دولت های ضعیف وزعمای فاقد خصلت رهبری پیوسته به نهاد های تصنعی و وخارج از
چوکات اداره وسیستم پناه می برند تا در ظل وحمایه همین پوتینسیل های حرفه
ای به قوانین نا فذه کشور پشت پا زده عمر حاکمیت رو بزوال خودرا را طولانی
تر سازند یکی ازین حکومت های پوشالی وبد نام حکومت حامد کرزی وتیم خود
کامه وبی کفایت آن است که ماشین نظام را بزور دنده چهارم بحرکت میاورند..
این حکومت تحت الحمایه وبریده از ملت بخاطر توجیح نا رسائیها، ضعف ها ونا
توانی ها وادامه اقتدارمضحک ومهار گسیخته اش گاهی به لویه جرگه ،گاهی به
جر گگی .زمانی هم به سران اقوام ولایه های مؤثر ونیمه مؤثر جامعه سر تعظیم
فرو برده با هذیان سرائی های بی سروبر سیاسی بر رسوائی های ادارۀفلج
وبیکاره اش پرده می اندازد.طوریکه بمشاهده می رسد حامد کرزی بخاطر ادامه
حرکت وپرواز مجدد بسوی تخت شاهی به دنده چهارم پناه برده است. همه دولت ها
دارائی سه رکن اساسی اند اما این دولت ضعیف دارائی ارکان چون {قوۀ إجرائیه،
قوۀ مقننه، قوۀ قضائیه،دنده چهارم{ رهبران جهادی است.؟}حقیقت این است که
این نظام بدون داشتن ابتکار مدیریت ،دلسوزی وإحساس مسؤلیت در برابر مردم از
حرکت باز مانده واز رهبران مجاهدین من حیث دنده چهارم استفاده میکند تا
بتواند به حرکت خود ادامه دهد.
چرا دندۀ چهارم؟:حس
قدرت طلبی وخود خواهی همه نا رسایی ها را توجیح وگذشته را بفراموشی
میسپارد. .خوانندگان عزیز بیاد دارند که واژه های تفنگسالار، جنگسالار
،جنایتکاران جنگی، ناقضین حقوق بشر وده ها دشنام رسمی دیگر از جمله واژه
های اند که در اوائل حکومت بنام جوان، دموکرات وتخصص گرای آقای کرزی نثار
حضور رهبران مجاهدین میگردید وتطبیق پروسه عدالت انتقالی در حق همین افراد
شعار بود که از طریق مسئولین کمیسیون مستقل حقوق بشر بگوش ها طنین می
انداخت ،اما امروز بخاطر طولانی ساختن زمان قدرت وحفظ چوکی ریاست
جمهوری،وراه اندازی تر فند جدید رهبران جهادی را با إعزاز واکرام فراوان
بخاطر تصمیم گیری در مسائل حساس سیاسی در قصر گلخانه ریاست جمهوری فرا
میخواند تا به مثابۀ دندۀ چهارم بر دوام زمامداری اش مهر تأئید بگذارند.
أهداف حامد کرزی در استخدام رهبران جهادی:.
قانونی بودن ویا مشروع بودن این اقدام رئیس جمهور وهم پیمانانش اصلا مورد
بحث نیست وسوال اصلی این است که آیا رئیس جمهور بخاطر حرمت گذاری به رهبران
مجاهدین چنین درامۀ را براه انداخته ویا میخواهد مسئولیت ادامه وضع اسفبار
کنونی را به دوش تشنگان قدرت وشیفتگان عزت بیاندازد؟ وگند نظام از کار
افتاده اش را به دستمال ودامن رهبران مجاهدین پاک کند؟هر چند جناب کرزی از
لحاظ سیاسی کاملا سر خورده وبی حال به نظر می رسد اما در استفاده از رهبران
جهادی گام کاملا دقیق وسنجیده را بر داشته است او میخواهد بار دیگر مسئولیت
این افتضاح سیاسی را به دوش رهبران بنام جهادی بیاندازد،گو اینکه اینها اند
که هنجار هارا میشکنند وبه ادامه بد نامی های دهه هفتاد رسوائی های نظام
پوشالی ، بی اراده وبی کفایت ومشهور به اختلاس وفساد اداری وقاچاق حامد
کرزی را نیز به عهده میگیرند. واقعیت این است که حامد کرزی از دعوت رهبران
مجاهدین من حیث رکن ویا دنده چهاردو هدف اساسی را دنبال میکند، اول
انداختن مسئولیت وپاک کردن رسوائی بدامن رهبران که به افتضاح آفرینی وعهد
شکنی شهرت دارند.دوم ایجاد درز در صف جبهه ملی، جبهۀ که از راست وچپ ساخته
شده ورهبری آن بدوش مجاهدین است .رئیس جمهور با تکیه به جناح راست واستفاده
از مهره های نفوذی وموقع طلب این جناح میخواهد در بین ایشان تفرقه ایجاد
کند وبعد ایجاد اختلاف وبی باوری پرونده جبهه ملی را به زباله دان تاریخ
بسپارد.وی با این بازی خطر ناک سه هدف نا پاک را دنبال میکند.طولانی ساختن
عمر حکومت ،بد نام سازی بیشتر رهبران مجاهدین ،ایجاد تفرقه در بین رقبائی
سیاسی اش بطور خاص جبهه ملی...اگر جناب کرزی آخرین لحظات ماه عسل دورۀ
اقتدار خودرا با دوستان سپری کند وبه رهبران جهادی احترام قائل شود عیب
ندارد اما بشرطیکه در آخرین لحظات باز هم از رفاقت استفادۀ منفی نکند.
تأخیر انتخابا ت وتمدید اقتدار.
