دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

اسدالله جعفری: 4 جوزا 1388

بنام خدا

 اسد الله جعفری

سفر حامد کرزی به ایران یاد آورسفر چوسیسکی به ایران است

در آستانه انتخابات افغانستان وایران،حامد کرزی رئیس جمهوری ملت افغانستان به ایران می آید تا در یک جلسه سه جانبه با داکتر احمدی نژاد وآصف علی زرداری رئیس جمهوری پاکستان وشوهر مرحوم بی نظیر بوتو مادر طالبان،بند وبست های سیاسی وراهکارهای شکست رقبای انتخاباتی را بررسی کنند ونتیجه سفر معاون دوم خود سرکار کریم خلیلی را از چولکصافی بگذراند.

 درزمان ریاست جمهوری آقای سید علی خامنه ای،رهبر فعلی جمهوری اسلامی ایران،آقای چوسیسکی رئیس جموری رومانی ،سفریک هفته ای به ایران داشت وهمزمان با سفر چوسیسکی به ایران ،عده زیادی از نمایندگان شورای ملی آن دوره که بعد از باز نگری قانون اساسی به «مجلس شورای اسلامی » تغییر نام یافت،شب نامه های علیه وزارت خارجه منتشر نمود ه خواهان استهضاءوزیر خارجه شد.

در شب نامه  های نمایندگان ،علت استهضاء وزیر خارجه وقت  این بود که ،چرا چوسیسکی را به ایران دعوت نموده است در حالی که مردم رومانی توسط نظام دیکتاتوری خشن واستالنیسمی چوسیسکی قتل عام می شوند وهم اکنون که چوسیسکی در خیابان های تهران قدم می زند ،نظامیان تحت فرمان چوسیسکی خیابان های رومانی را از خون مردم بی گناه رومانی رنگین می کنند.

البته صدای آن نمایندگان درگلو خفه شد اما چوسیسکی به محظ خارج شدن ازایران ورود به رومانی در فرود گاه توسط مردم دستگیر شده دو روز بعد با همسرش به جرم قتل عام مردم ومرتکب شدن جنایت ضد بشری  اعدام انقلابی شد.

اکنون کرزی نیز در حالی به ایران سفر می کند که مردم بی گناه بهسود وفرزندان پاک وطن توسط قوم  کوچی حامد کرزی به خاک وخون می غلتند وآواره وبی خانمان می گردند.

حامد کرزی در حالی احمدی نژاد را در آغوش می گیرد که زنان قهرمان وپاک میهن در بهسود پیکر های پاره پاره فرزندانش را در آغوش گرفته به قبرستان می برند.

اکنون احمدی نژاد،در حالی کرزی را در آغوش می گیرد وبه او خوش آمد می گوید که غائله آفرینان کوچی گری با هدایت مستقیم حامد کرزی ،خلق خلع سلاح شده هزاره را در خانه ای آبا واجدادیش ،قتل عام می کنند وچون صهیونیست های نژاد پرست ازخانه ی شان بیرون نموده هستی شان را به غارت ویغما می برند.

براستی بین سفر یک دهه قبل چوسیسکی دیکتاتور رومانی با سفر حامد کرزی چه تفاوتی وجود دارد؟فقط تنها تفاوتی که وجود دارد این است که وقتی چوسیسکی به کشورش رومانی برگشت ،توسط مردم اعدام نظامی شد اما وقتی کرزی به افغانستان برگردد رهبران خود فروخته هزاره به استقبالش می آیند واخبار قتل عام مردم بهسود وهزارستان را برای جلالت مأب کرزی هدیه وپیش کش می کنند.

سخنی با احمدی نژاد

 آقای احمدی نژاد،شما رئیس جموری کشوری هستید که پیشوایش انسان بزرگ وقدیس چون امام خمینی بود وهشت سال در برابر شرق وغرب ایستاد واز کیان ونظام خود مرد و مردانه دفاع نمود.

امام خمینی شخصیتی بود که دعوت باز گشت به اسلام ناب محمدی داشت نه اسلام ایرانیسم.او شخصیت جهان شمول بود وجهانی فکر می نمود. برای همین تمام عدالت خواهان جهان اورا قبول داشتند ومورد احترام بود

اکنون شما نیز داعیه دار عدالت ومهرورزی هستید وامریکا واسرائیل رابه خاطر جنایاتش در فلسطین لعن ونفرین می کنید.

اما چگونه از کسی دعوت می کنید که هم اکنون که شما آن را در آغوش می کشید وبه او لبخند می زنید،شهروندان افغانستانی باهدایت او به خاک وخون می غلتند وهم اکنون مردم بهسود وهزارستان از دست غائله آفرینان کوچی گری همین مهمان عزیز شما آواره می شوند واموالش به غارت برده می شوند وپاره های جگرشان در مقابل چشمان خدابین شان پرپر می گردند.

