عبدالقدیر{ علم}

فعالیت وزارت معارف در مناطق تحت کنترول طالبان
صدیق پتمن معین وزارت معارف در حال بخاطر ارسال کتب ولوازم درسی به مناطق
زیر حاکمیت طالبان اظهار آمادگی کرده است که مکاتب در مناطق تحت ادارۀ دولت
به کمبود شدید کتب ومواد درسی مواجه اند.
درین اواخر فضای سیاسی در افغانستان به نفع
طالبان
تغییر کرده است، طوریکه رئیس جمهور ملا عمر را برادر میخواند وخادم حرمین
الشرفین را بخاطر به آغوش کشیدن وی به مدد خواسته است وبه همین تر تیب وزیر
دفاع از قبل شکست در مقابل طالبان را پذیرفته ،رئیس کمیسیون انتخابات
طالبان را به اشتراک در پروسه انتخابات ریاست 2009 دعوت نموده است.این در
حالیست که دوستان خارجی حکومت فعلی نیز از عدم پیروزی در مقابل طالبان سخن
گفته اند.وطالبان با غرور وسر بلندی خروج بدون قید وشرط نیروهای خارجی را
شرط مذاکره با دولت دست نشانده إعلام داشته اند...در ادامه این درامه ها
معین وزارت معارف به خاطر استقبال از اظهارات سخنگوئی طالبان که کتب درسی
را آتش نمی زنند إعلام داشت: وزارت معارف حاضر است کتب ومواد درسی مورد
نیاز را به مکاتب تحت کنترول طالبان ارسال ومعاش معلمین را نیز اجرا
نماید؟به نظر من این واکنش نوع پذیرش ورسمیت شناختن حاکمیت طالبان در برخی
نقاط کشور است، بناء لازم میدانم ضمن توضیحات فشرده یک پیشنهاد سالم تقدیم
حضور وزارت محترم معارف نمایم.
توضیح:
اول باید تثبیت گردد که إعلام طالبان در مورد عدم آتش زدن کتب مکاتب کتاب
های است که از مسیر شاهراه ها به مناطق تحت کنترول دولت انتقال میگردد ویا
کتب ومواد درسی که به مناطق تحت حاکمیت طالبان ارسال میشود.؟به گمانم منظور
طالبان بند اول قضیه بوده است که درین صورت میشود از ین اقدام شان بنام
حسن نیت وقدم نیک استقبال نمود. واگر منظور از طالبان عام بوده باشد که
شامل مناطق تحت کنترول خود شان نیز باشد لازم است درین مورد قدری دقت صورت
گیرد، کتبیکه به مناطق زیر حاکمیت طالبان ارسال میگردد و از طرف طالبان آتش
زده نمیشود آیا مورد استفاده قرار میگیرد؟
باید مسئله ممانعت از اتش زدن کتب با قبول نصاب درسی دولت از طرف طالبان
تفکیک شود.اینکه طالبان از آتش زدن کتب جلوگیری میکنند به مفهوم قبول نصاب
درسی وباز گشائی مکاتب در مناطق تحت کنترول شان خواهد بود؟ که جواب طبعا
منفی است .این دومسئله باید طور جداگانه مورد مطا لعه ومحاسبه قرار گیرد
.اگر طالبان کتب درسی دولت فعلی را قبول داشته باشند ومکاتب را باز
نگهدارند درانصورت خیلی با دولت وحتی جامعه جهانی نزدیک شده اند وعقب
نشینی سیاست مداران درون نظام وحامیان بین المللی اش بی جهت نخواهد بود که
متأسفانه چنین نیست.
سوء تفاهم: جناب محمد صدیق پتمن معین وزارت معارف از إعلان طالبان خیلی ذوق
زده شده اند من با ایشان هم نظرم چون از طالبان انتظار چنین إعلام نمی رفت
که نه تنها ایشان بلکه عدۀ زیاد در مورد این اعلان اظهار خورسندی کرده اند
که گویا طالبان به کتب حرمت قائل اند. اما با ارسال کتب به مناطق زیر
حاکمیت مخالفین مسلح دولت سوء تفاهم صورت گرفته وآن اینکه عدم آتش زدن به
معتی استفاده از کتب وباز گشائی مکاتب تعبیر شده که واقعیت چنین نیست
طالبان گفته اند کتب را بخاطر داشتن آیات واحادیث آتش نمی زنند نگفته اند
به استفاده از کتب وفعال بودن مکاتب اجازه میدهند.
