کنند

مشکلی دارم ز دانشمند مجلــــس باز پرس

توبه فرمایــان چرا ؟ خود توبه کمتر می کنند؟

خداوند شما و شکریه جان بارکزی را توفیق بدهد.

با حرمت زیاد

شیردل کابلی