دسترسی به معلومات جامع و همه گیر در سایت کوفی  

راستگو – کانادا: 31 ثور 1388

 

شهنواز تنی

تطبیق کننده قانون در حکومت قانونمند

کشوریکه فاقد  رجال برجسته سیاسی و ملی و صادق  بوطن و مردم باشد، عاقبتش چنین است که هر کسی که حتی خودش میداند برای رهبری خانواده اش  اماده نیست خود را برای رهبری یک کشور جنگزده ی مانند افغانستان بدون طرح و مرامنامه ی کاندید مینماید.  کمیسیون محترم انتخابات باید این مساله را که چه کسانی و با چه خصوصیاتی میتوانند خود ها را کاندید ریاست جمهوری افغانستان نمایند طرح میکرد که این بی توجهی آنها جفای است بملت افغانستان. حداقل در شرایط فعلی یکی از شرایط برای کاندیدان محترم در پهلوی تحصیلات عالی، اشنائی آنها باسیاست پیچیده ای کنونی جهانی  میبود که با تاسف بسیاری از کاندید های محترم شاید هم از مسایل سیاسی داخل کشور بیخبر باشند، امروز منافع و سیاست افغانستان با سیاست جهانی گره خورده است . بگفته ی ساده، افغانستان مرکز مشق و تمرین سازمانهای استخباراتی و نظامی جهان تبدیل شده است، یک رهبر بی خبر از همه جا چسان میتواند با چالشهای موجود در کشور مبارزه کند و از همه فرصتها به نفع مردم افغانستان استفاده نماید؟

بهر حال در میان کاندیدان توجه مرا دو چهره ی جالب بیشتر از دیگران جلب نمود یکی اقای شهنواز تنی و دیگرش ملا صاحب راکتی.

آقای تنی در کشتاری که از طریق هوا صورت میگیرد تجربه خوب و کافی دارند و جناب ملا صاحب در انداخت راکت. این دو تن بی توجه به گذشته نه چندان دور شان کمر همت بسته اند که تا خود را در صف کاندید ها قرار دهند و اگر چانس یاری کرد و قرعه بخت بنام آنها رقم خورد، وظایف باقیمانده ی خود را که در زمان اقتدار برایشان میسر نشد به اتمام برسانند تا حداقل نزد وجدان خود خجل وشرمسار نباشند.

البته من مخالفتی در این باره ندارم که کی ها خود را کاندید نموده اند، و اگر ما در ارزوی آن هستیم تا راهی برای برون از معضلۀ کنونی کشور را دریابیم، بهترینش راه مفاهمه و تفاهم بین الافغانی است، اما یک نکته را نباشد فراموش کرد آنهای که در گذشته مرتکب جنایت جنگی و ضد بشری شده اند، نباید اعتراضات مردم علیه خود را یک توطهۀ سیاسی بخوانند و با خونسردی ادعا کنند که من در زمان قدرتم وظیفه ملی خود را انجام داده ام و اگر کشته ام، حق قانونی من بود چون من از ارزشهای یک دولت قانونمند دفاع میکردم؟؟؟ و جناب تنی در برابر اعتراضات برحق مردم چنین گفتند.

آقای تنی این گفتۀ شما واقعا زخمهای چندین سالۀ ملت شهید پرور ما تازه ساخت، تصور نکنید که خاطره دفاع برحق ملت در برابر حکومت کفر و الحاد شما از خاطره ها بزودی از بین برود و مردم مسلمان افغانستان جنایات شما را فراموش کنند.  شما یکبار دیگر بمصاحبه تان که چند روز پیش نمودید توجه کنید:

{در خبری از باختر نیز آمده است که شهنواز تنی این ادعاها را رد کرد ه می گوید که درآن وقت حکومت دیموکراتیک دارای قانون بود و حق داشت تا از فعالیتهای تخریبی دشمنان داخلی و خارجی جلوگیری نماید و حکومت آن زمان حق داشت تا امنیت و منافع ملی مردم را حفظ نماید.
تني همچنین افزود که در سال 1357 در هرات اعمال تخریبی از جانب دشمنان وطن آغاز گردید، مردم را به قتل می رساندند ، کارمندان دولت را از بین می بردند و ما در آن زمان مجبور بودیم تا قانون را تطبیق نمایم و امنیت و منافع ملی را حفظ نمائیم.
وی همچنین می گوید که من بعنوان وزیر دفاع افغانستان وظیفه خود را بخوبی انجام دادم و مردم بیگناه را نکشتم و چیزی که آنان می گویند حقیقت ندارد و هیچ گونه اسناد و شواهدی در این رابطه ندارند.}

