|
ترجمه و
تخلیص : از حفیظ الله خالد

سرگذشت
مادر اوباما
مجله تایم
مادر بارک اوباما خانم ( ستا نلی ان دون هم )
Stanly Ann
Dunham در
سال۱۹۴۲ بدنیا آمد، سال تولد وی همزمان بود با سالهای جنگ، جدائی نژادی و
بی اعتمادی بین مردم امریکا، والدین خانم ان هنگام تولد وی نام پسرانه
(ستا نلی ) را بر وی گذاشتند و علت آنهم اینبود که والدین ( ان ) طفل پسر
می خواستند به گفته خودش وی قبل از معرفی خویش ناگزیر بود بعلت داشتن نام
بچگانه اش اولتر از مردم معذرت بخواهد وی بعدا نامهای مختلفی برای خود
برگزید که هر کدام آن معرفی کننده دوره معینی از زندگی وی بشمار میرفت ،
خانواده ( ان )هرگز در یک محل ثابت برای مدتی طولانی زندگی نه نموده بیش از
پنج بار هنگامیکه( ان) هنوز با خانواده خویش میزیست محل اقامت خویشرا از
کنزا س تا کالفورنیا و از تکزاس تا واشنگتن تغیر دادند، پدر( ان ) فروشنده
فرنیچر و موبل بود بخش عمده زندگی( ان) نیز در مسافرت و کوچ کشی سپری گردید
و وی آنهمه کوچ وسفر در زندگی را از پدر به ارث برده بود. خانم (ان) دوره
ثانوی مکتب را در جزیره کوچکی در واشنگتن به اتمام رسانیده بعد شامل کورس
فلسفه گردید بر اساس اظهارات خانم مکسینه فوکس که یکی از دوستان و همصنفان
دوره مکتب وی بود ( ان) در آنوقت دختر نهایت تیزهوش بوده به دوستی و اشتراک
در محافل زیاد علاقمند بود با وصف انکه پوهنتون شیکاگو ویرا برای ادامه
تحصیل قبول نمود اما بعلت کمی سن پدر وی اجازه مسافرت به شیکاگو را برایش
نداد
دراین هنگام پدر( ان )یکبار دیگر محل بود وباش خویشرا تغیر داده با فامیل
رهسپار (هانولولو) گردیده در آنجا مغازه بزرگ فروش موبل افتتاح نمود این
زمانی بود که هاوائی تازه به سطح ایالت ارتقا نموده( ان) بزودی دریکی از
کالج های پوهنتون هاوائی شامل گردید با شمولیت خویش در کالج وی اسم
Ann
را با نام خویش اضافه نمود.
مادر اوباما در همین هنگام بود که با پدرافریقائی الصل اوباما برای اولین
بار دریکی از صنف های زبان روسی آشنا گردید پدر اوباما در جمله اولین
محصلین افریقائی بشمار میرفت که تا آنوقت در پوهنتون هاوائی پذیرفته شده
بود، بقول آقای
Neil Abercrombie
نیل ابیرک رومبی عضو کانگرس از هاوائی که دوست و همدوره پدر اوباما بود وی
یک سخنورماهر و انسانی با شخصیت جذاب بود روزنامه های محلی بطور منظم با وی
مصاحبه نموده وی در مدتی کوتاهی توانست دها دوست و رفیق در پوهنتون پیدا
نماید، وی میگوید ما با هم یکجا در کافی می نشستیم ، بیرمی نوشیدیم، پیتزا
می خوردیم ، و به موسیقی گوش فرا می دادیم، موضوع بحث ما در آنوقت بیشتر
جنگ ویتنام و مسائل سیاسی بود.
بعد از چندین
ماه روابط سرانجام بتاریخ دوم فبروری سال ۱۹۶۱ خانم( ان )با پدر اوباما
در شهر مویی ازدواج نمود براساس اسناد دوسیه طلاق ازدواج آنها بروز
چهارشنبه صورت گرفت درآن هنگام سه ماه از وضع حمل خانم (ان ) میگذشت،
هیچکدام از دوستان وی از مراسم عروسی( ان) با پدر بارک اوباما چیزی نمی
دانستند هیچ کسی به مراسم عروسی دعوت نشده بود همچنان انگیزه این وصلت
نیز تا کنون پوشیده باقی مانده است حتی برای خود بارک اوباما ، وی در این
مورد میگوید که من هیچ وقت از مادرم در مورد جزیات این عروسی نپرسیدم آیا
وی چنین تصمیمی را صرف بخاطر ان اتخاذ نموده که قبلا وضع حمل گرفته بود ؟ و
یا اینکه پدرم بوی پیشنهاد انجام یک چنین مراسم عنعنوی و رسمی را نموده بود
؟ هرگاه وی زنده می بود من چنین پرسشی را از وی مطرح می نمودم
حتی با در نظرداشت معیار های سال ۱۹۶۱ وی با داشتن ۱۸ سال سن برای تشکیل
خانواده هنوز جوان بود . بزودی بعد از یک سمستر مادر اوباما از کالج خارج
گردید، خانم فوکس دوست و همدوره مکتب( ان) میگوید که این خبر باعث شوک
همه ما در واشنگتن شد.
