|
ابراهیم
حسن زاده : 20 جوزا 1388

رابطه
سیاسی، ایران و افغانستان در همسایگی
ایران و
افغانستان تنها دو کشوری است که در منطقه، مشترکات بسیار قوی
دارند، می شود گفت: این دو کشور با هم وحدتی دارد، که تمایز آن کم
رنگ است. وحدت تاریخی، زبانی ، دینی و خویشاوندی دارند. ایران با
هیچ یکی از کشورهای همسایه خود چنین مشترکات نیرومند ندارد. در
تاریخ سیاسی هنگامی که دو کشور مستقل از همدیگر گردید، پذیرش
کشوری به نام افغانستان برای دولت مردان ایران سنگین و دشوار بود.
چون ایرانیان افغانستان امروزی را جزء از ایران می دانستند، به هر
حال تاریخ سرزمین ایران بدون افغانستان موجودیت ندارد، و بسیاری از
حوادث تاریخ ایران زمین در قلمرو افغانستان اتفاق افتاده است و
شاهد این مدعا حوزه داستان سرای فردوسی در شاهنامه است. از آن
گذشته پایتخت سامانیان در سمرقند و بخارا بود و بلخ مرکز فرهنگی
اش بود چناچه این بطوطه در سفر نامه اش از مسجدی گزارش می دهد،
که مانند آن را در دنیا اسلام ندید ه است پایتخت سلسله غزنوی ها
در غزنه بوده است و بعد از هجوم چنگیز خان و کشتار و تخریب و
انقراض تمدن اسلامی فارسی ؛ سلسله تیموری ها در هرات استقرار
یافت وحتی می توان ادعا کرد ، حکومت به نام غیر عرب که رنگ
استقلال از سلطه عرب ها داشته است و موجب تمدن اسلامی و فارسی
زبان گردید خواستگا ه اش همین ماوراء النهر و بلخ و کابلستان
بود بعد از یعقوب لیث محو ر و سنگینی آزادیخواهی افغانسان
امروزی بوده است .
می شود
حدس زد ، تجزیه افغانستان و ایران به اثر عوامل استبدادی حکومت ها
بوده است، چون سیاست امپراطوری استبدادی بعد از مدتی به ملوک
الطوایفی و ایل تباری کشیده می شود. همین موضوع با قدرت یافتن
حکمران محلی و سستی و بی بنیادی و استبداد دولت مرکزی. حوزه قلمرو
حکومت استبدادی دچار تجزیه می گردد، در قرون وسطی چنین تجزیه یک
موضوع داخلی و از مفاسد دستگاه استبداد بود، لکن از قرن نوزدهم به
بعد علی رغم چنین صفت داخلی دخالت کشورهای استعماری تجزیه کشورهای
اسلامی را سرعت بخشید، چون ظهور کشورهای استعماری قدرتمند بقاء و
توسعه و تأمین منافع خود را در دراز مدت در تجزیه ی منطقه می
دیدند و به همین خاطر قدرت های غارتگر به تجزیه کشورها اسلامی کمک
کردند و به نفع مردم به اصلاح دستگاه فاسد استبدادی حکومت
برنیامدند. بلکه آن را تقویت کردند و از بقا قدرت در خانواده های
سلطنتی حمایت کردند. با چنین بیماری دستگاه حکومت مرکزی ، ظهور دو
کشور استعماری توسعه طلب مثل روسیه تزاری و بریتانیا کبیر در
همسایگی افغانستان سبب موجودیت سیاسی کشور مستقلی بنام افغانستان
گردید. چون روسیه افغانستان را دروازه ورود به اقیانوس هند و دست
یافتن به آبهای گرم می دانست و بریتانیا که هند را در مستعمره خود
درآورده بود، افغانستان را گامی برای فتح آسیا میانه و قفقاز می
دانست، این حوزه انرژی برای بریتانیا قابل اهمیت بود، همین تلاقی
منافع هر دو کشور را متقاعد ساخت، که افغانستان به عنوان سپر و خط
حایل بین دو قلمرو مستعمره ای دو کشور باشد، از همین رو دو کشور
بدون تمایل قلبی به استقلال کشوری افغانستان موافقت کردند و آن را
به رسمیت شناختند. ایران خود از درون پوسیده شده بود ، دخالت های
کشور استعماری در امور داخلی ایران و قراردادهای استعماری ایران را
به مرحله ورشکستگی کشانده بود. ایران نه زور داشت و نه ابزار
دیپلماتیک نیرومند تا از افغانستان دفاع نماید. ایران همواره در
سیاست خارجی خود به افغانستان به عنوان یک شریک نگاه کرده است. حتی
در همان ابتدا استقلال افغانستان ایر ان سفارت واحدی را برای هر
دو کشور در جهان پیشنهاد کرده است. که هزینه اش را دولت ایران به
عهده گرفت . ولی حکام پشتون تبار از این پیشنهاد سر باز زدند ...
