دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

محمدشریف شایق:15حوت1387

 

ناکامی دولت محصول دست کیست:

طراحان نظام یا حامدکرزی؟

با نزدیک شدن زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، چهره هایی ازدرون دولت افغانستان و بیرون از دولت خواب کرسی ریاست جمهوری را می بینند و برای رسیدن به آن آمادگی های لازم را گرفته اند، تا کنون برخی از این افراد به صورت رسمی نامزدی خود را برای احراز کرسی ریاست جمهوری اعلام کرده اند، در تازه ترین رویداد انوارالحق احدی رهبر حزب پشتون گرای افغان ملت نامزدی خود را برای احراز کرسی ریاست جمهوری اعلام کرد و از پست وزارت مالیه استعفا داد.

برخی شخصیت های گمنام چون حلیم تنویر، عبدالجبارثابت، فاروق نجرابی نامزدی خود را ازماه ها قبل اعلام کرده اند،  از میان این همه درمورد برخی از نامزدان احتمالی چون: نامزد جبهة ملی، داکترعبدالله عبدالله و علی احمدجلالی وزیران خارجه و داخله  پیشین و دو تن از شخصیت های مورد توجه غرب، در میان مردم افغانستان نیز بگوو مگوهایی وجود دارد.

اما ظاهرا چنانکه دیده می شود این دو شخصیت نیز در میان مردم افغانستان جایگاهی مردم بسیار قوی ندارند، تحمیل آن ها به صورت اجباری ازسوی غرب  و بدون رای مردم، بر ملت افغانستان نیز مخالف اصول دموکراسی است.

موضوع تباری در زیر چتر حاکمیت دموکراتیک و با حرکاتی که از سوی برخی از مقامات دولتی مردم گرای! کنونی انجام شده است، چنان بزرگ شده است که امروز مرزهای بزرگی میان اقوام ساکن این کشور ایجاد کرده است و کمتر کسانی را می توان سراغ گرفت که بتواند همزمان در قندهار و بدخشان رای بیاورد.

جبهة ملی بزرگترین ائتلاف سیاسی که در میان مردم جایگاه قوی دارد، یکی جمعی است شخصیت های سیاسی است که پیروزی نامزد این ائتلاف در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان نیز متحمل به نظر می رسد. هر چند این ائتلاف نامزد خود را معرفی نکرده است ولی از نحوه حرکت آن دانسته می شود که رهبری جبهه در صدد یافتن راه های  است که مسیر موفقیت آن ها در آن نهفته است.

در جبهة ملی بیشتر رهبران مجاهدین سابق و بقایای رژیم های قبل از مجاهدین حضور دارند که  در دولت حامدکرزی نقشی چندانی به آنها داده نشده است و برخی از آن ها توسط حامدکرزی از حاکمیت کنونی کنار زده شده اند، نا توانی دولت افغانستان و ناکامی های گسترده آن در بخش های مختلف به محبوبیت رهبران مجاهدین در افغانستان افزوده است. در حال حاضرآنها در میان طیف های مختلف از مردم دارای نقش و نفوذ قوی هستند چنانکه در انتخابات پارلمانی این مساله به خوبی برملا گردید. و این امر می تواند در انتخابات ریاست جمهوری برای آن ها موثر واقع شود.

اما اساسا کسانی که در حاکمیت ناکام کنونی پست های مهم مانند وکالت، وزارت، ریاست و یا بالاتر از آن  را به عهده داشته اند،  و حالا وارد کارزار انتخابات شده و دوباره به مردم مراجعه می کنند باید به این امر واقف باشند که این افراد علاوه بر آنکه به خواسته های مشروع مردم پاسخ قانع کننده نداده اند، در مصرف میلیون ها دالر کمک جامعه بین المللی به وسیله آن ها شفافیت وجود ندارد و مردم نیز در مورد آن سوالات دارند که تا کنون بی پاسخ مانده است.

اما این که این آقایان چگونه به مردم مراجعه می کنند و در مبارزات انتخاباتی شان چه می گویند، سخن بعدی است که گذشت زمان به آن پاسخ می دهد.

همچنان این آقایان به آنچه قبلا وعده داده بودند عمل نکرده اند که  بتواند مراجعه دوباره شان به مردم موثر تمام شود.

 اما آیا مردم به این افراد دوباره رای خواهند داد؟

اکثریت تحلیل گران بر این عقیده اند که چانس برخی از نامزد های احتمالی چون رئیس جمهور حامدکرزی، انوار الحق احدی، اشرف غنی احمدزی، رمضان بشردوست، مسعوده جلال،  و کسانی دیگری که در چوکی های بلند دولتی کار کرده اند، به دلیل این که در کارشان موفقیت چندانی نداشته اند، در انتخابات آینده بسیار اندک است،  زیرا ایشان در مدت هفت سال با توجه به این که حمایت بزرگ جهانی را داشتند کاری نکرده اند که امروز به عنوان یک دست آورد آن را به روی مردم بکشند و از آن ها دوباره رای طلب کنند، بی امنیتی، فساد اداری، فقرو بیکاری، بی عدالتی و ده ها مشکل دیگر که مردم به آن دست و پنجه نرم می کنند در سایه حاکمیت کنونی به بالندگی رسیده است، بعد از هفت سال اولین باراست که هفت انتحاری به صورت گروهی به چند متری ارگ ریاست جمهوری حمله می کنند و مردم را می کشند.

