|
نویسنده: آرش کابلی : 8 جدی 1387
انتخابات ریاست جمهوری افغانستان نقش جبهه ملی، کاندید ها و شخصیت های مورد بحث (بحث اول) انتخابات ریاست جمهوری افغانستان هرگاه به موقع معین آن تدویر یابد و چالش های امنیتی پیشرو، ترفند ها و نیرنگ های سیاسی سردمداران امور و حوادث مهم غیر منتظره بر آن مانع و تغیر را وارد نکند بدون شک یکی از رویداد های با اهمیت خواهد بود که در تداوم فرایند های سیاسی کشور تحولات جدی را رقم خواهد زد زیرا از یکسو دستگاه حاکمه کنونی چنان درگیر بحران همه گیر، فساد گسترده، ناکارآمدی، ناکامی، یاس و شکست گردیده است که به هیچ منوال نمیتواند بر وضعیت پیچیده کنونی غلبه حاصل کرده و بحران روز افزون سیاسی، نظامی، امنیتی را مهار زند. و با گسترش روزافزون فقر و بی کاری میلون ها هموطن ما، فربه شدن هر چه بیشتر مافیای اقتصادی و مافیای مواد مخدر، افغانستان را از وضعیت اسفناک کنونی نجات دهد. از سوی دیگر تحولات جدید سیاسی پیش آمده در ایالات متحده امریکا که با پیروزی بارک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آن کشور آغاز این دیگرگونی ها را رقم زده است، به سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، پیامدها و نتایج آتیه آن موثر خواهد بود چنانچه از هم اکنون پیداست که تیم جدید دموکرات های ایالات متحده که به زودی جاگزین کاخ نشینان کنونی قصر سفید خواهند شد، برنامه های جدید را برای افغانستان در عرصه های مختلف به ویژه مسایل نظامی و امنیتی روی دست دارند. نگاه آنان نسبت به سیاست های گذشته جهوری خواهان، چگونگی عملکرد ضعیف آنان و مدیریت رسوا و ناکارآمد آقای کرزی، نگاه شدیداً انتقادی بوده و از مدت مدیدی بدینسو تغیرات جدی را در این سیاست ها خواهانند. آنها به سیاست چند پهلوی آقای کرزی در زمینه مسایل نظامی و امنیتی، مذاکره با گروه های تندرو طا لبان و حزب اسلامی ، توسعه ساحه نفوذ گروه های دهشت افگن، عقیم شدن پروسه های بازسازی، گسترش کشت و قاچاق مواد مخدر در افغانستان و فساد عمیق اداری و اقتصادی، اعتراض داشته و این فکتور ها را از عوامل مهم ناکامی دستگاه حاکمه کنونی محسوب مینمایند به همین سبب تغیرات جدی در سیاست های قصر سفید در قبال افغانستان به زودی و به صورت حتمی به وقوع می پیوندد. بناً برای تحقق این برنامه جدید تیم آقای کرزی بیشتر از این کارآیی نداشته و برای این منظور به شخصیت ها، کادر ها و افراد جدید ضرورت است که بتوانند پاسخگوی مطا لبات نوین ، حل پرابلم های عظیم، انبوه شدهً گذشته، در تفاهم و هماهنگی هرچه تمامتر با سیاست های جدید مطروحه قصر سفید ، نیاز ها و شرایط جدید سیاسی ملی، منطقوی و بین المللی باشند. البته سوال مهم این است که! این شخصیت ها با چه توانمندی های جدیدی متیوانند پا بر عرصه ظهور بگذارند . دارای کدام پیشینه و پشتوانه ملی و مردمی میتوانند باشند . و از چه بستری زیست و ظهور سیاسی قد بر میافرازند ؟ آنچه مسلم است این است که افغانستان علی الوصف فرصت های بسیار نیکی که در اختیار داشته است، متاسفانه هیچ بهبود جدی در اوضاع آن به وقوع نپیوسته است. سازمان ملل متحد و جامعه جهانی نیز بگونهً از این وضعیت ناگوار، ناراضی بوده و دلگرمی های گذشته را نسبت به این کشور از دست داده اند. پس با تغیر سیاست های جدید، تغیر کادر رهبری دستگاه دولتی در افغانستان به یک امر اجتناب ناپذیر مبدل گشته است که این مامول میتواند با براندازی انتخابات آینده ریاست جمهوری در افغانستان محقق گردد. بناً هریکی از نیروها، احزاب و سازمان های سیاسی که بتوانند با ارایه خطوط و برنامه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که در مطابقت با واقعیت های کنونی افغانستان و در تفاهم و هماهنگی بیشتر با جامعه جهانی قرار داشته باشد و بتواند راه حل های موثری برای وضعیت پیچیدهً سیاسی وامنیتی و مهار کردن بحران مزمن اقتصادی و اجتماعی ارایه دهد و عملاً از حمایت اجتماعی و مردمی برخوردار باشد، میتوانند برنده اصلی رقابت های آینده بوده و اداره کشور را بدست گیرند. در این میان جبهه ملی افغانستان از شانس و امکانات بیشتری برخوردار است. زیرا این جبهه با درنظرداشت ترکیب سیاسی متنوع و حضور طیف گسترده نیروهای مختلف قومی افغانستان و حضور متداوم سیاسی و نظامی آن در پیش آمد ها و رخداد های سه دهه اخیر ، به ویژه نقش جدی و سرنوشت ساز آن در برهه مقاومت بر علیه حاکمیت استبدادی طالبان و سپس اتخاذ مواضع صلح آفرین آن در تحکیم فرآیند صلح و دموکراسی در افغانستان تا جای زیاد این جبهه را به یک نیروی متشکل ملی و مساعد به الترناتیف سیاسی برای حاکمیت آینده افغانستان مبدل ساخته است. هرگاه این جبهه بتواند با بکار برد خرد و تعقل عمیقتر سیاسی و با توسل به انعطاف، تساهل و تسامح بیشتر پا را از ترکیب فعلی آن فراتر گذاشته و با سایر نیروهای سیاسی که طی سالیان اخیر با آرایش های جدید و برنامه های نوین سیاست ملی وارد منصه عمل گردیده اند و از امکانات قابل ملاحظه کادری، تخصصی و فکری برخوردار میباشند و صادقانه تلاش می ورزند که صلح و ثبات دایمی در افغانستان استقرار یابد، تفاهم ایجاد نمایند، در آن صورت شانس پیروزی جبهه ملی در انتخابات آینده و سپس اداره موفقانهً کشور بیشتر خواهد بود. پس این سوال مطرح میگردد که! کاندیدای جبهه ملی افغانستان برای انتخابات آینده ریاست جمهوری کی خواهد بود؟ قرار آخرین اظهارات آقای پروفیسور برهان الدین ( ربانی ) رهبر جبهه ملی افغانستان، این جبهه هنوزا کاندیدای مشخص خویش را نشانی نکرده است. اما جبهه در آینده نزد یک یا کاندید ویژه خود را پیش خواهد کشید و یا اینکه به یکی از کاندید های مساعد برون جبهه، بذل حمایت خواهد کرد. به هر حال بحثی که تا کنون در میان عناصر کلیدی جبهه ملی، هواخواهان و متحدین سیاسی جبهه و همچنان محافل متعدد سیاسی و رسانه ای مطرح بوده است، دو تن از شخصیت های سیاسی کشور، اقایان ( احمد ضیا مسعود ) معاون اول ریاست جمهوری افغانستان و ( دکتور عبدالله ) سابق وزیر امور خارجه، اولی عضو رهبری جبهه ملی و دومی شخصیت متحد و خارج جبهه ملی، شخصیت های مورد بحث برای کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری میباشند. در این میان بخت با کی خواهد بود و برنده احتمالی اصلی کی خواهد شد؟ قبل از آنکه به بحث پیرامون این دو شخصیت بپردازیم، بهتر است تا مکث کوتاهی پیرامون آقای علی احمد ( جلالی) یکتن از شخصیت های که اخیراً در مطبوعات و محافل سیاسی دست به کامپاین تبلیغاتی زده و خود را از زمرهً رقبای جدی آقای کرزی و کاندیدای مطرح انتخابات ریاست جمهوری قلمداد میکند داشته باشیم. آقای علی احمد جلالی قبلا وزیر داخله افغانستان که بعد از غیابت سه دهه در وطن در جمله کاروانیان کنفرانس بن به افغانستان قدم رنجه نموده و مدتی به مسند وزارت تکیه نمودند. ایشان که سال ها از متن حوادث دردناک کشور به دور بوده و در یک فصل جدایی و دوری از وطن با یک نسل جدیدی از گروه ها، فعالان و رزمندگان مسایل سیاسی و نظامی افغانستان رابطه نداشته اند و خود نیز فاقد فعالیت مستمر و انسجام یافته سیاسی و حزبی بوده و عملاً دارای رابطه ارگانیک با مردم نبوده اند. و هم اکنون با حضور دوامدار در دیار بیگانه در کانون گرم خانودهً شان، به دور از هر نوع درد، رنج و عذابی که بر مردم ما در افغانستان تحمیل میگردد به سر میبرند، به مشکل میتواند اعتماد مردم را کسب کند. زیرا مردم افغانستان از مرحله گذشته بخوبی آموخته اند، تا با آنانیکه از بیرون و صرفاً برای فرمانروایی بر آنان صا در میگردند و در لحظات سخت و دشوار مردم را رها کرده و بسوی پناهگاه های گرم شان برمیگردند، دیگر اعتماد ننمایند. اما در خصوص شخصیت های مطرح احتمالی جبهه ملی بهتر است تا با یک نگاه ژرف پیرامون هر دو کاندید آنان را به مقایسه بگیریم. آقای دکتور (عبدالله): دکتور عبدالله که از بازیگران اصلی پیش آمد های کنفرانس بن محسوب میگردد و در آن روزگارانی که سرنوشت افغانستان در بیرون از مرز های آن به وسیلهً بیگانگان رقم میخورد و ارادهً ملی مردم ما به باد فراموشی سپرده شده بود. موصوف یکتن از مجریان اصلی استراتیژی های درازمدت غرب که کنفرانس بن بخشی از سناریوی از قبل تنظیم شدهً آن به حساب میرفت، بوده اند. دکتور عبدالله در ماموریت بعدی اش بعد از کنفرانس بن در سمت وزارت امور خارجه از یکسو نتوانست مورد حمایت نیروهای سیاسی و ملی که قبلاً از حمایت آنان برخوردار بود واقع شود و از سوی دیگر بنابر حضور پرشدت نیروهای نظامی ناتو و ایالات متحده امریکا در افغانستان و مداخله مکرر خارجی ها در سیا ست و دیپلوماسی خارجی افغانستان در بوجود آوردن یک سیا ست متوازن منطقوی و بین المللی عملاً ناکام گردید. دکتورعبدالله بعداً حالت انفعالی را اختیار کرد و از صحنه فعال سیاسی با اختیار کردن نوع حا لت سکوت، انتظار و مشاهده به یک شخصیت تماشابین مبدل گشت و با دورماندن از جبهه ملی و همچنان غیر فعال بودن در محور فردی آن بدون شک آنرا به تدریج بسوی فقدان اعتماد و حمایت متحدان سیاسی قبلی و تضعیف پایگاه های اجتماعی کشانده است. نبود شفافیت در مواضع سیاسی