دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

ابراهیم حسن زاده: 6 سرطان 1388

 

فدراسیون روسیه و مسايل افغانستان

فدراسیون روسیه یکی بزرگترین کشور های دنیا است و دارای مساحت 75400 170 متر مربع است. جمعیتش 148100000  نفر بالغ می گردد . فدراسیون روسیه از 89 فدرال تشکیل شده است . مسکو یکی از فدرالها  است, اقلیم روسیه بسیار متنوع  وگسترده  و کوهستانی  و دشتهای پهناور و مناطق حاره ی  ومنطقه های قطبی مانند سبری دارد که حتی در بهار برف می بارد.

   هشتاد درصد  آین مردم مسیحی ارتدوکسی است.  پانزده درصد جمعیت روسیه را مسلمانان عمدتا اهل سنت حنفی مذهب و صوفیان  و اندكي را شيعيان تشکیل می دهند ، که از اقوام تاتار ، بایشقرها ، چوواسها ، چچنها ، داغستانیها ،اینگوشها ، اوستی ها  و کاباردینها هستند. .وهشتاد درصد مردم روسیه از نژاد اسلاو است .روسیه علی رغم  نظام سوسیالیستی گذشته برتری نژاداسلاو  همچنان  بر سایر اقوام مشهود است.

روسیهه از نعمت منایع زیر زمینی گاز ونفت وذغال سنگ و کانها آهنی و نایاب برخور دار است. ازنظر ذخایر گازی مقام نخست را در جهان دارد  ودارای سی درصد ذغال سنگ دنیا است و روسیه دارای  رودخانه های زیاد است. که طولانی ترین آن رود خانه ولگا است به همین دلیل  کشاورزی روسیه رو به رشد است .  هرچند روسیه  درسایه نظام کمونیستی از نظام سنتی به یک کشور صنعتی تبدیل شد و در رقابت تسلیحاتی رقیب آمریکا بود . ولی نظام نا کار آمد اقتصادی وتوسعه طلبی شوروی سابق موجب فروپاشی شوروی سابق گردید، حکومت گردشی و تغیر سیستم اقتصادی  و تدوین مدیریت اقتصادی جدید به اساس بازار آزاد موجب فساد داخلی گردید که روسیه در1990 تا 1998 در آستانه ورشکستگی اقتصادی قرار گرفت. با روی کار آمدن پوتین سیر نزولی اقنصاد روسیه مهار شد . پوتین با استفاده ازسیستم کار آمد دولت خود  درجهت توزیع مجدد پول و سرمایه به سود مناطق فقیر را بیشتر کرد. باز پرداخت بدهی خارجی  ، افزایش ذخایر بانگ مرکزی ، پاین آوردن نرخ تورم ، رشد صنعت و سرمایه گذاری ، بالا رفتن  در آمدها ، مازاد بودجه ، افزایش تولید ناخالص، برابری ارزش روپل در برابر ارزهای معتبر ومبارزه با سرمایه دارهای قانون گریز تب سقوط اقتصادی روسیه را مهار کرد. ورشد اقتصادی روسیه به 6 درصد رسید.  از این رو صاحب نظران اقتصادی روسیه ، آینده اقتصاد این کشور را با توجه به برنامه های در پیش گرفته در زمینه های زیرمثبت ارزیابی می کنند.

* تغییر اساسی در ساختار و نتایج  شاخصهای تولید  در حمایت از دست آورد ها ، خدمات سرمایه انسانی ،تیکنولوژی پیشرفته ، اطلاعات ، آموزش و فرهنگ.

*گردش اقتصادی به طرف اهداف اجتماعی و نیازهای مردم  و روشهای اساس تر و انسانی تر تولید.

* تغییر روابط و نهاد های اقتصادی به سمت یک سیستم  تکثرگرا و انعطاف پذیر.