در هر سه متری شهر کابل یک نفر گدا به دامن راکبان آویزان است، مردم در ولایت از گرسنگی می میرند، و این آقای احدی که امروز به گفته خودش می خواهد در سطح بالاتری برای مردم خدمت کند تا امروز در پست وزارت مالیه چه شاهکاری برای این ملت گرسنه انجام داده است که آن را توسعه می دهد. ایشان به هیچ عنوان حاضر نبودند که حتا سه صد افغانی در حقوق ماهوار آموزگاران افزایش بیابد. خود جناب آقای کرزی زمانی که در انتخابات سال 1383 وارد کارزارانتخاباتی شدند شعارهای بلند بالایی را عنوان کردند، اما امروز دیده می شود که همه وعده های جناب عالی به زباله دانی فراموشی سپرده شده اند و باید جناب عالی خود شان بدانند که دیگر مردم فریب نمی خورند.

آقای کرزی برنامه یی را که در ماههای اخیر روی دست گرفته است اگر از آغاز دولت موقت آن را تعقب می کرد امروز بسیاری از مشکلات افغانستان مرفوع می شد و همه مردم افغانستان از ایشان حمایت می کردند.ولی حالا زمانی دست به کار شده است که دیگر وقت آن گذشته است و این همه راه های شکار رای مردم چیزی دیگر نیست. و مردم بهتر و بیشتر از هر زمانی دیگر بر تداوم دولت کنونی خوشبین نیستند وهمه طرفدار تغییر هستند و به گفته شاعر:

توصیف مکن از خط و خالت مفریبم

سروی که کمر بر شده زیبا شدنی نیست

اشرف غنی احمدزی که امروز دولت را افغانستان را کثیف می خواند ایشان خودشان یکی از طراحان اصلی همین نظام هستند، و باید به این امر توجه کنند که زمانی که یک انگشت شان را به طرف رئیس جمهور کرزی به عنوان نشانه انتقاد بلند می کنند سه انگشت دیگرشان به طرف خود وی بلند است. و این همه ناکامی محصول همان خشت اول است که آقای اشرف غنی کج گذاشته است.

چیزی دیگری که در این روزها بسیار مورد توجه مقامات بلند رتبه دولتی به شمول رئیس جمهور، رئیس مجلس سنا وبرخی از نمایندگان هوا دار حاکمیت در شورای ملی، قرار گرفته مساله تلفات غیرنظامیان است، انتقاد از تلفات غیرنظامیان و یا کارکردنیروهای خارجی در پایان روزهای کار حکومت دیگر برای همه روشن است که این همه کمپاین انتخاباتی است نه دفاع ازمردم مظلوم افغانستان زیرا تلفات غیرنظامیان حرف نو نیست و سال هاست که ادامه دارد، اما در آن روزها کسی چیزی نمی گفت ولی حالا رئیس جمهور کرزی و هوا دارانش در صدد آنند تا بدین وسیله بتوانند دل مردم را بدست بیاورند، ولی متاسفانه که کمبود به اندازه یی است که این همه غمشریکی ها را تحت الشعاع قرار می دهد.

معلوم نیست این بار رئیس جمهور کرزی با چه وعده های به مردم افغانستان وارد کارزارمی شود در حالی که همه وعده هایی که در انتخابات گذشته و قبل از آن داده بودند همه عملی ناشده باقی مانده است.

از وعده های که جناب رئیس جمهور حامدکرزی در اولین روزهای تصاحب کرسی ریاست جمهوری افغانستان داده اند متاسفانه یک درصد آن ها هم عملی نشده است.

البته این تنها آقای کرزی نبود که با حرف های چرب به کرسی ریاست جمهوری تکیه زد بلکه کسانی که به عنوان نمایندگان ملت نیز به کرسی های شورای ملی راه یافته این سرباختگی را تجربه کرده اند، وعده های ایشان چرب تر از وعده های آقای کرزی بود، برخی از این عالی جنابان برخلاف این که بدانند وظیفه شان چیست برای مردم وعده می دادند که برایتان سرک و برق و مکتب و ... می سازم نمی دانستند که سرک سازی و مکتب سازی وظیفه ایشان نیست بلکه وظیفه ایشان تصویب قوانین و نظارت بر کار حکومت است.

به هر حال این ها هر چه کرده تیشه به ریشه خود زده اند و دیگر باید از مردم توقعی نداشته باشند و خود را در برابر مردم ظاهر نسازند، زیرا مردم این ها را خوب شناخته اند و تجربه های تلخ را دو باره تکرار نمی کنند.

و در اخیر این بیت زیبای صوفی عشقری مصداقی خوبی است به همین موضوع و سخن دل هر شهروند افغانستان است:

انا آسا دلی ما را فشردند

سرموی غم ما را نخوردند

کند هر کس به نفع تلاشی

ندادند بهر ما یک چمچه آشی