آیا این است تداوم نهضت امام خمینی؟

این است عدالت امام مهدی که شما در سخنرانی های تان از آن دم می زنید؟ ودعای ظهور می خوانید واز دولت«کریمه»روایتی می پردازید وحکایتی باز می خوانید

این است آئین مهرورزی؟

این دعوت شما ازکرزی (درحالی که هم اکنون شهروندان پاک افغانستان توسط برادر واقوام ایشان قتل عام می شوند )با کدام یک ازشعار های عدالت گستری ومهروزی واستکبارستیزی  شما همخوانی دارد؟

یقینا اگر مهاجران افغانستانی مقیم ایران می توانیستند اعتراض خود را به این سفر اعلام کنند حتما در تهران ومشهد وقم ،به خیابان ها آمده صدای اعتراض به حق خود را به گوش شما ومهمان عزیز تان می رسانید اما خود حضرت عالی می دانید که مهاجران این توان وحق را ندارند واین بغض گلوگیر را همچنان در گلو نگه می دارند تاباشد که صبح صادق بدمد.  

**********************'

اسدالله جعفری

بنام خدا

اگرشهروندان افغانستانی مقیم خارج،حق شرکت درانتخابات رانداشته باشند،دولت آینده مشروعیت دارد؟

سخن گوی کمیسیون مستقیل انتخابات اعلام نموده است که مهاجران خارج از کشور نمی توانند در انتخابات پیش رو شرکت کنند چون دایرکردن انتخابات در این کشور ها نیاز مند هزینه ی 50  میلیون دلاری می باشد.

حال سؤال این است که  در این صورت وقتی بیش از دو ونیم میلیون شهروند افغانستان حق رأی دادن ندارند ،مشروعیت  دولت آینده چه حکمی دارد؟

اصلا چرا دولت افغانستان نمی خواهد که در خارج از کشور انتخابات برگزار شود؟

پاسخ سؤال اول

اگر مهاجرین حق رأی نداشته باشند

دولت آینده مشروعیت قانونی وحقوقی ندارد.

طبق مواد قانون اساسی کشور وبراساس آموزه های حقوق اساسی ،مشروعیت دولت ها تابع  رأی تمام شهروندان کشور است وهیچ دولتی حق ندارد که شهروندی از شهروندانش را از حق انتخاب شدن وانتخاب کردند محروم کند مگر در صورتی که آن شهروند برای انتخاب شدن وانتخاب کردند منع قانونی داشته باشد.

انتخابات مجلسین تابع قوانین مخصوصی است که ممکن است شهروندی ویاشهروندانی به خاطر حضورنداشتن در محل انتخابات از حق انتخاب شدن وانتخاب کردن محروم شوند.

اما انتخابات ریاست جمهوری  تابع این قانون نیست بلکه سیره عملی کشور ها ی که مشروعیت خود را از رأی مردم می گیرند،این بوده وهستند که برای ریاست جمهوری انتخابات فراکشوری برگزار می کنند ودر جا های که نمایندگی سیاسی داشته باشند در آن جاها نیز صندوق رأی گیری می فرستند ونمایندگی سیاسی کشور مسئول برگزاری  انتخابات وحافظ صندوق های رأی گیری هستند.

بنابر این، دولت افغانستان موظف  هست ، در کشور های که نمایندگی سیاسی دارد ،انتخابات برگزار نماید تا کارمندان سیاسی دولت نیز در انتخابات شرکت نموده به کار خود ودولت منتخب مشروعیت ببخشند وچنانچه انتخابات در آن نمایندگی ها برگزار نشود اصل نمایندگی سیاسی کشور وادامه کار دیپلمات ها مورد سؤال واقع می شود.

حال باتوجه به حضور بیش از دو ونیم میلیون مهاجر افغانستانی در کشور های جهان ومخصوصا کشور های که دولت ،نمایندگی رسمی دارد ودیپلمات های افغانستانی مشغول کار هستند،اگر انتخابات برگزار نشود ،دولت آینده مشروعیت ندارد ونمایندگی های دولت نیز از مشروعیت قانونی وحقوقی برخوردار نخواهند بود.

چون این انتخابات نه انتخاباتی اضطراری است ونه انتخابات دولت عبوری وموقت تا که بهانه باشد برای شرکت ندادن شهروندان خارج از کشور.

در انتخابات دموکراتیک،  یک رأی می تواند دولت را مشروعیت ببخشد ویا از مشروعیت بیندازد .چون رئیس جمهور بارأی 50 به علاوه یک مشروعیت می یابد و50   منهای یک دولت را از مشروعیت ساقط می کند.

حال که یک رأی می تواند دولت را از مشروعیت ساقط کند ویا به دولت مشروعیت ببخشد، آیا عدم دو ونیم میلیون رأی شهروندان افغانستانی نمی تواند، دولت را از مشروعیت ساقط کنند؟

پس دولت  اگر می خواهد مشروعیت قانونی وحقوقی داشته باشد ،چاره ی ندارد جز این که درکشور های که شهروند افغانستانی حضوردارند باید انتخابات برگزار نماید تا مشروعیت داشته باشد.

اگر شهروندان خارج از کشور حق شرکت در رأی گیری نداشته باشند ،دولت حق اظهار نظر درباره سرنوشت این شهروندان را ندارد.