سیاست
ایران در طول تاریخ دپیلماسی در افغانستان انفعالی بوده و هست.
سیاست ایران در قبال افغانستان اشتباه بود. چون به تقویت مستقیم و
یا غیرمستقیم عناصر ایرانی مثل شیعیان هزاره افغانستان بالخصوص و
فارسی زبانان به طور عموم همتی نکرد.. همواره در پی دلجوی و باج
دادن به دستگاه سلطنتی افغانستان بود و حاکمان پشتون تا ظهور
انگلیس از خراج گذاران و از خدمت گذاران ایران بودند و حتی در
جنگ هرات اکثر شاه زادگان پشتون تبار به حکومت ایران کمک کرده
اند و استقلا ل و تجزیه افغا نستان به زور انگلیس اتفاق افتاد .
ولی بعد از آن انگلیس شاهزاده ها را بر علیه ایرانیان تریبت کرد
و ایران را یگانه دشمن استقلال افغانستان معرفی کرد . آنان هر نوع
نفوذ ایران را مضر به موجودیت خود می دانستند و همیشه از سیاست مکر
و فریب در قبال ایران استفاده می کردند. در مجموع این سیاست به
تضعیف عناصر ایرانی و تقویت عناصر هندی در گذشته و عناصر پاکستانی
درحال حاضر گردید. در حقیقت اهرم فشار و نهادهای مدنی همسو با
ایران از دستش خارج شده بود، باز هم ایران سیاست دلجوی و با ج دهی
دستگاه سلطنت را تقویت کرد. دولت مردان افغانستانی در عمق ذهنی خود
با ایران دشمن بودند. هر نوع نفوذ ایران را به ضرر حکومت خود می
دانستند. ایران با امکاناتی از برکت نفت بدست آورده بود تخم به
سرزمین شوره زار می پاشید، جز خار هیچ حاصلی دیگر برداشت نکرد.
لکن به
ثمر رسیدن انقلاب اسلامی در ایران و وقوع کودتای کمونیستی هفت ثور
1357 تأثیرگذاری فرهنگی ایران دو چندان بر افغانستان شد، ماهیت
انقلاب کمونیستی در افغانستان با ماهیت انقلاب اسلامی ایران متضاد
و نامتجانس بود، دولت کمونیستی افغانستان به ایران به عنوان یک
تهدید نگاه می کرد و ایران نیز با بی اعتمادی به این دولت عمل می
کرد. همین سوءظن دولت مردان تازه به دوران رسیده افغانستانی موجب
شد، آنان در یک اقدام حساب شده بسیاری از چهره های تحصیل کرده دینی
و علمی و دانشگاهی شیعیان افغانستان را شبانه دستگیر کردند و به
عمرشان پایان دادند، این سیاست تنش آلود بین دو کشور با اشغال
افغانستان توسط ارتش شوروی سابق بیشتر متشنج گردید. سطح رابطه
سیاسی بین دو کشور در حد کاردار پایین آمد. ایران از این حادثه
میزبان قریب دو میلیون نیم مهاجر عمدتاً فارسی زبان شیعه مذهب (
هزاره ) گردید. هر چند خود ایران در این موقعیت گرفتار جنگ تحمیلی
و بی مهری جهان غرب بود و لکن باز هم مثل پاکستان به احزاب جهادی
دفتر کار در ایران دادند و آنان را در جهاد علیه ارتش شوروی حمایت
می کرد. در همین دوران جهاد سیاست ایران در مسیر منطقی هدایت می
شد، می خواست جواب مثبت و تأثیر گذار بدهد . ولی به خاطر عدم
تجربه سیاسی و موضع گیری و تصمیم پراکنده دستگاه قدرت در ایران و
ضعف فرهنگی و فکری رهبران جهادی مخصوصاً شیعیان سبب تفرقه بین
