در آستانه بر گزاری انتخابات ریاست
جمهوری مدل جدید نظام داری در افغانستان در حال شکل گیری است که میتوان
آنرا تشکیل حکومت مؤقت مدرن نامید یعنی از بطن انتخابات آینده مدل جدید
بوجود میاید تا همه کاندیدان مهم ومورد حمایت غرب در چوکات آن دارای مقام
عالی باشند..این مدل از نظر غربی ها تمرکز زدای غیر پارلمانی است، طوریکه
از صلاحیت های کاندید مورد نظر غرب{حامد کرزی} کاسته شود وبال های قدرت
دربدنه فرسودۀ نظام ایجاد گردد. مثلاعلاوه ازحامد کرزی عدۀ دیگری نیز هستند
که آمریکا میخواهد ایشان را با خود داشته باشد که در صورت تأئیدی جناب کرزی
سر نوشت سا ئرین در هالۀ ابهام قرار میگیرد.؟ درین زمینه متخصصین ومشاورین
غربی راهکا ر دیگری را سنجش نموده اند که نه سیخ بسوزد ونه کبا ب وآن اینکه
مدعیان پست مقام ریاست جمهوری که با غرب میانه خوب دارند همه میتوانند
جایگاه خودرا در چوکات دولت حامد کرزی داشته باشند طوریکه از وزیر بلند تر
ودر عمل با رئیس جمهور مساوی باشند.
مشاورین کاخ سفید به برخی از کاندید
های انتخابات ریاست جمهوری وعده سپرده اندکه نوع تمر کز زدای در نظام سیاسی
فعلی بوجود میاید یعنی تقسیم قدرت زیر نام بورد های سیاسی ،امنیتی ،اقتصادی
وانکشافی.صورت میگیرد.به تر تیبیکه چند وزارت زیر نام بورد ویا کمیسیون
سیاسی کار کنند ودر رأس آن یک کاندید نازدانه طرفدار جامعه مدنی ودموکراسی
وآزادی بیان وحقوق بشر وغیره قرار گیردیعنی چند وزارت را یک نفر اداره کند.
به همین تر تیب وزارت های دفاع داخله وامنیت در چوکات یک کمیسون اداره شود
ودر رأس آن یکی از کاندیدان احتمالی دیگر نصب میگردد و دررأس کمیسیون
اقتصادی وانکشاف ملی یک کاندید که احتمال مزاحمت به رئیس جمهور را داشته
باشد نیز گماشته میشود. این را میگویند تقسیم قدرت. البته فهیم خان که
ارمان حکومت مؤقت را داشت ونماد از حکومت مؤقت است من حیث معاون اول وشخصیت
سمبولیک نقش آفرینی میکند بشرط آنکه جناب حامد کرزی در سفریکه پیش رو دارد
قناعت مقامات کاخ سفید را بدست آورد.البته ثبت نام وی تا عودت از سفر معطل
خواهد ماند..با این معامله وسازش رفع تنازع بین کاندیدان ورقبای سیاسی صورت
میگیرد وعدۀ از کاندیداتوری خویش به نفع حامد کرزی إعلام انصراف میکنند.در
نتیجه حامد کرزی بر تحت شاهی باقی میماند وسائرین هم بر خر قۀ مبارک حکومت
وی زانو خواهند زد.در چنین حالتی اگر دوستان غربی ما پروسه انتخابات را که
قلابی هم هست لغو إعلان کنند خیلی بهتر خواهد بود . درین صورت میتوانند از
مصارف اضافی چند صد ملیونی وخطرات احتمالی امنیتی نیز جلو گیری بعمل آورند.
