نویسنده:  آرش  کابلی : 9 جدی 1387

انتخابات ریاست جمهوری کرزی در پرتگاه فرو پاشی گرفتاری به تب داغ و هذ یان های دور سقوط

( بحث دوم )

آن همای سعادت و آن مرغ سبکبالی که هشت سال قبل از امروز به پرواز درآمد و به یکبارگی در میان ده ها و صد ها فرد آرزومند به کنج کلاه کرزی نشست و برای آن بخت و تخت بباد آورده را به بهای خون هزاران هزار انسان جانباز و هدفمند این وطن مفت و رایگان ارزانی کرد. دیگر از آن لانه مخروطی رمیده است. آن بخت شگوفا پریشان و نگونسار شده و تخت مخملین و زرین  درز برداشته است.  دیگر عقربه های زمان به زیان آقای کرزی به عقب به حرکت افتاده و شمارش معکوس روز های پایانی و سقوط آنرا  پله به پله طی میکنند. به همین سبب است که دراین روز ها وضعیت روانی آقای کرزی برهم خورده با نوع شتاب و استعجالیت های لجوجانه به سفر های غیر منتظره دست میزند، به بیانات و صحبت های ناسنجیده، تحریک آمیز و احساساتی مبادرت میورزد و خود نیز نمیداند چه میگوید؟  و به کجا میرود؟  معلوم است که او به تب شدید سیاسی مبتلا گردیده و هذیان گویی میکند، بدون شک این هذیان گویی ها تا پایان دوران ریاست آقای کرزی ادامه پیدا خواهد کرد.

پس میتوان مرحله کنونی دوره او را چنین نامید.

کرزی در مرحله هذیان:

پرسش اساسی اینجاست که چرا آقای کرزی به این تب گرفتار گردیده است؟

آنچه مسلم است، این است که زندگی سیاسی آقای کرزی تا جایی زیاد به رفیق همطراز و یار همره  آن   آقای بوش که روزهای پایانی ریاست جمهوری اش با پرتاب نمادین پاپوش رقم خورد، گره خورده است.  و از سوی دیگر سرنوشت آن به تغیرات و تبدلات سیاسی جدید در ایالات متحده امریکا وابسته میباشد ( مسقط الراس سیاسی آن ) که روزگاری آنرا صاحب تاج ساخت و امروز آن تاج را دوباره میستاند.

 این مسله درست زمانی آشکار گردید که آقای بارک اوباما در دورهً مبارزات  انتخاباتی خویش به افغانستان سفر کرد و از عملکرد کرزی به سختی انتقاد نمود، حکومت آنرا آلوده به فساد خواند، کرزی و تیم مربوطه آن را برای انجام مسولیت های بزرگ بی کفایت تلفی کرد.

با پیروزی بارک اوباما در مبارزات ریاست جمهوری، طرح های جدید دموکرات ها در قبال افغانستان و ضرورت تغیرات ژرف در برخورد ایالات متحده با مسایل سیاسی و امنیتی کشور ما،  با وضوح بیشتر درک گردید که دگر هوا و فضای قصر سفید  آن زیبایی و گوارایی دیروز را برای آقای کرزی از دست داده و ولی نعمتان جدید از او رو گردانده اند.

به همین نسبت است که جناب ایشان از چند روزی به این طرف، وطنپرست و ملی گردیده و حالا که بسیار هم دیر شده است حرف ها و ایراد های را به آدرس حامیان و متحدان بین المللی خویش، عملیات های نظامی قوت های ناتو و  ….     بیان میکند.  با ظاهر شدن در اجتماعات دلخواه، دوستان استراتیژیک خود را با تحریک احساسات مردمی و گویا تدویر جرگه ها تهدید میکند.

معلوم است که اینها همه روش های اند که آقای کرزی از آنها میخواهد استفاده ابزاری کند و  برای آبروی از دست رفته آن میان مردم افغانستان و هکذا انتخابات آیندهً ریاست جمهوری توشهً را فراهم کند.   

اما!  دریغا که  دیگر فرصت های تاریخی از دست رفته اند. امریکا و جهان غرب با چنان ساز و برگ نظامی و استراتیژی های درازمدت سیاسی، نظامی و امنیتی در سرزمینی که یکی از گرهگاه های مهم منطقوی، چارراهً پر منفعت اقتصادی و پایگاه ارزشمند جیوپولیتیکی، در آسیای مرکزی و جنوب آسیا محسوب میگردد و از اینجا به خوبی ممکن است تا بر همه چگونگی های وضعیت سیاسی و امنیتی، معادلات قدرت، بازار اقتصادی، منابع طبیعی، بویژه منابع نفتی و گازی بحیره کسپین، حوزه قفقاز و حتی خلیج فارس سایه افگنده و کنترول خویش را تامین نمایند وارد گردیده اند، که به سادگی نمیتوان این مسیر را عوض کرد.

آقای کرزی اجازه دهید تا از شما بپرسیم !

