دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

گل آقا رحیمی.: 4 حوت 1387

أظهارات احمد ضیاءمسعود تبلور از شهامت شهید مسعود نیست:

امروز پنجشنبه 19 فبروری محترم احمد ضیاءمسعود معاون اول رئیس جمهور افغانستان به پذیرائی واستقبال معاون اول رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران رفت.وقتی این نمایش را از طریق تلویزیون مشاهده نمودم بسیار دریغم آمد که شخصیت های افغانستان که دوروز قبل در مطبوعات خودرا نهایت حقیر وناتوان معرفی کرذدند باکدام غرور وإعتبار به استقبال مهمانا ن خارجی میروند.شخصیتی که بقول خودش سمبولیک بی اثر وعاری از صلاحیت إجرائیست بخاطر چه از یک مهمان با صلاحیت استقبال میکند.؟.فکر کردم معاون رئیس جمهور ایران حین امضای قرار داد ها با کی طرف خواهد بود معاون ما که قبلا خورا ضعیف وبیکاره معرفی نموده و إظهار داشته من درین نظام هیچ نقش إجرائی ندارم وهیچ کارۀ هم نیستم.وتمام اسنادی را که امضاء میکنم ضمانت إجرائی ندارد ودر میز های اداره امور محبوس اند.

با آنکه سخنان احمد ضیاء مسعود کاملا واقعیت دارد ولی جای تعجب وتأسف است که شخصی از تبار ودیار شهید مسعود بعد از چهار سال واندی به این حقیقت پی برده که در نظام فعلی هیچ نقش ارزنده وشایستۀ معاونیت ندارد وازوی من حیث رهبر قومونماینده سمت استفاده نا درست شده است در حالیکه شهید احمد شاه مسعود با فراست وزیرکی وانتخاب جایگاهش سر آمد روزگار خویش بود..من به فرضیه های حکومت داران که اشخاص را نماینده اقوام میتراشند وبنام جناح راست وچپ ویا معاون اول ودوم مقرر میکنند نهایت مخالفم من طرفدار شایسته سالاری ام از هر قوم ونژاد که باشد وبرای هیچکس حق نمیدهم خودرا نماینده یک ملیتی معرفی ودر مقام امتیاز گیری استاد شود.عملکرد های ضعیف قوم گرائی دارائی چنین نتائج مضحک وافتضاح آمیزی است که رهبران وزعمای نظام را در نظر مردم بسیار ضعیف ونا توان جلوه میدهد.من انتظار نداشتم بعد از این در فشانی ها باز هم احمد ضیاء مسعود من حیث معاون اول از یک هیئت رسمی استقبال نماید باید کماکان بر گفته اش استاد می شد که من هیچ کارۀ نیستم تا از کسی به سطح دولتین استقبال کنم.

از اختلاف تدریجی تا حملات آنی:درست است که جناب احمد ضیاء مسعود با رئیس جمهور اختلافات سلیقه ای داشته است اما گاهی هم این اختلافات با این شدت در بیرون از دیوار های قصر ریاست جمهوری پخش نشده بود.این اختلافات ریشه عهای زیاد دارد که در آب های حلقات سیاسی درداخل کشور گذاشته شدهواز نظر من از لحاظ زمانی دیگر دیر شده است وأهل خبره این اختلاف را به پایان حکومتداری وحاکمیت ارتباط میدهند.

 وقتی میگویم تفاوت راه بین شهید مسعود وباز ماندگانش زیاد است بخاطر اینکه شهید احمد شاه مسعود وقتی می فهمید نقش وی بسیار سمبولیک وبی اثر است عاجل با پروسه وداع میکرد اما احمد ضیاء مسعود بعد از چهار سال همگامی وهمراهی  حین ختم رسمی دورۀ کارش با دوستان سر دوا جلبی را بر داشته کسانیکه ناظر اوضاع اند به این عقیده اند که وجود اختلاف در بین مار شال فهیم واحمد ضیاء مسعود دلیل عکس العمل های ناشیانه احمد ضیاء مسعود است ازانجائیکه مارشال وعدۀ همکاری با جناب کرزی را داده است جناب مسعود میکوشد خلآئ موجودیت آنرا در جبهه ملی پر کند ویا نظر أعضای جبهه را بخاطر کاندیداتوری اش در انتخابات آینده جلب نماید. تا هنوز جنرال فهیم از مخالفین سر سخت کاندیدا توری احمد ضیاء مسعود بوده است.وبه همین دلیل راه خودرا از جبهه جدا ساخته است.