احزاب شیعی گردید. این تفرقه موقعیت شیعیان افغانستان را پایین
آورد و به همین اندازه ایران خود نیز آسیب سیاسی بر هزاره ها وارد
کرد. یعنی خارج شدن شیعیان از مهره اصلی سیاست و تأثیرگذاری به
فرعی به معنی این است که ایران اهرم فشار و تعدیل کننده را از دست
داده است و اعتماد کردن ایران به عناصر تاجیک به محوریت جمعیت
اسلامی به طور مطلق نیز اشتباه است و لذا توازن نیروها و تعدیل
عناصر که عمدتاً در افغانستان فرقه گرا و انحصارطلب است. با عدم
تعدیل محور قدرت یکجانبه حتی با محوریت ربانی در موقعیت بهتر قرار
گیرد به ولی نعمت خود پشت می نماید و چه بسا به همان سیاست ایذایی
در قبال ایران مثل طالبان در پیش بگیرد، چنانچه دستگاه احمد شاه
مسعود درگذشته چنین مواضع با جهان غرب را در میان گذاشته بود و
از همین رو از آنان تقاضای حمایت و پشتیبانی کرده بود.
در مجموع
سیاست ایران در مقابل پاکستان واکنشی و منفعلانه بود به نحوی که
سیاست های ایران در افغانستان سیاست بحران آفرین بود ، چون نه حاضر
بود از افغانستان عقب نشینی کند و از طرف دیگر حمایت ایران از
عناصر مخالف سیاست پاکستان به اندازه ی نبود که عناصر پاکستانی را
تعدیل نماید و از طرف دیگر به اخراج مهاجرین و آزار اذیت آنان نیز
همت می گذاشت و مهاجران عمدتاً شیعه مذهب که دوستان قلبی خود را
تبدیل به دشمنان خود کرد، در ضمن با این سیاست به اکثر خانواده های
افغانستانی هم آسیب رسانده است.در یک سر شماری خانواده شهدا
دریافتم که تعداد کسانی را که ایرانیان در دوره طالبان رد مرز
کرده است و طالبان آنان را به قتل رسانده اند، بیشتر از شهدا ی
بود که مردم هزاره در جنگ مستقیم باطالبان از دست داده بودند.
نمی دانم فردای روز قیامت مسئولان نظام جمهوری اسلامی در پیشگاه
حی داور در حضور محمد بن عبد الله (ص) بابت خون های به ناحق
ریخته شده این مردان خدا چه جواب می دهند ؟! . قربانیان این
رفتار فقط هزاره هستند، چون چشم بادامی و بینی پهن دارند و زود
تر هم شناخته می شوند . به عنوان افغانستانی توهین می شوند و
هزاره ها هستند که رفتار خشن را تجربه می کنند ،. چون دیگران با
شناسنامه تقلبی چهره ای هم سان با ایرانیان نوعا و غالبا از گزند
رفتار تحقیر آمیز ایرانیان در امان هستند .
در حوزه
امنیتی مردم هزاره متمدن ترین عناصر انسانی است که هیج نوع عمل
خراب کارانه و تهدید کننده امنتی ندارند و در تمام آمار
اعدامیان و جانیان خطر ناک نامی از هزاره دیده نمی شود و فقط یک
اعدامی به جرم مواد مخدر به نام هزاره ثبت شده است که آن هم از
سادات محترم است.و جالب بود که به این آمار را یک نفر دانشجوی
ایرانی هم دست یافته بود ، که او دکترایش از دانشگاه فرانسه
دریافت کرد و رساله دکترایش را در باره تاثیر حضور مهاجران در
ایران نوشته بود .
