مولوی غلام غلامزاده

مهره های پاکستان درچهره های ديگرواردانتخابات ميشوند

میگویند: کور يک بار در چاه ميأفتد

ولی احمق هربارکرزی هم درمراحل مختلف تاکنون گپ های خوبی چون وحدت ملی واتحادوهمدلی وانکشاف متوازن ومخالفت باهرگونه تعصب وتبعيض ميزدولی درعمل جزدرانديشه نهادينه کردن حاکيمت قبيله نبود ومنافع ملی ازنظررئيس جمهوروتيم اويعنی تحقق منافع وخواسته های قبيله حاکم ازدلائل وشواهدزيادبگذريم بعدازانتخابات عمومی طالب خواهی ومجاهدستيزی وخلع سلاح ديگران وتجهيزجنوب وتک قومی سازی نيروهای امنيتی وحکومت وحتی دولت چنان باسرعت وسازمانيافته پيشرفت که عبدالرحمان سفاک هم چنين نکرده بودبخاطردارم درمحفلی دروزارت معارف گفت : خبرشدم که درپوهنتون کابل مسائل قومی وزبانی رابرخی هادامن ميزنندولی مابه هيچ کسی اجازه نخواهيم دادکه درمحيط علم ومراکزعلمی دست باين اعمال ضدملی بزنندولی چندروزبعدتراشرف غنی راتعين کردواسماعيل بونهاراکه امروزنه تنهابردانشگاه کابل دربخش اداری وتدريسی وروابط خارجی مسلط اندبلکه وزارت تحصيلات عالی رارهبری ميکنندودرحاليکه شاگردانيکه ازولايات دوردست شمال وهزاره جات وغرب کشورعاليترين نمره رادرکانکورگرفته بودندشامل ليليه ودانشگاه نگرديدندولی ازأنطرف مرزهاهزاران فرزندقبائل هم درتمام دانشگاه های شمال وغرب وجنوب ليليه ميشوندوهم بورسهای تحصيلی رابدست ميأورندپس هميشه چيزی راميگويدمعکوس أن عمل ميکندکه مثال انکشاف متوازن اوحاده های يکطرف درشمال دربرابرهايوی های جنوب است درين روزهاکه مسئله انتخابات داغ ترميشودافرادی نيزمانندجلالی واشرف غنی تبليغات خيلی عوامفريبانه ازقبيل حل مشکلات مرزی باپاکستان ،عدالت اجتماعی ، حکومت وفاق ملی ، مشارکت تمام نيروهای مطرح درنظام ، تحکيم دمکرسی ، دفاع ازحقوق بشر، تأمين امنيت ، رفع نيازهای اوليه مردم ، انکشاف متوازن وخيلی چيزهای ديگريکه گوش های مردم درمانده وفاغل ما ازنيرنگ های گرگان گرسنه قدرت رامينوازدرا ازطريق رسانه های ملی وبين المللی تکرارميکنندولی بخاطرداشته باشيم که مبتکرخلع سلاح يک جانبه همين شخص جلالی بودوحتی بايک تصفيه خيلی وسيع دروزارت داخله نيروهای مقاومت رابانزواکشيدودرمصاحبه های مکررش رهبران وفرماندهان مقاومت رامافيای موادمخدروجنايتکاران خطرناکترازطالبان ميخواندوخيلی راپورهای گمراه کننده رادرين خصوص جعل وبه مقامات غربی سپردوأخرين مصاحبه اوعليه نيروهای مقاومت سال گذشته بودکه بازتاب وسيع يافت اشرف غنی نيزبحيث مشاورلخضربراهيمی درامورافغانستان قبرنيروهای مقاومت يابهترگفته شودمليتهای ديگررابدست خودشان کندوازجهالت سياسی وخوشباوری رهبران ماتوانست ازطريق ملل متحدباخليلزادفوق العاده استفاده کندودروازت ماليه هم ديديم چگونه ديگران را اخراج کردوحتی عوض کرزی ميخواست برتمام حکومت سيطره داشته باشدکه اخراج محقق ازوزارت پلان توسط اوشاهدمدعاست بنابرين مانبايدچنان احمق باشيم که بازهم فريب شعارهای هرکس وناکسی رابخوريم ومنتظرباشيم که شيطان فرشته شودبلکه بايدخودجبهه سياسی وسيع تشکيل داده ودرين راستاکانديدمشخص خودمان راداشته باشيم چراکه وقتی درکشوریم مانندامريکاقدرت ازيک نژادبومی به نژادديگری ميرسدکه حتی بومی هم نيست ماچراچنين اعتمادبه نفص واراده سياسی نداشته باشيم بايدازتبعيض تاريخی وبی عدالتی های فعلی درافغانستان برای شخص اوباماوديگرمقامات ذيدخل درامورافغانستان به صراحت پرده برداريم وبدنيابگوئيم که درين کشورغيرازيک قبيله خاص کسانی ديگری هم هستندامروزطالب ميتواندازجهان جزيه ستاندولی مارا کسی تاکنون تحويل نگرفت مگرنقش مليتهای ديگردرمبارزه باتروريزم کمترازنقش کردهادرمبارزه عليه صدام بود؟پس چراهنوزهم منتظريم تا کدام پشتون بسوی ماتبسم کندکه بسويش بازهم برده واربدويم؟ اين جلالی وخليلزادواشرف غنی هايکه امروزعليه پاکستان شعارميدهندخودمجريان پروژه استخبارات پاکستان دربن ودردوره های موقت وانتقالی وبعدازانتخابات بودندمگرهمين تيم کرزی راپاکستان نياورددرک ودانش سياسی وشناخت مابقدری بودکه خليلزادراتاجک ميگفتيم چنانکه يکی ازيکی ازرهبران مقاومت پرسيدندکه اوازکجاوکدام قوم است جواب داده بودکه ازتاجکهای مزاراست ماهم سراپاباورکرده بوديم وجلالی راترک چنانکه درپيام مجاهدنشرشده بوداين است سطح مهارت سياسی وفراست مادرقرن بيست ويکم اگرچنين نبودسه دهه باچندين کشوربدون هيچ طرح واستراتيژی سياسی (جهادومقاومت ميکرديم) شايدبگوئيدکه مگرغيرازمارشالی ومعاونيت رياست جمهوری ديگرچه ميخواستيد؟ خلاصه هيچ وقت گرگ گوسفند نميشودورهبران مليتهای اسيرومظلوم نبايدهنوزهم خوشباوروغافل ومنتظرباشندکه بازهم بازنده خواهند بود موفق باشيد