تأخیر در بر گزاری زمان انتخابات از صلاحیت های
رئیس جمهور وارکان ثلاثه نظام وحتی دنده چهارم نیست .این شورای ملی ویا
لویه جرگه است که درین مورد بملاحظۀ شرائط واوضاع حاکم در کشور تصمیم
میگیرند، ومیتواند این تأخیر به دلائل که تکرار شده توجیح شود واما ادامه
اقتدار جناب حامد کرزی به هیچ صورت قابل توجیح نیست.بناء با تکمیل میعاد
ریاست جمهوری باید ایشان با ملت وداع کنند وتا بر گذاری انتخابات زمام امور
کشور را به شخصی بسپارند که کاندید پست ریاست جمهوری نباشد.هر گاه جناب
کرزی ویا تیمش بر حفظ قدرت اصرار ورزند دران صورت بر تمام نهاد های مدنی
وحقوقی واقشار بیدار جامعه واجب است تا کناره گیری ایشان از قدرت دست به
تظاهرات مسالمت آمیز وقانونی بزنند.این حق ملت است تا دردورۀ انتقال
مسئولیت کشوری داری را به شخص محول کنند که بیطرف بوده وبر پروسه بر گزاری
انتخابات عادلانه وبی جهت نظارت کند.
کمیسیون وابسته انتخابات:کمیسیون
گماشته شدۀ فعلی بخاطر بر گذاری انتخابات کاملا وابسته به حامد کرزی بوده
ودر هیچ مقطع از زمان بیطرفی خودرا حفظ نکرده است.:رئیس کمیسیون انتخابات
قبل از وقت به ادامه اقتدار رئیس جمهور فتوی صادر نموده که خیلی شگفت انگیز
است.تعقل وفراست ایجاب میکند تا ایشان من حیث نهاد مستقل وبی طرف درین مورد
سکوت اختیار نموده حق فتوا را به ستره محکمه وحق رأئی ونظر را به شورائی
ملی بدهند. اما ایشان عجولانه بر ادامه حاکمیت کرزی قبل از انتخابات حکم
میکنند.؟ توجه نمائید به تفسیر وفتوای رئیس کمیسیون انتخابات.او دریک
مصاجبه مطبوعاتی وإعلام زمان انتخابات ریاست جمهوری چنین در فشانی میکند {
انقضای دورۀ ریاست جمهوری مشروط به بر گزاری انتخابات است واگر انتخابات
بر گذار میشد طبعا رئیس جمهور طبق مفاد مادۀ قانون اساسی در ماه جوزا این
مسئولیت را مجددا به عهده میگرفت وحال که شرائط برای بر گذاری انتخابات
مساعد نیست وانتخابا ت به اساس فیصلۀ رهبران مجاهدین وار کان ثلاثه دولت تا
29 اسد 1388 به تعویق افتاد رئیس جمهور تا بر گذاری انتخابات قانونا رئیس
جمهور است.؟ چقدر تفسیر وتوجیح ساده ومضحکی! راستی در کشوریکه آیات قرآن به
نفع اربابان قدرت تأویل شود توجیه مواد قانون وضعی یک امر ساده ومعمولی
بحساب میرود.
رئیس صاحب کمیسیون انتخابات با بیان قانون انتخابات و نقض مواد قانون اساسی
ارزش های بزرگ ملی را زیر پا گذاشت. انتخابات واحترام به آراء ونظریات مردم
یکی از جمله ارزشهای است که به بهای گزاف نصیب مردم افغانستان شده و باید
به قیمت زیاد پاسداری وحمایت شود.گرچه این انتخابات در افغانستان از لحاظ
ماهیت وچگونگی دارائی کاستی های هست ولی باز هم سنگ تهداب ارزش های مدرن
ودموکرات را بر اساس ارزش های ملی وبین المللی بزمین گذاشت وبه بمردم نشان
دادکه بخاطر رسیدن بقدرت دیگر به جنگ وبرادر کشی وخون ریزی نیاز نیست وهمین
انتخابات آزاد ویا رأئی مردم بهترین فورمول واصل در جهت رسیدن بقدرت وختم
منازعات وکشمکش ها ست.
ارزش های نوین
ویا خصلت های پیر؟:
یکی از خصلت های طبیعی وفطری افغانها بر تری جوئی قومی سمتی ونژادی و چوکی
پرستی تا سر حد مرگ است ، شما می بینید جناب حامد کرزی ظاهرا شخص نهایت خون
سرد وممثل اول دموکراسی در کشور بحساب می رود، ودر کوره های متعدد دموکراسی
وقانون پذیری کشور های غربی ذوب شده ولی با آن هم خصلت قدرت طلبی وبر تری
جوئی قومی از مزاجش بیرون نشده.با آنکه خصلت های مدیریت ورهبری یک کشور وآن
هم افغانستان جنگ زده ومصیبت دیده در وجودش به مشاهده نیمی رسد،باز هم
مصرانه تلاش می ورزد تا عمر حکومتش را طولانی تر سازد. او دوام حکومت
واقتدار بد نام خود را به قیمت مرگ تدریجی ارزش های میخواهد. بخاطر هم آهنگ
ساختن افغانستان با کاروان سریع جهان امروز باید با فر هنگ کهنه زعامت سازی
که از طریق جنگ وغصب و وبر تری جوئی های قومی وسمتی بود وداع گفت ولا اقل
از نتائج انتخابات کشور بزرگ آمریکا اندکی آموخت که الگوی خوبی است برای
شایسته سالاری.اما در افغانستان برای کاندید شدن اول مسائل نسب ونژاد کالبد
شکافی میشود وبعد میزان تحجر وتعصب و خود گرائی ودر قدم بعدی تحصیل وتخصص
وغیره...