آمریکا انتصاب کرده، افغانها انتخاب
میکنند :
انکشافات أخیر نمایانگر این واقعیت
است که علی رغم نا رضائیتی مردم افغانستان از حامد کرزی مقامات کاخ سفید در
مورد زعامت آیندۀ افغانستان تصمیم خودرا گرفته اند.در حالیکه رئیس جمهور
آمریکا، وزیر دفاع ، خارجه، فر مانده نیرو های آمریکائی وناتودر افغانستان
ونمایندۀ خاص آمریکا و ملل متحد در امور افغانستان حکومت حامد کرزی را ضعیف
ترین رهبر ونظامش را فاسد ترین حکومت در جهان خواندند وعلاوه نمودند که وقت
آن رسیده تا افغانستان حکومت بهتری داشته باشد باز هم قرائن وشواهد دال بر
این است که مقامات کاخ سفید بر ابقای حامد کرزی این چهرۀ نمادین تاریخ بر
مسند زعامت افغانستان تأکید دارد .البته این گرایش وانتصا ب از لحاظ منطقی
حرف آخر نخواهد بود وافغانها هم میتوانند با شهامت وایمانداری به پای صندوق
های رأئی بروند با انتخاب شخص مورد نظر شان در میدان سیاست نیز مشت بر دهان
مداخله گران بزنند واگر چنین نکنند مفهومش این است که افغان جز میدان جنگ
بازنده همه میدانهاست.؟؟
چرا حامد کرزی؟.
واقعیت این است هر کشوریکه در یک سر
زمین پول، وقت وخون مصرف میکند أهداف مشخص خودرا دارد واین أهداف در کشور
های فقیر، عقب مانده واشغال شده زیر شعار دموکراسی، آزادی بیان، دفاع از
حقوق بشر وغیره دنبال میشود.برای رسیدن به این أهداف به چهره های وابسته
مطیع وجاده صاف کن نیاز شدید است .حال شما قضاوت کنید برای یک استعمار گر
بخاطر رسیدن به أهدافش در سر زمین اشغالی یک رهبر دانشمند با کفایت مدیر
وقاطع ضرور است ویا شخصیکه قوانین را توشیح کند وبعدا بگوید وزیر صاحب
عدلیه بخوان که در بین آن چه هست؟ بدون تردید استعمار اشخاص ضعیف، کم دانش،
بی کفایت، آلوده به فسادو قاچاق را بهترین ابزار در جهت رسیدن به أهداف
خودمیداند.روی همین دلیل تا وقتیکه آمریکا در افغانستان است به هیچصورت
زمینه را برای آمدن یک رهبر دانشمند، مدیر، با کفایت وقانون پذیر که إعتناد
به نفس واتکا به ملت داشته باشد مساعد نخواهد ساخت، هر شخصیکه با حمایت
مردم وغرور ملی وارد صحنه شود نخستین إقدامش قانونمند ساختن حضور نیرو های
خارجی و مهار ساختن عملیات خود سرانه شان خواهد بود .کاریکه طبعا جلو أهداف
استخباراتی، توسعه طلبی وقاچاق نیرو های خارجی را میگیرد واین امر برای
هراستعمار گرچه آمریکا وچه غیر آن قابل قبول نیست.با آنکه به تأسی از مفاد
قانون آزادی بیان برای حامد کرزی اجازه داده شده تا علیه عملکرد نیرو های
خارجی زبان به انتقاد بکشاید اما هر گز انتظار پاسخ مثبت را نداشته باشد.
فریادی که شنیده نمیشود:همانطوریکه
غربی ها فریاد رئیس جمهور مارا نمی شوند او هم علاقه به شنیدن فریاد مردم
ندارد. هم پیمانان وحامیان خارجی حامد کرزی بوی تفهیم کرده اند هر چه فریاد
میکشی اجازه است اما گاهی هم انتظار شنیدن را نداشته باش.تو مانند یک رئیس
جمهور اکت کن وما هم مانند یک اشغالگرمغرور و خود مختار عمل میکنیم. رئیس
جمهور به این تعامل تعهد کرده است وبرای غربی ها در رأس آمریکا هم این
وضعیت نهایت خوش آیند است.