تازه اوباما به سن یک سالگی پاه گذاشته بود که پدر وی جهت بدست آوردن پی
اچ دی در رشته اقتصاد روانه پوهنتون هارورد گردید هرچند وی از مکتب جدید
نیویارک نیز موفق به گرفتن سکالرشپ گردیده بود که میتوانست خانواده خویشرا
نیز با خود ببرد اما وی تصمیم گرفت به هارورد برود وی برای موجه نشان دادن
تصمیم اش به ( ان) گفته بود که چگونه بهترین فرصت تحصیل را از دست بدهد.
البته پدر اوباما اجندای دیگری نیز در سر داشت وی در نظر داشت بعد از ختم
تحصیل به کینیا برگردد و کشورفقیر خویشرا مساعدت نماید وی میخواست خانواده
خود را نیز با خود به کینیا ببرد اما مانع عمده در این راه خانم دیگری وی
در کینیا بود بالاخره مادر اوباما در جنوری سال ۱۹۶۴ در هانولولو از
پدر اوباما رسما جدا شد علت طلاق تشنجات ذهنی و روانی که اکثرا در آن
سالها برای گرفتن طلاق ارائه میگردید اعلام گردید و پدر اوباما نیز بیدون
کدام استدلال در پای اسناد طلاق امضا نمود.
مادر اوباما اینک در سنی جوانی به راه های قدم گذاشته بود که سایر هم نسل
های وی جرئت انرا نمی نمودند وی با یک محصل افریقائی ازدواج کرده بود صاحب
فرزندی از آن شده بود و سرانجام نیزازدواج انها به طلاق پایان یافته بود،
عرصه زندگی روز بروز بر وی تنگتر میگردید وی باید شخصا کرایه منزل را می
پرداخت ، هزینه مسافرت خود و طفل کوچک خویشرا تهیه مینمود هر چند وی
میتوانست بخشی از مصارف کودک خویشرا از پدر اوباما تقاضا نماید ولی وی هرگز
همچو تقاضای را بعمل نیاورد.
بعد از انکه اوباما به سن دو سالگی رسید ( ان ) دوباره به کالج برگشت وی
نگاهداشت اوباما را به والدین خویش واگذار نمود وی در سال بعدی موفق گردید
شهادتنامه بکلور را بدست آورد، در همین اوان بود که مادر اوباما با یک
محصل اندونیزیائی بنام ( لولو سیتورو ) آشنا گردید آشنایی با این محصل
باعث شد که وی تصمیم بگیرد با اوبامای کوچک روانه اندونیزیا شود تا آنوقت
وی هرگز از کشور خارج نگردیده بود و سفر اندونیزیا اولین تجربه مسافرت وی
بخارج کشور محسوب میگردید بزودی پاسپورت ، تکتهای سفر آماده گردید بالاخره
خانم ان یکجا با پسر خویش اوباما و شوهر تازه وی به اندونیزیا رسیدند، منزل
لولو سیتورو در حومه شهر جاکارتا موقیعت داشت آنجا ازهرلحاظ با امریکا
تفاوت داشت، کلبه های روستايان آنجا فاقد برق و وسایل مدرن زندگی بود و
سرکها بیدون اسفالت ، ورود آنها به اندونیزیا مقارن با حاکمیت جنرال
سوهارتو در آنکشوربود وضع اقتصادی روزبروز بدتر شده رفته نرخ انفلاسیون به
۶۰۰ فیصد میرسید.
اهالی که در
چهار اطراف منزل آنها در حومه جاکارتا زندگی داشتند اکثرا مردمان بی بضاعتی
بودند که به مشکل مایحتاج زندگی شانرا تامین
می نمودند در روز های اول خانم( ان) برای همه ء آنهایکه در جلو دروازه
منزل برای کمک جمع می شدند مساعدت می نمود ولی بعدا به نسبت تراکم افراد
مجبور گردید برای کمک افرادی راکه نیاز بیشتر به کمک دارند انتخاب نماید،
اوباما به یاد می آورد که لولو سیتورو شوهر دومی( ان) به اوباما همیشه
میگفت که مادرت قلب نهایت مهربان برای افراد بی بضاعت دارد.