توضیح اول:خطاب به جناب پتمن صاحب !طالبان نصاب تعلیمی شما وکتبیکه چدیدا
چاپ شده قبول ندارند وایشان به خاطر اظهار احترام به کتب دینی چنین إعلام
را کرده اند که شما آنرا بسط وگسترش میدهیدبناء اگر آزرده نشوید از نظر من
عکس العمل شما یک عکس العمل غیر مفید ،پر مصرف وبیهوده است. اگرشما خواسته
باشید با استفاده ازین إعلامیۀ تمام نصاب تعلیمی دولت را وارد قلمرو
حاکمیت طالبان سازید باید بدانید که طالبان نصاب درسی مورد نظر خودرا
داشته، کتب سائنس وبیولوژی را قبول ندارند وشما با این اقدام مقدار زیاد
از سر مایه های ملی را در زیر خاک میسپارید.
دوم :طالبان پیوسته اظهار داشته اند تا امنیت کامل تأمین نشود مکاتب را
فعال نمیسازند که منظور شان همانا تسلط کامل برکل کشور است، لذا طالبان
همانطوریکه مشارکت سیاسی را نمی پذیرند مشارکت فر هنگی وعلمی را نیز نمی
پذیرند امید در مورد شناخت طالبان تجاهل عارفانه صورت نگیرد.بناء بین آتش
نزدن وقبول کردن محتوا ونصاب تعلیمی فاصله زیاد وجود دارد که باید به آن
توجه داشت ومسائل بزرگ را با خوش باوری وسلیقه به حساب نگیریم.
سوم: در صورت تفاهم فرضی بین وزارت معارف وفرماندهان طالبان باز هم نسبت
دلائل امنیتی زمینه های گشایش مکاتب در ساحات زیر کنترول طالبان ممکن
نیست.اگر شما وبرخی أعضای طالبان به توافق برسید که مکاتب در مناطق زیر
کنترول طالبان فعال باشد اول طالبان را برسمیت شنا خته اید دوم بر یک سند
پر مخاطرۀ امضا کرده اید که جلو گیری از خطرات احتمالی از صلاحیت شما بیرون
است، بخاطر اینکه اولیائی امور دررأ س ناتو اجتماع افراد را در مناطق تحت
کنترول طالبان تحمل کرده نمیتوانند وباور ندارند که درین مراکز دروس
انتحاری داده میشود ویا اصول دمو کراسی ؟؟
من فکر میکنم در شرائطیکه مناطق تحت کنترول طالبان هر لحظه مورد بمباران
نیروی های قوای إئتلاف قرار میگیرد تجمع اطفال مردم زیر سقف مکتب به معنی
قتل دسته جمعی است وهمه ما میدانیم که نیروهای بزدل آمریکا از اجتماع مردم
در محافل عروسی در هراس بوده بسیاری از ایام شادی وخوشی مردم را به ماتم
تبدیل کرده اند وهیچ ضمانت وجود ندارد که مکاتب ومدارس تحت کنترول طالبان
بمبارد نشود لذااقدام معین صاحب وزارت معارف یک اقدام عاطفی وپر مخاطره است
که باید به نتائج زیانبار آن توجه داشته باشد. با یک تصمیم عجولانه وشوقی
نه به سر مایه های ملی بازی کند ونه هم به سر نوشت اطفال مردم!!!
من ازین نوشته هدف سیاسی ندارم واگر وزارت معارف در این اقدامش کدام هدف
سیاسی مرموز نداشته باشد در مقابل عکس العمل ایشان پیشنهاد را عرضه میدارم
تا اگر اولیا ئی امور را صواب آید بپذیرند والا معمول است که دولتمردان
خودرا عقل عالم وسائرین را یاوه سرا وبیهوده گو ودور از واقعیت های ملموس
ومرموز فکر میکنند وحق هم دارند چون مسئولیت وصلاحیت نزد خود شان است.