* خوش یبین بودن به مکانیزم اقتصادی بر اساس ترکیبی از بازار و نقش فعال دولت در تنظیم اقتصاد کلان و پیشرفتهای اجتماعی .

* جهانی کردن اقتصاد و گذار از اقتصاد ملی  به یک سیستم اقتصادی جهانی  از طریق ساختار اقتصاد جهانی حمل و نقل ،ارتباطات ، انرژی، امور مالی ، و اطلاعات و شبکه های اقتصادی منطقه ی.  

 اما، نژاد اسلوها  مانند سایر نژاد اروپایی ها  دچار ذهنیت نژادگرای و تبعیض نژادی شدید جهانی  نشده است. ولی مرتکب جنایت نسل کشی بر اساس قومیت در تاریخ که موجب تراژدی بشری گردیده است. وسیاست جابجای جمعیت و تغیر مذهب را درآسیامیانه  واروپای شرقی به زور اعمال کرده است.  لکن مردم روسیه  زمامداران  نادان  و ناکارآمدی و  بدی داشته است،  مردم روسیه رنج ها وستم های اجتماعی دردناک کشیده است ، خانواده های سلطنتی به خصوص تزارها با ابزار استبدادی خشن همراه با خرافات به این مردم حکومت می کرد ، حتی کشیش قلابی مثل راسپوتین مشاور ارشد دستگاه سلطنتی بود. روسیه مورد هجوم مغول ، ناپلئون و هتلر واقع شده است و ازاین رهگذر خسارت زیاد دیده است .

روسیه در تاریخ خود نظام  مبتنی بر تفکیک قوی را تجربه نکرده  است  نظام استبدادی جاهلانه و  نطام کمونیستی توتالیتر خشن را سپری نموده است . این کشور بزرگ به تازگی سیستم تفکیک قوی را تجربه می کنند.  

در قرون وسطی کشور گشای را اسکندرمقدونیه وناپلئون وچنگیزخان به کمال رسانید. با تقلید از آنان  سلسله  تزار خواب سلطه به اقیانوس هند و خلیج فارس را می دیدند و برای تسخیر ترکیه و ایران برنامه ریزی می کردند و اگر ضربات سخت ناپلئون به روسیه و تهدید ژرمن ها نبود ، قطعا به این دو کشور هجوم می آوردند . هرچند روسیه تزار بخش های از خاک ایران و دولت های آسیا میانه را تا مرز افغانستان فعلی اشغال کرد.

بنابراین افغانستان پل عبور برای روسیه به اقیانوس هند بود در آن زمان دولت بریتانیا هند را جز مستعمره خود در آورده بود یعنی خطه حایل بین دو امپراطور خاک افغانستان بود و از همين رو افغانستان به عنوان کشور مستقل زائیده رقابت امپراطوری روسیه و انگلیس است، افغانستان خطه حایل و مانع تلاقی و برخورد نظامی دو کشور گشا بود.  به هرحال افغانستان به عنوان پل عبور و همسایه روسیه شناخته می شد و نفوذ در افغانستان برای روسها جنبه حیاتی داشت و از طرف دیگر افغانستان به عنوان یک تهدید علیه روسیه نیز به شمار می رفت، می توانست افغانستان مجاهدان آسیاي میانه را حمایت کند.

