سید اکرام الدین " طاهری"

نقش دانشجویان دانشگاهی در سرنگون کردن رژیم در افغانستان

تاریخ افغانستان نشان میدهد که اکثر اوقات مبارزه برای سرنگونی یک حکومت ابتداء توسط دانشجویان راه اندازی میشود. چون طبقه دانشگاهی ار نگاه درجه علمی در سطحی قرار دارند که میتوانند تمام فعالیت های رژیم را تحت مطالعه قرار داده و آنرا تحلیل و تجزیه بهتر نمایند. ازین سبب دانشگاهیان همیشه درمبارزات اگر چپی بوده و یا هم راستی؛  در خط مقدم مبارزه قرار داشته اند. بدین ملحوظ وقتی دانشگاه می گوییم خود می رساند؛ یعنی یک فضای آزاد مبارزه در راه رسیدن به هدف؛ نایل آمدن به خواست های حقوقی و حتی میتوان گفت خواست های مردمی چون قشر دانشگاهی هم یکی از عضو های مردم این جامعه را تشکیل میدهند. وقتی یک حکومت میخواهد اهداف نا مشروع و ناجایز خود را بالای مردم آن جامعه به زور قبولا گرداند. همین است که مبارزات بر علیه آن دولت از هر سوی آغاز شده تا سر نگونی آن رژیم مبارزه ادامه پیدا میکند. وما خود شاهد همچو تغییر رژیم ها در داخل کشور هستیم. به هر صورت بدون شک می توان گفت مبارزه از هر نوعی که باشد تأثیر خود را دارد و مخصوصا اگر مبارزه از سطح دانشگاهی پدیدار باشد. اثرات بسیار مثیتی بالای دولت و دولتمداران را دارا میباشد. چون آنها( دولت مردان) میدانند که دیگر کار از کار گذشته و نمیتوان دانشگاهیان را فریب عوامانه داد. به خاطر اینکه یک نبوغتی خاصی فکری دربین جوانان دانشگاهی وجود دارد. چون دانشگاهیان هیچ موضوعی را سطحی فکر نکرده بلکه با تدبر وخلاقیت خاصی دانشگاهی موضوع را تحت مطالعه قرار میدهند.  دانشگاه قسمیکه از نامش پیداست از دو کلمه تشکیل گردیده که دانش به معنای آموختن علم و گاه هم به معنی جای و یا مکان علم آموختن. پس هر گاه وقتی هر دو کلمه را یکجا کرده معنی نماییم پس این معنا را در می آبیم. دانشگاه جای و مکان آموختن تعلیمات عالی بدین معنا که دانشگاه فرد منحصر به خود را یک نبوغت خاصی علمی و فکری می بخشد و آماده ساز درک و فهم اساسی از واقعیت های جامعه می گرداند. و حالا می آییم سراصل موضوع و آن اینکه در این روز ها دانشجویان دانشگاه زیبای کابل برای احقاق حقوق مسلم شان دست به تظاهرات گسترده ای زدند و خواهان به دست آوردن حق شان که در طول تاریخ افغانستان به نوعی آشکارا تحت پایمال یک تعداداز فاشیستان و صهیونیز مانی  فارسی ستیزی قسم خورده ای افغانستان قرار گرفته است؛ هستند. که مطابق ماده سی و نهم قانون اساسی کشور تظاهرات را برای بدست آوردن حقی از دست رفته و یا تلف شده حق مسلم هر شهروند مجوز دانسته و تذکر داده است.  دانشجویان دانشگاه کابل به همین سبب از حق مسلم خود استفاده کرده دست به تظاهرات برای احیای حق تلف شده ای خودشان شدند. تا سبب وحدت ملی به اساس تعریف شده ای اصلیش را به باربیاورند. ولی با تأسف باید بگویم که دشمنان مردم به خاطر ایجاد تفرقه و تفوق طلبی های ذهنی که در خود می پرورانند هیچ گاهی آرام ننشسته و کار های مذبوحانه ای شان را انجام میدهند. و لیکن این بزدلان باید بدانند که دانشجویان خواهان حق مشروع خود هستند و این را هم بدون شک و شبهه ای بدست می آورند. و سیاه روی ابدی نصیت آن تفرقه اندازان زبان ستیز خواهد گشت.  