نصیر خالد – کانادا

مسوولین محترم دولت افغانستان

کاسه ی صبر مردم لبریز شده است

در هفتمین سالگرد شهادت قهرمان ملی کشور شهید احمد شاه مسعود، استاد سیاف گفت جنگ امروزی را تا مجاهدین نبرند پدر کس برده نمیتواند.  در مقابل به اساس گزارش بی بی سی یک سخنگوى نیروهاى بین المللى یاری امنیتی - آیساف - در افغانستان می گوید پیوستن گروه های پیشین جهادی به نبرد علیه طالبان در این کشور، منجر به هرج و مرج خواهد شد.  ریچارد بلانشت اضافه کرده است : حضور این گروه ها در میدان نبرد با طالبان، نا هماهنگی بیشتری را در این مبارزه ایجاد خواهد کرد. وی در ادامه گفته است: افرادی که بخواهند تحت رهبری ارتش افغانستان برای تامین امنیت این کشور کار کنند، از حمایت آیساف برخوردار خواهند بود. در قدم اول این سوال طرح میشود که ایا انتخاب  جانب افغانی در تعین افراد در صفوف اردو و پولیس به عهده دولتمندان افغان است یا خارجی ها؟

بعد از سقوط حاکمیت طالبها، نیرو های امریکائی، ایساف و ناتو برای مبارزه با تروریستان و القاعده پا به افغانستان گذاشتند و تا سال 2004 تقریبا کشور ما از امنیت نسبی برخوردار بود اما بعد از انکه اختلافات امریکا و انگلیس  بالا گرفت، طالبها بار دیگرجان گرفتند و بالاخره در جریان امسال توانستند که در بیشتر مناطق در جنوب غرب افغانستان تسلط پیدا کنند و حتی قوانین خود را تطبیق نمایند . چنانیکه امروز در ولایات جنوب غرب افغانستان شرکتها تیلفون مطابق دستور طالبان فعالیت مینمایند و بعد از ساعت 6 شام آنها تا حوالی صبح فعالیت ندارند. اختطاف و ترور چند مرتبه بیشتر از سال قبل شده، بر حملات انتحار افزوده شد و بالاخره طالبها تا دروازه شهر کابل نیز رسیدند.

یکی از عوامل رشد طالبها در کنار اختلافات امریکا و انگلیس، بیرون راندن کدر های وزارت های دفاع و داخله از وظیفه در جریان چند سال گذشته نیز میباشد که به عناوین مختلف آنها از وظیفه سبکدوش شدند و میدان برای آنانیکه هیچ تجربه جنگی نداشتند خالی شد در حالیکه تا سال 2004 افراد مجرب و آشنا با جنگهای افغانستان اجرای وظیفه مینمودند و مخالفین بمثابه امروز دست باز نداشتند.

امروز در کابل مردم به این مساله می اندیشند که آیا واقعا القاعده و طالبان از توانمندی زیادی برخوردار هستند که نیرو های نظامی پر قدرت جهان را به تشویش انداخته اند و یا اینکه کاسه ی زیر نیم کاسه است؟ در ابتدای سال 2002 آوازه چنین بود که از برکت مداخله بین المللی اکنون افغانستان دارای دو رئیس جمهور است یکی زمینی اقای کرزی و دیگری هوائی طیاره ی بی 52 مردم میگفتند که این طیاره قدرت تشخیص سورن را در روی زمین دارد. اما متاسفانه همان طیاره امروز نیز در فضای کشور ما در پرواز است و لشکر طالب و القاعده را که از پاکستان به افغانستان سرازیر میشوند، عمیلیات تخریبی انجام میدهند و در کنار کشتن هموطنان بیگناه ما عساکر خارجی را نیز میکشند و دوباره به لانه های امن خود برمیگردند، نمی بیند و حتی کسانی به شوخی میگویند که در افغانستان همانسانیکه مردمش از چشم کم دید شده اند طیاره بی 52 امریکائی نیز دید قوی خود را از دست داده است. پس آگاهان امور را عقیده براین است که تمام این عملیات های تخریبی، تنظیم شده و مطابق پلان به پیش میرود. جامعه جهانی از همان ابتدا در تلاش آن نشد تا در افغانستان یک حکومت قوی مرکزی ایجاد شود بلکه آنها و بعد از 6 سال تجربه، خواهان برقراری یک حکومت ضعیفی میباشند که مطابق دساتیر آنها عمل کند و همیش محتاج به آنها باشند. زیرا به باور بسیاری اگر در افغانستان حکومت قوی مرکزی بوجود بیاید در آنصورت مردم افغانستان خود تصمیم گیرنده سرنوشت شان خواهند شد و کار را با دشمن همانسانیکه با شوروی سابق یکطرفه نمودند با دشمن زبون کنونی نیز یکطرفه خواهند ساخت که در ان صورت بهانه ی برای حضور نظامیان خارجی در افغانستان باقی نمی ماند. پس چنین روش در کشور ما باید ادامه داشته باشد. ملت افغانستان باید قربانی بیشتر برای تامین منافع بیگانه ها بدهد.