در آن زمان که شما سوار بر هلیکوپتر های امریکای از کویتهً پاکستان وارد افغانستان گردیدید  و در اوج از خوشی و سعادت سوار بر شانه های سربازان امریکایی بر مسند تخت کابل تکیه زدید و بعد همه پل ها و راه های مردم را که بسوی کاخ شما منتهی میشد، بریده و دیوار نمودید  و خود را هشت سال تمام، در حصار ننگین در شکم گارد امریکایی تان پنهان کردید و از آنجا بر کشور فرمانروایی نمودید،  هرچه به مردم گذ شت سکوت اختیار کرده و خم به ابرو نیاوردید

چرا در لویه جرگه موقت  ( مجلس کبیر )  و بعد در لویه جرگه قانون اساسی ، چگونگی حضور نیروهای نظامی ایالات متحده  و ناتو را مطرح نکردید؟

چرا از آن زمان تا حال به نظریات، پیشنهادات و ایراد های مکرر نخبگان سیاسی کشور، احزاب و سازمان های سیاسی، محافل و مجامع مختلف مردمی، ملی، مذهبی و روشنفکری افغانستان که بارها مسلهً حضور نظامی خارجی ها را مورد بحث قرار دادند  همه متفق الرای  به این اصل  پافشاری و تاکید ورزیدند، تا این حضور باییست قانونمند، محدود و مشروط باشد و شورای امنیت ملل متحد جدول  زمانی حضور و خروج نظامیان خارجی را مشخص نمایند، گوش فرا نمیدادید  و به آن تمکین نکردید؟

باری هم از شما پرسیده میشود؟   زمانی که تمام انسان های آزادی خواه، احزاب و سازمان های سیاسی، گروه ها وفعالین دفاع از حقوق بشر در دنیا  از موجودیت زندان گونتانامو، موجودیت زندان های مخفی نظامیان امریکا در مناطق مختلف افغانستان، عملیات های نظامی خودسرانه و کشتار بی رحمانهً مردمان ملکی و بی دفاع کشور انتقاد مینمودند، شخص شما در اوج بی شرمی و بی حرمتی به اراده ملی مردم افغانستان، به دعوت آقای بوش به تنهایی به واشنگتن سفر کردید، و در آنجا توافقنامه نظامی و امنیتی را که در حقیقت سند همکاری دایمی و استراتیژیک نظامی افغانستان با ایالات متحده امریکا بود به امضا رسانیدید.

آیا در آن زمان شما نمیدانستید که این مساله در صلاحیت یک شخص نبوده، بلکه مربوط به اراده جمعی ملت و مرتبط به سرنوشت همگانی مردم افغانستان است.

چرا این مساله را به شورای ملی افغانستان که متشکل از نمایندگان منتخب مردم  افغانستان است محول نکردید؟

درحالیکه مطابق به قانون اساسی  در چنین موارد مهم ملی، فقط شورای ملی تصمیم اتخاذ میکند، و یا اینکه مجلس کبیر مردم افغانستان دعوت میگردد.

اگر به شورای ملی بنابر میانه نادرست تان اعتماد نداشتید.  چرا مجلس کبیر مردم افغانستان را دعوت نکردید؟

روشن است که در هیچ گفته شما صداقت و صمیمت وجود نداشته، همه کنش ها و واکنش های شما در محور منافع شخصی تان دور میزند.

آقای کرزی شما مطمین باشید، در دنیای امروز که جهان از نظر ارتباط و آگاهی به دهکدهً کوچکی مبدل شده است هیچ چیزی از نظر مردم، بویژه آگاهان امور، سیاسیون، اندیشمندان، محققان  و تاریخ نویسان پنهان نمیماند.   روزشمار زندگی سیاسی شما در دستان تاریخ قرار دارد. دیر و یا زود بر شما قضاوت سخت و عادلانه صورت خواهد گرفت.

آقای کرزی به هوش بیایید، هذیان گویی را کنار گذارید و به واقعیت های پیرامون تان نگاه کنید، شما پاهای چهلتا فیل را همرا با یک شاه فیل  بر سر سینه های زخمی و خونین مردم افغانستان گذاشته اید  و خود سوار بر خرطوم آن شاه فیل  مردم را سخت لگدمال نمودید ، حالا برای برداشتن آنها  طمطراق های شما به هیچ جایی نمیرسد.  برای پس زدن این فیل ها به شاه فیل های دیگری ضرورت است . شما وظیفه تانرا بخوبی برای دوستان و متحدان بین المللی تان انجام دادید، در آن برهه زمانی هیچ مهرهً کارآمدتر از شما وجود نداشت و بخوبی هم توانستید از همه حریفان تان سبقت جسته، همه داوطلبان تاج و تخت حتی بابای مرحوم تان را نیز به حاشیه برانید .