در قبال
سیاست آزمون و خطای ایران حکومت طالبان در افغانستان قدرت می
گرفت و تهدید بالقوه به بالفعل تبدیل می شد ودامنه سیاست ایذای
طالبان در داخل شهر مشهد کشیده شده بود و طالبان روز روشن از داخل
شهر مشهد عناصر بدهکار مواد مخدر خود را دستگیر می کردند ، با خود
به افغاسنتان می بردند و بخش وسیع از روستاها دیگر از ترس
طالبان رمه های خود را به چرا گاه برده نمی توانستند و هراز
گاهی طالبان مردان چند روستا را به جرم همکاری با دولت گردن زدند
. دریک روستای کوچک اطراف تربت جام تمام مردان یک روستارا جلو
زن وبچه ها یشان سزدند. و ایران نیز بحران مهاجران را داغ می کرد
و آخرین دستگیره حافظ منافع خود را نیز از دست می داد .
حادثه ی یازده سپتامبر اتفاق افتاد و همه چیز به طور طبیعی به نفع
ایران بود ولی بغض بیش از حد ایران با آمریکا موجب گردید که باز
هم اشتباه کند، به جای دستگاه آقای ربانی را تعدیل کند و از طرف
دیگر سیاست سکوت همراه با فعالیت صلح طلبانه فعال می کرد و در بدل
سکوت به نفع دشمن ذاتی خود طالبان به محکومیت آمریکا پرداخت وبه
تقویت بیش از حد جریان ربانی و احمد شاه مسعود همت گذاشت . بدون
توجه به این که ربانی مشروعیت مردمی ندارد و در یک انتخابات آزاد
منصفانه به موزه تاریخ سپرده می شود ؛ چون مردم افغانستان ریشه
تمام بدبختی ها را از انحصار طلبی ربانی می داند. در ضمن او نیز
افکار فرقه گرایانه طالبانی دارد و با توجه به انحصار طلبی او در
قدرت در دولت انتقالی اعضای جبهه متحد را آزرده ساخت. و درمجموع
فراکسیون رم و غرب نشینان دستگاه ربانی را از قدرت تجرید کرد
جبهه شمال را از بازیکن اصلی به فرعی تبدیل کرد . .
اما در
بازسازی نیز ایران چندان سهم ندارد. چون پاکستان در حال حاضر چند
هزار مؤسسه غیرانتفاعی و غیرسیاسی افغانستانی ثبت شده دارد و آنان
در طول این مدت کار هم کرده اند و تجربه کافی به دست دارند ولی
ایران با دیدگاه تنگ نظرانه دو میلیون مهاجر و اندی را تحمل کرده
است ولی یک مؤسسه غیرانتفاعی افغانی موفق به ثبت و اخذ پروانه
نشده است ؛ پس ایران بدون مشارکت مردم افغانستان چگونه می خواهد در
بازسازی افغانستان سهم گیرد و چه وقت چنین نیروی آماده می کند به
عنوان بازوی جمهوری اسلامی ایران عمل نماید؛ تجربه نشان داده است
که ایران هنوز توانای چنین سعه صدری را ندارد و نمی تواند در چنین
موقعیت مؤسسات غیرانتفاعی را فعال سازد و بستر فعالیت قانونی
آنان را فراهم کند، خود نیز درین سیاست استراتژی بلند مدت و تدوین
شده ی ندارد .
بعد از
تشکیل حکومت بن در افغانستان
ایرانی
ها از ترکیب قدرت در افغانستان خشنود به نظر می رسند و با
افتتاح کنسول گری در جلال آباد و قندهار می خواهند ؛ روابط خود
را با پشتون ها عمق ببخشد . نا رضایتی پشتون ها را مهار
نمایند. در ضمن از طریق دو کنسولگری با پشتونهای دره خیبر و صوبه
سر حد دور از چشم پاکستان رابطه داشته باشند، از اوضاع این منطقه
پور آشوب اطلاعات دست اول را در یافت کنند .