پیشنهاد : معین صاحب لطف نموده کتب ومواد درسی را به ولایاتیکه تحت کنترول
دولت است ومکاتب هم باز است وشاگردان شدیدا به کمبود مواد درسی مواجه اند
بفرستند.واز ارسال کتب به مناطق تحت کنترول طالبان خود داری ورزند، چون این
کتاب ها ومواد درسی جزأ از هستی وسر مایه ملی کشور است که بیهوده تلف
میشود.بهترین کاریکه وزارت محترم معارف میتواند انجام دهد این است تا معاش
معلمین را که زیر حاکمیت طالبان قرار دارند بفرستد چون ایشان چاره جزء این
ندارند وتعطیلی مکاتب ایشان را روحا وجسما آزار میدهد.از طرف دیگرارسال
معاشات باید شفاف واز طریق دفاتر ملل متحد در تفاهم وموافقت با طالبان باشد
تا طالبان معلمین را بجرم جاسوسی وگر فتن حق از دولت محاکمه نکنند. والا
این کمک اجل معلمین رانیز به دنبال خواهد داشت.گرچه درین اواخر تمام اراکین
دولت اشارۀ کوچک طالبان را با آغوش گشاده استقبال میکنند اما این تبسم ها ی
طالبان به معنی سازش وپذیرش نیست.طالبان اگر مکتب ومدرسه را باز نگهدارند
نصاب درسی خاص خودرا دارند که کتب جناب پتمن شامل نصاب شان نمیگردد. .
آنچه واقعیت نیست:گر چه جناب حامد کرزی یک روز طالبان را ترورست، دشمن
اسلام ووطن فروش یاد میکند و روز دیگر برادر میخواند این ها همه نشانه سر
خوردگی وبی اختیاری دولت در تصمیم گیری های سیاسی است که هیچ واقعیت ندارد.
اگر نیرو های خارجی ونمایندگی سیاسی ملل متحد در کابل از تفاهم مذاکره وراه
حل سیاسی صحبت کنند رئیس جمهور افغانستان هم ملا عمر را برادر میخواند واگر
از نابودی کامل القاعده ودستگیری ومحاکمه اسامه وملا عمر صحبت باشد باز
رئیس جمهور افغانستان از نابودی دشمنان اسلام ووطن سخن میگوید.به رئیس صاحب
دولت هم پیشنهاد کوچک دارم وآن اینکه هر گاهی مسئله مذاکره با طالبان
وحکمتیار مطرح میشود وایشان ملا عمر را برادر میخوانند باید اول از برادر
بزرگ{ آمریکا }بخواهد تا ملا عمر ومخالفین سیاسی اش را از لست سیا وتعقیب
بیرون کنند والا قبول مسئولیت بدون صلاحیت در نهایت مایه شر مساری وسر
افگندگی خواهدشد.به همین تر تیب در مورد سیاست خارجی خود در قبال پاکستان
از آمریکا وانگلیس اجازه بگیرند در غیر آن یک روز به نعل ویک روز به میخ
کوبیدن دست خودش را افگار خواهد ساخت.
در شرائطی فعلی مسئول درجه اول کشور معلوم نیست هر کس بنوبه خود اکت
سیاسی میکند مانند دعوت رئیس کمیسیون انتخابات از ملاعمر بخاطر شرکت در
پروسه انتخابات کاریکه نه از صلاحیت رئیس جمهور کشور است نه پارلمان ونه هم
از رئیس کمیسیون انتخابات:سیاست های انعطاف پذیری در مقابل طالبان مورال
مردم را ضعیف واز طالبان را بلند برده است که در کشور ما تجربه خوبی نیست
امید وارم سیاستمداران کشور در گفتار ها وکردار های مهم سیاسی که به سر
نوشت کل کشور ارتباط دارد مسئولانه فکر کنند.
یا هو
|