دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

عبدالقدیر {علم}: جوزا 1388

انتخابات ونقش افغانها در تعین سر نوشت شان:

انتخابات آزاد ودموکراتیک بخاطر تأئید کاندید مورد نظر در تمام کشور های جهان یک پروسه رقابتی ونتیجه آن مظهر اراده وخواست ملت هاست که با شور وشوق براه می افتد و کاندیدان در هر مقام که باشند تا رسیدن به هدف وگرفتن نتیجه با بر شمردن بر نامه های کاری ومشی سیاسی مثبت ومؤثر به رقابت می پردازند، اما  کاندیدان عرصه انتخابات ریاست جمهوریی افغانستان بعد از یکهفته سرو صدا وهیا هو بدون داشتن کدام اجندا وبر نامه ملی دوباره از شور واشتیاق باز ماندند.اینکه دلیل این سکوت وخاموشی وکناره گیری برخی کاندیدان بعد از یک مرحله تاب وتلاش چه بوده تا هنوز در هالۀ ابهام قرار دارد. انچه بر سر زبانهاست این است که عقب نشینی ها به اشاره امریکا صورت گرفته واراده ملت افغانستان در تعین سر نوشت شان از اهمیت چندان بر خوردار نیست.وافغانها چیزی از خود ندارند که با شور وشوق پر شکوه بر آن افتخار کنند.

بدون تردید استراتیژی جدید آمریکا درمورد افغانستان ومنطقه اثر مستقیم بر سر نوشت انتخابات افغانستان  دارد تا حدیکه نتائج انتخابات را از قبل مشخص ساخته، این واقعیت از آنجا روشن شد که حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان در آستانه ثبت نام کاندیدان مقام ریاست جمهوری،وشرائط حساس تاریخ کشور  وارد کاخ سفید شد با پذیرش شرائط کا خ سفید سرنوشت انتخابات راقطعی وعدۀ از کاندیدان احتمالی رااز عزم شان برای کاندیداتوری منصرف ساخت..ناظرین  اوضاع سیاسی افغانستان بدرستی میدانند که بعد از این سفر لهجه رئیس جمهور وموضع گیری های سیاسی آن  کاملا تغییر کرده وافغانستان دارد به سمت وسوی دیگری در حرکت است. .رئیس جمهور در بدل گر فتن تأئید وحمایت مقامات کاخ سفید دیگر مانند گذشته بر عملکرد نیرو های ناتوانتقاد نخواهد کرد و از دادن شعار صلح وآشتی با طالبان ودادن تضمین امنیتی برای ملا عمر وحکمتیار نیز سخن نخواهد گفت ورقبای منقه ای آمریکا چون روس وایران طالب کمک نخواهد شد.. بارک اوباما برای جناب حامد کرزی فهمانده است که ملا عمر ورهبر القاعده با آمریکا طرف اند واین آمریکاست که در مورد صلح وجنگ با ایشان تصمیم میگیرد.نه حامد کرزی.مقامات کاخ سفید وکار شناسان پنتاگون به این نتیجه رسیده اند که طی چهار سال شعار صلح وآشتی طالبان را تا دروازه های ریاست جمهوری رساند وهیچ فرد کلیدی طالبان به دولت نپیوست. دیگر سر نوشت نیرو های خودرا باید با قاطعیت به آزمایش بگیرند.

چرا حمایت مجدد ازحامد کرزی؟:آمریکا که در عرصه نظامی دچار مشکلات است بادرک وشناخت از خاصیت های جامعه افغانی نمیخواهد با تبدیلی یک مهره آن هم رئیس جمهور اوضاع سیاسی افغانستان ازین بیشتر آشفته وبر دغدغه آن افزوده شود.، بناء ترجیح داده اند تابر بنیاد همان معیار هائیکه در جلسۀ بن بر حامد کرزی إعتماد شده حاکمیت وزعامت آن را تمدید نمایند.از طرف دیگر آمریکا التر ناتیف بهتری بجای حامد کرزی نیافته است  همان است با همه ضعف ها ناتوانی ها در عرصه مدیریت نظام وتطبیق قانون مجددا ومؤ قتا بر همین مهره مهر تأئید گذاشته ونمایندگان ومهره های کلیدی جامعه افغانی را قطع نظر از سابقه نیک وبد شان توصیه نموده تا از همین کاندید حمایت وثبات نسبی راافغانستان  حفظ نمایند.