حالا طشت شما از آب بیرون شده و ظرف تحمل پذیری مردم افغانستان نیز مملو گردیده است. ترفندها، حیله ها و نیرنگ های سیاسی تان به جایی نمیرسد .

مردم ما بخوبی میدانند که شما برای روز مبادای تان همه فکر های لازم را کرده اید. بیجا نبوده است که بیش از نصف ملکیت های دولتی را بنام خصوصی سازی در اختیار برادر و سایر حواریون تان  قرار دادید.  منافع سرشار مواد مخدر مثلث طلایی افغانستان ( هلمند، زابل و قندهار )  را  یکجا با دوستان بین المللی تان ( مافیای جهانی ) انحصار کردید.   باری نشریه نویارک تایمز نیز این مسله را افشا کرد.

مقدار قابل ملاحظه از کمک های سرازیر شدهً مالی جهانی را همراه و همدست با سایر گروه های مافیایی به شکم سیراب ناپذیر تان فروبردید که کرزی یکصد و یکم را نیز کفایت میکند.

دیگر از جان نیمه جان این ملت چه میخواهید؟

آقای کرزی!   پایان غم انگیز دوره حکومت شما شباهت های معینی به واپسین سال ها و ماه های حکومت دکتور نجیب الله دارد، معلوم است که خط عنعنوی را آگاهانه دنبال میکنید.

دکتور نجیب الله که در زمان حضور نظامی اتحاد شوروی در افغانستان  یکی از چهره های شاخص حاکمیت، فرد محوری تصمیم گیرنده و یکی از مراکز مقتدر و تمام   عیار قدرت و سیاست بود و هشت سال تمام ارگان امنیت دولتی را رهبری میکرد، در تمام عملیات های نظامی و محاربوی  در کنار اردوی اتحاد شوروی و در مساعی مشترک با مستشاران نظامی ارتش سرخ و جنرالان ( ک.ج.ب ) قرار داشت و راکت های سکات فقط به فرمان او بسوی خوست، ننگرهار، زابل و کنرها به پرواز درمی آمد.  زمانیکه در نگرش های سردمداران کرملین نسبت به افغانستان تغیرات پدیدار گردید، آنها سیاست های جدید را اختیار کردند و دست از حمایت سیاسی و نظامی آقای نجیب الله برداشتند  و پروسه برکناری و سقوط ایشان، تسریع و تثبیت گردید، موصوف نیز به چنین مانور ها و ترفند های متوسل گشت.

جرگه مردم پکتیا را در کابل فراخواند و در بیانات خویش، پکتیا را  لوی پکتیا  خطاب کرد و به صحبت های مشابه تحریک آمیز پرداخت، سرانجام بعد از خروج نیروهای ارتش سرخ روز خروج آنها را، روز نجات ملی قلمداد کرد.

از شما نیز بعید نیست که حالا جرگه نمایید، لویه جرگه نمایید، درآمدن  دوستان تان را اشغال و برآمدن شانرا نجات خطاب کنید.  اما فراموش نکنید که در سه مرحله ریاست دولت ( موقت، انتقالی، انتخابی ) شما، همزمان فرماندهً  کل  قوای مسلح افغانستان بودید، که مسولیت همه عملیات های نظامی، نیروهای داخلی و خارجی، تبعات و پیامد های خونین و مرگبار آن به دوش شخص شما قرار دارد. شما  از این عمل تان فردا به دادگاه مردم پاسخگو میباشید .

دوران ریاست جمهوری شما پیوند تاریخی با مداخله و حضور نظامیان خارجی دارد.

آقای کرزی!  شما لطفاً یک بار  کلاه تانرا  برداشته پیش روی تان بگذارید، سر به یخن تان فرود بیاورید، لحظهً مکث و تعمق کنید و دوران هشت ساله حاکمیت تانرا  مانند پرده های تیاتر از پیش چشمان تان بگذرانید، بعد به عقب تان نگاه کنید،  علی الرغم همه فرصت ها، امکانات سرشار و حمایت های بی سابقهً  سیاسی و مالی جهانی، ببیند چه را تماشا  میکنید؟

یک افغانستان ویران دوباره باشگاه و پناگاهً طالبان، القاعده و دهشت افگنان بین المللی، کشتزار مواد مخدر، چهارنیم تا پنج میلیون بیکار، بحران گستردهً اقتصادی و اجتماعی، فقر، گرسنگی و امراض ، بی عدالتی و فساد، تفرقه های مدهش قومی و قبیلوی، جنگ و خونریزی دوامدار، خشونت، نفرت و انزجار،  صدای مهیب انفجار و انتحار به اضافهً حضور هزاران هزار  نظامیان خارجی  و مامورین سرویس های استخباراتی کشور های بیگانه، روزانه وقوع  ده ها فجایع و حوادث مصیبتبار دگر با آیندهً مبهم و تاریک  و مردم رها شده بدست سرنوشت نا معلوم.   این است دست آورد هشت سال  زعامت و حکومت شما در افغانستان.

ادامه  دارد …