این توسعه طلبي روسیه به قیمت فرستاندن مردم روسیه به میدان قتلگاه بود و قربانی اهداف توسعه طلبی تزار می گردید، و در داخل فقر و ستم اجتماعی و اختناق مثل خوره حیات مردم روسیه را پوسیده می کرد، و تکامل فکری در حوزه اندیشه روسها  هرگز به کمال نرسید و تاریخ روسیه از داشتن  فیلسوف های بزرگ مانند سایر کشورهای اروپایی محروم است،  همین اختناق و خفقان افتخار روسیه را منحصر در ادبیات داستانی به خصوص کتاب  جنگ و صلح لئو تولستوی در حوزه ادبیات داستانی کرده  است. نوسندگاني مانند داستيوسكي وچخوف در همين زمينه  شهرت جهاني دارد.  موضوع احساس نیکی و همگرای و صلح دوستی و ستم شكننده خانواده سلطنت فضای ذهنی مردم روس و روشنفکران روسیه را به اعتقاد فلسفه مارکس یعنی  جامعه بی طبقه و انترناسیونالیستی هدایت کرد و مردم روسیه از حزب کمونیستی حمایت کرد و حاصل آن انقلاب در اکتبر 1917 (م) به رهبری ولادیمیر ایلیچ لنین است، که  نظام استبدادی روسیه را سرنگون کرد، مردم روسیه از نظر اقتصاد نسبت به کشورهای غربی عقب افتاده است لکن این حوادث بعد از جنگ جهانی اول و با جنگ دوم جهانی همزمان بود، جنگ نیز خسارت ویرانگر به روسیه وارد کرد. لکن حکومت کمونیستی بر اساس فلسفه مارکس به حکومت تک حزبی منجر گردید و حکومت تک حزبی به توتالیتاریسم نقل ماهیت کرد، سیاست توتالیتاریسم بسیاری از اندیشمندان را که ستون فقرات روسیه بود، به کام مرگ یا اردوگاه به کار اجباری فرستاده شدند. و کشور روسیه به نام اتحاد جماهیر شوروی شناخته شد، بعد از جنگ جهانی دوم  هر چند دولت روسیه به صنعتی کردن روسیه به خصوص در حوزه افزار جنگی پیشرفت چشم گیر کرد، یعنی جهان را به دو قطب شرق و غرب تقسیم کرد لکن روسیه در دامنه توسعه نفوذ خارجی با کشور مثل آمریکا هماورد شد؛ که چند برابر از روسیه ثروتمند بود كه در جنگ جهانی نظاره گر بود و آسیب ندیده بود، در حوزه تکنولوژی دست بالاتر از روسیه داشت، روسیه بخش عظیم از بودجه کشوری را صرف تشکیل احزاب کمونیستی در جهان می کرد و از هر جنبش ماهیت ضد آمریکایی داشت حمایت مالی و تسلیحاتی می کرد و این هزینه برای کشور مثل اتحاد جماهیر شوروی بسیار شکننده بود، همین هزینه بر اساس احساس ایدئولوژی برنامه ریزی می شد و هزينه مي گرديد، به امید آخر جهان جبراً به پیروزی انقلاب پابرهنگان و تحقق جامعه کمونیستی است،. یعنی دیالیکتیک تاریخی چنین چیزی را می خواهد، این هزینه با خرد و هوشمندي برنامه ریزی نمی شد. روسیه در داخل نیز به اجبار مردم را به تغییر اعتقاد وا می داشت و همین موضوع تحمیل عقیده نیز مردم رنج کشیده روسیه و کشورهای اقماری را نیز به تصفیه می کشانید، كه استبداد را در حوزه دیگر مردم تجربه می کرد. یعنی روسیه با منابع غنی زیرزمینی و موقعیت اقلیمی و مردم