ایران در
سیاست کلی خود به نفع اقتدار حاکمیت گام بر می دارد ولی از
رابطه های خصوصی به عنوان ابزار مهار زیاده خواهی عناصر رقیب سود
می برد و به همین دلیل رابطه حسنه سنتی به جریان جبهه ی شمال و
شاخه های حزب وحدت را مثل گذشته حفظ کرده است . وبا چرخش صد و
پنجاه درجه ی به حمایت بی دریغ آقای محسنی روی آورده است .
در عین
حال که از حضور نظامی انگلیس در هلمند سوء ظن تاریخی دارد و سخت
نا خشنود است . لب به دندان گرفته است و به احتمال این که عناصر
طالبان را حمیات کنند به نیروی انگلیس صدمه بزنند چندان دور از
واقعیت نیست . در مجموع از پیروزی آمریکا در افغانستان راضی نیست
و از سلطه طالبان هم دلخوش ندارد و سیاست که آمریکا در افغا نستان
شکست بخورد ، و طالبان به قدرت نرسد اجرایش برای ایرانیان محال است
. ایران بین این دو محذور به مردم افغانستان بدون شم جانب داری
از پروسه باز سازی افغانستان حمایت می کند
حضور بیش
از دو میلیون . مهاجر در ایران با تلخی ها و شیرنی ها ی همراه است
و از این حضور هراتی صد در صد استفاده کرده اند دربازار کسب و
حرفه به موفقیت های چشمگیر دست یافته است . از بازار آشفته ی
افغانستان و بی ثباتی اقتصادی در ایران به سرمایه های کلان دست
یافته اند که حتی قادرند که با ایرانی ها رقابت کنند .
مهاجران
هزارستان که نوعا از خانوادهای بی زمین و فقیر بودند و از
زندگی شهری و مهارت های شغلی بی نصیب بودند و به غیر از زور
کاری ، کار بدنی نسل اولی شان توفیقی نداشته اند و نسل دوم آنان
نیز به کسب و تجارت و مهارت های شغلی روی آورده اند ولی نسبت به
جمعیت شان کم است ، اما امید وار کننده.
نود در
صد نسل دوم مهاجران که عمدتا هزاره است قادربه خواندن و نوشتن
است و 65 در صد شان تحصیلات خودرا در حد دپلم تکمیل کرده اند و ده
در صد شان در حد لیسانس و دو و نیم در صد شان در مرحله ی فوق
لیسانس و دکتری تحصیلات خود را رسانده است . بازهم ایرانی در این
امر کوتاهی کرده است چون ایران قادر بود با جذب استعداد های
درخشان افغانستان بدون مرز کنکور در آموزش عالی ، امروز تمام
نیروی تخصصی افغانستان را تأمین کند . اگرچنین عناصر انسانی را
برای افغانستان تربیت می کرد هزینه اش بسیار کمتر از آنچه بود که
الآن در سایر بخش ها هزینه می کند . ؛ این کار به نفع ایران و
افغا نستان بود . ولی بازهم ایرانی ها این فرصت طلای را از دست
داد ، در مجموع مهاجران بدون حمایت دولت ایران و اما بافشار و
رنج زیاد تا حدودی خوب استفاده کرده اند.
در عرصه
علوم دینی با توجه ساز کار فرهنگ تشیع خوب کارشده است و عناصر
روحانی خوب تربیت شده است و حتی بشتر از نیاز مردم افغانستان است
. و در این عرصه امید واری زیاد است . و همین طلبه ها بیشترین کار
فرهنگی و تولید کالای فرهنگی انجام داده است . و هرچند با دیگران
قابل مقایسه نیست و لی در فضای افغانستان حکم معجزه را دارد.و
چهره های شاخص روشنفکری از چب و راست و لایک و مذهبی از میان
دانش آاموختگان دینی است .