کسانی هم پاکستان را محکوم میکنند که دست از مداخله برنمیدارد. واقعیت امر نیز چنین است که پاکستان نیز خواهان برقرار یک حکومت قوی مرکزی در افغانستان نیست و دست بهر عمل غیر انسانی میزند. اما آیا واقعا این پاکستان است که از طالبها و القاعده حمایت میکند و یا اینکه در عقب نیرو های پر قدرتی قرار دارند که پاکستان را به ادامه این سیاست نادرست تشویق میکنند و امکانات را در اختیار آنها قرار میدهند. دوسال قبل بیت الله محسود رهبر طالبان پاکستانی کجا بود؟ و اکنون کجاست؟  او اسیر و به زندان کیوبا منتقل شد وظاهرآ به اثر تلاش کمیسیون تحکیم صلح آقای مجددی از آنجا به زندان بگرام انتقال یافت و بالاخره حضرت صبعت الله مجددی وی را از زندان بگرام نیز ازاد نمود و روانه ی پاکستان ساخت و اکنون همان شخص رهبر گروه طالبان پاکستانی است و جهاد را بر علیه نیرو های امریکائی در افغانستان اعلام نموده است. ایا مقامات امریکائی از وی شناخت کافی نداشتند؟ آیا آقای مجددی او را نمی شناخت؟ خوب واقعیت ها جای دیگریست و ما افغانها به جای های دیگر خیره شده ایم ما روی آب را می بینیم ولی از پائین آب بی خبریم و یا اگر خبر هم داریم خود را غافل میگیریم. ما با تاسف هنوز هم از تفرقه های قومی و منطقوی وزبانی بیرون نشده ایم و دل را به این خوش کرده ایم که من پشتونم و از حقشان دفاع میکنم و دیگری ادعا دارد که برای اعاده حقوق تاجک مبارزه دارم آن یکی از هزاره و دیگری از ازبک. اما با تاسف ودرد فراوان که هر کدام ما با تعقیب همین شیوه ی نادرست و غیر افغانی آب را بیشتر به اسیاب دشمن میریزیم و خود ها را بدبختر میسازیم. دشمن ما هم یکروز تاجک میکشد روز دیگر پشتون و هزاره  ازبک. اگر ما واقعا به هموطنان خود می اندیشیم این شیوه جدا اندیشی و جدا زیستی را باید از ریشه برکنیم و از ته دل دست وحدت و یکپارچگی بسوی هم دراز کنیم و راه نجات هم همین است و در این راستا نشرات نقش ارزنده ی را میتواند بازی کند در صورتیکه نشرات خود در این مرض خانمانسوز مبتلا نباشد پس وای بر ما وای بر فردای ما.

برگردیم به اصل موضوع من از سخنان آقای سیاف حمایت نمیکنم اما تجربه چندین ساله جهاد و مقاومت مردم افغانستان در برابر دشمنان این حقیقت را به اثبات رسانیده است تا افغانان خود تصمیم گیرنده در این جنگ نباشند و در برابر دشمن در یک صف واحد قرار نگیرند مشکل افغانستان تا سالهای سال دوام خواهد کرد و برعکس تصور سخنگوی ایساف، مجاهدین سابق بهتر از آنها در میدان نبرد ظاهر خواهند شد زیرا آنها انگیزه ی برای جنگ دارند و هم به شیوه جنگی دشمن بلدیت دارند و نسبت به خارجی ها به اراضی آشنا هستند و میتوانند جنگ را در زودترین فرصت یکطرف نمایند. در صورت ادامه خودسری ها و تصمیمگیری های بیگانه در سرنوشت کشور و مردم ما  ترسم از انروزی خواهد بود که یکروز آثاری از هیچ قومی در افغانستان به اثر دسایس دشمنان باقی نماند و ما ها انروز از اشتباهات خود اظهار ندامت و پشیمانی کنیم که به یقین آنگاه بسیار دیر خواهد بود.

دولت افغانستان بهتر است در همین زمینه بیشتر تلاش نماید و سعی کند با جذب دوباره کدر های مسلکی در صف اردو و پولیس  در برابر دشمن صف آرائی کند و بیشتر ار این شاهد تباهی و نابودی افغانستان و مردم مظلوم و بیگناه نباشد دولت افغانستان باید با مقامات نیرو های امریکائی- ناتو و ایساف این مساله را تفهیم نماید که تصمیگیری در جنگ و انتخاب اعضای اردو و پولیس از صلاحیتهای دولت است نه آنها. اظهار تاسف در قتل عام هموطنان و ساختن شهرک و خانه در حالت کنونی درد ملت را دوا نمیکند مگر اینکه فکر اساسی برای خاتمه دادن به این جنگ را نماییم. مگر سی سال قربانی این ملت برای آزادی و استقلال افغانستان کافی نیست که بازهم کشته بدهند و هرگز نفهمند که این بار برای چی کشته میشوند. مگر روزی ما در پیش حضرت پرودگار ایستاد نخواهیم شد  ومورد بازجوئی قرار نخواهیم گرفت.

به گفته مهدی سهیلی :  پیش داور رفت خواهی پشت بر داور مکن

مسوولین محترم دولت افغانستان جناب آقای کرزی! کاسه صبر مردم لبریز شده است و در هر گوشه ی از کشور مردم زمزمه ی قیام دارند و قیام مردم افغانستان شوخی نیست.پس تا دیر نشده و حالت بیشتر خراب نشود بهتر است در عوض نگهداشت تاج و تخت در فکر نجات مردم غیور و بیدفاع افغانستان شوید تا مبادا روزی مورد انتقام گیری آنان قرار گیرید که آنروز سخت خواهد بود و حوادث سی سال گذشته شاهد این مدعاست که هنوز از نظر ها دور نشده است.

    شبهای بی ستاره که چشمان مادران       برگونه اشـک مـاتم فرزنـد رانـده انـد   

     در دیده گان سرد تو ای ناستوده مرد       رحمت ندیده اند و ندامت نخوانده اند   

     پیران مو سپید که بر تخته سنگ گور      نام جگرخـراش عـزیزان نـوشــته انـد    

  خون گریه میکنند که در دورزگار تو       آنـرا دروده انــٍد که هرگــز نکشـته انـد  

نادر " نادرپور"

nasirkhalidvoa@yahoo.ca