هوشمند در راستای غنای داخلی سوق داده نشد، سابقه بد رفتاری و برخورد ستمگرانه تزار موجب تنفر مردم ایران و افغانستان گردید یعنی ایران در حافظه تاریخی خود خاطره های تلخ از دست همسایه شمالی خود دارد. مردم افغانستان خانواده آواره های آسیا میانه را پناه داده بود و رنج تاريخي آنان را زنده احساس می کرد، و لذا بستر فکری ذهنی برای نفوذ آمریکا در حوزه تمدن فارسی آماده بود و استبداد داخلی ایران برای بقا خود دست دوستی با آمریکا دراز کرد . ایران مستقیم حافظ منافع آمریکا در آمد وپاكستان به خاطر بقا ورقابت هند كه از متحدان شوروي سابق بود جزء اقمار آمريكابود. ، از همين رو روسیه به افغانستان توجه ويژه نمود.  سرمایه گذاری در زمینه های مختلف در افغانستان کرد. چون دولت شئونيسم قومي پشتون ها از پشتونستان حمايت مي كرد  وآن را به رسميت شناخته بود؛ اين موضوع سبب گرديد كه پاكستان  مسير تجارتي  و همكاري هاي اقتصادي خود را با افغانستان قطع كند، چون دولت مردان افغان با ايران خصومت خيالي داشتند و تمايلي  به توسعه روابط با ايران از خود نشان ندادند،  به همين دليل افغانستان از نظر اقتصادي  وابسته به شوروي سابق گرديد.  همين امر روسها را وسوسه كرد   كه بورسیه های تحصیلی قابل ملاحظه برای دانشجویان افغانستانی اختصاص دهند و در تقویت همه جانبه احزاب کمونیستی همت خود را مصروف كنند و سرانجام بوسیله احزاب کمونیستی کودتای در جهت سرنگونی حکومت داود خان هدایت کردند، در این نفوذ سیاست مداران روسیه حوزه نفوذ آمریکا را تنگ می کردند. سپر دفاعی اتحاد جماهیر شوروی تا مرزهای پاکستانی می رسید، به هر حال دوست سنتی چین پاکستان را نیز در بحران درگیر می کرد. یعنی از رقیب خود چینی ها هم جلو می زد و این حرکت در یک جامعه مذهبی با تجربه آسیا میانه مورد اقبال عمومی واقع نشد. بلکه بستر جهاد را فراهم نمود و این جهاد دامی شد که روسیه را در باتلاق افغانستان کشانید، یعنی روسیه افغانستان را اشغال نظامی کرد، و این اشغال نظامی در جو معاصر اشتباه بزرگی کاخ نشینان کرملین بود، چون بشر به رشد فکری بلند رسیده بود،. افکار عمومی جهان هر نوع اشغال را محکوم می کرد.  کشورهای اروپایی از منظر انسانی و جلوگیری کردن از توسعه طلبی اتحاد جماهیر شوروی از مجاهدان حمایت کردند و آمریکا برای به زانو در آوردن اتحاد جماهیر شوروی از مجاهدان پشتیبانی کرد و کشورهای اسلامی حمایت از مجاهدان را فرضیه دینی می دانستند و  به هر حال اتحاد جماهیر شوروی نیروی نظامی اش را از افغانستان خارج کرد و لکن این اشغال مشکلات اقتصادی جدی را برای اتحاد جماهیر شوروی خلق کرد و اقتصاد مبتني به كشاورزي قرون وسطاي افغانستان را نابود كرد. مردم افغانستان دچار رنج تاريخي كرد كه تاهنوز دنيا نظيرش را كم ديده است.