کنونی دکتور عبدالله محبوبیت و اعتماد آنرا در میان طیف های مختلف سیاسی و مردمی به قدر قابل ملاحظه مخدوش ساخته است. بدین سبب دکتور عبدالله در لحظه حاضر کاندید موفقی برای جبهه ملی نخواهد بود. اما! آقای احمد ضیا (مسعود): احمد ضیا مسعود که طی سالیان اخیر به مثابه یکی ازچهره های خوشنام سیاسی و دیپلوماتیک در صحنه سیاست افغانستان تبارز نموده و با اتخاذ موضعگیری های انعطا ف پذیر، صلح طلبانه و آشتی جویانه با سایر نیروهای سیاسی، ملی، مذهبی و روشنفکری مصممانه تلاش ورزیده است، موصوف را به یکی از چهره های قابل قبول برای همه احزاب و شخصیت های سیاسی جبهه ملی مبدل کرده است . آقای احمد ضیا مسعود با داشتن کرکتر اعتدال پذیر مذهبی، توانسته است به حیث یکی از چهره های متمدن و طرفدار دموکراسی در درون جبهه ملی تبارز نماید. به وجودی که دستگاه حاکمه سیاسی و اکثریت رهبران آن آلوده به فساد اند ، احمد ضیا مسعود یکی از نا در شخصیت های به شمار میرود که در این فسا د درگیر نبوده و حساب آن با مافیای دولتی اقتصادی روشن می باشد . موضعگیری های شفا ف آن در برابر اشتباهات، سیاست های نادرست کادری، خودخواهی ها ، تمامیت طلبی ها و گرایش های قومی و تباری تیم آقای کرزی پیوسته به اعتبار آن نزد مردم افزوده است. آقای احمد ضیا به اضافه اینکه برادر شهید احمد شاه مسعود فرمانده بزرگ مقاومت مردم افغانستان در برابر طالبان و القاعده بوده و بدین نسبت از اعتماد و حمایت همه رزمندگان، هواداران و متحدان سیاسی، مقاومت برخوردار است. موصوف در دوام وظایف موفقانه سیاسی و دیپلوماتیک تا احراز مقام معاونیت اول ریاست جمهوری افغانستان طی سال های پسین به یکی از چهره های شناخته شده سیاسی افغانستان در حوزه بین المللی نیز مبدل گردیده است. بناً شخصیتی با این همه شایستگی ها، چهرهً مطلوب و مساعدیست برای جبهه ملی که باییست قدر آن را بدانند و در پیش کشیدن آن جسارت تاریخی به خرچ دهند. جبهه ملی باید بداند و از تجارب تلخ دیروزین درس فراگیرد، که امکانات خویش را در پای هر بیگانه ریختن و به وعده و قرار های دروغین دیگران دل بستن جز ندامت چیز دیگری بار نخواهد آورد. برای جبهه ملی انتخاب بارک اوباما به مثابه نخستین رئیس جمهور سیاه پوست افریقایی تبار در تاریخ ایالات متحده امریکا که طرز تفکر منحط برتری جویانهً نژاد خاص، قومیت خاص و تبار خاص را باطل ساخت و چنین محاسبات ناعادلانه و غیر دموکراتیک را در مقیاس جهانی از ریشه دگرگون کرد. و هر نوع ادعای کاذب و دروغین برتری خواهان را بر مبنا های نادرست اقلیت و اکثریت ، غلط ثابت کرد، درس تاریخی و الهام پذیریست که باییست آنرا با برخورد جدید با مسایل افغانستان پیوسته در نظر داشته باشند. پس جبهه ملی باید به ارادهً ملی مردم خویش تمکین کند. و به پشتیبانی ملی و مردمی باور داشته باشد و خود را در مسیر خواست و مطا لبا ت مردم خویش قرار دهد. تا باشد از این آزمون بزرگی که در فرا راه آن قرار گرفته است با عزت و سربلندی عبور نماید. ادامه دارد ... |