شما شنیده اید که بار ها رئیس جمهور
افغانستان از نیرو های خارجی خواسته است تا از بمبارد شبانه وتلاشی خانه
ها وکشتار مردم ملکی خود داری کنند وباز فردای همان روز شنیده شده که در
اثر بمبارد نیرو های خارجی چندین تن درهر گوشه وکنار کشور بخاک وخون کشیده
شده اند تو گوئی اینها عمدا به رئیس جمهور ریشخند می زنند.هر کسی دیگری در
چنین موقعیت قرار گیرد استعفی مید هد اما رئیس ما همه کاندید های دیگر را
بخاطر حفظ وحدت ملی به کناره گیری واستعفا فرا میخواند تا میدان برای خودش
باز باشد. .میگوید هر چه به آدرس رئیس جمهور میگوئید بگوئید واما از استعفی
وکنار رفتن حرف بزبان نیاورید.
طی هفت سال که گذشت ملت شوخی های
آنرا با فیصله های پارلمان ، بازی با مردم ومخالفین سیاسی، تا حامیان خارجی
اش مشاهده کرد، تا هنوز معلوم نیست وی به کدام راه روان است، درخوست لویه
جرگه را فرا میخواند تا نیرو های خارجی را از افغانستان بیرون راند ودر
کابل از افزایش نیرو های خارجی استقبال میکند، در آمریکا از مبارزه با
تروریسم ودهشت افگنی حرف می زند ودر کابل با لبان پر خنده وآغوش باز ملا
عمر را برادر میخواند ، در حالیکه قادر به تأمین امنیت شخصی خود نیست امنیت
ملا عمر را نیزتضمین مینماید.خلاصه تا آخر نه جنگ آن معلوم بود ونه صلح آن
نتیجه داشت هر روز از صلح وجرگه أمن وآشتی صحبت کرد اما هیچ اثری ازان
معلوم نشد.
حال غرب به این نتیجه رسیده اند
این عنصر بی رنگ وخاصیت با همه ضعف ها، فساد اداری ،قاچاق وقانون شکنی
بهترین زعیم برای افغانستان است تا با استفاده از بی کفایتی آن آنچه
میخواهند در منطقه انجام دهند.غربی ها تشویش آ نرا دارند اگر کسی جا نشین
حامد کرزی شود که الفبای حکومت داری را درک ودر دلش ذرۀ از وطندوستی
وخداپرستی موجود باشد دیگر جلو خود سری های مهمانان را در عرصه های نظامی
،سیاسی واقتصادی خواهد گرفت ووابستگی بخارجی هارا کاهش خواهد داد یقینا این
وضعیت برای غرب قابل قبول نیست. پس بهتر است با همه ناز وادا هایش باقی
بماند.
فروش إعتبار دربازار کاندیدان مقام
ریاست جمهوری:
با کنار رفتن گل آقا شیر زائی واشرف
غنی احمد زی از کاندیداتوری معلوم میشود که درین شب وروز ها فعالیت های
سیاسی در کشور از تب وتاب بیشتر بر خوردار است.کابل پایتخت بمیدان چانه
زنی ها ومعامله گری وفروش إعتبار کاندیدان مقام ریاست جمهوری مبدل شده یکی
تلاش دارد نامش در رسانه ها بنام کاندید ریاست جمهوری إعلان شود ودیگری با
واقعیت نگری بیشتر در پی معامله وگر فتن امتیاز از ارباب قدرت است، درین
میان کسانی هم هستند اند که به انتخابات باور داشته آماده بخت آزمائی در
رقابت های انتخاباتی ایندۀ کشورمیباشند غافل ازینکه فورمول ها ومعادلات نصب
زعیم در خارج از افغانستان قبلا بصورت دقیق محاسبه وطرح ریزی شده ورئیس
جمهور پیروز ومؤید از طرف حامیان بین المللی تنها مشکل یافتن معاونین مطیع
وفر مانبردار را دارد وبس.. در چنین حال وهوای کاندید شدن هیچ مفهوم جزء
ضیاء وقت، مصرف پول و سرگردانی مردم را ندارد.اما دریغم آید بحال آنعده از
کاندیدان که نه إعتبار دارند ونه هم خریدار تا با این تجارت سیاسی چند روزی
مستی وشادی کند..