   اتحاد جماهیر شوروی فرو پاشید و کشورهای مشترک المنافع به وجود آمد، دولت فدراسیون روسيه وارث اصلی اتحاد جماهیر شوروی شد ،خود را از قضیه افغانستان کنار کشید و نجیب الله و دولت دست نشانده او را تنها رها کرد و حتی اسکناس افغانستان در مسکو چاپ می شد، برای نجیب الله چاپ نکرد، خزانه دولتی نجیب الله خالی شد، نجیب الله با دست خالی هر روز یاران زر خرید خود را از دست می داد و حلقه محاصره دولت نجیب الله تنگتر می شد.

روسیه در حوزه بین المللی نیز صحنه را خالی كرد . هرگز برای پا گرفتن دولت فراگیر وسیع القاعده و با مشارکت عمومی مردم با تجربه دموکراسی و آراء مستقیم مردم همکاری نکرد. و از دولت قانونی که مشروعیت مردم و بین المللی می داشته باشد  حمایت سیاسی نکرد. میدان را  برای احزاب پشاور نشین که هر یک به وسیله دستگاه جاسوسی پاکستان بزرگ شده بود بدون رقیب خالی کرد. این گروههای فرقه گرا بر اساس همان فکر، قرون وسطای برای انحصار قدرت و سلطه در افغانستان را هدف قرار داد. یعنی از تجربه بشری و حوزه انتخاب عمومی و حکومت های چند حزبی بهره نگرفت، جنگ قدرت احزاب جهادی افغانستان بستر نفوذ پاکستان را گسترش داد، دندان طمع پاکستان را تیز کرد و طولانی شدن جنگ افغانستان را به  کانون آتش و باندهای مافیای مواد مخدر و تروریستی تبدیل نمود، پاکستان با كمك كشور هاي عربي به خصوص عربستان  آتش زیر خاکستر چچن را روشن  کرد،که فدراسیون روسیه را ضربه بزند و روسیه را از قضیه افغانستان غافل و درگیر بحران داخلی شود، تهدید، چچن یک تهدید عمومی و دردناک  براي روسيه  است، چون دولت های آسیاي میانه نیز با حکومت استبدادی اداره می شود، دیر یا زود استبداد سبب نارضایتی عمومی می گردد. بحران مشروعيت قدرت خفته در آسيا ميانه روزي مانند اژدها سر بر خواهد آورد.

روسيه نخستين كشوري است كه عبدالرحان خان شاه جابر  و جنايت كار عليه بشريت را  با همكاري انگليس در بدل قطع همكاري   از مبارزان و آزاديخواه  آسياميانه از تاشكند بالشكري با عبور از دريا پنج به قدرت رسانيد. چون برخورد با آزاديخواهان آسياميانه خواسته انگليس هم بود.  بعد ازسي سال جنگ داخلي بين پسران سردار پاينده خان كه در داخل افغانستان بيست و يك پادشاهي بر قرار كرده بود ند.  هريك درتوسعه دامنه قدرت  خودشان باهمديگر جنگ مي كردند . در اين جنگ مردم و تمدن و شاهرك حيات اقتصادي  و فرهنگ گذشته به كلي از بين رفت. عبد الرحمان با سياست نسل كشي قومي  و جابجاي جمعيت   و رفتار آدم كشانه پايه هاي قدرت پشتون والي را محكم كرد.

 بازهم روسها بعد از جنگ جهاني اولين كشوري است كه نمايندگان  افغانستان را به عنوان دپلمات پذيرفتند و روابط دپلماتيك  بر قرار كردند  و در افغانستان سر مايه  گذري صنعتي نموده اند و در اسفالت شاه را كابل و هرات  در كنار آمريكا  سهم گرفتند و اسفالت مسير كابل  ومزار شريف به خصوص احداث تونل سالتگها به تنهاي به عهده گرفته بودند  بعد از ايران وپاكستان بيشترين مهاجر افغانستاني  در روسيه زندگي مي كنند. روسها به خاطر روابط گذشته و تماس زيادي با افغان ها دارند احساس نزديكي به افغانستان مي كنند.

 در حال حاضر راديوي فارسي مسكو روي مسايل افغانستان متمركز است براي مغز شوي افغانستاني ها به خوبي كار مي كند و حتي به احساسات ضد آمريكاي  دامن مي زند و سايت فارسي مخصوص افغانستان روسيه نيز همين سياست را دنبال مي نمايد ،در داخل خاك  روسيه افغانستاني ها نيز داراي تشكيلات  و انجمن هاي فرهنگي  وسياسي است.

 روسيه بي ميل نسيت  كه  دماغ آمريكاه در افغانستان به خاك ماليده شود ولي تمايل هم ندارد كه طالبان به قدرت برسند. جمع اين دو هدف براي روسيه  بسيار دشوار است.  ولي روسيه از توافق بن  ودولت فعلي خشنود به نظر مي رسد. روسيه با تمام جناح كمونيتسي  رابطه دارد وبا احزاب جهادي به خصوص جبهه شمال رابطه نزديك دارد .

