|
مسابقه برای مذاکره با طالبان نوشته: عبدالله حارث (ژورنالست آزاد)، چهارشنبه ۲۵ ثور ۱۳۸۷ در این روز ها بحث روی اینکه طالبان و حزب اسلامی باید منحیث یک نیروی سیاسی مدخل قضایا کشور شوند، خیلی ها داغ است. سخنگوی جبهه ملی بیان داشته است که با طالبان در حال مذاکراه اند، و بزودی نیتجه مذاکرات خود را اعلام خواهند داشت، و در این زمینه مصطفی ظاهر یکی از رهبران ارشد جبهه ملی پیشنهاد تشکیل یک دولت انتقالی با شمولیت طالبان در ختم دورهء حامد کرزی را داده است.(سایت پیمان ملی) وهمچنان جلسه که با ابتکار رئیس جمهور کرزی، با شرکت سران قبائل دورانی و غلزائی در کابل براه انداخته شده بود، طی قطعنامه اعلام داشتند."برای دست یافتن به امنیت و ثبات، دولت افغانستان باید مذاکرات صلح را با گروه طالبان و حزب اسلامی مربوط به گلبدین حکمتیار آغاز کند". این جلسه در حالی صورت پذیرفته است، که حامد کرزی در هفته های قبل از یک حمله مسلحانه در مراسم بزرگداشت از پیروزی مجاهدین بر علیه ارتش سرخ روسی، در حالیکه مقامات بلند پایه دولتی و مهمانان خارجی حضور داشتند، جان بر سلامت برده و سه تن از جمله یک نماینده پارلمان کشته شده و شماری زیادی زخمی گریده اند. طالبان بلافاصله مسئولیت این حمله را بدوش گرفتند. بقول سایت فارسی بی بی سی"دولت افغانستان می گوید با کسانی که درکشتار مردم افغانستان دست داشته و" مجرمان جنگی" هستند،مذاکره نمی کند. این موضع درحالی ابراز می شود که آقای کرزی(بر علاوه راه اندازی نمایش جلسه اقوام دورانی و غلزائی چندین بار تقاضای اشتراک طالبان را در دولت خود کرده است) سال گذشته اعلام کرد گفت که اگرآدرس ملا عمر و حکمتیار،رهبران طالبان و حزب اسلامی را داشته باشد، شخصاً افرادی را برای گفتگو با آنها می فرستد". کرزی و جبهه ملی هر دو یکی برای بقای سیاسی و دیگری برای رسیدن بر ارکه قدرت دولتی در تلاش اند، تا این دو نیروی خشن و عاصی را بر محور منافع سیاسی خود مهار نمایند. اما سوال این است، که در پس این همه قضایا چه واقعیتی نهفته است. این زد بند های سیاسی در عرصه ملی و بین المللی با کدام رشته تاب خورده و بنیاد واقعی آن چه است؟. دولت جدید پاکستان که در فبروری سال جاری در انتخابات برنده شده ، قول داده بود، که با ملیشای طالبان در مناطق مرزی قبائل مذاکره و مفاهمه نماید، و همچنان در مذاکرات که ریچارد بوچر معاون وزارت امور خارجه آمریکا با سران قبائل داشت، آنان تعهد سپرده بودند، که طالبان را به میز مذاکره بکشانند، که در نتیجه با رهائی صوفی محمد یکتن از رهبران افراطیون مذهبی، بیت الله محسود رهبر طالبان پاکستان که مظنون به قتل رهبر حزب مردم پاکستان بینظیر بوتو است، متارکه مؤقت را با دولت پاکستان انجام داده است. (هر چند محسود فعلاً این متارکه را لغو کرده است) دولت جدید پاکستان با تغیر تاکتیک های سیاسی و گستردگی مناسبات سیاسی و اقتصادیش به دول غرب سخت در تلاش است، تا کشور را از حالت نظامی گیری بیرون کشیده و انتقادات شدید که از جانب جامعه بین المللی در ارتباط با حمایت و پشتبانی سازمان استخباراتی پاکستان (آ اس آ) از طالبان و در نهایت از تروریست های عرب متوجه اش است، خود را به شکل از اشکال به سیاست های جهانی همگون سازد. در این ارتباط پاکستان سیاست های خود را قبال طالبان و حزب اسلامی به شیوه و روش جدید تغیر داده تا باشد، بنابر ضرب المثل معروف هم لعل بدست آید و هم دل یار نرنجد. یعنی اینکه برای دو حرکت متحجر توصیه کرده، که دیگر نمیشود، با قتل عام، بمب های انتحاری و سیاست های زمین سوخته و راکت پرانی به اهداف خویش(منافع پاکستان) نائل آمد، و همچنان برای کشورهای غربی درگیر در قضایای افغانستان، تعهد سپرده تا این دو نیرو را بر هر شکل ممکن مهار سازد. البته در این حرکت های جدید سیاسی گمانزده میشود، پاکستان عجالتاً میخواهد به سه هدف خود برسد. اول: پاکستان با مهار کردن طالبان چه در قلمرو خود و چه هم در افغانستان میتواند از ازدیاد تشنج در کشور خود بکاهد، و روند باز سازی اقتصادی و سیاسی را در مناطق قبائل که هیچگاهی خود را مطیع دولت مرکزی پاکستان به حساب نمی آورند، با پول های باد آورده غرب تند تر ساخته و سلطه خود را در مناطق قبائل قایم نماید. دوم: پاکستان می خواهد در رقابت با کشور هندوستان بالای این دو نیرو (طالبان و حزب اسلامی) که متضمن منافع پاکستان در افغانستان اند، و نفوذ قابل ملاحظه بالای پشتونهای دو طرف خط دیورند دارند، اتکا کند. سوم: پاکستان بعد از این میتواند که روابط خود را با غرب گسترش بیشتر داده و انزوای سیاسی که هر آن تهدید اش مکند، جلوگیری نماید. در نتیجه در این بازی سیاسی که از طرف پاکستان به زیرکی طراحی شده، کرزی و جبهه ملی فقط به حیث وسیله برای منافع پاکستان مورد استفاده قرار گرفته اند، و طالبان و حزب اسلامی مشروعیت سیاسی کسب نموده اند.
|