|
لطیف رحیمی: 12 ثور 1388

رئيس دورهي شوراي متحد ملي افغانستان:
كار سياسي در زمانه ما با فرهنگ ارتباط وثيقي پيدا كرده است
"مصاحبه از: عبدالشهيد ثاقب"
س: شورا متحد ملي كه خودش را اپوزيسيون معرفي مي كند وادعا دارد كه
به بيش از 60 نهاد اجتماعي و حزب سياسي در آن حضور دارند، تا كنون
چه كار هايي را كه موثريت آن ثابت باشد انجام داده است؟
ج: نمايان ترين مشخصه ي شوراي متحد ملي مبارزه اصولي وهدفمند است.
پس از سه سال ونيم، اكنون اهداف شوراي متحد ملي افغانستان به
گفتمان روز بدل شده است؛ به تعبير ديگر مسايلي كه تا ديروز جز
محرمات پنداشته مي شدو حيثيت تابوت را داشت و كمتر كسي جرأت مي
كرد؛ تا روي آن صحبت نمايد، حالا در اثر مبارزات شورا، نه تنها كه
از آن وضعيت خارج شده، بلكه در تمام حلقات سياسي وروشنفكري به
عنوان «راه حل بحران كشور» پذيرفته شده اند. اين مسأله براي شوراي
متحد ملي دستاورد بزرگي پنداشته مي شود. از اين بابت هيچ گروه
سياسي نمي تواند با شوراي متحد ملي همسري كند.
كار دقيق سازماني، انتقادات سازنده و برخورد موفقانه با رسانه ها
از زمره ويژگي هاي شوراي متحد ملي است كه مي تواند در آينده بحيث
الگو در عرصه سياسي كشور مطرح، شد.
س: يكي از اصول اساسي در تشكيل احزاب، جبهه ها و ائتلاف هاي سياسي،
همانا تجانس فكري مي باشد، اما متأسفانه در شوراي متحد ملي اين اصل
وجود ندارد براي آنكه در اين شورا اشخاص مختلف با ايديالوژي هاي
مختلفي حضور دارند و تنها روي چنداصل توافق كرده اند و بس. آيا اين
مسأله براي شورا مشكل زا نخواهد بود؟
ج: البته در احزاب سياسي تجانس فكري شرط اساسي پنداشته مي شود؛ ولي
ائتلاف ها و جبهه هاي سياسي قاعدتاً ميان احزاب و گروه هاي مختلف
بميان مي آيد، و تنها نقاط مشتركي ميان آن ها جستجو مي گردد كه
شوراي متحد ملي بااين خصوصيت وارد ميدان سياسي شده است، از سوي
ديگر زمانه ي ما زمانه ي يكسان سازي نيست؛ بل عصر ما را عصر تعدد
آراو تكثر احزاب وگروه هاي سياسي گويند و در چنين وضعيتي«مديريت
اختلاف»در كار است، نه مديريت يكرنگ سازي و يكسان طلبي. به باور
ماديگر كساني كه در پي آن اند تا همه را مانند خود بسازند، ره
بجايي نخواهند برد.
از لحاظ تجربه عملي اختلاف آرا در شوراي متحد ملي نه تنها مشكل زا
نبوده، بل باعث ايجاد يك خط ميانه و به دور از افراط و تفريط
گرديده است.
س: زمزمه هايي است، مبني بر اين كه شورا از چند دستگي رنج مي
بردودر آستانه اي از هم پاشيدن است.اين شايعات چه اندازه واقعيت
دارد؟
ج: شوراي متحد ملي افغانستان از زماني كه تاسيس گرديد، گمانه زني
هايي نادرست و بدبينانه در مورد آن وجود داشته است و تبصره هايي
دال بر فروپاشي آن گام به گام ادامه پيدا كرد؛ اما در اين مدت شورا
نه تنهافرونپاشيد، بل بعنوان يك تجربه ي موفق سياسي رشد وتوسعه
پيدا كرد حالا زمان آن رسيده است كه شوراي متحد ملي وارد يك مرحله
ي ديگر گردد و در آيندهي نزديك شاهد آن خواهيم بود.
كساني كه فكر مي كنند، شوراي متحدملي چند دسته شده است، ملتفت
باشند كه شورا از 60 نهاد سياسي و مدني كه هر يك شان ديد و نظر
متفاوتي دارند، تشكيل يافته است؛ بدين معني كه از يك نگاه شورا 60
پارچه است، و اين پارچه ها يك سازمان كلان را ساخته اند، كه هر يكي
وظايف خود را پيش مي برند و در فرجام شوراي متحد ملي را ساخته اند.
س: سازمان ها بيشتر براي دو هدف بوجود مي آيند: 1- احراز قدرت2-
براي به كرسي نشاندن برخي از اهداف. با ملاحظه اين، چيزي را كه
بايد پرسيد اين است كه جبهه ملي وشوراي متحد ملي اهدافي واحدي
راتعقيب مي كنند. اگر اين دوسازمان متحد شوند زودتر مي توانند به
اهداف شان برسند. پس چرامتحد نمي شوند؟ واصلاً فرق جبهه ملي وشوراي
متحد ملي چيست؟
ج: بدون ترديد ميان شوراي متحد ملي و جبهه ي ملي اشتراكات زيادي
وجود دارد، با وجود آن هر دونهاد با كمال استقلاليت عمل مي دارند.
براي خبره هاي سياسي كار هماهنگ اهميت دارد، نه فرم و شكل واحد.