به هر اندازه که علاقمندی( ان) به محیط و جامعه اندونیزیا بیشتر میگردید
تمایل شوهرش به جامعه غرب و زندگی در کشور های غربی افزایش می یافت شوهر(
ان) در آن هنگام در یک کمپنی نفتی امریکائی کار می نمود چندی بعد ان بحیث
معلم زبان انگلیسی توظیف گردید در سال ۱۹۷۰ دختر وی نیز بدینا آمد بعد از
آنکه اوباما به سن ده سالگی رسید مادرش وی را به هاوائی نزد والدین خویش
فرستاد ( ۱۹۷۱ ) اوباما در همان سال شامل مکتب آمادگی گردید بزودی اوباما
موفق به گرفتن سکالرشپ شد یکسال بعد ان نیز با دختر خویش دوباره به هوائی
عودت نمود اما شوهر وی در همانجا باقی ماند( ان ) در پوهنتون هوائی مجددا
شامل گردید تا ماستر دگری خویشرا در رشته انسان شناسی اندونیزیا بدست
آورد.
هر چند شوهر( ان) وقتا فوقتا از هوائی بازدید بعمل می آورد ولی آنها دیگر
هرگز با هم یکجا زندگی نکردند، در سال (۱۹۸۰ ان) در صدد گرفتن طلاق از شوهر
دومی خویش گردید، وی مدتی سه سال در اپارتمان کوچک یکجا با پسر و دختر خویش
زندگی کرد دراین مدت مصارف یومیه خویشرا از کمک هزینه محصلی که بوی داده
میشد تامین مينمود خانم ان در این وقت تصمیم گرفت تا جهت تکمیل پراتیک پی
اچ دی خویش دوباره عازم اندونیزیا گردد، اوباما که سن آن به چهارده سالگی
رسیده بود از مادرش تقاضا نمود تا در همانما باقی بماند ( ان )به تقاضای
پسرش موافقت نموده با دختر خویش عازم اندونیزیا شد وی اینبار نام مدرن
ستورو (
Sutoro
) را نیز با نام خویش اضافه نمود وی در اندونیزیا در پست مهمی بحیث
پروگرام افسر خانم ها و بخش کاریابی در بنیاد فورد (
Ford
Foundation
) دست یافت نظر به مسولیت های وظیفوی وی ناگزیر بود همه روزه در جلسه
کارمندان آشتراک نماید خانم ان همچنان با زنان دهاتی از نزدیک ملاقات نموده
اولیت ها و مشکلات آنها را بررسی می نمود توجه بیشتر بالای کار زنان بود،
آنچه بیشتر ویرا بکارش علاقمند می ساخت دیدن بازار مرکزی شهر جایکه زنان
دهاتی از ساعت ۳ صبح با سبد های پر از تولیدات با پای پیاده حاضر
میگردیدند تا امتعه شانرا بفروش برسانند،( ان) ازاعماق قلب آرزو داشت تا
این زنان دهاتی را مساعدت نماید.
میراث بزرگ( ان ) ایجاد سیستم میکروفینانس بین سالهای ۹۲-۱۹۸۸ در
اندونیزیا است این پروگرام اکنون یکی از موفق ترین پروگرام های میکروفینانس
در جهان می باشد که قریب ۳۱ ملیون عضو دارد، در روزهای که ( ان )مشغول کمک
به زنان بی بضاعت در اندونیزیا بود پسر وی اوباما ۷۰۰۰ کیلو متر دورتر در
شیکا گو مصروف کارهای خیریه با جوامع فقیر محلی بود.
در خزان سال ۱۹۹۴ هنگام نان شب در منزل یکی از دوستانش بنام پتینس در
جاکارتا خانم ان احساس درد شدیدی در ناحیه شکم خویش نمود وی در انجا مورد
معاینه دوکتوران محلی قرار گرفت چند ما بعد وقتی به هوائی بازگشت بعد از
معاینات معلوم شد که وی مبتلا به سرطان است
سر انجام بتاریخ ۷ نوامبر سال ۱۹۹۵ خانم ان مادر اوباما رئیس جمهور منتخب
امریکا در هوائی با زندگی وداع نمود.اوباما در مورد مرگ مادرش اظهار داشت
یکی از اشتبا هات بزرگ وی در زندگی این بوده که چرا هنگام مرگ مادرش در
کنار وی نبود. |