 

آدرس برقی شما :     

اسم جناب شما  :      

نظر شما :                                                                                           

 

میرزایی

درود برشما مولوی آزاده، نه غلامزاده ! مطالب را باهمه گوشه ها وبن وزیرش بر شگافته اید. ولی با تآسف باید گفت که در وجود فرزندان مقاومتگر وجهادیان راستین ما بنا برعلتی که ناپیداست ، یک نوع بی رمقی وبی ارادگی وبی باوری برق میزند. کارتهای انتخاباتی در شمال توزیع گردیدند ف اما تا هنوزمردم شمال کشور در تحیرند که کاندید دلسوز ومربی غمخوار ما کی است که ما باذوق وشوق کارت بگیریم وبسوی انتخابات بشتابیم؟ های فقرآلودگان آن گنج باد آورد کو؟؟ما بر کیها تکیه کنیم واز کیها انتظار صداقت ودلیری ومسعود منشی را داشته باشیم؟جناب استادبرهان الدین ربانی،نماینده، رهبروریس جمهوری گذشته این سرزمین واکنون رهبر جبهه ملی،آنقدرضعف ونا توان وسکلیده به نظر میرسد که، نمیدانم چگونه به در زبان جورخواهد آمد. روشنفکران ما که دارای حزب وسرنوشت دراین کشورند هم آنقدربی دم وبی سروصدا در جاده آرام قدم می گذارند که، گذشته ها وفرزندان جان داده بر آنها ممکن نفرین کنند! این ها تا هنوز قادر به ارایه حقایق نهفته در بیخ قبیله، برای کشورهای زیدخل نشده اند. آزادگان تشکیل شد ولی شیوه آزادگی وبهتر اندیشی بخاطر زندگی بهتر این سرزمین وتحقق عدالت اجتماعی، تا هنوز صورت نگرفته است. در مطبوعات خبری از این حزب دیده وشنیده نمیشود.مبارزه در زیر لحاف وخود بزرگ بینی در خانه شاید محک کار این حزب خوش نام باشد. شورای نظار با از میان رفتن ابر مردشکوه ومبارز نستوه، احمد شاه مسعود، یکجا به زیر خاک سیاه ترس وازخود بیگانگی دفن گردید واز این دیار متآسفانه جز ژنرال عتیق الله خان وچند تن نویسنده وچیز فهم ، دیگر زنده وجاندار قابل احساس دیده نمیشود. خون مسعود لازم بود که هزاران فرزند دیگر دراین کوهپایه های پیروزمند بزایاند وجان در والش حق طلبی را به رشد پیروزمندانه برساند.در بدخشان هزار بار تآسف که، بینش وخرد مرده است . اگر چنین نمی بود، استاندار گلبدینی سرنوشت ساز بدخشانیها میگردید؟ زبان یک بدخشانی دراین باره گویایی حقیقت نشد. والیان دوره استبداد در بدخشان با هجو شاعران این دیار منطقه را ترک میکردند ولی منشی مجید بی ریشه وبی دانش وبا ریش کذاب آمده است وسرنوشت خرد را در بین مردم خردمند بدخشان تعین میکند؛ آیا بدخشانی زنده دراین دیار وجود دارد؟ یا همه اندیشمندان بدخشان فدای متحجران دیو بند ووهابیان از فرهنگ گسیخته شده اند؟ مرگ بهترهزار بار باشد...زندگی خارو زارو زار باشد....یک کد بانوی فرشته قدم دراین سرزمین تا کجا وبه کجا برسد که آه وناله وگرسنگی بدخشانیها را بگوش کران نا شنو برساند؟ بازاین بدخشانیها بودند که رای خویش را به صندوق این کران قبیله پرور انداختند وخود فروختگان ، بیگانه با مردم بدخشان ، از نام بدخشان دراین راه تلاش مزبوحانه کردند ومردم گرسنه را با یک لقمه نان بی ننگی فریب دادند ومعامله کردند واین مردم به سخنان این فرستادگان فریبکار باور کردند ورای خویش بدست خویش غرض بدست آوردن گرسنگی بیشتر ودر ماندگی بیشتر به صندوق قبیله گراتیان دشمن همه بدخشانیها ریختند وامروز عذابش را میکشند وفردا خدا کند که این عذاب کشنده مردم بدخشان را وادار سازد تا رای خویش را به صندوقی بریزند که حد اقل شکم باشندگان این دیار درخشانرا تا ابد سیر نماید واز حق انسانی بر خوردارشان سازد ومکتب وسامان مرتب وسرک وزندگی انسانی را میسر شان گرداند.به امید خود آگاهی بیشتر وبدخشان اندیشی وجهان اندیشی خوبتر. خود شناسی خدا شناسی ماست...