اما در باب تفاوت ها ميان اين دونهاد بايد اهداف مرامي آن هارا
شاهد آورد، كه در برخي موارد تفاوت هايي ميان آن دو وجود دارد و
جدي تر آن كه شوراي متحد ملي رياست دوره ي دارد و از ابتدا تا
اكنون چندين بار رئيس خود را در يك انتخابات آزاد و دموكراتيك
برگزيده است، آيا جبهه ملي حاضر است كه براي تعيين رئيس خويش صندوق
رأيدهي بگذارد؟
تا هنوز حال و هواي نظاميگري در كشور حاكم است، بنابر اين در زمينه
مثال عسكري مي دهيم. در عسكري اصل بر اين است، براي پراگنده ساختن
دشمن بايد سنگرها و جبهات متعددي ساخت تا نتواند نيروهاي خود را
بالاي يك هدف جمع نمايد. با اين ديد هم وجود در جبههي همسو مفيد
انگاشته ميشود.
س: شوراي متحد ملي براي انتخابات رياست جمهوري كه قرار است در
29اسد برگزار شود چه برنامه اي دارد؟ آيا از نامزدي حمايت مي كند و
يا خود نامزد خواهدداشت؟
ج: شوراي متحد ملي در انتخابات آينده فعالانه سهم مي گيرد؛ چون
انتخابات را عادلانه ترين شيوه براي تحقق آرمان هاي مردم كشور مي
داند. شورا در امر تعيين نامزد انتخابات آينده به پيشرفت هايي دست
يافته است و قرار است بزودي اين نامزد از سوي شورا اعلان گردد.
س: چرا شخص خود شما نامزد نيستيد؟
ج: بحث روي اين كه نامزدشوراي متحدملي چه كسي بوده باشد ادامه دارد
و نامزدي من تا هنوز منتفي نيست.
س: شما در جنب اين كه مسؤوليت هفته نامه پيام مجاهد را به عهده
داريد، رئيس اجرائيوي حزب مردم مسلمان افغانستان وهم چنان رئيس
شوراي متحد ملي هستيد. آيا كار در اين سه ارگان به صورت همزمان
مشكل نيست؟
ج: اين سه نهادي كه نام برديد، سه كشور جداگانه نيستند كه در برابر
هم قرارداشته باشند؛ سه نهادي است كه يكي مكمل ديگري است. پيام
مجاهد اهداف ما را نشر مي كند، حزب مردم مسلمان افغانستان كار با
دوستان قريب است وشوراي متحدملي تجربهي از كار سياسي در افغانستان
است كه در آن گروه هاي مختلف دور هم آمده اند و در واقع رئيس در آن
نهاد نقش سمبوليك دارد. امور اجرايي وتصميم گيريي بدوش شوراي
اجرائيه مي باشد.
س: در يكي از راهپيمايي هاي حزب مردم مسلمان افغانستان،گوينده اي
راهپيمايي، از شما به نام «رهبر انقلابي» ياد كرد. شما چه اندازه
به انقلاب باور داريد؟
ج: من بدلايل زيادي خود را اصلاح طلب مي دانم واصلاح طلبي را هم از
نظر شرع و هم از رهگذر تجربه ي تاريخي بشر به حال افغانستان مفيد
مي دانم.
اصلاح طلبي به باور من چند ويژگي دارد؛ اعتقاد به فعاليت تدريجي
وگام به گام، قبول مخالفان بعنوان يك گروه مفيد بحال مردم و كشور
ودر خور احترام، نفي خشونت و پابندي به قانون، توجه به امرعرضه ي
خدمات عامه و كسب قدرت از طريق آراي مردم.
از يك نگاه انقلاب شبيه به قمار است، روشن است كه انقلاب يا به ثمر
مي نشيند يا نه در حالي كه اصلاح طلبي رفتار مدبرانه ي است كه
پيروزي هاي اندك ببار مي آورد، ولي پيوسته است و باختي بهمراه
ندارد.
س: در بين سياست و فرهنگ كدام يكي را بيشتر مي پسنديد؟
ج: در اين باب حكايتي كه حضرت مولانا در اثر جاوداني خويش آورده
است، آموزنده است: دانشمندي اديب در سفر دريايي از كشتيبان پرسيد،
آيااز نحو هيچ مي داني؟ ملاح در پاسخ گفت: نه.
دانشمند با اطمينان گفت: نيم عمرت شدتباه. زمان زيادي نگذشته بود
كه كشتي در گرداب سختي گير افتاد، ملاح رو به نحوي كرد و گفت:
شناكردن مي داني؟
نحوي گفت: نخير
كشتيبان با كنايه گفت: كل عمرت شد تباه
به باور من رابطه فرهنگ و سياست در افغانستان با اين حكايت شباهت
زيادي دارد و ما بايد نقش هر يكي را در زمانه ي آن بدرستي دريابيم.
گفتني است، كه كار سياسي در زمانه ما با فرهنگ ارتباط وثيقي پيدا
كرده، به گونهي كه ميتوان نقش فرهنگ رادر عرصهي سياست گذاري
برجسته وپررنگ خواند. به تعبير ديگر، ديگر نمي توان ميان اين دو
مقوله به طور كامل تفكيك قايل شد و مرزي را ميان آن دو معين ساخت.
اگر از تعبيرات دكتر سروش استفاده بريم، فرهنگ مولد است و سياست
مصرف كننده؛ از اين بابت از كوزه همان تراود كه در اوست، هر كدام
از فرهنگ و سياست وظايف و استقامت هايي دارند و به هر يكي در جاي
خود بايد ارج نهاده شود.
http://www.payamemojahed.com/index.php/site/more/1721/ |