درصورتی که دولت در این کشور ها انتخابات برگزار نکند تا شهروندان به رئیس جمهوری دل خواه ومنتخب خود رأی بدهند،دولت آینده حق ندارد در باره سرنوشت این شهروندان با دولت ها وسازمان ملل وارد مذاکره شود ودرباره نحوه باز گشت مهاجرین از ایران وپاکستان ودیگر کشور ها به افغانستان سخن بگویند ویا پرتکول امضاءکند.

دولت آینده زمانی می تواند درباره سرنوشت شهروندانش در خارج از کشور سخن بگوید وبادولت های مقصد وسازمان های بین المللی وارد گفت وگو ومذاکره شود که این شهروندان حق شرکت در انتخابات را داشته باشند وبه رئیس جمهوری منتخب خود رأی داده باشند .

وقتی دو ونیم میلیون شهروند  کشور از حق رأی محروم باشند و ندانند رئیس جمهور آینده دارای چه طرح وبرنامه است وبرای باز گشت وآینده دو ونیم میلیون انسان چه طرح وبرنامه دارد ودر صورت باز گشت مهاجرین به کشور، از چه حقوق وکرامت شهروندی برخوردار هستند،نمی توانند به کشوربرگردند وبه مذاکرات چنین دولت نامشروع با کشور های مقصد وسازمان های بین المللی حسن نیت داشته باشند ومطئن باشند که دولت نامشروع از حق شهروند ی وکرامت انسانی شان دفاع می کند.

پاسخ سؤال دوم

کرزی نمی خواهند بشردوست رأی بیاورد.

انتخابات چهار سال قبل ،به کرزی یک درس بزرگ داد وآن اینکه  کرزی در خارج ازکشور نمی تواند رقبای  خودرا شکست بدهد .چون در انتخابات گذشته ثابت شد که مهاجران ایران وپاکستان به ایشان رأی قابل توجه نداده بودند ورأی کرزی در ایران تقربا صفر بود ومحمد محقق بیش ترین رأی را داشت .به همین خاطر بود که صندوق های رأی گیری ایران ومخصوصا مشهد باطل اعلان شد وبخشی از صندوق ها بازشده رأی های بسته بندی شده درداخل آن ریخته بود.

این بار نیز خلق همیشه درصحنه هزاره به بشردوست نه بعنوان یک هزاره بلکه بعنوان یک شهروند خدوم ودارای اندیشه وتدبیر جهانی وبشردوستانه به ایشان رأی می دهند چون خلق هزاره به فرموده پیشوای شهید شان مزاری بزرگ،عاشق قیافه ی هیچ کسی نیست ودست هرانسانی خدوم به ملت ودلسوز به خلق وانسان دوست را می فشارند.

اکنون که بشر دوست نه بعنوان یک هزار ه بلکه بعنوان نماد از جامعه مدنی وبشردوستی وتجسم آرزوی های دوصد ساله اقشار محروم وستم دیده ومغضوبین استکبار وظالمان وشاهان شکم پرست وزن باره ،به میدان آمده است ودرداخل وخارج از کشور محبوبیت فوق العاده دارد.لذا کرزی سعی بر آن دارد که حد اقل یک میلیون رأی بشردوست را در خارج سدنموده تا بشر دوست را از این یک میلیون رأی بی نصیب کند ونتواند با او رقابت کند.

البته غیر از بشردوست ،کاندید های جناح چپ ومخصوصا حبیب منگل ،بیش ترین ونز دیک به اکثریت طرفدارانش در خارج از کشور به سر می برند واگر شهروندان خارج ازکشور حق شرکت در رأی گیری را نداشته باشند کاندید های جناح چپ نیز شانس چندان نخواهند داشت.

پس برطرفداران بشردوست وکاندید های جناح چپ ،لازم است که اعتراض خودرا براین انتخابات اعلام کنند ودر صورت حق نداشتن شرکت در این انتخابات ،اصل انتخابات را تحریم کنند چون در آن صورت انتخابات انتخابات عادلانه وبی طرفانه نخواهد بود.

طرفداران بشر دوست در خارج از کشور ومخصوصا کشورهای اروپایی،اگر می خواهند که بشردوست رأی بیاورد ورئیس جمهورآینده افغانستان باشدتا افغانستان فردا افغانستان دموکراتیک وحقوق محورباشد وعدالت اجتماعی در همه عرصه های زندگی سایه خویش را بگستراند وافغانستان افغانستان آبرومند در جهان مدرن باشد وشهروندانش شهروندان دارای فرهنگ متعالی وزندگی اقتصادی متعادل ورفاه اعتدال مدارانه باشند.

پس اگر طرفداران بشردوست می خواهند که کاندید محبوب شان رئیس جمهور آینده باشد ،حتما اعتراض خود شان بر محروم کردند دو ونیم میلیون مهاجر از شرکت نکردن درانتخابات ،ابراز دارند تا بشردوست از یک میلیون رأی در خارج از کشور محروم نگردد.