.ایران در
باز سازی افغانستا ن سمبلیک و خوب عمل کرده است .و هرچند در رقابت
آزاد غربی ها و لایه های ضد ایرانی مانع موفقیت ایران در افغا
نستان می شوند . و ایران را دچار درد سر می کند. بازهم مردم
افغانستان از خدمات اندک ایرانی ها راضی هستند
ایرانی ها
در تعدیل عناصر قدرت در جلسه ی بن خوب عمل کرده است. به اساس
اظهار فرانسس واندریل دپلمات ارشد آلمانی که او نماینده ویژه
دبیر کل سازمان ملل در افغانستان وسپس نماینده اتحادیه اروپا در
افغانستان بود او دو دهه در افغانستان کار کرده بود. به من گفت
که ایرانی در بن یکی از شرایطشان در برابر صلح و همکاری با پروسه
توافق بن مشارکت هزاره ها در قدرت بود . او باورداشت عوامل که
در توافق بن نقش هزاره را برجسته کرد ، مقاومت دهه ی اخیر به
خصوص غرب کابل بود و دیگری پا فشاری ایرانیان در امر مشارکت
هزاره در قدرت بود ،اوحتی به من توصیه کرد و به خاطر منافع بلند
مدت روشنفکران چپ هزاره از اظهارات خصمانه علیه ایرانی خود داری
کنند که موجب بی اعتمادی ایرانیها می شود ، ، هزاره ها برای به
دست آوردن موقعیت سیاسی خود و تثبیت آن به دوچیز احتیاج دارند.
یکی به وحدت سیاسی دوم به اعتماد سازی کشور های منطقه . باید به
ا ثبات برسانید که توانای رهبری سیاسی افغانستان را دارید. درد
اصلی هزاراه ها تفرقه سیاسی است.. تا وحدت سیاسی نداشته باشید
درچشم جهانیان از عوامل عمده تغیر سیستم قدرت شمرده نمی شوید .
به خصوص خاطره تاریخی منابع سیاسی از تفرقه هزاره ها بسیار تلخ و
ناگوار است.
اما در
نگاه کلان ایران با تمام طوایف افغانستان نگاه یک سان دارد . ولی
در سیاست خورد، نگاه های ایران متغیر است . رابطه اش با جریان
ربانی و احمد شاه مسعود صمیمی و عمیق است و لی هردو نگران از بی
وفای هم است ولی باپشتونها و ازبکها رابطه ایران سیاسی است . رابطه
ایرانها با شیعان افغانستان بیسیار متفاوت است. چون هزاره مانند
حزب الله لبنان پرچم ایران را در سر درشان نزده است و سیاست مستقل
و متناسب به منافع ملی خود را دارند و از همین رو قدرت دست دوم
ایرانی ها کمک های را به هزاره ها اختصاص یافته است، باشگرد به
شعیان هراتی و سادات و قزلباش هدایت می کنند و حتی این بی مهری سبب
بد گمانی هزاراه ها گردیده است برخی روشنفکران هزراه به این باور
رسیده اند که ایرانی ها کمک هایش را نژادی هزینه می کنند.
واقعیت
امر این است که سادات و هراتیها و قزلباشان در محافل غیر
افغانسانی خود را افغانستانی نمی دانند و از حادثه ی که بر آنان
تحمیل شده است اشکها ریخته است و همیشه از یک سید نصرالله
افغانستانی سخن رانده است ولی این آرزو را در خواب هم عملی نمی
توانند ، چون آنان فاقد سرزمین است و حتی یک ولسوالی را تشکیل نمی
دهند و جمعیت شهری است که در معادلات سیاسی بدون سرزمین محاسبه
نمی شوند، واکثر شان مهاجر شده اند چون دچار بحران هویت است، دیگر
به افغانسات نگاه هم نمی کنند . هزاره ها دارای سرزمین به نام
هزارستان است، به اندزاه کل لبنانی ها جمعیت دارد و حتی قادر است
در تجزیه افغانستان کشوری مستقل تشکیل بدهند . جمعیت تحصیل کرده
هزاره ها معجزه آسا رو به پیشرفت و افزایش است . حتی برخی
دپلمات های مقیم کابل عقیده دارند که افغانستان باید به دست هزاره
ها ساخته شوند آبادی افغانستان بارشد هزارها ممکن و شدنی است.