 روسها روي فرضيه قدرت رساندن هزاره هم كار كردند و شكست خوردند.  رد پيشنهاد روسيه كه متضمن به قدرت رسانده هزاره  هابود ، ازسوي هزاره ها هنوز  براي روسها هضم  نشده است.اول:  به قدرت رساندن سلطان علي كشتمند به عنوان نخست وزير و حمايت ها  هدايت شده  به نفع هزاره ها به خصوص  وعده خود مختاري هزارستان بزرگ  و به رسميت شناختن آن از سوي شوري سابق بود.

دوم:  پيشنهاد دولت ائتلافي  حزب وحدت با  نجيب الله بود كه از سوي  استاد شهيد مزاري رد شد. در اين پيشنهاد  روسها تمام امكانات نيروي اشغالگر را هم در اختيار حزب وحدت مي گذاشت و در ضمن چاپ اسكناس را  هم تعهد مي سپرد ، اما از نظرسياسي رد اين پشنهاد ها از سوي هزاره ها  كه درمقابل كشتار ها  و جنايت نسل كشي بعدي  كه اين مردم  متحمل گرديد؛ غير معقول است . لكن از نظر  اخلاقي  دست يافتن به قدرت با همكاري كشور هاي بيگانه  و از مسير غير دموكراتيك عمل نا جوان مردانه و ناپسند است.و جهاد مردم هزاره را زير سئوا ل مي برد. اين كار خيانت به افغانستان بود كه پشتونها در طول تاريخ  مرتكب آن شده است. يعني پشتون ها قدرت را با حمايت خارجي ها در هر برهه از زمان به دست آورده است.

