دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

نذرالله عنایت: 3 ثور 1388

 

درآستانۀ انتخابات به دنبال کسی می گردیم که حضورش یک رویاست

روزچهارشنبه درروزنامۀ آرمان ملی چشمم به مطلبی خورد که نوشته بود "دربه دربه دنبال یک رئیس جمهور!"

محتوای این مطلب هرچه باشد اما  مفهوم کلی وعکس ها ی کاندیداهای ریاست جمهوری که برای رقابت دربازاررقابت  ورسیدن به ارگ ریاست جمهوری به چاپ رسیده بود حاوی حرف های بودکه درمحورنقد وبررسی چستی وچگونگی شخصیت آنها می چرخید.

شخصیت های که با انگیزه های متفاوت وباطرزدید وبینش های ازپیش تعیین شده سنگ خدمت گذاری را برسینۀ خود می کوبند وهرکدام ازمنافع علیای کشور،وطن دوستی، ارائه راهکارهای مناسب  برای پاسخگویی نیازمندی های شهروندان حرف می زنند.

اما تجربۀ تاریخ معاصر افغانستان ورفتارهای حاکمیت ها درکشورنشان داده است که فاصله های زیادی بین عمل وکرداروجود دارد که ما نتوانستیم امروزبرای آیندۀ رهبری کشورشخصیت های ملی را داشته باشیم.

چراشخصیت ملی نداریم:

برای اینکه شخصیت ملی نداریم ودربدربه دنبال این کاندید وآن کاندید می گردیم وحتی برخی ها ازبیرون به ما کاندید معرفی  می کنند علت های موجوداست که تاهنوزنتواستیم آنهارا شناسی نموده ویا حد اقل  درپی مداوایی آن شویم. ماملت نشده ایم:

برای این که تاهنوزما ملت نشده ایم برمی گردیم به تعریف ملت وبعد ازآن قضاوت را به شما می گذاریم که آیا ما ملت شده ایم یا خیر؟! دریک نگاه کلی دانشمندان علوم انسانی از ملت تعریف مشخص دارند که ساده ترین آن برمی گردد به مؤلفه های آن.

مهمترین ویژه گی ها ی ملت ،  داشتن منافع مشترک ، فرهنگ مشترک ، جغرافیای واحد، نام ونشان ،بیرق واحد و سرود ملی که تمام شهروندان حضور خورده هویتی خودها را درآنها  ببینند واحساس بیگانگی نکرده ،دربرابر این آیینۀ قدنما، جایگاه داشته باشند.

یا به عبارۀ دیگرخورده فرهنگ ها دردسترخوان ملت چیزی ازداشت های خویش را به عرضه ونمایش بگذارند تا مورد استقبال حضارقرارگرفته همه باهم احساس همدردی وهمدلی داشته باشند.

تاریخ واپسین سیاسی افغانستان که مشحون سیاست های قبیله سالاری وحاکمیت های

غیرملی است، رسیدن به شاخص های ملت شدن را متأسفانه فدای مصلحت های  قومی وقبیله  ساخته، همیشه درفکرترد وتجرید هویت های دیگران بوده  اند.

بنابرین اتباع این جغرافیا  سزواراین هستند که دربدر به دنبال شخصیت ملی بگردند،شخصیت که ظهورش در چنین وضع  به مهدی موعود می ماند.

منافع ملی تعریف ناشده:

دردیگرکشورها منافع ملی دررأس هرم کارزارهای سیاستمداران  قراردارد. چیزی که درکشورتاهنوزتعریف نشده وگروه ها برمحورمنافع شخصی وگروهی وقومی می چرخند وساختارهای اداری  وتشکیلات دولتی را برمبنای اکثریت واقلیت تقسیم کرده اند.این درحالیست که درکشورهیچ قومی به تنهایی اکثریت شده نمی توانند، بلکه افغانستان متشکل ازاقلیت های است که می توانند درصورت که نخبگان سیاسی ، تعریفی ازمنافع ملی به شکل عادلانه آن  ارائه کنند همه باهم حضورفزیکی ملت واحد را شکل می دهند.

انحصارقدرت: قدرت درافغانستان  درانحصارچندخانواده ویک قوم بوده است که این انحصاریکی ازعلت های اساسی عقب ماندگی کشورمحسوب می شود وباعث بدبختی ها وسیه روزی های شهروندان این کشورشده است . به عباره دیگرانحصارقدرت مجال اندیشیدن وحرکت کردن را ازمردم سلب کرده است وهرگاهی هم که دیگراندیشانی دراین کشورظهورکرده باشند سلطۀ انحصارطلب به پتک وآهن جواب گفته صداهای انسانهای آزاده وتوده های مردمی  را درگلو خفه ساخته است .

کشتارهای سیاسی  وسرکوبی های  سایر اقوام درافغانستان که مهمترین رخدادهای تلخ آن  درزمان امیرعبدالرحمن خان ودربعدها دردوره نادرخان ودراین نزدیگی ها توسط طالبان صورت گرفته است  به این ادعا پاسخ می گوید.

جهش های مردمی درحرکت های جهادی  وپیروزی مجاهدین درهشت ثورسال 1371 ودرکل جنگ های سه ده وحتی انقلاب هفت ثور  معلول های اند که گروه ها واحزاب به دنیال شکست انحصارقدرت بودند،تا تاریخ استبداد زده کشورعوض شده مشارکت مردم درسرنوشت سیاسی ... شان برجسته گردد.

متأسفانه آرمان های که با ایدیولوژی زدگی وحرکت های ناسنجیده شده ووابستگی های بیرونی   به هدررفت.

فرصت دیگری برای مردم افغانستان درسال های اخیربه وجود آمد اما عمداً ازاین فرصت استفاده نشد وبازهم  درزیربنای قدرت منافع قبیله می چرخید  .

گپ به جای کشید که با گذشت هرروزفاصله ها بین دولت وملت پندید   وبحران های بی اعتمادی زیاد ترگردید   امروزمردم درآستانه انتخابات به دنیال کسی می گردندکه حضورملی آن به یکی رویا می ماند.