درین نظام خورد وکلانش معلوم نیست: ناظرین اوضاع بر این عقیده اند که در نظام فعلی افغانستان مراجع متعدد رهبری وجود دارد.مثلا  رئیس جمهور حین سفرش در لغمان گفت اگر ادامه زمامداری اش مشروع نباشد به مشوره مراجع قانونی کشور وظیفه را ترک خواهم گفت اما در عین ساعت ودقیقه حمید زاده بصفت سخنگوئی رئیس جمهوردر حضور خبر نگاران بر ادامه حاکمیت بدون چرای حامد کرزی تأکید داشت وگفت هیچ بر نامه بخاطر انتقال قدرت در دستور کار ریاست جمهوری نیست.انسان از کی وچه بشنود.معلوم میشود کسانیکه در قصر ریاست جمهوری لمیده اند اراده وتصمیم بیرون شدن از قصر را ندارند یا اینکه مرگ را عزت وخارج شدن از قصر را ذلت فکر میکنند.ویا عقیده شان این است که این ملت را به گروگرفته اند ونمیخواهند به آسانی رهای شان کنند.راستی در نزد این حکومت رأی ونظر مردم هیچ إعتبار ندارد ورنه وزیر خارجه از طرف نمایندگان مردم سلب إعتماد شد واما تا هنوز به کارش ادامه میدهد اینها مسائل اند که مردم را از داشتن یک حکومت مشروع ومردمی مأیوس ساخته است.

معیار نادرست : بنده من حیث یک فرد عادی کشور از تمام دوستان فرهنگی وسیاسی کشور تمنا مینمایم تا معادلات نظام داری را بشکل اصولی ونظام متعارف آن در آورند. امروز معمول است که یک شخص از قوم رئیس جمهور شد باز دوتن دیگر را که هم اندیشه وهم نظرش باشد از میان اقوام دیگر بر می گزیند بناماینکه تعادل قومی واجتماعی را حفظ کرده است در حالیکه چنین نیست شخصی را که رئیس جمهور انتخاب میکند تنها باب دل خودش هست وبه هیچ صورت نمایندگی از قوم وملت نمیکند.بگذارید بجای قوم استعداد وارزش های معنوی وأجرائی بر سر کار آید جهان بکجاست وما در بند چه هستیم.ما در هر سطح قرار بگیریم باز هم معیار شایستگی نمایندگی قومیست معیار که خیلی کهنه شده دیگر هیچ اصالت ندارد.امید وارم در بازی های سیاسی آینده مردم بنام قوموقبیله یکجا ودسته جمعی فروخته نشوند حالا اصول دموکراسی پذیرفته شده هر کس صلاحیت دارد نظر خودرا تمثیل کندبه وکالت نیاز نیست.

مطلب دیگریکه در سخنان بزرگان ما رد وبدل شده این است که طرفین یکدیگر را به وابستگی ونوکری اجانب متهم واین گفت وشنود ها در رسانه ها نیز درز کرده است.در شرائطیکه افغانستان از هر حیث به کمک های های جامعه جهانی نیاز دارد هیچ قهر مانی نمیتواند بدون تکیه به حمایت وکمک دولت های بیرونی افغانستان را به صلح آرامش مدنیت انکشاف ورشد جهانی برساند.لذا این بر چسپ ها شایسته شخصیت های چون رئیس جمهور ومعاون آن نبوده مایه خفت وسبکساری زعمای کشور میگردد. برای ما وحدت ملی وارزش های انسانی بیشتر وعالی تر از هر ارزش دیگر است.وهر کس در افغانستان رئیس جمهور باشد سالها نیاز مند به کمک های کشور های ثروتمند دنیاست.ما وقتی باید دم از استقلال وخود کفائی بزنیم که متحد یکپارچه ودارائی زیر بنا های اقتصادی قوی بوده توان تأمین امنیت در کشور را داشته باشیم والا با این اختلاف وتفرقه که دربین خانه وقریه وولسوالی ما حاکم است دم زدن از غرور واستقلال شعار میان تهی وغیر عملی است.

افزایش نیروویا تغییر روش: موضوع افغانستان با افزایش نیرو وقوت نظامی راه حل ندارد مگر اینکه دوستان خارجی روش وطرز بر خورد خودرا با مردم تغییر دهند.اگر صد ها هزار نیرو وارد افغانستان شود وباز هم قتل مردمان ملی هتک حرمت به مقدسات واهانت به کلتور مردم افغانستان ادامه داشته باشد هیچ فائده به نفع امنیت ندارد.من امید وارم استراتیژی جدید بیشتر به تغیر نحوۀ عملکرد نیروی های خارجی ارتباط داشته باشد تا عملیات نظامی.بناأ آنچه مفید است هم آهنگی با نیرو ها ومردم افغانستان واحترام به ارزش های حاکم در جامعه ماست نه افزایش نیرو وقوت وتجهیزات عسکری.