مردم افغانستان  که معیار پیروزی یک کاندید را تأئید و حمایت جامعه جهانی دررأس آمریکا میدانند با بر پائی مجالس مختلف در مر کز وولایات حمایت مجدد  شانرا از حامد کرزی إعلام نمودند ،نه تنها کسانیکه در انتخاب شان دچار تردید بودند حتی مخالفین سیاسی حامد کرزی چون محمد محقق، محمد قسیم فهیم وجنرال عبدارشید دوستم بر محور جناب کرزی حلقه زده اند.چون معیار حقانیت وپیروزی حمایت آمریکاست از یک کاندید است لذا کس حق ندارد از رئیس جمهور پرسان کند بکدام دلیل حکم تعلیق ادامه کار معاون نظامی اش را صادر وبر بنائی کدام شایستگی و اصولیت دوباره این حکم رفع وجناب دوستم کما کان بر وظیفه اش گماشته شد.اگر گناهی کرده بود مجازاتش چه بوده تبعید در تر کیه واگر مر تکب گناهی نشده بود اهانت معاون رئیس جمهور در امور نظامی بخاطر چه بوده؟، به عین تر تیب کس نیست پرسان کند که جناب فهیم طی این مدت جهار سال کدام نواقص را رفع وکدام شایستگی هارا کمائی نموده که مجددا بحیث معاون اول انتخاب گردید وهمچنان کس نیست از جناب محقق هم پرسان کند شما که ادعا داشتید حین استعفا میخواستید چوکی را بر فرق رئیس جمهور فروکوبید وبعد ده ها مصاحبه بر ضد رئیس جمهور ابراز نموده ودر دفاع از اقوام بهسود دست به إعتصاب غذائی زدید حال کدام یکی از خواستها ی شما بر آورده شده که بر حقانیت حامد کرزی مهر تأئید گذاشته اید؟ اینها همه واقعیت های اند که فضای آلودۀ سیاسی کشور را شکل داده اند اگر از سخنگوئی رئیس جمهور پرسان شود پاسخش طور معمول این است که همه این تحولات در قوانین نافذه کشور پیش بینی شده.؟؟؟رئیس جمهور هرچه انجام داده قانونی است.؟؟؟      یعنی رئیس جمهور خودش تبلور از قانون است اگر قانون را پایمال کند قانونیست واگر رد کند قانونیست همه اجرأت رئیس جمهور قانون است.نعوذ بالله پیامبر اقوال وکردارش واجب الاتباعست.

بی قانونی بهتر از بد قانونیست:قوانینکه خواهشات را مشروع واستبداد را قدسیت می بخشد نبودنش بهتر است.وقتی در قانون مسجل میشود رئیس جمهور فرد اول کشور وتمام صلاحیت ها در دست آن وتصامیم استثنائی بدون تعریف را گرفته میتواند.این به مفهوم احترام انسانها به قانون نیست بلکه این قانون است که به فرد اول کشور احترام میگذارد. این تذکر به مفهوم قانون گریزی ومشروعیت دادن به استبداد است.کشور باید دارائ قانون باشد که در قدم اول اصل تساوی وکرامت انسانی را تضمین کند وتبعیض را در تمام سطوح از بین بر دارد.. در جوامع که رؤسا وحکام شخصیت های فرا قانونی بوده صلاحیت ویتو قوانین را داشته باشند میشود این قانون را قانون بد نامید. بلی:ما در کشور خویش ادعای دموکراسی میکنیم اگر قانون خوب نداشته باشیم دموکراسی هم نداریم التزام به قانون دموکراسی را تمثیل میکندتصرفات خود سرانه رئیس جمهور بر بنیاد کدام قانون استوار است؟ وقتی رئیس جمهور بر فیصله های قوای مقننه بی إعتنای میکند، این را میگویند دیکتاتور قانونمند، پس این چنین قانون را قانون پسندیده وخوب نمی گویند هر روش پذیرفته که نامش قانون شد مفهومش خوبی نیست. قانون من حیث روش زندگی بالای تمام موجودات روی زمین حاکمیت مکیند خواه این قانون مدون باشد وخواه من حیث اصل پذیرفته شدۀ طبیعی زنده هارا زیر پوشش خود قرار داده باشد.مثلا میگوئیم قانون جنگل این بدین معناست که حیوانات هم قانون دارند در جنگل اولویت وإعتبار برای بزرگان وزور مندان است مانند فیل وشیر در کشور ما هم همیشه به زورمند، قوم کلان وصاحب ثروت إعتبار داده شود پس فکر کنید روش ویا قانون حاکم در کشور بکجا پیوند میخورد ؟ بناء ما قبل از دموکراسی به قانون خوب نیاز داریم بدون قانون پذیری گاهی هم دموکراسی در جامعه راه پیدا نمیکند.