لایه غیر
دولتی جهان تشیع که قادر به کمک مالی برای شعیان است ،توجه به
هزاره ها ندارند چون عناصر سادات و هراتی و قزلباش کار شکنی می
کنند و هزاره را نسل چنگیز معرفی می کنند و متهم به نژاد گرای می
کنند و در حالی که خود شان به هزار ه ها زن نمی دهند . درحقیقت
جوانشیر های قزلباش نسل مستقیم بی واسطه چنگیز هستند، که از
گرجستان به ایران آمده است و با لشکر نادر به افغانستان آمده است
.. زهی شرم ! چون هزاره در مقابل چنگیز طولانی ترین جنگ را داشته
اند. چنگیز قدرت دفاعی هزاره ا را درهم کوبیده است ، و هزاره از
ساکنان اصلی افغانستان است از قدیم ترین وچهارمین طوایف تشیع
جهان از نظرجمعیتی است. و ا قوام مهاجر به هزاره ها چنین اتهام
خارج از حقیقت را می زنند البته اظهارات نابجا روشنفکران چپ
هزاره ها شبهه را پر رنگ می کند. منابع ارتجاع تشیع به همین
بهانه به تضعیف هزارها و تقویت هراتی ها و قزلباشان و سادات روی
آورده است . ولی عدم زبان دپلماتیک و وآشنا نبودن به زندگی چاپلسی
شهری هزاره ها نیز به این بی رغبتی کمک کرده است و حتی یک عرب به
من گفت شما خوشگل نیستید . ما با هراتی و قزلباش و سادات وصلت کرده
ایم و همین خویشاوندی هم موجب شده که منابع خیریه ما به دست
هراتی ها افتاده است . وهرچه است؛ هزاراه از این بازار بی نصیب
است. هزاره مثل بزغاله دو مادری از بی شیری رنج می برند ؛ حتی
هزاره در تثبیت صلح توافق بن همگرای و همکاری می کنند وعلیه
نیروی ائتلاف عملیات نظامی انجام نداده است و درکشت و قاچاق مواد
مخدر دست ندارندو لی برخی دپلمات های افغانی و مؤ سسات تحقیقاتی
عربها این سیاست هزاره را برای آمریکای ها و اتحادیه اروپا نیرنگ
هزاره ها معرفی کرده است مقاله های بی شماری را برای وزارت خارجه
آمریکا و غربی ها نوشته اند و سعی نموده اند و هزار ه ها را عامل
ایرانی معرفی کنند و توجه آنان را از هزاره ها سلب کنند و آنان در
طول جهاد تا همین سال ها اخیر در اعمال این سیاست موفق بوده است
ولی دروغ پایدار نیست و صداقت مردم هزاره همگی را رسوا می کند
و حقیقت را غربیها هم درک کرده است. اما چگونه رهبران سیاسی هزاره
این فضا را به نفع مردم مدیریت کنند.
چون هزاره
ها رشد فکری مناسب هم ندارند ؛ اندک اعانه خود شان هم دارند به
جیب دیگران سرازیر می کنند و جالب است بسیاری از شعار های هزاره
ها قومی است ولی در عمل مذهبی است ولی شعار دیگران مذهبی است و
عملشان صد در صد نژادی است . در مجموع سایر اقوام تشیع می خواهند
هزاره ها مثل گذشته رهبری و زعامت آنان را بی پذیرند و هزاره قصد
رهبری نداشته باشند ولی آنان به هیچ وجه زعامت هزاره ها را برنمی
تابند..
درخاتمه
ایرانی ها به سیستمی از قدرت کمک می کنند که از دوستان ایران
باشند و افرادی باشند که علیه ایران رفتار خصمانه نداشته باشند و
برای این هدف خودشان از ابزار های تعدیل در قدرت که ازیک جریان
سیاسی افغانی بیشتر حمایت کنند ونیت بیشتر ازاین را ندارند ولی
لایه های غیر دولتی و سیاسی مرتبه دوم ایران در مقابل هزاره از
شیعیان غیر هزاره حمایت می کنند که آنان آرزوی سید نصر الله شدن
در سر دارند و با ایرانی ها بیش از حد مطیع است. نه هزاره های
مستقل و مانند کوه بابا سربلند و عزتمند است که در تاریخ افغانستان
برای بیگانه نوکری نکرده اند و همه چیز را در یک رابطه معقول
جستجو می کنند ..
ابراهیم
حسن زاده |