تعدد کاندیدان زادۀ خلاء قانونی
است:
خلاء قانونی در معرفی وتشخیص واجدین شرائط مقام ریاست
جمهوری وثبت نام کاندید ها با عث شده تا سناریو ثبت نام کاندیدان مقام
ریاست جمهوری افغانستان به افتضاح آمیز ترین شرائط آن تنزل یابد.این وضعیت
در دنیای دیگر تکرار نشده تنها در کشور ما عدۀ زیا د که نه هویت شا ن
معلوم است ،نه دارائی پایگا ه اجتماعی وحمایت مردمی اند ونه هم دارائی دانش
سیاسی لست کاندید هارا با نام های عریض وطویل خویش سیاه ساخته اند.
چنانچه در بین این مدعیان کاخ ریاست
جمهوری چندین تن به بیماری روانی وعصبی عدۀ به مرض مزمن قند برخی به فقر
سواد ودانش سیاسی وتعداد به مرض خود خواهی وجاه طلبی گر فتار اند وحال
اینها همه بدون تمیز وتشخیص دوشادوش شخصیت های مناسب، دانشمند، متخصص وفر
هیخته کشور برقابت می پردازند که إهانتی است به دانشمند وریا ست جمهوری.
بلی این سناریو زاده خلاء قانونی در کاندید شدن است.یعنی در مورد واجدین
شرائط کاندیداتوری مقام ریاست جمهوری قانون درست ومعیاری تدوین وتوشیح
نگریده.شرائط طوری است که صرف سند تحصیلی جعلی ،کاپی بر گه های رأئی
ومسلمان زاده وافغان زاده بودن مدار إعتبار قرار داده میشود دیگر هیچ حد
وحصر درین زمینه پیش بینی نگردیده است.عامل اصلی این همه نا رسائیها وبحران
آفرینیها خود حکومت جناب حامد کرزی است که طی این مدت مقرره واجدین شرائط
کاندیداتوری مقام ریاست جمهوری را به مجلس ملی نفرستاد تا روی آن غور شود
واین مقرره بشکل یک قانون ثابت وپایدار ومعتبرمؤید و مدون گردد. تنها یک
مقرره را که با برخی بند های قانون اساسی نیز در تضاد است بنام قانون
انتخابات نا خوانده امضا کرده است. همین سند نا چل مسند وچوکی ایشان را
تضمین نموده حالا هم بر روی همان تکیه دارند.
فورمول فیصدی آقای حامد کرزی.
حامد کرزی به برخی از متحدین سیاسی
خویش فیصدی زیاد قدرت را وعده سپرده است یا بعباره دیگر یکی از راه کرد
های دیگری حامد کرزی تقسیم قدرت بالای اقوام ومذاهب به اساس فیصدی است درین
میان تا هنوز سهم أهل تشیع مشخص شده است طوریکه وزیر عدلیه در همایش که از
طرف کریم خلیلی در خیمه لویه جرگه بخاطر حمایت از حامد کرزی بر گزار شده
بود گفته است که رئیس جمهور در پاداش حمایت آقای خلیلی از ایشان وعدۀ بیست
فیصد از قدرت سیاسی کشور را به برادران أهل تشیع داده است.واین خود
نمایانگر امتیاز دهی به قیمت حق تلفی دیا ضایع ساختن حق دیگران است.حال
معلوم نیست سهم تاجک ازبک بلوچ نورستانی ،غوری تر کمن ها وایماق هندو ها
ودر آخر از پشتونها ازین میان چند خواهد بود؟اگر حامد کرزی به این وعده اش
پایدار وصادق باشد شاید به اقوام دیگر فیصدی ذیل را قائل شود..
30% تاجیک ک20% أهل تشیع
10% ازبک 3% بلوچ 3% نورستانی 2%
غوری ها 5% تر کمن ها1% هندو ها1% عربها کوچی ها 7 % از محاسبه طوری بر
میاید که صرف بیست فیصد دیگر برای پشتونها باقیمانده که به این محاسبه
اثوام پشتون قناعت نخواهند کرد.اما حقیقت این است که حامد کرزی به سر اکثر
دوستانش کلاه میگذارد.اگر به این فیصدی پا بند بماند مجبور است حق یکی از
کتله هلی قومی ومردمی فوق را ضایع گرداند یعنی حق دادن به قیمت حق
تلفی؟؟؟؟؟