آیا انتخابات بیهوده است:؟ انتخابات رياست جمهوري افغانستان با تمام ضعف‌ها و ايرادهايي كه دارد باز هم نقطه عطفي در تاريخ  حیات سياسي- اجتماعي اين كشور به شمار مي‌آيد ،زيرا حافظه تاريخي مردم ما از آغاز تشکیل حکومتی بنام افغانستان انتقال مسالمت‌آميز قدرت و حكومت را به ياد ندارد وتجربه نکرده اند..تاریخ این سر زمین همیشه شاهد در گیری های قومی وجنگ های خانوادگی بخاطر کسب قدرت بوده است و حتي موارد زيادي  وجود دارد كه پسر بر ضد پدر توطئه چيده است و دستۀ از اعضاي يك خانواده دسته ديگر را به قتل رسانده‌اند تا بر كرسي امارت و قدرت تكيه زنند جنگ های خانمان سوز در خانواده تیمور شاه  تا زمان عبدالرحمن خان وحتی کودتای داود خان بر ضد پسر عمش نمونه های روشن از تاریخ خونبار وقدرت خواهی فرزندان این سر زمین است. جنگ های بعد از کودتای هفت ثور حوادث هیبتناکی دیگری است که ولع وحرص بی پایان افغانها را در رسیدن بقدرت نشان میدهد.با در نظر داشت حقایق تلخ تاریخی خوب است ملت ومردم ما بنام پروسه انتقال مسالمت آمیز قدرت که انتخابات است آشنا شوند وآهسته آهسته آنرا من حیث یک اصل پسندیده  در زندگی خویش عملی سا زند تا نسل های آینده بتوانند از مزایای این پروسه بهره گیرند.     

عناصر اثر گذار در جهت انتقال سالم قدرت:

عوامل وعناصر حقیقی ومؤثر بخاطر گذاردموکرایتک از یک قدرت بقدرت دیگر عبارت از مردم، نهاد های مدنی، أحزاب وسازمانهای سیاسی، وشخصیت های مؤثر ملی فرهنگی میباشند. اما در کشورما که أحزاب سیاسی بر بنیاد خواست ها وتمایلات قومی وسمتی شکل گرفته هیچ اصل دموکراتیک در جهت انتقال قدرت وجود ندارد.  گرایشات قومی سمتی ومذهبی فرایند تکوین وتشکیل جامعه مدنی را چنین ضربه زده است که با معیار های اثر گذار هیچ یکی از کشور های دنیا قابل مقایسه نمیباشد.مثلا معامله با افراد چون فهیم خان دوستم خان ومحقق بجای احزاب بیانگر این واقعیت است.

همین سران قوم وپهلوانان میدان بز کشی اند که در نتیجه تفاهم وتعامل با بازیگران اصلی میدان سیاست افغانستان سر نوشت انتخابات را رقم میزنند در چنان وضعيتي  نتيجه انتخابات تابع فضاي آلوده مبتنی بر خواهشات افراد مشخص بوده  ارزش و اعتباري را که  ناشی از آراء اكثريت داشته باشد از دست میدهد. در آن صورت اين اكثريت واقعي نيست كه در انتخابات پيروز شده اند بلكه  معاملات پشت پرده است که چون موج زودگذر خواست های اکثریت جامعه را تحت تاثير خود قرار داده وبر ادامه محرومیت ها، تبعیض ها ومصیبت ها مهر تأئید میگذارند....