ببین آقای تنی، جناب شما واقعا آدم دیده درای و بی حیائ هستید، شما از حکومت قانون مند یاد کردید و مردم مبارز و ازادیخواهی افغانستان را دشمن خطاب نمودید و کشتن و بستن آنها را  روا خوانده اید.

 تطبیق قانون شما در ریختن خون مردم، زندانی نمودن انسانهای شریف و بیگناه و قبر های دسته جمعی در افغانستان بود نه تامین منافع ملت افغانستان. شما نباید بخود این حق را بدهید که مجاهدین قهرمان  کشور را که در برابر حکومت دست نشانده ی شما دست بقیام زدند و خواب های خوش وطلائی شما و حامیان روسی تان را با خاک یکسان نمودند دشمنان وطن بخوانید و اگر چنین است دموکراسی که قاتل دیروز بحال ملتی اشک میریزد که خود این روش را در کشور رایج نموده است و امروز بالای قبر های همان مبارزین راه حق از تطبیق قانون حرف میزند و کشتن آنها را حق مسلم خود میداند نفرین بر چنین دموکراسی و نفرین بر چنین حکومتداری.

جناب تنی اگر امروز شرایط تغییر نموده و تو و امثال تو بار دیگر در کنار مردم مسلمان افغانستان جا گرفته اید باید شکر خدا را بجا بیاورید و از ملت بزرگ افغانستان بخاطر جنایات غیر انسانی و غیر اسلامی تان معذرت بخواهید نه اینکه تو و همفکرانت که در تباهی ملت و بربادی افغانستان از جمله پیشگامان سیاه روی تاریخ بودید، بر آنها بتازید و انها را خاین و دشمن بنامید.

چگونه و با کدام منطق در مصاحبه ات گفتی که مردم دروغ میگویند و هیچگونه سند و شاهدی  برای مجرم شناختن شما ندارند؟ همین کافی نیست که شما ها در سال 1357 راه  را برای جنگ، برادر کشی، دشمنی، جاسوسی، وطنفروشی و خیانت باز نمودید و بعد از شما تعداد دیگری راه و روش شما را تعقیب نمودند. همین کافی نیست که شما های برای بار اول دروازه های زندان را بروی روشنفکر، دانشمند؛ عالم و تحصیلکرده ای افغانستان باز نمودید و منطقه پولیگون را میدانی برای قبرستان دسته جمعی اماده ساختید؟

بالاخره شما کمونستان کار را بجائی نرسانید که  صبر ملت به پایان برسد و هر کی بخاطر انتقام از جنایات شما داخل میدان عمل شود، همینکه امروز مردم شما را اذیت نمیکنند، تهدید نمیکنند و شما را مجازات نمیکنند، برای شما باید عذاب وجدانی باشد. همین مردم را شما در زمان قدرت کشتید، بستید و اواره وپریشان ساختید ولی امروز همین ملت بزرگ شما ها را با تمام جنایات تان در کنار خود قرار داده و تلاش دارند تا راهی را برای ختم بحران دریابند، ولی شما جفاکاران هنوز هم از گردش لیل و نهار نیاموخته اید و چرندیاتی را نثار این ملت شریف میکنید.

زمان، زمان جبران اشتباهات گذشته است و شما ها و راکتی ها و همه کسانی که به شکلی از اشکال در تخریب، کشتار و ویرانی این سرزمین سهم داشتید باید در جهت اعمار دوباره این کشور سعی کنید و تلاش نمانید تا خصومتها و دشمنی های که در جریان سی سال میان مردمان قبلا با صفای ما بوجود اورده اید از میان بردارید در غیر بار گناهان شما کمونستان آنقدر زیاد است که اگر نسلهای بعد افغان هم شما را ببخشند بازهم از گناهان تان کاسته نخواهد شد.

rastgosediq@yahoo.ca