و باید اینرا آگاهانه قبول کنند که نمیتوانند مانعی را سر راه مبارزه بر حق دانشجویان دانشگاه کابل بوجود بیاورند و انجام هر نوع اعمال نا پسندیده در مقابل خواست مشروع دانشجویان شکست مفتضح را در قبال خواهد داشت.  باید این نقطه را یاد آور شد که شورای ملی و حکومت افغانستان هر چه زودتر به خواست مشروع دانشگاهیان جواب مثبت داده و لوحه جدیدی مزین به دو زبان رسمی کشور و زبان انگلیسی را بالای درب عمومی دانشگاه کابل نصب گرداند. در غیر آن شگاف بزرگی بین مردم و دولت و شورای ملی بوجود خواهد آمد که در آن صورت هم دولت و هم شورای ملی مشروعیت خود را در بین مردم از دست داده و دیگر مردم اعتمادی بر هر دو نداشته و باعث بروز تشنجات بیشتر در جامعه  گشته و فاصله های زیادی را بین اقشار کشور رو نما خواهد کرد. آن وقت است که باز پشیمانی سودی نخواهد داشت. باز کشوررا به سوی بحران های بیشتر از بیش سوق داده که جبران ناپذیر خواهد بود.  لوحه پیشنهادی دانشجویان خود میتواند ممثل و نمای وحدت ملی را در بین آنها در داخل کانون عالی آموزشی نمایانگر باشد. دولت و شورای ملی بدون کدام تأخیری دست به اقدام نیک زده و سبب اتفاق و اتحاد هر چه بیشتری در بین ملت و به خصوص دانشجویان عزیز مان گردند. و نباید تحتی تأثیری بعضی حلقات که از اعمال و افکار شان بوی نفاق می آید قرار گیرند. با یک تصمیم جسورانه به دشمنان تفرقه افگن و تفوق طلب و زبان ستیز کشور لبیک نا امیدی را در دل های شان جا دهند. و برای شان بفهمانند که دیگر آنطور انسان های قبیله پرست و زبان ستیز در بین مردم جایگاهی ندارند. به وضاحت معلوم است کسانیکه طرفداری همچو لوحه ای نیستند؛ اگر تحقیق شود ریشه ای آنها از جای های دیگر آب میخورند. در صورت مخالفت با خواست های دانشجویان ساحه تظاهرات آنها به اکثر نقاط کشور گسترش پیدا کرده و ادامه پیدا خواهد کرد. دانشجویان با خرد و با فرهنگ؛ شما حالا این حق و عدالت خواهی را شروع کرده اید و دولت و شورا ناچار و ناگزیر است در مقابل حق مشروع تان گردن دهند. در صورت به حاشیه رفتن آن ها ( دولت و شورا) دامنه تظاهرات خود را گسترش داده تا کسانی که در مخالفت با خواسته های مشروع شما قرار گرفته اند؛ گردن نهند. آن ها خوب میدانند که در مقابل شما دانشجویان حق خواه هیچ ایستاده گی کرده نمیتوانند. چون ایستاده گی آنها معنای این را میدهد که آنها طرفدار وحدت ملی و خواسته های مردمی نیستند. و صرف در کوشش بر آورده ساختن آرمان های کینه توزانه ای به مثل زبان ستیزی؛ قبیله پرستی؛ تفوق طلبی و دیگر کار های نا مشروع خود میباشند. پیشروی آنها دو راه قرار دارد. 1- یا اینکه به خواسته های شما دانشجویان غیور گردن نهند. 2- ویا اینکه راه فرار از کشور را اختیار کنند. چون چهره های شان به حدی در نزد مردم منزویست که دیگر جای برایشان باقی نیست. در نهایت خواست پاک شما جامه عملی به خود گرفته و به دل آن زبان ستیزان فارسی یک نوع نا امیدی را به وجود خواهد آورد و درسی را خواهد به آن ها داد که دیگر دست به چنین اعمال ناروا نزنند.

به امید موفقیت های هر چه بیشتر در راه  مبارزاتی بر حق