 روسيه  با مشورت كشور هاي كه از قدرت گرفتن طالبان ناخوشنود بودند ، درهنگامي كه طالبان در اطراف كابل  سنگر گرفته بودند، از مجاري دپلماتيك و غير رسمي بازهم به رهبران حزب وحدت پيام داده بود كه با جنرال دوستم تشكبل دولت بدهند  و احزاب متقرق جهادي را به جريانات سياسي  و نيروي نظامي آنان را به ارتش تبديل كنند. به حكومت در درون حكومت پايان دهند  از رفتار شكننده و ناقض حقوق شهروندي جلوگيري كنند و تواناي حكومت كردن را براي دنيا به اثبات برسانند.سپس با رباني در مقابل طالبان از خودشان دفاع كنند و با جبهه مشترك پيشروي طالبان مهار شود  وباطولاني شدن تسخير افغانستان به وسيله طالبان پاكستاني ها و حاميانشان   به دولت ائتلافي تن در مي دهند . البته روسها از اين طرح منافعي داشتند كه طالبان دور از مرز هاي كشور هاي آسيا ميانه به خصوص تاجيكستان باشند و خودشان هم درگير جنگ داخلي باچچني ها بودند و بافشار بر طالبان در افغانستان روسها در چچن نفس راحت تري مي كشيدند. و لي اين پيشنهاد از سوي  محمد محقق و نوچه هايش كه جنون قدرت  داشتند نيز ردگرديدند . چون اين پيشنهاد معقول و بار منفي بر هزاره ها نداشت. محقق در همين شرايط جزء عناصر پاكستان بود و مي خواست نظر آمريكاي ها  را جلب كنند. او تقريبا هر ماهي دوسفر در پاكستان داشت  و با دپلماتهاي ايراني و روسي بد رفتاري مي كرد ولي او بعد از شهادت استاد شهيد عبرت نگرفته بود.  او فريب پاكستاني ها را خورد. اين فريب حتي  در حمله دوم طالبان به مزار  شريف تكرارشد، چون از نظر نظامي نيروي نظامي  باميان  كه براي دفاع  مزار شريف آمده بودند؛ به جاي  در مناطقي جابجا شو ند كه عقبه  بازگشت و عقب نشيني داشته باشند. فن نظامي حكم مي كرد اين نيروي در اولاي يا تنگه شاديان اسقرار مي يافتند ولي محقق با مشورت اجن هاي پاكستاني كه در كنارش بودند . نيروي باميان را از بندر حيرتان تابلخ پخش كرد ، به دست خود اين جوانان  به تله مرگ فرستاد. ايكاش محقق در فرار عقلش از جنون  قدرت رهاي مي يافت ولي  با مصاحبه نابهنگام  و تسخير  چند ساعته  راديو تلويزون  مزار به دست نوچه هايش  طالبان را تحريك كرد كه آنان جوانان نظامي اسير را  از ترس تجربه تلخ گذشته يكجا قتل عام كنند و كشتار خانه به خانه عليه هزاره ها اعمال نمايند  محقق با مشورت گمراه كننده اطرافيانش كه نوعا عناصر پاكستان بودند بخش عظيم از خانوداه هزاره را در سراسر هزارستان داغدار نمود وهنوز مادران است كه مرگ پسر جوانش باور نكرده اند. در مسجد قلبش به ماتم نشسته اند . قدرت دفاعي باميان را  ازبين برد . اگر باميان سقوط نمي كرد تنها نيروي مخالف طالبان  باميان بود، بتهاي باميان اين ميراث با ارزش ملي هم به وسيله طالبان نابود نمي شد. هزاره در برابر طالبان  موقعيت برابر قرار مي گرفت و هزاره ا اين همه صدمه بعد از استاد شهيد نمي ديد و تمام شكست هاي كه هزاره بعد ازشهادت استاد مزاري ديده اند و كشتار و قتل عام هاي هزاره ها و غارت اموال هزاره ها  به وسيله طالبان از بي تدبيري محقق و زياده خواهي محقق است. منابع دپلماتيك پاكستاني ها هم اعتراف دارند كه محقق  در شمال فريب خورده است. او در گذشته بعد از شهادت استاد شهيد  از عمال پاكستاني بوده است. محقق به خاطر جاه طلبي شخصي يكي از  مهمترين عامل تفرقه سياسي هزاره است.        

روسها در حال حاضر سعي مي كنند خاطره اشغال را از ذهن افغانستاني ها محو كنند . در بازار باز سازي به خصوص باز سازي كار خانه  هاي را كه روسها احداث كرده اند  سهم داشته باشند. 

   روسیه در موقعیت زمانی و مکانی امروز دو رسالت دارد یکی سیاست گذاری و رفتار دیپلماتیکی خود به سوی احترام متقابل و حسن همجواری مثبت پایه گذاری نماید، با مواضع معقول سیاسی ذهنیت تاریخی مردم ایران و افغانستان عوض کند ؛ به جای تنفر خوش بینی حاکم شود، دیگر با کشورهای همسوی در جهت دموکراسی روابط بین المللی و اصلاح ساختار سازمان ملل و بستر مشارکت عادلانه دولت ها  برای صلح جهاني گام های موثر بردارد و جهان را به سوی چند قطبی هدایت کند و جلو نفوذ ابرسالاری آمریکا را بگیرد . عدالت و مشارکت عمومی ملت ها در قالب دولت ها در عرصه بین المللی نیز تحقق یابد و دنیا معاصر ما را به سوی صلح پایدار و توسعه پایدار و فرهنگ پیش تاز و اقتصاد پویا هماهنگ و  راهنمونی نماید و جهان دوستی و خوش بینی با اعتماد با نفس برای جهانیان به ارمغان بیاورد و ملت روسیه نیز شان واقعی خود را نیز بدست بیاورد، در مسئله افغانستان از هر نوع ابزاری که صلح را در آن کشور با حفظ حقوق مشارکت عموم و دموکراسی تضمین نماید. به كار گيرد.

ابراهیم حسن زاده